|
آیات و احادیث
منتخب |
|
دعای
امام سجاد ع براى ظهور در روز عرفه |
|
اين دعا از چهار بخش تشکيل شده است؛ لزوم وجود امام در هر
زمان و اطاعت مطلق از امر و نهى او، دعا براى نصرت و يارى
و محافظت آن حضرت، بيان نتايج و پى آمدهاى ظهور مهدى ـ
عليه السلام ـ در قالب دعا، بيان اوصاف ياران آن حضرت و
دعا در حق آنان.
در بخش
اول چنين مىخوانيم: «اللّهُمَّ اِنَّک أَيدْتَ دينَک فى
کلِّ أَوانٍ بِاِمامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعبادِک وَ
مَناراً فى بِلادِک بَعْد اَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ
بِحَبْلِک وَ جَعَلْتهُ الذَّريعَةَ الى رِضْوانِک وَ
افْتَرَضْتَ طاعَتَهُ وَ حَذَّرْتَ مَعْصِيتَهُ وَ
اَمَرْتَ بِامْتِثالِ اَمْرِهِ و الانْتِهاءِ عِند نَهْيهِ
و اَنْ لايتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ و لايتأَخَّرَ عَنهُ
مُتَأخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللاّئذينَ وَ کهْفُ
المؤمِنينَ و عُرْوَةُ المُتَمسِّکينَ وَ بَهاءُ
العالمينَ؛
«بار الها! تو در هر زمان دين خود را به وسيله امامى تاييد
فرموده اى که او را براى بندگانت
به عنوان عَلَم و در کشورهايت به جاى منار [هدايت] برپا
داشته اى؛ پس از آنکه پيمان او را
به پيمان خود پيوسته و او را وسيله خشنودى خود ساخته
اى و طاعتش را واجب کرده و از نافرمانيش بيم داده
اى و به اطاعت فرمانش و باز ايستادن در برابر نهيش
و سبقت نگرفتن بر او و عقب نماندن از او فرمان داده
اى! پس او نگهدارنده پناهندگان و ملجأ مؤمنان و
دستاويز متمسکان و جمال و عظمت جهانيان است.»
و در بخش
دوم مىخوانيم: «اللّهُمَّ فَاَوْزِعْ شُکرَ ما اَنْعَمْتَ
بِهِ عليه وَ اَوْزِعْنا مِثْلَهُ فيهِ و أيد مِن لَدُنک
سُلطاناً نصيراً وَا فْتَحْ لَهُ فتْحاً يسيراً وَ
اَعِنْهُ بِرُکنِک الاعَزّ وَ اشْدُد اَزْرَهُ وَ قَوِّ
عَضُدَهُ و راعِهِ بِعَينِک وَاحْمِهِ بِحِفْضِک و
انْصُرْهُ بِملائِکتِک...؛
بار الها! پس ولى خود را به شکر آنچه بر او نعمت داده
اى مُلهَم ساز، و ما را نيز به سپاسگزارى نعمت وجود
او توفيق ده، و او را از جانب خود سلطنتى يارى دهنده عطا
فرماى و درهاى پيروزى را به آسانى بر وى بگشا، و او را به
نيرومندترين تکيه گاه خود مدد ده و پشت گرم ساز، و بازويش
را نيرو بخش و به چشم عنايت منظورش دار، و به نگهدارى خود
حمايتش کن و با فرشتگانت ياريش ده....»
و در بخش
چهارم چنين آمده است: «وَ اَحْىِ بِهِ ما اَماتَهُ
الظّالمُونَ مِنْ مَعالِمِ دِينِک وَ اجْلَ بِهِ صَدْأ
الجَوْرِ عَنْ طَريقَتِک وأبْنِ بِهِ الضَّرَّاء عَنْ
سَبيلِک وَ أَذِل بِهِ النّاکبِينَ عَنْ صِراطِک و
أَمْحَقْ بِهِ بَغاةَ قَصْدِک عِوَجاً...؛
و به وسيله او آنچه از نشانه هاى
دينت توسط ستمگران از بين رفته را زنده ساز، و زنگ
جور[ظالمان] را از طريق خويش بزداى، و سختى و ناهموارى را
به وسيله او از راه خويش برطرف کن، و منحرفين از صراط
[مستقيم] خود را توسط او از ميان بردار، و آنانى را که قصد
کج ساختن راه تو را دارند هلاک نماى....»
اين همه
دستاوردهاى بزرگ حکومت جهانى مهدى است که در قالب دعا در
سختترين دوران خفقان و ستم بيان شده است. و درباره اوصاف
ياران مهدى چنين آمده است: «اللّهُمَّ و صَلِّ عَلى
أوْليائِهِمُ المُعتَرِفينَ بِمَقامِهِم، المُتَّبِعينَ
مَنْهَجَهُمْ المُقْتَفِينَ آثارَهُمْ...المُنْتَظرينَ
أيامَهُم المَادّينَ اِلَيهِم أَعْينَهُم...؛ بارالها!
رحمت فرست بر دوستان ايشان که معترف به مقام آنها، و تابع
راه آنان و پيرو آثار آنهايند، منتظر روزگار [دولت] آنها و
چشم دوخته به راهشان مى باشند.»
/ منبع : سایت تبیان
|
|
فتنه هاى دوران غيبت |
|
امام زين العابدين
ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«يا اباخالد
لَتأتِينَّ فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّيلِ المُظْلِمِ لاينْجُو
الاّ مَنْ أَخَذَ اللهُ مِيثاقَهُ اوُلئک مَصابيحُ الهُدى
وَ ينابِيعُ العِلْم ينْجِيهِمُ اللهُ مِنْ کلِّ فِتْنَةٍ
مُظْلِمَةٍ؛
اى اباخالد! براستي (در
دوران غيبت) فتنه هايى همچون قطعه
هاى شب تار هجوم مى آورد که
از آن جز کسانى که خدا از آنها پيمان گرفته رهايى نمى
يابد. همانها چراغ هاى هدايت و سرچشمه علمند، که
خداوند آنها را از هر فتنه تاريک نجات مى
بخشد.»
|
|
غيبت کبرى و صغرى |
|
امام سجاد ـ عليه
السلام ـ فرمودند:
«اِنَّ لِلْقائِمِ
مِنّا غَيبَتَينِ: اِحداهُما اَطولُ مِنَ الاُخرى. اَمّا
الاُولى فَسِتَّة اَيامٍ وَ سِتَّةَ اَشْهُر وَ سِتَّ
سَنَواتٍ وَ اَمّا الْاُخْري فَيطُولُ اَمَدُها حَتّي
يخْرَجَ مِنْ هذَا الْامْرِ اَکْثَرُ مَنْ يقُولُ بِهِ،
فَلا يثْبُتُ عَلَيهِ الاّ مَنْ قَوِىَ يقِينُهُ وَ
صَحَّتْ مَعْرِفَتُهُ وَ لَمْ يجِدْ فى نَفْسِهِ حَرَجاً
مِمّا قَضَينا وَ سَلَّمَ لَنا اَهْلَ البَيتِ؛
براى قائم ما دو غيبت
است که يکى از آنها طولانى تر از
ديگرى است. اما اولى شش سال و شش ماه و شش روز طول مى
کشد و اما دومى به قدرى طول مى
کشد که بيشتر کسانى که به غيبت او ايمان داشتند از
اعتقاد خود بر مى گردند. فقط کسانى
بر اعتقاد خود استوار مى مانند که
يقين محکم و شناخت صحيح داشته باشند و سخنان ما بر آنها
گران نباشد و تسليم ما اهل بيت باشند.»
|
|
زمين تا ساعت
خالى از حجت نيست، و اگر حجت الهى نبود، خدا پرستيده
نمیشد |
|
امام سجاد ـ عليه
السلام ـ فرمودند:
«لاتَخْلُو الاَرْضُ
الى اَنْ تَقُومَ السّاعَةُ مِنْ حُجَّة وَ لَوْلا ذلِک
لَمْ يعْبَدِ اللهُ؛
زمين تا ساعت
خالى از حجت نيست، و اگر حجت الهى نبود، خدا پرستيده نمى
شد.»
|
سند ذكر «وَ عَجِّلْ
فَرَجَهُمْ»
|
|
امام صادق علیه
السلام میفرمایند:
«مَنْ قالَ بَعدَ صَلوةِ
الْفَجْرِ و بَعدَ صَلوةِ الظُّهرِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی
مُحَمَّد و اَلِ مُحَمَّد و عَجِّل فَرَجَهُمْ لَمْ یَمُتْ
حَتّی یُدْرِکَ الْقَائِمَ مِن اَلِ مُحَمَّد صلی الله
علیه و آله و سلم؛
هر کس پس
از نماز صبح و نماز ظهر بگوید: «اللّهم صلّ علی محمّد و آل
محمّد و عجّل فرجهم»، از دنیا نمیرود مگر آن که قائم آل
محمد (صلی الله علیه و آله) را درک میکند. / سفینة
البحار، حاج شیخ عباس قمّی، ج 2، ص49.
|
|
ايمان به حضرت مهدى عليه السلام ايمان به غيب |
|
شیعه می بایست
"يؤمنون
بالغيب " باشد.
الإمام
الصادق عليه السلام ) " من أقر بقيام القائم أنه حق "
داود بن كثير رقى ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه
حضرت در ارتباط با آيهء شريفهء " الذين يؤمنون بالغيب "
فرمود : " [ يعنى ] كسانى كه به حقانيت قيام وظهور قائم (
ع ) اعتقاد داشته باشند
|
|
انابه بسوی
حضرت زهرا س |
|
رفتار ما در قبال نور اهل بیت(ع)، در قبال حضرت
فاطمه زهرا(س)، رفتار یک رهگذر، یک غریبه، یک بیگانه نیست،
سالهای سال با نور ایشان عجین بوده ایم، از او بوده
ایم، در جاذبه شدید آن بوده ایم، همچون فرزندی در قبال
مادر، در آغوش او بوده ایم، سالهائی بس طولانی، که با این
عمر کوتاه دنیائی قابل مقایسه نیست، سالهائی که با ازل
پیوند خورده است. ما پرتوئی بودیم که تاب جدائی از اصلمان
را نداشتیم. چگونه انوار خورشید هر چقدر هم به دوردست
بروند باز به اصل خود بازمی گردند، ما نیز چنین بوده ایم و
تازه این خورشید مثالی است از آن خورشید عظیم، از آن نور
اهل بیت(ع)، از نور فاطمه(س)، ما هم سالهای سال چنین
زندگی کردیم، در جائی که ناخالصی های دنیا هم وجود نداشت،
نورهائی ساطعه از خورشید عظیم اهل بیت(ع) و راجعه به آن.
ما در جدائی از اهل بیت(ع) رفتار یک غریبه، یک عزادار و...
را نباید داشته باشیم، رفتار ما باید بیانگر جدائی از اصل
خویش باشد، لذا باید به اصل خویش بازگردیم.
احادیث مرتبط
الف-شیخ صدوق در علل الشرایع به نقل از
جابر جعفی روایت می کند که گفت به امام صادق(ع) گفتم چرا
حضرت فاطمه(س)، زهرا نامیده می شود؟ امام فرمودند: "زیرا
خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفرید، و هنگامیکه
نورش درخشیدن گرفت، آسمانها و زمین به نور او روشن شدند و
چشمان ملائکه خیره ماند، پس سجده نموده و از خدای سبحان
پرسیدند: خدایا این چه نوری است؟ خداوند فرمود: این شعبه
ای از نورمن است که آنرا آفریده ام و از صلب یکی از
پیامبرانم که او را بر سایر پیامبران برتری داده ام، خارج
می نمایم و از این نور رهبران و امامانی بوجود می آیند که
پس از انقطاع وحی، مردم را بسوی حق هدایت می نماید."این
روایت را محمدبن هاشم به نقل از امام باقر(ع) در مصباح
الانوار آورده است.(زندگانی حضرت زهرا(س)، محمد باقر
مجلسی، ترجمه محمد روحانی علی آبادی، ص143)
ب-شیخ صدوق در علل الشرایع از امام ع روایت می
کند: "هنگامیکه دختر پیامبر متولد شد خدای
عزوجل به یکی از فرشتگان وحی نمود تا کلمه
فاطمه را بر زبان پیامبر جاری کند، لذا
رسول خدا نام این دختر را فاطمه نهاد و به
او فرمود: من تو را با علم و دانش همراه،
و از پلیدیها پاک نمودم.(زندگانی حضرت
زهرا(س)، محمد باقر مجلسی، ترجمه محمد
روحانی علی آبادی، ص148)
ج- در کتاب معانی الاخبار روایتی از امام
صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) آمده که می
فرمایند: در شب معراج سیبی به من داد
برادرم جبرئیل، چون شکافتم نوری از او
ساطع شد. جبرئیل عرض کرد: چرا از این سیب
میل نمی فرمائی، پس بخورید و بیمی نداشته
باشید که این نور منصوره است در آسمان، و
در زمین فاطمه است. پس گفتم: ای حبیب من
چرا او را در آسمان منصوره و در زمین
فاطمه است. عرض کرد: فاطمه نامیدند از
آنکه شیعیان خود را از آتش نجات می دهد و
دشمنان خود را از دوستی خود دور دارد و
در آسمان منصوره نامیده شده است برای این
است که دوستان خود را اعانت می کند و مانع
دخول آتش می شود.(ریاحین الشریع، شیخ ذبیح
ا... محلاتی، ص29)
د-
امام صادق(ع) در تفسیر سوره قدر می
فرمایند: در آیه "انا انزلناه فی لیله
القدر" منظور از "لیله" فاطمه(س) و منظور
از "قدر" خداوند است، پس هر که به
فاطمه(س) آنطور که شایسته معرفتش می باشد،
معرفت داشته باشد، لیله القدر را درک کرده
است و همانا او را فاطمه نامیدند چون
مردمان از کسب معرفت واقعی نسبت به وی
عاجز هستند.(تفسیر فرات – نقل از: زندگانی حضرت
زهرا(س)، محمد باقر مجلسی، ترجمه محمد
روحانی علی آبادی، ص148 با توجه بیشتری در
ترجمه)
ه-
مفضل از امام صادق (ع)
سئوال كرد قبل از اينكه خداوند آسمانها و
زمين ها را خلق كند شما چه بوديد؟ امام
صادق (ع) فرمودند: ما انواري حول عرش
بوديم كه خدا را تسبيح مي گفتيم و تقديس
مي كرديم تا اينكه خداوند سبحان ملائكه را
خلق كرد و به ملائكه فرمود تسبيح كنيد.
آنها گفتند پروردگارا نمي دانيم. خداوند
به ما فرمود تسبيح كنيد و ما تسبيح كرديم.
پس ملائكه به تسبيح ما تسبيح گفتند. آگاه
باش ما از نور خدا خلق شديم و شيعيان ما
از مادون آن نور و هنگامي كه روز قيامت
فرا برسد پائين ترين، به بالاترين ملحق مي
شود. سپس آن حضرت بين دو انگشت سبابه و
انگشت وسط را جمع كرد و فرمود مانند اين
دو. سپس آن حضرت فرمودند اي مفضل! آيا مي
داني كه چرا شيعه، شيعه ناميده شد؟ اي
مفضل! شيعيان ما از ما هستند و ما از
شيعيانمان. آيا نمي بيني كه اين خورشيد از
كجا شروع به حركت مي كند؟ گفتم از مشرق. و
فرمود به سوي كجا برمي گردد؟ گفتم به سوي
مغرب. امام (ع) فرمودند: شيعيان ما چنين
هستند از ما شروع مي شوند ـ شروع به حركت
مي كنند ـ و به سوی ما برمیگردند. /
بحارالأنوار ج25 ص21 باب 1
و-
ابن عباس از اميرالمؤمنين (ع) نقل كرد كه
آن حضرت فرمودند: از فراست و زيركي مؤمن
حذر كنيد كه او با نور خدا مي نگرد. ابن
عباس گفت يا اميرالمؤمنين چگونه با نور
خداوند عزوجل مي نگرد؟ حضرت فرمودند: به
خاطر اينكه ما از نور خدا خلق شديم و
شيعيان ما از شعاع نور ما. پس آنها
برگزيدگان و نيكان هستند، طاهرند، شناخته
شدهاند. نور آنها بر غيرشان نورافشاني مي
كنند مانند قرص كامل ماه در شب ظلماني. /
بحارالأنوار ج25 ص21
ز-
از امام باقر (ع) نقل است كه
فرمودند: همانا خداوند سبحان در وحدانيتش تنها بود سپس به
كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به نور شد. سپس از آن
نور محمد و علي و عترتش (ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي
تكلم كرد و آن كلمه تبديل به روح شد. و آن كلمه را در آن
نور ساكن كرد و آن روح را در بدنهاي ما ساكن فرمود. پس ما
روح الله و كلمه الله هستيم كه بوسيله ما خداوند از خلقش
پنهان شده است. زماني كه خورشيدي نبود و ماهي نبود و چشمي
نبود كه بر هم زده شود. سپس شيعيان ما را خلق كرد و آنها
شيعه ناميده شدند زيرا كه از شعاع نور ما خلق شدند. /
بحارالأنوار ج25 ص23 باب1:مشارق الأنوار
،البرسي
|
|
حدیث لولاک |
|
حدیث قدسی
لولاک، لما
خلقت الافلاک؛
و لو لا علی، لما خلقتک؛
و لو لا فاطمه، لما
خلقتکما |
|
سوره قدر |
|
امام صادق(ع) در مورد آية« إِنَّا
أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِالْقَدْرِ» فرمودند:
منظور از «الليلة»(شب)، فاطمه(س) و
«الْقَدْر»(قدر)، خداوند متعال است پس هر كس معرفت به حضرت
زهرا(س) پيدا كند، آنگونه كه حق آنست، بدرستي كه شب قدر را
درك خواهد كرد و همانا كه ايشان «فاطمه» ناميده شدند، زيرا
مردم از كُنهِ معرفت ايشان ناتوان قرار داده شدهاند،
و آية « وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ
الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ »
يعني ايشان از هزار مؤمن بهتر و برترند، زيرا كه ايشان
«أمّ المؤمنين»(مادرِ مؤمنان) هستند.
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ
فِيها » ، ملائكه، مؤمناني هستند كه
داراي علم آلمحمد(ص) هستند و«الروح القدس»، فاطمه(س) است.
«بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ
سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ» يعني تا اينكه
قائم(عج) قيام كند.
(تفسيرفرات كوفي ص581)
|
|
مدعیان مودت اهل
بیت ع |
|
عَنِ الْحَسَنِ بْنِ
عَلِيٍّ الْخَزَّازِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع
يَقُولُ إِنَّ مِمَّنْ يَنْتَحِلُ مَوَدَّتَنَا أَهْلَ
الْبَيْتِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ فِتْنَةً عَلَي
شِيعَتِنَا مِنَ الدَّجَّالِ فَقُلْتُ بِمَا ذَا قَالَ
بِمُوَالَاةِ أَعْدَائِنَا وَ مُعَادَاةِ
أَوْلِيَائِنَا إِنَّهُ إِذَا کَانَ کَذَلِکَ
اخْتَلَطَ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ وَ اشْتَبَهَ
الْأَمْرُ فَلَمْ يُعْرَفْ مُؤْمِنٌ مِنْ مُنَافِقٍ
حسن بن علي خزاز گفت از امام
رضا علیه السلام شنيدم: همان بعضي از افرادي که مدعي مودت
ما اهل بيت شده کساني هستند که فتنه شان بر شيعيان ما از
دجال شديدتر است. راوي ميگويد گفتم: چگونه؟ فرمودند: به
دوستي دشمنان ما و دشمني دوستان ما. زماني که چنين شود حق
با باطل مخلوط شده. پس مومن از منافق تشخيص داده نمي شود.
وسائل الشيعة ج 16 ص 179
|
|
جدا شدن
افراد در آخرالزمان |
|
محمد بن
أبي نصر قال قال أبو الحسن(ع):
أما و الله لا يكون الذي تمدون إليه أعينكم حتى تميزوا أو
تمحصوا حتى لا يبقى منكم إلا الأندر ثم تلا« أَمْ
حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ
الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ »
امام هادي(ع) فرمودند: به خدا قسم، آن
چيزي كه شما چشم به آن دوخته ايد (ظهور قائم) واقع نخواهد
شد تا اينكه از هم جدا شويد يا پاك و خالص گرديد تا اينكه
از شما باقي نماند مگر اندكي. سپس اين آيه را تلاوت
فرمودند:
« أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَ لَمَّا يَعْلَمِ
اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ
الصَّابِرِينَ »
آيا چنين
پنداشتيد كه وارد بهشت خواهيد شد، در حالى كه خداوند هنوز
مجاهدان از شما و صابران را
مشخصّ نساخته
است.
|
|
معرفت به
امام زمان عج |
|
قال
الصادق(ع): أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ
لِلَّهِ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ إِلَى يَوْمِ
الْقِيَامَةِ فَإِنَّ مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمَامَ
زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً
حضرت امام جعفر صادق(ع)
فرمودند:
همانا زمين تا روز قيامت از حجت خداي تعالي بر خلقش خالي
نميشود، بدرستيكه هركس بميرد در حاليكه به امام زمانش
معرفت نداشته باشد، به مرگ جاهليت مرده است.
كمال الدين ج 2 ص409 /
مستدرك الوسائل ج18 ص187 |
|
انتفاع
از امام ع |
|
چه كسي از امام(ع) بيشتر انتفاع
ميبرد،
مانند نفع بردن از خورشيد پشت ابر؟
جابر ابن عبدالله انصاري به حضرت رسول الله
(ص) : آيا شيعيان از امام قائم (عج) در غيبتش بهره
ميبرند؟ فرمودند: بله قسم به آنكه مرا به نبوت مبعوث كرد
همانا آنها در غيبتش از او بهره مي برند و با نور ولايتش
روشنايي مي گيرند مانند بهره بردن از خورشيد اگر چه ابر
آنرا پوشانده باشد.
/ كمال الدين ج 1
ص 253 / بحارالأنوار ج 52 ص
92 [كمال الدين]
عن
حجة بن الحسن(عج): و اما وجه الانتفاع بي في غيبتي
فكالإنتفاع بالشمس اذا غيبتها عن الابصارالسحاب، نحوه انتفاع(بهره بردن) از من درغيبتم
مانند انتفاع ازخورشيد است زمانيكه ابر آنرا از چشمان
پوشانده است.
كمال
الدين ج2 ص483/ خرائج ج 3 ص 3 / احتجاج ج2
ص469/ كشف الغمه ج2 ص531/ بحارالانوار ج 52 ص92
|
|
درک امام
ع |
|
ابوبصیر
میگوید: همراه ابی جعفر(امام باقر(ع)) وارد مسجد شدم
درحالیکه مردم در حال ورود و خروج بودند. به من
فرمودند:"از مردم بپرس که آیا مرا میبینند؟" از هر کس می
دیدم میپرسیدم که آیا اباجعفر(امام باقر(ع)) را دیده ای؟
میگفت: نه، در حالیکه ایشان ایستاده بودند، تا اینکه
ابوهارون مکفوف [که
نابینا بود] , وارد شد. [امام
باقر(ع)] فرمودند: از این
بپرس. گفتم آیا اباجعفر را دیده ای؟ گفت: آیا او نایستاده
است؟ گفتم: از کجا دانستی؟ گفت: چگونه ندانم در
حالیکه ایشان نور منتشر است.
الخرائج
و الجرائح ج2 ص595 / بحارالانوار ج 46 ص246 / الصراط
المستقیم ج2 ص 183 |
|
عزم
اولوالعزم ع |
|
چه میزان عزمی نسبت به امام حی(ع) داریم؟
پیامبران اولوالعزم(ع) بخاط میزان عزمشان نسبت به امام
زمان(عج)، مهدی فاطمه(س)، به درجه اولوالعزمی رسیدند!
به حدیث ذیل توجه فرمائید:
امام باقر (ع) فرمودند:
…
(خداوند از پيغمبران پيمان گرفت)، سپس فرمود:... آيا من
پروردگار شما نيستم؟ و اين كه اين محمد، رسول من است و علي
اميرالمؤمنين است و جانشينان پس از او (ع) اولياء امر من و
صاحبان گنجِ علم منند، و اينكه «مهدي»(عج)، كسي است كه
بوسيلة او براي دينم ياري مي گيرم و دولتم را به وسيلة او
آشكار سازم، و به او از دشمنانم انتقام گيرم، و به او - به
ميل و رغبت يا اجبار - عبادت شوم. گفتند: پروردگارا! اقرار
كرديم و شهادت داديم، ولي آدم نه انكار كرد و نه اقرار
نمود، پس «منصب اولواالعزمي براي آن
پنج نفر از جهت مهدي(عج) ثابت شد»، و براي آدم عزمي
بر اقرار به آن نبود. و اين است (معني) قول خداي تبارك و
تعالي «و براستي كه ما از پيش به آدم سفارش كرديم پس او
فراموش كرد و برايش عزم و تصميم پايداري نيافتيم». سپس
امام صادق(ع) فرمودند: يعني آدم(ع) (آن عهد را) ترك كرده و
رها نمود.
بصائرالدرجات ص70 / معجم
احاديث
امام
مهدي(عج)
ج5 ح1669
|
|
دینداری
مردمان |
|
قال حسين بن علي(ع): ان الناس عبيد الدنيا و
الدين لعق علي السنتهم يحوطونه ما درت معايشهم فاذا محصوا
بالبلاء قل الديانون.
امام حسين صلوات الله عليه فرمودند: حقيقتا مردم، بندگان
دنيا هستند و دين(دينشان) آب دهاني است بر روي زبانشان. تا
هنگامي که زندگي و معيشتشان بسيار مي شود پيرامون آن
هستند. پس آنگاه که بوسيله بلاء و امتحان آزمايش مي شوند،
دينداران چقدر کمند!
تحف العقول ص245/ کشف الغمة ج2ـ ص32/ بحارالانوار ج75 ـ
ص116 از تحف العقول
|
|
کاروانی
شویم |
|
... ماه محرم ماهي است كه به
لحاظ محبتي كه نسبت به امام حسين(ع) داريم،
درِ
خانة قلبمان را بيشتر به سوي كوچه باز ميكنيم و با كاروان
حسيني كه از كنار كوچة خانه ما عبور ميكند
بيشتر آشنا ميشويم.
اگر درِ قلبمان را باز كرديم و
"نيم
نگاهي"
به كاروان كرديم،
به اين
"نيم
نگاه"
قانع نشويم،
"تمام
نگاهي"
كنيم، و اگر
"تمام
نگاهي"
كرديم،
باز هم قانع نشويم،
اصلاً پايين
و درون
كوچه برويم.
در كوچه هم تماشاچي كاروان نباشيم،
بلكه
داخل كاروان برويم. از صاحب
كاروان اجازه بگيريم كه كارواني شويم.
اگر صاحب كاروان
به ما
اجازه دهد
كه كارواني شويم،
زندگيمان متحول ميشود.
لذا قدر ايام را بدانيم....
امام حسین صلوات الله عليه:
من كان باذلاً فينا مهجته و موطناً
على لقاء الله نفسه فليرحل معنا
هر كس مي خواهد جانش را در راه ما بدهد و خود را براي
ديدار خداوند آماده كرده است، پس همراه ما كوچ كند.
لهوف ابن طاووس ص60
|
|
اعمال و
ولایت |
|
محمد بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ
قَالَ لَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع:
لَوْ أَنَّ
رَجُلًا عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ فِي قَوْمِهِ أَلْفَ
سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَاماً يَصُومُ النَّهَارَ وَ
يَقُومُ اللَّيْلَ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ ثُمَّ لَقِيَ
اللَّهَ بِغَيْرِ وَلَايَتِنَا لَمْ يَنْفَعْهُ ذَلِكَ
شَيْئاً
امام
زين
العابدين(ع) فرمودند:
... اگر شخصي به اندازة نوح (ع) كه در قومش 950 سال
زندگي كرد، زندگي كند در حاليكه روزها روزه باشد و شبها را
زنده
داري كند و سپس خدا را ملاقات كند در حاليكه ولايت ما را
نداشته باشد، چيزي از آن نفعي به او نخواهد رساند.
أمالي
طوسي ج132 / وسائل
الشيعه ج1 ص122 باب29 / بحارالأنوار
ج27 ص172 باب7 |
|
عقل و
حیاء و دین |
|
اميرالمؤمنين(ع) فرمودند:
"جبرئيل
نزد آدم(ع) فرو آمد و گفت: «اي آدم! من دستور دارم كه تو
را در سه موضوع مخير كنم تا يكي را انتخاب كني. پس آن يك
موضوع را انتخاب كن و دو موضوع ديگر را رها كن». آدم(ع) به
او گفت: «آن سه موضوع چيست؟» گفت: «عقل
و حياء و دين». آدم گفت: «همانا من عقل را انتخاب كردم».
جبرئيل به حياء و دين گفت: «برگرديد و او(عقل) را
واگذاريد». (آن دو) گفتند: «اي جبرئيل! ما دستور داريم كه
همراه عقل باشيم هر جا كه باشد». جبرئيل به آنها گفت:
«اختيار با خودتان است» و بالا رفت."
كافي ج1 ص10 كتاب:العقل
والجهل ح2 / أمالي
صدوق ص672 مجلس96 ح3 / خصال ج1 ص102 ح59 / أعلام
الدين ص171 / بحارالأنوار ج1 ص86 باب1-فضل
العقل
وذم
الجهل ح8
|
|
زندگی
السابقون در حال وهوا و سرزمین ظهور |
|
... انبياء(ع) از هزاران سال
پيش تمام
جنبههاي
خود بجز جسم مادي و جسم دخاني خود
را به سرزمين ظهور رسانده
بودند و در آنجا و در آن حال و هوا زندگي مي كردند....
براي مثال
لوط(ع)،
[ايشان]
در چه حال و هوايي زندگي ميكرد؟ چه مقولاتي ايشان را به
خود مشغول مي كرد، آرزوها و آرمانهاي ايشان چه چيزهايي
بود؟ انسان در شرايط سخت، گوهر درونيش را عيان ميكند،
انسان در صحنههايي كه بايد ناگهان تصميم بگيرد و رفتاري
انجام دهد آن چيزي را كه صفت او شده، آن را از خودش بروز
ميدهد. لوط(ع) در مقابل خواهش زشت قومش كه قرار ميگيرد
ناراحت ميشود و جملهاي ميفرمايد، كه آن جمله اين است:
لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ
شَدِيدٍ،
...... لوط دارد صفتش را عيان ميكند، يعني روزها و ماهها
و سالهاست كه دارد در آن مقوله زندگي ميكند، آنقدر با آن
مقوله مأنوس بوده كه صفتش شده، لذا به محض اينكه در شرايط
سخت قرار ميگيرد ميفرمايد: اي كاش از قواي قائم(عج)
بهرهاي داشتم و يا لااقل در جمع ياوران مهدي(عج) بودم.
زماني كه لوط(ع) ميفرمايد چرا اين قوم را عذاب نميكني؟
جبرئيل ميفرمايد إِنَّ مَوْعِدَهُمُ
الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ,
زمان عذاب اين قوم صبحگاهان است، آيا صبح نزديك نيست؟
لوط(ع) ياد آرمانهايش ميافتد. آن مطلبي را كه لوط(ع) از
اين جمله برداشت ميكند، همان مطلبي است كه اهل بيت (ع)در
حديث ميفرمايند يعني اين كه منظور صبح ظهور است. و صبح
ظهور بسيار نزديك است، لوط اگر چيزي دارد از ابراهيم
(ع)دارد. زماني كه ابراهيم(ع) ميخواهد با پدرخواندهاش
صحبت كند، ايشان هم از آينده صحبت ميكند، ميفرمايد كه
فَاتَّبِعْني أَهْدِكَ
صِراطاً سَوِيًّايعني
اي پدر آن چيزي را كه به شما ميگويم گوش بده, اينطور
زندگي كن، من شما را به صراط السوي راهنمايي ميكنم، در
حديث داريم كه منظور از صراط السوي، امام زمان(عج) است. در
قرآن داريم كه اصحاب الصراط السوي. نتيجه ميگيريم كه
منظور از اصحاب صراط السوي منظور ياوران امام زمان
هستند،ابراهيم(ع) هم در اين حال و هوا بود، دست پروردهاش
لوط(ع) هم چنين است. ابراهيم (ع)دستپروده اهل بيت(ع)
است، از قرآن استفاده ميشود كه ايشان در حال و هواي
آينده بود، متعلق به آينده بود .....
اينها
چنين افرادي هستند، اينها با آينده آشنا هستند، نه فقط
آشنا هستند، بلكه نسبت به آينده دلداده هستند. نه فقط
دلداده، بلكه تمام حواسشان، تمام اميالشان، تمام آرمانشان
اين است، نه فقط چنين هستند بلكه اصلا در آينده زندگي
ميكنند و اگر قرار باشد با قومشان صحبتي داشتهباشند، از
آينده و از جوار امام زمان(عج) اجازه ميگيرند و به گذشته
ميآيند....
احاديث مرتبط:
امام
كاظم (ع) فرمودند: دربارة كلام خداوند
فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَ
مَنِ اهْتَدى
(زود است بدانيد كيستند صاحبان راه راست و كيست آنكه هدايت
يافت) از پدرم سؤال كردم؟ فرمودند: صراط السوي قائم (عج) و
مهدي كسي است كه به طاعتش هدايت شده است و مانند آن است در
كتاب خداوند عزوجل
وَ إِنّي لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ
صالِحًا ثُمَّ اهْتَدى
( و من هر كه را توبه كند، و ايمان آورد، و عمل صالح انجام
دهد، سپس هدايت شود،
مي آمرزم!
(طه/82) سپس فرمودند: (هدايت مي شود) به سوي ولايت ما.
/ تأويل الآيات الظاهره ص317
امام صادق(ع) فرمودند: سخن
لوط به قومش كه گفت : اي كاش در برابر شما قوتي
داشتم يا به تكيه گاه و پشتيبان محكمي پناه ميبردم
، جز آرزوي قوت و نيروي قائم (عج) و توانائي اصحاب
آن حضرت نبود و همانا يك تن از آنان قوت چهل نفر را دارد
ودلش از كوه آهنين محكمتر است، و اگرآنان به كوههاي آهن
بگذرند، آنها را از ميان بر مي دارند، وشمشيرهايشان را
زمين نميگذارند تا آن كه خداوند عز وجل راضي شود.
/ كمال الدين ج2 ص673 / بحارالأنوار
ج52 ص327
|
|
امام
حسین ع اسوه اسماعیل صادق الوعد ع |
|
|
|
محصول
عقل |
|
در نظام الهي، عقل چيست؟ آنچه ما بعنوان
عقل ميشناسيم، آيا واقعاً عقل است يا چيز ديگريست. در
احاديث ذيل كمي تفكر كنيم و عقل را با محصولش بشناسيم!
كداميك از رفتارها واعمال ما چنين محصولاتي دارند؟
قال رسول الله ص العقل نور
في القلب يفرق به بين الحق و الباطل
حضرت
رسول الله (ص): عقل، نوري
در قلب است كه بوسيله او بين حق و باطل فرق گذاشته مي شود.
(ارشادالقلوب ج1
ص198 باب53)
از امام صادق(ع) پرسيدند: عقل چيست؟
فرمودند: آن چيزي است كه بوسيله آن، خداوند رحمان عبادت
شود و بهشت بدست بيايد. پرسيده شد: پس آنچه در معاويه بود،
چه بود؟ فرمودند: آن زيركي و نيرنگ و شيطنت بود و شبيه
عقل بود نه عقل.
(كافي
ج1 ص11 / معاني الاخبار ص 240 / بحارالأنوار ج1
ص116) |
|
چهره ای
از ولایت |
|
امام
صادق(ع):
پنج شكل و صورت با مؤمن
داخل قبر ميشوند ... پس آن شكلي كه از همة آنها زيباتر
است ميپرسد: خدا جزاي خيرتان دهد، شما كيستيد؟ يكي
ميگويد: من نمازم. ديگري ميگويد: من زكاتم. و آن ديگري
ميگويد: من حج هستم. و ديگري نيز ميگويد: من روزه
ام. آن چهار شكل ميپرسند: تو كيستي كه از ما زيباتري؟
(در جواب) ميگويد: من ولايت آل محمد هستم(ص).
مستدرك الوسائل ج3 ص89
باب29 [الغايات،جعفربن احمد قمى] / محاسن برقى ج1
ص288 / بحارالأنوار ج6 ص234 باب8 |
|
اصل
شیعیان |
|
اي شيعه آيا ميداني كه اصل تو چيست؟
اصل من و شما روح ما نيست،
اصل من و شما جسم دنيايي ما نيست،
اصل من و شما نور ما است!
امام
محمد
باقر (ع): همانا خداوند
سبحان در وحدانيتش تنها بود سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن
كلمه تبديل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علي و عترتش
(ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل
به روح شد. و آن كلمه را در آن نور ساكن كرد و آن روح را
در بدنهاي ما ساكن فرمود. پس ما روح الله و كلمه الله
هستيم كه بوسيله ما خداوند از خلقش پنهان شده است. زماني
كه خورشيدي نبود و ماهي نبود و چشمي نبود كه بر هم زده
شود. سپس شيعيان ما را خلق كرد و آنها شيعه ناميده شدند
زيرا كه از شعاع نور ما خلق شدند.
بحارالأنوار ج25 ص23 باب1:مشارق الأنوار
،البرسي |
|
غربال در
آخرالزمان |
|
جنگ نور و ظلمت به لحاظ فطرت است، در آخرالزمان
اينها بايد رو شوند. در آخر الزمان بايد انسانها از عمق
بالا آورده شوند، تمام كساني كه در آنها نور زياد
است به سوي لشگر حق كشيده ميشوند، در قالب لشگر حق
سازماندهي ميشوند و تمام كساني كه اصلشان تاريكي است،
بسوي لشگر باطل كشيده ميشوند...
عن الجابر الجعفي قال قلت لابي جعفر (ع)
متي يکون فرجکم فقال هيهات هيهات لايکون فرجنا حتي تغر
بلوا ثم تغر بلوا ثم تغر بلوا يقولها ثلاثا حتي يذهب الکدر
و يبقي الصفو.
جابر جعفي : به امام باقر(ع) عرض کردم فرج شما کي خواهد
بود؟ فرمود هيهات هيهات فرج ما تحقق نمي پذيرد مگر اينکه
شما غربال شويد، باز هم غربال شويد، باز هم غربال شويد،
اين را سه بار فرمودتا آنجا که آلودگي برطرف شود ويا کسي
بماند .
غيبت شيخ طوسي ص 339 / بحارالانوار ج
52 ص113
|
|
چهره
قرآن در قیامت |
|
قال ابو عبد الله(عليه السلام):
إذا جَمَعَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ الاَوَّلينَ وَ الآخَرينَ
إذا هُمْ بِشَخْصٍ قَدْ أقْبَلَ لَمْ يَرَقَطُّ أحْسَنَ
صورَةً مِنْهُ فَإذا نَظَرَ إلَيْهِ المُؤْمِنونَ وَ هُوَ
الْقُرْآنُ قالوا: هذا مِنّا، هذا أحْسَنَ شَيْئاً
رَأيْنا...،
امام جعفر صادق(ع):
هنگامي كه خداوند عزوجل اولين و آخرين را جمع كند(در روز
قيامت) ناگاه آنها در مقابل شخصي قرارمي گيرند در حالي كه
پيش مي آمد و هيچگاه زيباروي تر از آن ديده نشده است، پس
چون مؤمني به او نگاه مي كنند و او قرآن است مي گويند: اين
از ماست، اين زيباترين چيزي است كه ديده ام... ،
الكافي ج2 كتاب فضل القرآن
ص602 حديث 14 |
|
عالین
|
|
ابو سعيد
خدري گفت : به همراه رسول الله(ص)
نشسته بوديم ،مردي به سوي آن حضرت آمد و
عرض كرد يا رسول الله از گفتار خداي عزوجل به ابليس مرا
خبر ده كه فرمود:أَسْتَكْبَرْتَ
أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ.
گفت: كيستند آنها كه برتر هستند از ملائكه؟
رسول خدا
(ص)
فرمودند: منم و علي و
فاطمه و حسن و حسين، ما در سراپرده عرش بوديم خدا را تسبيح
ميكرديم، ملائكه به تسبيح ما خدا را تسبيح ميكردند پيش
از آنكه حق تعالي آدم را خلق كند به دو هزار سال، پس چون
آدم را خلق كرد امر كرد ملائكه را كه او را سجده كنند، و
ما را امر نكرد به سجده، و ملائكه همگي سجده كردند مگر
شيطان پس حق تعالي فرمود: تكبر كردي يا از بلند مرتبگان
بودي؟ يعني اين پنج كس كه نام ايشان بر سرادق عرش نوشته
شده است.
فضائل
الشيعه ص8 / قصص
الأنبياء ـ جزائري ص34 فصل2/
|
|
بنای
تشیع بر امامت است |
|
...ما
مي گوئيم مي خواهيم شيعه باشيم، بناي تشيع بر امامت است.
تشيع بر امامت استوار است، پس بياييم امامت را بسيار
بشناسيم. دقيق بشناسيم و قويا" مأموم باشيم، قويا" بها
بدهيم....
...اگر
امامت نباشد شما به توحيد نمي رسيد....
عن
بريدالعجلي قال سمعت اباجعفر يقول:
بنا عبدالله و بنا عرف الله و بنا وحد الله
امام محمد باقر(ع): بواسطه
ما خداوند عبادت مي شود و بوسيله ما خداوند شناخته مي شود
و بوسيله ما خداوند يگانه شمرده مي شود.
كافي ج1باب نوادص 145ـ ح10/ بحار ج25ـص18 از
رياض الجنان
جابربن
يزيد جعفي عن الباقر:
يا جابر!... فبنا عرف الله و بنا عبدالله و بنا وحد الله و
بنا اكرم الله من اكرم من جميع خلقه و بنا اثاب من
اثاب و بنا عاقب
من عاقب
امام محمد باقر(ع): اي
جابر!...پس بوسيله ما معرفت به خداوند حاصل مي شود و
بوسيله ما خداوند عبادت مي شود و بواسطه ما خداوند يگانه
شمرده مي شود و بوسيله ما خداوند هر كسي را كه از همه خلقش
اكرام نموده، اكرام فرموده است. وهر كسي را كه ثواب داده
بواسطه ما ثواب داده و هر كسي كه عقاب و عذاب شده بوسيله
ما عقاب و عذاب مي شود.
بحار ج23ـص102 از
بصائرالدرجات |
|
تفسیر
هدایت |
|
امام باقر(ع) در مورد آية
فَإِمَّا
يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا
خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
(هرگاه هدايتي از طرف من براي شما آمد، كساني كه از آن
تبعيت
كنند، نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين شوند)
فرمودند:
تفسير هدايت در اينجا علي(ع) است كه خداوند دربارة آن
فرموده است
فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا
خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
/ تفسيرعياشي ج1 ص41 |
|
پیمان بر
ربوبیت |
|
امام صادق(ع)
فرمودند:
به راستي حديث ما دشوار است و دشوار شمرده شده, تحمل آن را
ندارد جز سينه
هاي روشن يا دلهاي پاك و سالم يا اخلاق خوب، به راستي خدا
از شيعیان
ما پيمان گرفته است چنانچه از بني آدم پيمان ربوبيت خود را
گرفته و فرموده: «آيا من پروردگار شما نيستم» هر كه براي
ما وفا كند، خدا به او بهشت ايفاء كند و هر كه ما را دشمن
دارد و حق ما را نپردازد در دوزخ باشد هميشه و جاويدان.
بصائرالدرجات ص25 11- باب في أئمه آل
محمد ع حديثهم صعب / كافي ج1 ص401
باب فيما جاء أن حديثهم صعب مستصعب/بحارالأنوار ج2 ص190
باب 26- أن حديثهم ع صعب |
|
خورشید
پشت ابر |
|
جابر ابن عبدالله انصاري به
حضرت رسول الله (ص) : آيا شيعيان از امام قائم (عج) در
غيبتش بهره ميبرند؟
حضرت رسول
الله(ص)
فرمودند:
بله قسم به آنكه مرا به نبوت مبعوث
كرد همانا آنها در غيبتش از او بهره مي برند و با نور
ولايتش روشنايي مي گيرند مانند بهره بردن از خورشيد اگر چه
ابر آنرا پوشانده باشد .
كمال
الدين ج 1 ص 253 /
بحارالأنوار ج 52 ص 92 |
|
شیاطین،
مانع نگریستن بنی آدم به ملکوت |
|
قال رسول
الله (ص):
لو
لا أن الشياطين يحومون على قلوب بني
آدم، لنظروا إلى ملكوت السماوات و الأرض
حضرت
رسول الله(ص) میفرمايند:
اگر نبود كه شياطين بر گرد قلوب بنی آدم میگردند، هر
آينه به ملكوت آسمانها و زمين مینگريستند.
بحارالأنوار ج56 ص163 باب23 و ج60 ص332
باب3 و ج67 ص59 باب44 و ص161 باب52
|
|
سنجش
تشیع |
|
شیعه بودن خود را
با یک صفت بسنجیم!
امام عالم، خزانه دار علوم، معارف و قواي الهي است و از
جانب ايشان، شيعيانشان نيز چنينند:
عن سدير عن أبي جعفر ع قال
سمعته يقول نحن خزان الله في الدنيا و الآخرة و شيعتنا
خزاننا و لولانا ما عرف الله
|
|
انابه |
|
بازگشت به
اصل
خویش
بسوی آینده(انابه)
از
خداوند متعال طلب نمائیم كه توفيق عطا كند در اين دنيا، اسير دنيا
نشويم و لنگرهای دنیا را پس بزنیم و به جستجوي اصل خودمان بپردازيم. موانعي
كه بين ما و اصلمان وجود دارد را پس بزنيم. دنيايي كه اصلمان در آن وجود
دارد، دنيايي كه اماممان در آن وجود دارد را بشناسيم و ...
به احادیث ذیل توجه
نمائید:
الف)ابن
عباس از اميرالمؤمنين(ع) نقل كرد كه آن حضرت فرمودند: از فراست و زيركي
مؤمن حذر كنيد كه او با نور خدا مي نگرد. ابن عباس گفت يا اميرالمؤمنين
چگونه با نور خداوند عزوجل مي نگرد؟ حضرت فرمودند: به خاطر اينكه ما از نور
خدا خلق شديم و شيعيان ما از شعاع نور ما. پس آنها برگزيدگان و نيكان
هستند، طاهرند، شناخته شدهاند. نور آنها بر غيرشان نورافشاني مي كنند
مانند قرص كامل ماه در شب ظلماني.
/ بحارالأنوار
ج25 ص21
ب) به اسناد
فوق از امام باقر (ع) نقل است كه فرمودند: همانا خداوند سبحان در وحدانيتش
تنها بود سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به نور شد. سپس از آن
نور محمد و علي و عترتش (ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه
تبديل به روح شد. و آن كلمه را در آن نور ساكن كرد و آن روح را در بدنهاي
ما ساكن فرمود. پس ما روح الله و كلمه الله هستيم كه بوسيله ما خداوند از
خلقش پنهان شده است. زماني كه خورشيدي نبود و ماهي نبود و چشمي نبود كه
بر هم زده شود. سپس شيعيان ما را خلق كرد و آنها شيعه ناميده شدند زيرا كه
از شعاع نور ما خلق شدند.
/
بحارالأنوار ج25 ص23 باب1:مشارق الأنوار ،البرسي
ج)
مفضل از امام صادق (ع) سئوال كرد قبل از اينكه خداوند آسمانها و زمين ها را
خلق كند شما چه بوديد؟ امام صادق (ع) فرمودند: ما انواري حول عرش بوديم كه
خدا را تسبيح مي گفتيم و تقديس مي كرديم تا اينكه خداوند سبحان ملائكه را
خلق كرد و به ملائكه فرمود تسبيح كنيد. آنها گفتند پروردگارا نمي دانيم.
خداوند به ما فرمود تسبيح كنيد و ما تسبيح كرديم. پس ملائكه به تسبيح ما
تسبيح گفتند. آگاه باش ما از
نور
خدا خلق شديم و شيعيان ما از مادون آن نور و هنگامي كه روز قيامت فرا برسد
پائين ترين، به بالاترين ملحق مي شود. سپس آن حضرت بين دو انگشت سبابه و
انگشت وسط را جمع كرد و فرمود مانند اين دو. سپس آن حضرت فرمودند اي مفضل!
آيا مي داني كه چرا شيعه، شيعه ناميده شد؟ اي مفضل! شيعيان ما از ما هستند
و ما از شيعيانمان. آيا نمي بيني كه اين خورشيد از كجا شروع به حركت مي
كند؟ گفتم از مشرق. و فرمود به سوي كجا برمي گردد؟ گفتم به سوي مغرب. امام
(ع) فرمودند: شيعيان ما چنين هستند از ما شروع مي شوند ـ شروع به حركت مي
كنند و به سوي ما برمي گردند.
/
بحارالأنوار ج25 ص21 باب 1
|
|
حكمت ، احكام شب قدر و اهل بيت عليهم
السّلام |
|
حكمت، احكام شب قدر و اهل بيت(ع(
خداوند ذيل آيه سوم سوره دخان ميفرمايد:
إِنّا أَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنّا كُنّا مُنْذِرينَ فيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ.
اهل بيت (ع) ميفرمايند:
كُلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ اي يقدرالله كل امر من
الحق و من الباطل و ما يكون في تلك السنه وله فيهم البداء والمشيه يقدم ما
يشاء و يوخر ما يشاء من الآجال و الارزاق و البلايا و الاعراب و الامراض
يزيد فيها ما يشاء و ينقص ما يشاء.[1]
خداوند دراين آيه مي فرمايد كه ما قرآن را در شبي مبارك نازل
كرديم. ما منذر هستيم و در قرآن انذار قرار داده ايم. در اين قرآن تمام
راهها مشخص شده است و حد و حدود اينها تبيين شده است. در
اين
حديثي كه تلاوت شد اهل بيت (ع) در مورد جنبه برزخي حكمت صحبت مي فرمايند.
"حكمت" يعني راه بازكردن، راه گشايي، راه سازي.
اگر بخواهيم دقيق تر بگوييم: « اول مي شود راه سازي، بعد مي شود راه گشايي
و بعد مي شود راهنمايي، كه راهنمايي جزء "هدايت" است».« تقديركردن» يعني
ساختن راه درجنبه برزخ و قرار دادن اشياء مربوطه برآن.اين مفهوم دراحاديث
به صورت مقدر كردن موضوعات مختلف بيان شده است.
اما
نكته مد نظر ما، قسمت بعدي حديث است. خداوند مي فرمايد: و يزيد فيها ما يشاء و ينقص ما
يشاء
خدا به هر نحوي كه بخواهد، در امور كم و زياد مي كند و يلقيه رسول الله (ص) الي امير المومنين (ع)
و حضرت رسول الله (ص) اين حكمتهايي را كه مقدر شده است به امير المومنين
(ع) تحويل مي دهند. و يلقي امير المومنين (ع)الي الائمه (ع)
و امير المومنين (ع) هم اينها را تحويل ديگر ائمه (ع) مي دهند.
حتي ينتهي ذلك الي صاحب الزمان(ع)
تا اينكه تحويل امام زمان (عج) داده مي شود. .... اگر شما در ماجراي شب
قدر اين ارتباط را بين اهل بيت عصمت و طهارت( ع) مي بينيد، اين ارتباط همه
جايي و همه زماني است. اينگونه ارتباط در تمام عوالم و در تمام نشئات از
جمله در ماجراي ظهور امام زمان (عج) وجود دارد.
[1] ( الامام الباقر والصادق
والكاظم عليهم السلام ) " إنا أنزلناه : يعني القرآن . في ليلة مباركة إنا
كنا منذرين : وهي ليلة القدر ، أنزل الله القرآن فيها إلى البيت المعمور
جملة واحدة . ثم نزل من البيت المعمور على رسول الله صلى الله عليه وآله في
طول ( ثلاث خ . ل ) عشرين سنة . فيها يفرق : في ليلة القدر . كل أمر حكيم :
أي يقدر الله كل أمر من الحق ومن الباطل ومايكون في تلك السنة ، وله فيه
البداء والمشية ، يقدم مايشاء ، ويؤخر ما يشاء من الآجال والارزاق والبلايا
والاعراض والامراض ، ويزيد فيها مايشاء وينقص مايشاء ويلقيه رسول لله صلى
الله عليه وآله إلى أمير المؤمنين عليه السلام ، ويلقيه أمير المؤمنين عليه
السلام إلى الائمة عليهم السلام ، حتى ينتهي ذلك إلى صاحب الزمان عليه
السلام ، ويشترط له مافيه البداء والمشية والتقديم والتأخير
معجم احاديث امام مهدي(عج) ج5 ح
1850
/
القمي : ج 2 ، ص
/
مجمع البيان : ج 5 ص 61
/
الصافي : ج 4 ص 4 - عن مجمع البيان ، مرسلا . / البرهان : ج 4 ص 159 ح 6
/
المحجة : ص 202
/
البحار : ج 97 ، ص 12 ب 53 ، ح 19
/
نور الثقلين : ج 4 ، ص 620 ح 8
/
ينابيع المودة : ص 428 ب 71 - |