قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعًا فَإِمّا
يَأْتِيَنَّکُمْ مِنّي هُدًي فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (بقره
38)
گفتيم: «همگي از آن(موقعيت)، فرود آييد! هرگاه هدايتي
از طرف من براي شما آمد، کساني که از آن تبعيت کنند،
نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين شوند.»
وَ الَّذينَ کَفَرُوا
وَ کَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ
هُمْ فيها خالِدُونَ (بقره 39)
و کساني که کافر شدند، و آيات ما را دروغ پنداشتند اهل
دوزخند؛ و هميشه در آن خواهند بود
چرا زماني که
خداوند آدم و حوا(ع) و ذريهشان که به صورت ذره هستند،
به زمين هبوط ميدهد و يا از بهشت هبوط ميدهد و بعد
ميفرمايد: هدايت من بسوي شما ميآيد زمانيکه هدايت من
به سوي شما آمد هر کسي از هدايت تبعيت کند، هيچ نگران
نباشد؟ چرا خداوند از بين اين همه جمله، اين جمله را
ميفرمايد؟
خدايا آن زماني
که ما را به همراه جدمان حضرت آدم(ع) به زمين فرستادي
و روانه زمين کردي، به ما چه گفتي؟ آن جمله "شاه کليد"
بشر است. در دنيا آن جمله مهمترين چيزي است که ما
آدميان بايد رعايت کنيم. تمام هدايت در آن جمله است،
تمام رمزها در همان جمله است، تمام عاقبت بخيري ها در
همان يک جمله است
خدا در تاريکيِ
دنيا، نور هدايت ميفرستد تا من و شما راه را گم
نکنيم. هدايت نور است. نورِ هدايت، در تاريکيها نمود
دارد، اصلِ نمودِ هدايت در تاريکي هاست. هر چه تاريکي
بيشتر باشد، جايگاه هدايت، قيمت هدايت بيشتر ميشود
قُلْنَا
اهْبِطُوا مِنْها جَميعًا فَإِمّا يَأْتِيَنَّکُمْ
مِنّي هُدًي فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ
عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.....اين "تبعيت"
چيست؟ که خداوند در آيه ميفرمايد؟ دراينجا يک
رمزيوجود دارد. چرا خداوند نفرموده: هر کس از هدايت
"تقليد" کند، نگران نباشد؟ چرا نفرموده هر کس از هدايت
"اطاعت" کند، نگران نباشد؟ يعني "تقليد" و "اطاعت"
کافي نيست. پس "تبعيت" يک مقوله فوق تقليد است، يک
مقوله فوق اطاعت است
تقليد يعني
"پيروي در اَعمال"(اَعمال آن چيزي است که من و شما با
اعضا و جوارحمان انجام ميدهيم).....يعني در
حیطه
"دنيا".....اطاعت، يعني پيروي در اعمال و اخلاقيات و
امور و گفتار.....اطاعت يعني پيروي در حد دنيا و
برزخ(در دنيا اعمالي مطرح است که با جسم ماديمان انجام
ميدهيم و در برزخ، اخلاقيات مطرح است، گفتار مطرح
است).....تبعيت يعني علاوه بر پيروي در اعمال، علاوه
بر پيروي در اخلاقيات و گفتار و امور و اميال و نيات،
فرد پيروي کند، کسي که سعي کند علاوه بر دنيائيات و
برزخيات در جنبه هاي ملکوتي خودش هم پيروي
کند.....فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ، يعني هدايت من ميآيد
کسي که همان هدايت را انجام بدهد، عملاً انجام دهد،
يعني هم صفاتش را با هدايت منطبق کند و هم سعي کند
اميال و نياتش را به پيروي از هدايت در بياورد، چنين
شخصي مشمول فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ است و اين فرد در
تاريکي دنيا هيچ نگران نباشد
سنيها در
ماجراي سقيفة بني ساعده از سيد ما رسول الله، تبعيت
نکردند، هر چند ميل آقا را ميدانستند. به عنوان يک
حداقل داريم ميگوييم که سنيها تبعيت نکردند پس بايد
نگران باشند. چون خداوند در قرآن ميفرمايد: فَمَنْ
تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ
يَحْزَنُونَ
فَمَنْ تَبِعَ
هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
همان معناي عصمت است.....فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ، همان وَ
اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا
تَفَرَّقُوا است
جمله فَمَنْ
تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ
يَحْزَنُونَ خيلي جمله کليدي است، شاه کليدي که خدا به
انسان داده اين جمله است. تمام هدايتها در اين جمله
هست. تمام عاقبت بخيري ها توي همين يک جمله است
ما در اين
زمانه بايد تبعيت کنيم. از چه کسي؟ تبعيت بايد در قبال
هادي انجام شود
نام تبعيت از
هادي بصورت ملکوتي چيست؟ حنيفيت
اينکه خداوند
نوري به نام فطرت قرار داد و طينت انسانها را در اين
نور فطرت، خلق کرد و سپس به وسیله اين نور فطرت هدايت
مي کند، به سمت خاصي ميکشاند، اداره ميکند، به اين
فعل فَطَرَ گفته ميشود
اينکه کسي راه
را به انسان نشان دهد و تبيين کند "هدايت" ناميده
ميشود(مقولهي "هدايت" در کنار "حکم يا حکمت" به کار
ميرود)
هدايت يعني
جغرافيا، کسي که هدايت دارد، هدايت بلد است، يعني
جغرافيا بلد است، هادي يعني جغرافيدان، معناي هادي
فرمانده نيست
هدايت" يعني
"بينا کردن افراد"، معناي آن راه بري نيست، راه نمايي
جزئي از معناي "هدايت" است. معناي کامل آن بينا کردن
افراد به صحنه ها و به تمام موضوعات مختلفي که در صحنه
ها وجود دارند ميباشد و يکي از اجزاي آن نماياندن
"جغرافياي صحنه" است
هادي، علاوه بر
هدايت، اذن هدايت کردن و نيز وظیفه هدايت کردن هم بايد
داشته باشد
هادي جامعه
ميتواند ولي جامعه هم باشد، ولي لزومي ندارد که هادي
همان ولي باشد
هادي دست مردم
را نميگيرد و حرکت بدهد ، در آن صورت اسم او ولي خواهد
بود ، و به او ديگر هادي گفته نميشود ، هادي ميتواند
ولي هم باشد
نوح(ع) در
کلمه
هدايت از محدوده وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ ،
يعني از موقعيت انابه، به بالاترين حد هدايت يعني آن
موقعيتي که خداوند ميفرمايد وَ هَدَيْناهُمْ إِلي
صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (سوره انعام آیه 87) رسيد
هدايت يعني
صحنه نمايي و در ميان صحنه، راه نمايي و از مسير آن
راه ها هدف نمايي. کل اين ماجرا در فضايي از خطرنمايي
واقع ميشود
امیرالمومنین علي عليه السّلام : اصل الحزم العزم و ثمرته الظفر
،
اصل دور اندیشی عزم است و
ثمره آن پيروزي است
امام باقر عليه السلام درباره قول خداي عزوجل"وَ لَقَدْ
عَهِدْنا إِلي آدَمَ مِنْ قَبْلُ، فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ
لَهُ عَزْماً" ، فرمودند :
همانا اولواالعزم را "اولواالعزم"
ناميدند ، فقط بخاطر اينکه خداوند از آنان عهد گرفت درباره
محمد(ص) و اوصياء بعد از او و "مهدي" و رفتار و سيره
اش،
و آنان نيز عزمشان را همانگونه ، درباره
آن نشان دادند و به آن اقرارکردند
امیرالمومنین علی عليه السّلام : لَا خَيْرَ فِي
عَزْمٍ بِلَا حَزْم ، هیچ خیری در
عزمی که بدون دور اندیشی باشد نیست