www.AzmeZohoor.ir
And the earth shall beam with the light of its Lord
عناوین آرشیوی عزم ظهور
موضوع آرشیو : دین
51- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش پنجاه و یکم (ماه جمادی الاول 9- ویژه نامه دین 4)
فهرست مطالب آرشیو:
عالي ترين مرحله ي دين در روز غدير خم جاري شد / دين درجات دارد. انسان بايد بر حسب جلوه هاي مختلف و گونه هاي مختلف ملک در عوالم عالم هستي گونه هاي مختلفي از دين داري را واجد باشد / براي شناخت کامل ترين وجه دين بايد کامل ترين وجه ملک را بشناسيم / در قيامت، انسان ها به ميزاني که واجد درجات بالاتر دين شدند، پاداش داده مي شود. "اوج دينياتي" که در قيامت اعتنا مي شود وبه آن پاداش داده مي شود "به نسبت "اوج ملک در قيامت" است / اوج دين داري که خدا معرفي مي کند،در روز عيد غدير خم مطرح مي شود. اليوم اکملت لکم دينکم،اين چيست؟ ما خيلي ضعيف با مقوله ي غدير خم برخورد کرده ايم / چرا "اليَومَ اَکمَلتُ لَکُم دينَکُم" و چرا " و اََتمَمتُ عَلَيکُم نِعمَتي ؟ جايي که مَلِک ، عالي ترين مَلِک، عالي ترين گونه ي مُلک دارد در قالب عالي ترين فرد، ظاهر مي شود، بايد در قبال آن عالي ترين درجه، عالي ترين رفتار هم مطرح شود / جايي که امير المومنين (ع) دارد به عنوان مَلِک عالم معرفي مي شود، بايد در قبال آن اليَومَ اکمَلتُ لَکُم دينَکُم مطرح باشد و بواسطه ي مَلِک اعظم عالم بايد و اَتمَمتُ عَلَيکُم نِعمَتي بر خلائق جاري شود و محصول کار هم بايد و رَضيتُ لَکُمُ الاِسلامَ ديناً باشد / ما چطور دينداري هستيم که حتي از استجابت دعا بهره نميبريم.....ما هنوز وجودمان و صفاتمان را اصلاح نکردهايم. ما از دين حرفي شنيدهايم ولي بهرهاي نبردهايم / قبل از اينکه شرايط جامعه سخت شود ما بايد با انواع مقولات ديني خود آشنا شويم و جايگاه هر کدام را بشناسيم / وقتي گفته ميشود"اَلدّين"، يعني "رفتار در قبال مَلِک تا مرحله عالم اسماء" / در نظام عالم ، دين يعني رفتار در قبال مَلِک / معيار دينداريمان هماهنگ شدن با اميرالمؤمنين(ع) باشد. خودمان را با ايشان هماهنگ کنيم. ما به اين موضوع امر شدهايم. ما به اين موضوع دعوت شدهايم که: "وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ". ما بايد با تمام وجود، خودمان را با مولا علي ابن ابيطالب ـ اميرالمؤمنين(ع) ـ هماهنگ کنيم / خوشا به حال کساني که ..... پيوسته خودشان را در پيشگاه رجال اعراف ميبينند وپيوسته سعي ميکنند که دقيقترين دينداري را داشته باشند. پيوسته در پيشگاه نور هستند. پيوسته در نور هستند وپيوسته مشمول "وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ "هستند / کلمه "دين" در روز غدير خم با تمام وجوهش در دنيا فرود آمد و نازل شد. آنجايي که خداوند ميفرمايد: "الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دينَکُمْ" / فاذا محصوا بالبلاء قل الدّيّانون، زماني که افراد درون صحنهها و شدائد گرفتار شوند، آن موقع دينداران، چقدر کم هستند / مهمترين موضوع دين، "حنيفيت" است، در دين اسلام مقولهاي مهمتر از حنيفيت نداریم / فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنيفًا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ ": حنيفانه به سوي دين رو کن. به سوي دين بيا ولي آن وجه حنيفيت دين برايت پررنگ باشد، اصلاً وجه حنيفيت دين، برايت مطرح باشد. آن حنيفيت چيست؟ همان فطرتي است که خداوند متعال انسانها را بر اساس آن فطر کرده است / خداوند اصل دين را حنيفيت مطرح ميکند و چنين ميفرمايد: فاقم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها / شريعه يعني چه؟ يعني قسمتي از کلمهي دين را به سوي عمق جاري کردن، شريعت يعني اين / کلمهي دين در فضای کلماتي قرار دارد ، چرا ساير انبياء(ع) نتوانستند صاحب شريعت شوند؟ چون يا تا فضای کلماتي بسيار فاصله داشتند و يا اگر به آن فضا رسيدند آن قدر توان نداشتند که قسمت بزرگي از دين را زير بغل بزنند و پائين بياورند، لذا جيره خوار اين پنج صاحب شريعت شدند / شريعت : جاري کردن قسمتي از کلمهي دين ـ که در فضاي کلماتي است ـ بسوي عمق و آوردن آن تا عمقِ عمق عالم يعني درون عالم مادي و تحويل دادن آن / نوح(ع) کسي است که در كلمه دين کارش را از دين خالص شروع کرد و به شريعت رسيد. ايشان صاحب شريعت شد، و توانست قسمتي از كلمه دين را تا عمق عالم پايين آورده و جريان دهد/ تعريف بسيار ابتدايي دين خالص يعني وجداني زندگي کردن در دنيا. کسي که ابتدا بنا را بر ايمان به خدا گذاشته و دارد بر اين اساس وجداني رفتار ميکند مقيد به دين خالص است / شريعت چيزي است از جنس فضاي کلماتي، شريعت يعني بخشي از كلمه دين / تا زمان نوح(ع) شريعتي جاري نشده بود. "شريعت" يعني نهري از دين که از "فضاي کلماتي" به عمق عالم کشيده شده باشد و از طريق اين نهر مقداري از دين به عمق عالم برسد. جنسيت "دين" جنسيت کلماتي است، "دين" شيئي است از اشياء فضاي کلماتي، از جنس عاليترين فضاي قابل وصف در نظام عالم / دين يعني بهترين رفتار در قبال مَلِک عالم. دين يعني اينکه انسان خودش را در چهارچوب مُلک عالم تطبيق دهد و در آن راستا زندگي کند و در آن راستا حرکت کند / آدم ع بلحاظ اسم "الدّين" رفتارهايي را در عمق عالم معرفي نمود و کساني که پس از ايشان به دنيا آمدند طبق آن رفتارها عمل نمودند. يعني ايشان وجه اسمائي دين را به عمق عالم آورد و نتوانست بيش از اين مقدار (وجه اسمائي دين) را مطرح نمايد. خداوند کلمات را به ايشان "القاء" کرد ولي او نتوانست از آنها استفاده کند. يکي از کلمات، "كلمه دين" است / اسلامي که عموم افراد دارند جسد دين است. دين براي انسان خاصيت دارد / امام زمان که تشريف بياورند دين اسلام را مطرح ميکنند، آن ديني که برزخ دارد، روح دارد، ملکوت دارد، آن ديني که نور دارد، آن ديني که جنبههاي عوالمي در آن مطرح است و ما بايد به آن دين مقيد باشيم / وَ عَلَّمَ آدَمَ اْلأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَي الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ .....خداوند تمام اسماء را به آدم ع تعليم داد " کُلَّها" ، لذا يکي از اسمائي که آدم ع عالم به آن بوده است اسم الدين بود / نوح(ع) مروج دين خالص بود و شريعت ايشان دين خالص بود....تسليم به عنوان مقدمه دين خالص در آيات مختلف مطرح ميشود. يعني مقدمه دين خالص، اسلام ميباشد. بنابراين انسان بايد ابتدا اسلام بياورد و سپس مقيد به دين خالص شود / در دين اسلام از زمان حضرت رسول الله(ص) رحمت خداوندي در قالب اسم الرحمن بر فراز عرش مستولي شد، الرَّحْمنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوي، لذا دين اسلام دين رحمت است / دين اسلام دين مهر و عطوفت است و مهر و عطوفت از شعبات رحمت هستند. دين اسلام دين عفو و اغماض است و عفو و اغماض از شعبات رحمت هستند، دين اسلام دين مغفرت است و مغفرت از شعبات رحمت است / در دين اسلام عصمت با وجوه مختلفش بسيار نمودار شده است. ما در گذشته به اين ميزان که در دين اسلام مطرح است وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ نداشتيم، در دين اسلام گفته ميشود وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرَّقُوا / هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق.....حضرت رسول الله(ص) کل كلمه هدايت و کل كلمه دين را آوردند در عمق عالم عرضه کردند / شريعت واژه اي است براي اين مفهوم که شخصي بتواند بخشي و يا تمام كلمه دين را در عمق عالم بياورد، يعني از بالاترين فضاي قابل وصف به پايين ترين فضاي قابل وصف، از لطيف ترين فضاي قابل وصف به خشن ترين فضاي قابل وصف بياورد، عرضه کند / فاقم وجهک لدين، حنيفاً. حنيفانه به سمت دين بيا.....حنيفانه يعني، فطرة الله التي فطر الناس عليها. حنيفانه يعني فطري / در اين زمان کسي که در مسير زمينهسازي ظهور قرار نگيرد، عبادتش، نمازش، روزهاش مورد قبول قرار نميگيرد، اگر اينها از مقولات دين است دين يعني رفتار در قبال مَلِک / تمام وظايفي که تحت عنوان فروع دين مطرح ميشود، بند به ولايت است / خدايا! تو را شکر ميکنم که در زمانه مهدي و بر دين مهدي که همان دين جدّش رسولالله هست قرارم دادي
50- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش پنجاهم (ماه جمادی الاول 8- ویژه نامه دین 3)
عيد غدير خم : عيد اکمال دين و اتمام نعمت، و از اينها مهمتر عيد دين مرضي / امام زمان(عج) ، وارث دين کامل و تمام نعمات و دين مرضي / " نبوت يکي از نعمات است، نبوت از دينيات نيست" ..... "اعتقاد به نبوت" از دينيات است، "رفتار در قبال "نبي" از دينيات است لکن خود "نبوت" از دينيات نيست / امام، امامت نعمت است. اعتقاد به امام و رفتار صحيح در قبال امام، جزء دينيات است / نبوت جزء نعمات است، اعتقاد به نبوت، رفتار خدايي در قبال نبي، جزء دينيات است / اگر کسي با مُلک خداوندي آشنا شود و رفتار مناسب در مُلک خداوندي را داشته باشد به اين فعل او ..... ميگويند: "دين" / دين يعني رفتارِ در قبالِ مَلِک / ما که داریم دينداري ميكنيم، داريم در قبال مَلِک دينداري ميكنيم. رفتاري است که در قبال مَلِک داريم ، و خداوند مَلِک عالم است / به مجموعه رفتارهايي که بايد در قبال مُلک خداوند داشته باشيم"دينيات" گفته ميشود / اگر در اين زمان ما ميخواهيم ديندار باشيم، بايد بدانيم که مَلِک[مَلِک عالم ، خداوند] چه برنامههايي دارد و رفتار مناسب را در قبالِ آن انجام دهيم / دين، رفتار در مقابل "ربوبيتِ الله" نيست، رفتار مستقيم در قبال ''خود الله" نيز نيست، رفتار در قبال "اللهيتِ الله" هم نيست.....رفتاري است در قبال مَلِک و خداوند مَلِک عالم است / دين با عبادت تفاوت دارد. درست است که اشتراکاتي با عبادت دارد ولي معناي دين عبادت نيست / "برنامه مُلک خداوندي" را متوجه شويم و "دين داشته باشيم" يعني "رفتار مناسب در قبال مُلک الهي داشته باشيم" / ما کانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ في دينِ الْمَلِکِ إِلاّ أَنْ يَشاءَ ، يوسف(ع) برادرش را در دين ملک ميآورد، شما معناي "دين" را در اين آيه جستجو کن / قبل از ظهور يوسف زمانه به يک صورتي رفتار كنيم که يوسف زمانه(ع) و (عج) ما را در دين ملک قرار دهد / بياييم در اين زمانه، با دين ملک آشنا شويم تا دغدغه نداشته باشيم / خداوند توفيق دينداري به ما عطا کند، دين را بشناسيم، وظيفهمان را بشناسيم و شروع به دينداري کنيم / همانطور که برنامههاي مُلک مَلِک، بلحاظ مراحل مختلف، عوض ميشود، دينداري هم عوض ميشود / "دينداري" را با "عبوديت" يکي نگيريد، عبوديت تکامل داده ميشود، ولي دينداري بلحاظ برنامههاي مختلف، تغييرات زيادي ميکند / مولايمان امام حسين(ع). ايشان معيار ما هستند، با ايشان ميسنجيم و ميگوييم: کساني که غير از ايشان رفتار کنند و به صورتي ديگر رفتار کنند، دين ندارند / رفتار در قبال مُلک.....در لسان قرآن، "اين رفتار" با واژه "دين" مطرح ميشود / معناي دين در عوالم مياني: اعمالي که جلوه هايي زيبا در نشئه بعدي-در نشئه بالاتر- داشته باشد / دينيّات چه اجزايي دارد؟ چه درجاتي دارد؟ هر درجه از دينيّات، رفتارِ در قبال کدام رفتار مَلِک است؟ / اگر نظام عالم در حال تغيير باشد و در حال تکامل باشد، "رفتار در قبال" آن نيز در حال تغيير و تکامل است. رفتار در قبال ملک الهي، "دين" ناميده ميشود / چون مُلک در حال کمال است، لذا دين هم کمال دارد و انسان بايد مراحل کمال آن را طي کند. در يومالله غدير خم، باب کمال دين باز شد ولي معناي آن اين نيست که کمال دين در معرض همگان گذاشته شد / ما اگر بخواهيم دينيات را بهتر بشناسيم بايد مُلک را دقيقتر بشناسيم / يَوْمِ الدِّين روز قيامت است، روزي که در آن، دينيات ظهور کامل دارد، روزي که اسرار دينيات فاش ميشود، روزي که در آن مشخص ميشود: چرا در دنيا بايد اين مقوله ديني را دنبال ميکرديم؟ چرا بايد آن مقوله ديني را انجام ميداديم؟ / در قيامت که ملک بسيار ظاهر ميشود، رفتار در قبال ملک هم بسيار ظاهر ميشود و به آن حد مطلوب ميرسد....."ظهورِ مطلوبِ دينيات" در قيامت است / مُلک را بشناسيم و رفتار در قبال آن، يعني دينيات را بشناسيم / اوج و کمال دين در روز غدير خم مطرح شد / دينيات يعني رفتار در قبال مُلک مَلِک. مُلک مَلِک به لحاظ عوالمي که پايين ميآيد يا به لحاظ زمينهايي که پايين ميآيد، "گونههاي جديدي" از مُلک داري را باعث ميشود و به تبع آن، دينيات هم بايد تغيير کند / دينداري از جنس ملکوت و اسم آن "حنيفيت" است. حنيفيت براي مردم يک تکليف نيست، بلکه يک دعوت است، يک حُسن است، آن چيز که تکليف مردم است، "ايمان و عمل صالح" است / بالاترين سطح دينيات وجه کلماتي دين است / مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ.....بهترين نوع دينيات در قيامت وجه اسمائي دين است. وجه اسمائي دين را بايد با چه واژهاي مطرح کنيم؟ "الدين" / تمام دينياتي که تا قيامت مد نظر است، تماماً تحت الشعاع اسم "الدين" است / هر چه من و شما ملک را بيشتر بشناسيم، بهتر ميتوانيم دين را بفهميم. هر چه من و شما مقاطع يا مراحل مختلف ملک در عوالم را بهتر بشناسيم، بهتر ميتوانيم دينيات را در قبال آن متوجه شويم و بفهميم که چرا اين دينيات در قبال آن مطرح شده است / انسان ميتواند جنبههاي پايينتر دينيات را با تقليد و اطاعت انجام دهد ولي براي جنبههاي بالاتر آن بايد به هادي حي دسترسي داشته باشد ، تا بتواند آن جنبهها را پيگيري كند / اوج دين داري در قيامت وجه اسمائي دين يعني الدين است / بهترين نوع دين داري که انسان بايد در قيامت انجام دهد و واجد آن باشد. آن نوع دين داري است که خداوند از آن با واژه "الدين" نام مي برد / در آيه روز غدير خم: اليَومَ اَکمَلتُ لَکُم دينَکُم، اين آيه حاکي از کلمه ي دين است، حاکي از عالي ترين مرحله ي دين است، يعني رفتار در قبال مَلِک
49- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش چهل و نهم (ماه جمادی الاول 7- ویژه نامه دین 2)
دينمان يعني زمينه سازي ظهور. در اين زمان دين خلاصه ميشود در زمينه سازي ظهور، دين بجز اين معناي ديگري ندارد / دينداري افراد به کثرت نمازشان نيست، به کثرت روزهشان نيست. در اين زمان دين خلاصه مي شود در زمينه سازي ظهور / الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِيناً. قسمت اول يعني اکمال دين در همان زمان صدر اسلام واقع شد يعني در خود عيد غدير خم واقع شد، قسمت دوم در حوالي ظهور کامل ميشود و قسمت سوم بعد از ظهور کامل ميشود / کمال دين در صدر اسلام جاري شد، اتمام نعمات در حوالي ظهور کامل ميشود، و دين مرضي، بعد از ظهور جاري ميشود / زماني که انسان به دين کامل و تمام نعمات مسلح شد، هر دو را گرفت، يک بال او، دين کامل و بال ديگرش، تمام نعمات شد،آن وقت با اينها ميتواند پرواز کند، به گونهاي پرواز ميکند، به قدري زيبا پرواز ميکند که به اين نوع پرواز اين پرنده گفته ميشود وَ رَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِيناً / وقتي گفته ميشود امامت جزء نعمات است يعني خود مقوله امامت، وقتي گفته ميشود امامت جزء دينيات است منظور اعتقاد به امامت است و فراتر از اين، ايمان به امامت ميباشد / به هر تجربه ديني و به هر کسي که ادعاي ارتباط داشت، اعتنا نکنيم. ارتباط مادي با امام(ع).....فقط و فقط "اذن امام(ع)" را ميخواهد / زماني که امام(ع) ظهور کنند ميگوييم که ايشان چه ميگويد؟! چرا عقايدش با عقايد ما فرق دارد و در پي آن بسياري از علما و طبقات ديگر در مقابل امام مي ايستند، چون دينشان دين ساختگي است، دين امام زمان همان ديني است که در صدر اسلام جاري شده است. بياييم يک اداره بزرگ را به تهذيب تشيع اختصاص دهيم و تمام کليات و جزئياتي را که در تشيع مطرح است، دوباره بررسي کنيم / وقتي خداوند مي فرمايد: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دِينِ الْحَقِّ منظور اين است که ايشان در قبال هدايت و دين مقولهاي فراتر از نبوت را انجام داد، ايشان هدايت و دين را رسالت کرد. هم اخبارش را آورد، هم نعمات و محبتهايش را گرفت و پائين آورد / کسي که علم داشته باشد که چرا بايد دينداري کند، با کسي که علم نداشته باشد و صرفاً ايمان داشته باشد، يکسان است؟ کسي که وقتي مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ ميگويد در نشئه قيامت برود و خودش را در آنجا ببيند و متوجه شود که چه چيزي نياز است و چه چيزي نياز نيست و با توجه به آن تصميم بگيرد و دينداري کند، با کسي که صرفاً ايمان آورده و ميخواهد دينداري کند يکسان است؟ پس عالمانه دينداري کنيم، بصرف ايمان و عمل صالح قانع نشويم، اکتفاء نکنيم / مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ : خدايا روز قيامتي ميرسد، نشئه دين يا نشئه قيامت فرا ميرسد، دين تو در آن سرزمين عيان ميشود، تازه در آنجا ميتوان گفت که دين عيان ميشود. دين به چشم ديده ميشود. دينيات با چشم ديده ميشود. تا قبل از قيامت عموم دينيات با چشم قابل رؤيت نيست، چون نشئههاي قبل از قيامت نورش کم است، نورش آنقدري نيست که دينيات در آن ديده شود / نشئات مختلف با هم مرتبط هستند، الدنيا مزرعة الآخرة شما اينجا چه چيزي بکاريد، که در قيامت برداشت کنيد، در يَوْمِ الدِّينِ برداشت کنيد؟ در آن زماني که دين آشکارتر است، شما برداشت کنيد.....ما نبايد در معرفت شناسيمان فقط اين دنياي کنوني را بشناسيم، ما بايد نشئات بعد را بشناسيم. اگر شما نخواهيد به لحاظ آن چيزي که در قيامت ظاهر هست دينداري کنيد، بايد دنبال ثواب و عقاب اعمال باشيد..... / وقتي ميگويي مالِکِ يَوْمِ الدِّينِ ناگهان برو در صحنه قيامت، ميبيني افرادي دارند مؤاخذه ميشوند، افراد مشغول حساب پس دادن هستند و افرادي دارند عبور ميکنند و در ناز و نعمت به سوي بهشت برده ميشوند. خب دوست داريد جزء کدام دسته باشيد؟ انسان با داشتن چه چيزي در آنجا رستگار ميشود؟ همانها را از خدا طلب کن / عاقل ميگويد چه نمازي بخوانم که در آخرت خريدار خوبي داشته باشد؟ اين درست است. اين گونه نماز جزء دين است، نه صِرف نماز خواندن. لذا ما ميگوييم که نماز را اقامه کن، اينکه بگوييم "نماز را بخوان"، حرف کاملي نيست، هر خواندنِ نمازي انسان را رستگار نميکند، اقامه نماز، نمازگزار را رستگار ميکند / اگر ظاهري از نماز را شما بجا بياوريد و باطنش که در اين زمان پنهان است و در نشئات بعد ظاهر مي گردد، چيز خوبي نباشد، آن نماز شما جزء دين حساب نمي شود. نماز شما لقلقه زبان است. بسياري از مردم دينشان هم لقلقه زبان است به فرمايش امام حسين (ع) الدين لعق علي السنتهم / بياييم دينيات و دينداري خود را با علم توأم کنيم. شما ميتوانيد به لحاظ ايمان وعمل صالح دينداري کنيد، يعني ببينيد شارع مقدس چه فرموده، همان را انجام دهيد، در قيامت هم سرافراز ميشويد. بله تکليف عمومي ايمان و عمل صالح است، ولي هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ / خداوند ميفرمايد: إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْکَ الْکِتابَ سپس ميفرمايد: لِتَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللَّهُ يعني چه؟ يعني هر وقت تا حد زمين غيب بالا آورده شدي و خداوند مضامين غيبي يک مفهوم را به تو نشان داد، آن موقع بين مردم بوسيله آنها حکم کن، نه هر تجربه ديني، نميتوان حرف هر کسي که مشاهده و مکاشفه دارد را گوش داد. خداوند متعال در قرآن چنين جوازي به ما نميدهد / هر تجربه ديني قابل اعتنا نيست.....خيلي از تجربهها، تجربه ديني نيست، تجربههاي شيطاني است، تجربيات نفساني است.....احکام کساني که با واژه امروزيها "تجربه دينيشان" تا حد زمين غيب است قابل اجرا و لازم الاجرا است / اَلْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي؛ ما دو گونه مقوله در نظام الهي داريم؛ "نعمات"، "دين". خداوند درباره دين ميفرمايد: "اکمال دين"و درباره نعمات ميفرمايد: اتمام نعمت. اين دو مقوله از هم سوا نيست / "الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دينَکُمْ"..... يعني کلمه دين "با تمام وجوهش" پايين آمد، نه "با تمام حجمهايش". اين دو جمله دوگونه مفهوم دارند. وقتي ميگوييم: "با تمام وجوهش" در عمق آمد، يعني از هر وجهش، مجرايي به سمت عمق باز شد و از هرجزء كلمه دين، نهري در عمق عالم جاري شده است. شما دين و تمام خصوصيات کلمه دين را در روز غدير خم مييابيد، اما با حجم کوچکتر / بايد با "ملک در قيامت" بيشتر آشنا شويم تا بفهميم چرا بايد دينيات را انجام دهيم؟ تا بفهميم چرا اينگونه دينيات؟ به عنوان مثال ملک چه رفتاري انجام ميدهد که در قبال آن رفتار، بايد نماز خواند؟ ملک چه رفتاري در عالم انجام ميدهد که در قبال آن، بايد روزه گرفت؟ ملک چه رفتاري انجام ميدهد که در قبال آن بايد سجده کرد؟ / امام زمان(عج) در قبال مُلک خودشان از ما وظايفي را طلب ميکنند که اسم آن رفتار در قبال نيز "دينيات" است. هنگاميکه امام زمان(عج) آن رفتارهاي جديد را از ما طلب ميکنند، کساني که دين را شيئي بيجان و ميّت ميپندارند، ميگويند: امام زمان(عج) "دين جديد" آورده است، در حالي که اينطور نيست و "دين" يک دين است / "دين" يک دين است زيرا مَلِک يک نفر است. در نظام الهي مَلِک خداست، البته درست است که مُلکش را به افراد مختلف ميدهد. ملک خداوندي "جلوههاي" مختلف دارد لذا دين يعني رفتار در قبال ملک هم بايد "جلوههاي مختلف" داشته باشد / وَ ما أُمِرُوا إِلاّ لِيَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ وَ يُقيمُوا الصَّلاةَ وَ يُؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دينُ الْقَيِّمَةِ".....بر طبق اين آيه، کسي که خدا را خالصانه عبادت کند، حنيف باشد، اقامه صلاة کند، ايتای زکات کند ، "دين قيّمه" دارد.....در اين صورت ميتوان گفت: دين او ديني است که محکم است.....دين قيّمه دين امام زمان است / در يَوْمِ الدِّينِ چه چيزي دست آدم را ميگيرد؟ انسان چه چيزي در دنيا داشته باشد، به چه چيزي مقيد باشد که در يَوْمِ الدِّينِ سرافراز شود؟ / تعريفي که قرآن از دين ارائه ميکند اين است: شما رفتاري را در اين نشئه انجام دهي و اين رفتار در نشئههاي آينده خريدار داشته باشد / دين چيست؟ آن چيزي که در قيامت نمود بايد و شايد را دارد / دينيات چيست؟ آن چيزهايي که انسان در اين دنيا انجام دهد و ببيند در قيامت که يَوْمِ الدِّينِ است، نشئه دين است، جلوه بسيار خوبي دارد / درمورد قيامت داريم يومالدين، چه چيزي در قيامت بسيار نمود دارد؟ دين نمود دارد، دين در قيامت بسيار نمود دارد / چون قيامت يوم الدين است، دينيات در آنجا عيان است، در نشئات، اولين جايي که دينيات در آنجا بسيار و به يک نحو مطلوب عيان است، نشئة قيامت است / در فروع دين بايد مقلد باشم، در مسائل حکومت، انسان بايد حرف ولي فقيه را گوش کند و مطيع ولي فقيه باشد، ولي در معارف اينگونه نيست.....ما در معارف نبايد مقلد باشيم / خداوند متعال به سيدمان رسولالله امر ميفرمايد که: اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً ، حنيفيت جزئي از دين اسلام قرار داده شد، حنيفيت مقولهاي بسيار عظيم است / رفعتِ کلمه دين به اين است که بيشتر شود و دينيات را ظاهرتر کند / اگر در حديث داريم که الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ، من ميخواهم تمام وجودم دين باشد...... آيا در اين صورت، نماز، عمود من ميشود، چطور ميتوانم از اين عمود استفاده کنم و به آن تکيه کنم؟ / با آن تعليم و تربيتي که در دين ما يعني اسلام، مطرح شده از اهل زمان خودت سبقت بگيريم، جزو السابقون باشيم و به سوي نشئات آينده حرکت كنيم / دين يکي است، دين دو تا و چند تا نيست / ما اصطلاحاً به اين بخش از دين که نوح(ع) توانست پايين بياورد شريعه ميگوييم. ايشان نهري از دريا را پايين آورد، شريعه يعني نهر / شريعتهاي گذشته بخشي از دين است و شريعت اسلام که شريعت محمدي است، تمام دين است / چون از زمان ابراهيم(ع) بخش بيشتري از دين پايين آورده شده بود، خداوند ديگر واژه اسلام را بر دين اطلاق ميکند، لذا گفته ميشود اولين مسلمان از لحاظ زماني ابراهيم(ع) بود. اسلام اولين بار به ابراهيم(ع) عرضه شد / اديان گذشته بخشي از اسلام است و دين سيد ما رسول الله تمام دين است، لذا به آن اسلام گفته ميشود
48- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش چهل و هشتم (ماه جمادی الاول 6- ویژه نامه دین 1)
فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنيفًا فِطْرَتَ اللّهِ الَّتي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ / خداوند متعال دين اسلام را دين کامل قرار داد و تا روز آخر عمر شريف حضرت ، دين را کامل کرد ، نعمات را جاري کرد ، ولايت اميرالمؤمنين را جاري کرد / ما مسائل ديني را اطاعت نمي كنيم ، تبعيت ميكنيم . کليه اعمالي که انجام ميدهيم کاري نداريم ثواب دارد ، يا ندارد ، امر شديم ، يا نه . چون مولاي من اميرالمؤمنين انجام ميداد ، انجام ميدهم / دينداري تا حد خلوص ، اين درس ، در زمان نوح (ع) به انسان داده شد و در خلال دوران توسط هاديان الهي و توسط انبيا الهي عليهم السلام تکامل داده شد / آن چيزي که ما امروز آن را به عنوان فروع دين مي شناسيم ، انسان بايد قبل از ظهور تقيد به اينها را امتحان بدهد / خداوند توسط انبيا (ع) حدود الله را ـ و به عبارت ديگر آن وجهي که براي دين و در قبال دين ، حالت قيم دارد ـ تکامل داد . و در نهايت دين انسان را کامل کرد . کمال دين در زمان ظهور ، در دوران سخت قبل از ظهور ، بايد به معرض امتحان گذاشته شود . ـ کمال دين ، نه قسمتي از دين . نه جنبه انتخابي از دين / در دوران قبل از ظهور ، دين کامل يکي از مواد امتحاني هست / خداوند دين انسان را کامل کرد . دين کامل را با نعمات خاصه مسلح کرد و در مجموع دين انسان را ، دين مرضي قرار داد . در آن امتحان جامع قبل از ظهور ، دين مرضي بايد به امتحان گذاشته شود / آيه 55 سوره نور: " کساني که دينشان دين مرضي هست آنها بسوي ظهور مي روند ، آنها در زمين تمکين داده مي شوند . و از نعمت ظهور و از محبتهاي بعد از ظهور بهره مند خواهند شد " / امام حسين صلوات الله عليه چنان صحنه آرايي مي کنند تا فقط ياران خالص بمانند و بقيه مجبور بشوند که بروند . يعني اي انسان ! اين خلوص در دينداري ، اين دين خالصي که در قرآن آمده ، اين دين خالصي که بر نوح (ع) جاري شد و آن قدر ادامه داده شد تا به اوج خلوصش برسد ، اين را از من داري / کاملترين کلمه اي که [مي توانيم] در مورد دين اسلام و مقولات آن ـ به استناد خود قرآن ـ بگوييم کلمه دين مرضي است / در دين مرضي که خداوند در قرآن معرفي مي کند ، هم فقه زيرمجموعه دين است ، هم حکومت و سياست زير مجموعه دين هستند / ما نقش هادي را در جامعهمان ناديده ميگيريم ، لذا دينداريمان روي هواست / به استناد قرآن در دين کامل ، اصل ، حنيفيت است . و دين کامل با نعمات خاصه که جمع بشود دين مرضي واقع ميشود / تا وقتي که تبعيت از هادي حي مطرح نباشد و يا جنبه هاي مختلف انتفاع از او پررنگ نباشد ، مقوله هاي ديني يا تعطيل مي ماند و يا در جامعه به صورت کاريکاتوري مطرح مي شود / چه کساني در حکومت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف وارد مي شوند ؟ واجدان دين مرضي / خداوند در روز غدير خم دين را کامل کرد ، نعمات را جاري کرد ، جمع بين اين دو را دين مرضي ناميد.....در روز غدير خم خداوند متعال باب دين مرضي را بر جامعه مسلمين باز کرد / يکي از مقولات دين مرضي ، کوثر هست / در جامعه خوبان همه بايد واجد دين مرضي شوند و هر کس وارد دين مرضي نشود ، به ديار مهدي ، به حکومت حقه مهدي (عج) ، راه ندارد / انبياء(ع) مسلمانان حقيقياند، دين يکي است، إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلامُ ؛ دين دوتا نيست، شريعتها متعدد است، دين يکي است، دين خدايي يکي است / حکومت قسمتي از دين است ولي قسمتي از بالاترين درجه دين است / خداوند متعال دين را قائم به امام(ع) قرار داده، لذا ما به خاطر دينداري هم که شده بايد دنبال مولايمان بگرديم، مولايمان را پيدا کنيم تا از طريق ايشان بتوانيم آن دينداري مدنظر خداوند را انجام دهيم / فقط زماني که به سراغ دين مرضي برويم ، يعني بالا ترين درجه دين ، اين دين مرضي به قدري شامل هست ، که کل نعمات خاصه ، از جمله حکومت را شامل مي شود / اهل بيت (ع) و شاگردانشان ، يعني انبيا (ع) و برخي ديگر از شيعيان ، در قبال دشمنان دين ، يکسري رفتارها دارند . شما در آن رفتارها و در آن کلام ، رفتار و کلام در قبال دشمن دين را ياد بگير / بالاترين درجه دين ، دين مرضي است که خداوند در قرآن نام مي برد / دين مرضي ، کل عوالم هستي را ، در کل زمانها ، کليه مکان هاي عوالم هستي را ، وکليه زمانهاي عوالم هستي را ، ـ چه اين جهان ، چه آن جهان را ، جهان آخرت را ـ در بر مي گيرد / شما اگر در حد دنيا دين داشته باشي ، بايد فقه را داشته باشي ، چون قيم دينت باشد.....شما به استناد قرآن در بالاترين درجات ، دين داشته باشي ، ولي باز نياز به اين قيم داري ، نياز به مسائل فقهي داري . به اصطلاح بعضي از آقايان ، اين نيست که اول شريعت ، بعد که وارد طريقت شديم ديگر نياز به شريعت نداشته باشيم و..... / حنيفيت، مهمترين عنصر دين اسلام است و اقامه حنيفيت شديداً وابسته به امام(ع) است / ما اگر مي خواهيم در جمهوري اسلامي مان دين و سياست به هم ارتباط داشته باشد بايد در آن فضايي که قرآن مشخص مي کند دينداري مان را قرار بدهيم وگرنه بر زبان چيزي مي گوئيم که در عمل واقع نمي شود / امامِ عالَم در اين کشور، در اين قسمت از عالَم، کلنگ حوادث بسوي ظهور را به زمين زده، بتدريج قوانين دارد عوض ميشود. هوشيار باشيد، اي کساني که ايمان آوردهايد اگر از دينتان برگرديد فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ، بزودي کساني مي آيند که خدا خيلي آنها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند / در زمان شريعت پنجم يعني شريعت محمدي(ص) تمام آن قسمتهايي از دين که در شريعتهاي گذشته نميتوانست جاري بشود، و پهلوانهاي عالم در گذشته نميتوانستند آن دانههاي درشتهاي دين را پايين بياورند، سيّد ما اين کار را انجام دادند. عناصر درشت دين را گرفتند و به عمق آوردند / اسلام دين واقع گرا نيست. اسلام دين حق گرا است / اهل بيت(ع) امام بر دين هستند / اوج کلمه دين در دقيق تر دينداري کردن است / معمولا خداوند دين را اينطور مطرح ميکند. معناي دين را در عوالم مياني اينطور مطرح ميکند: اعمالي که جلوه هايي زيبا، در نشئه بعدي داشته باشد، در نشئه بالاتر داشته باشد، خداوند به اين مفهوم ميفرمايد، دين / حکومت مي تواند زير مجموعه دين باشد آنهم در شرايط خاصي. اما زير مجموعه فقه نيست / انسان نگاه کند که غذاي روحش را، غذاي دينش، را از چه کسي مي گيرد.....من مي خواهم از امام(ع) بگيرم / اصل دين ما، ستون اصلي دين ما، ولايت اهل بيت عليهم السلام است، واين زمان ظهور، اشراق ميشود / دين يعني اعمالي که اگر انسان در دنيا انجام بدهد، جلوه اي زيبا، جلوه اي در کمال حسن، در نشئه بعدي داشته باشد / .....تا ميتوانيم خود را با ارزشها، با دينداري، با تقوي تقويت كنيم