|
دشمنان ملت از شفاف بودن
فضا ناراحتند؛ فضاى شفاف را برنميتابند؛ فضاى غبارآلود
را ميخواهند. در فضاى غبارآلود است كه ميتوانند به
مقاصد خودشان نزديك شوند و به حركت ملت ايران ضربه
بزنند. فضاى غبارآلود، همان فتنه است. فتنه معنايش اين
است كه يك عدهاى بيايند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن
وارد ميدان شوند، فضا را غبارآلود كنند؛ در اين فضاى
غبارآلود، دشمنِ صريح بتواند چهرهى خودش را پنهان
كند، وارد ميدان شود و ضربه بزند. اينى كه
اميرالمؤمنين فرمود: «انّما بدء وقوع الفتن اهواء
تتّبع و احكام تبتدع»، تا آنجائى كه ميفرمايد: «فلو
انّ الباطل خلص من مزاج الحقّ لميخف على المرتادين»؛
اگر باطل، عريان و خالص بيايد، كسانى كه دنبال شناختن
حق هستند، امر برايشان مشتبه نميشود؛ ميفهمند اين باطل
است. «و لو انّ الحقّ خلص من مزج الباطل انقطع عنه
السن المعاندين»؛ حق هم اگر چنانچه بدون پيرايه بيايد
توى ميدان، معاند ديگر نميتواند حق را متهم كند به حق
نبودن. بعد ميفرمايد: «و ليكن يؤخذ من هذا ضغث و من
ذاك ضغث فيمزجان»؛ فتنهگر يك تكه حق، يك تكه باطل را
ميگيرد، اينها را با هم مخلوط ميكند، در كنار هم
ميگذارد؛ «فحينئذ يشتبه الحقّ على اوليائه»؛ آن وقت
كسانى كه دنبال حقند، آنها هم برايشان امر مشتبه
ميشود. فتنه اين است ديگر.
خوب، حالا در مقابل يك چنين پديدهاى، علاج چيست؟ عقل
سالم حكم ميكند و شرع هم همين را قاطعاً بيان ميكند:
علاج عبارت است از صراحت در تبيين حق، صراحت در بيان
حق. وقتى شما مىبينيد يك حركتى به بهانهى انتخابات
شروع ميشود، بعد يك عامل «دشمن»ى در اين فضاى
غبارآلوده وارد ميدان شد، وقتى مىبينيد عامل دشمن -
كه حرف او، شعار او حاكى از مافىالضمير اوست - آمد
توى ميدان، اينجا بايد خط را مشخص كنيد، اينجا بايد
مرز را روشن كنيد. همه وظيفه دارند؛ بيشتر از همه،
خواص؛ و در ميان خواص، بيشتر از همه، آن كسانى كه
مستمعين بيشترى دارند، شنوندگان بيشترى دارند. اين
وظيفه است ديگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود كه كى
چى ميگويد. اينجور نباشد كه باطل، خودش را در لابهلاى
گرد و غبارِ برخاستهى در ميدان مخفى كند، ضربه بزند و
جبههى حق نداند از كجا دارد ضربه ميخورد. اين است كه
حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نيست. خواص بايد حرف
را روشن بزنند و مطلب را واضح بيان كنند. اين، مخصوص
يك گرايش سياسى خاص هم نيست. در داخل نظام اسلامى،
همهى گرايشهائى كه در مجموعهى نظام قرار دارند،
اينها بايد صريح مشخص كنند كه بالاخره آن حمايتى كه
مستكبرين عالم ميكنند، مورد قبول است يا مورد قبول
نيست. وقتى كه سران استكبار، سران ظلم، اشغالگران
كشورهاى اسلامى، كُشندگان انسانهاى مظلوم در فلسطين و
در عراق و افغانستان و خيلى جاهاى ديگر، مىآيند وارد
ميدان ميشوند، حرف ميزنند، موضع ميگيرند، خوب، بايد
معلوم بشود اين كسى كه در نظام جمهورى اسلامى است، در
مقابل اين چه موضعى دارد؛ حاضر است تبرّى بجويد، بگويد
من دشمن شمايم؟ من مخالف شمايم؟
وقتى در داخل محيط فتنه، كسانى با زبانشان صريحاً
اسلام و شعارهاى نظام جمهورى اسلامى را نفى ميكنند، با
عملشان هم جمهوريت و يك انتخابات را زير سؤال ميبرند،
وقتى اين پديده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص اين
است كه مرزشان را مشخص كنند، موضعشان را مشخص كنند.
دوپهلو حرف زدن، كمك كردن به غبارآلودگى فضاست؛ اين
كمك به رفع فتنه نيست، اين كمك به شفافسازى نيست.
شفافسازى، دشمنِ دشمن است؛ مانع دشمن است.
غبارآلودگى، كمك دشمن است. اين، خودش شد يك شاخص. اين
يك شاخص است: كى به شفافسازى كمك ميكند و كى به
غبارآلودگى كمك ميكند. همه اين را در نظر بگيرند، اين
را معيار قرار بدهند.
قسمتی از
بيانات
رهبر معظم انقلاب در ديدار شوراى
هماهنگى تبليغات اسلامى
- دیماه 1388

|