www.AzmeZohoor.ir
And the earth shall beam with the light of its Lord
عناوین آرشیوی عزم ظهور
موضوع آرشیو : هدایت
40- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش چهلم (ماه ربیع الثانی 4 - ویژه نامه هدایت 5)
فهرست مطالب آرشیو:
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّکُمْ مِنِّي هُدي فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ .....بر طبق اين آيه تمام تعاليم ما بايد به "تبعيت از هدايت،"خلاصه شود، بايد به "تبعيت از هدايت،" منتهي شود / خداوند نسبت به مقوله هدايت و نسبت به روش هدايت و نسبت به تمام چيزهايي که در مسير خدا است و تمام اجزاء آن، غيور رفتار ميکند، شما اگر بخواهي نسبت به هر کدام از اجزائش، شرک قائل شوي، خداوند شما را مورد عتاب قرار ميدهد / تربيت و مفاد تربيتي ميتواند يک زماني خاتمه پيدا کند، ولي هدايت هيچ وقت نبايد خاتمه پيدا کند. پس شما "خاتميت" سيد ما رسول الله(ص) را در ماجراي "ربوبيت" جستجو کنيد / اهلبيت(ع) .....کليدهاي هدايت قرآن و کليدهاي خزانه قرآن را به متقين ميدهند / انسان ميتواند جنبههاي پايينتر دينيات را با تقليد و اطاعت انجام دهد ولي براي جنبههاي بالاتر آن بايد به هادی حی دسترسی داشته باشیم، تا بتوانیم آن جنبهها را پيگيري کنیم / هدايت "إذن" ميخواهد / با مقوله هدايت و هادي آشنا شویم و رفتار در قبال هادي را ياد بگيریم تا زماني که خداوند بخواهد يک هادي قرار دهد، رفتار مناسب در قبال ايشان در وجودمان جاي گرفته باشد و براي تحقق اين موضوع ميتوانیم اين رفتار را در نزد خوبان از جمله رهبر معظم انقلاب ـ أيّده الله تعالي ـ تمرين کنیم / خداوند ابتدا به واسطه امام زمان(عج) براي جامعه يک هادي قرار ميدهد و سپس حوادث(آخرالزمان) را به راه مياندازد. در سيره خداوندي نيست که ابتدا حادثهای را راه بياندازد و سپس هادي را قرار دهد. در سيره خداوندي نيست که مردم را رها کند / در ماجراي آدم(ع) که نگاه ميکنيم ميبينيم ابتدا خداوند ايشان را نبي قرار داد و سپس ماجراها را براي ايشان شروع کرد. خداوند ابتدا در آن بهشت، ايشان را "هادي" و "مجتبي" و "مصطفي" قرار داد و سپس ايشان را به زمين فرستاد و بني آدم را از صلب ايشان خلق کرد، نه اينکه ابتدا بني آدم را خلق کند و بعد هدايت، و بعد نبوت، و بعد اجتبي و اصطفي را قرار دهد / حوادث(آخرالزمان) نزديک است. براي آن زمان، مهمترين موضوع اين است که ما رفتار در قبال هادي را ياد بگيريم و تمرين کنيم، نه اينکه صرفاً بلد باشيم، بلکه بايد تمرين کنيم تا آن رفتار، صفتمان شده باشد، رفتار در قبال مَلِک را تمرين کنيم، مَلِکي که با قواي خاصه الهي نصرت شود / اگر از هدايت بهره نداريم، بايد اينطور فکر کنيم: چه چيزي درِ وجود ما را به روي هدايت بسته است؟ چه چيزي مانع بين ما و هدايت شده است / مقولاتي مانند: هادي، مَلِک، وليّ و اين گونه مقولات رايج در زمان ظهور را ما "در اين زمان" تمرين کنيم / ذلِکَ الْکِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًي لِلْمُتَّقينَ" به استناد اين آيه، هدايت قرآن بسيار جاري وبسيار نور افشان است. اين بي تقوايي ما است که مانع بهره مندي ما از هدايت قرآن شده است / اگر ما تقوا را رعايت کنيم، آن موقع ميبينيم که بعضي از هدايتهاي جاري در قرآن، در دست ما است. به راحتي به آنها دسترسي داريم / خداوند متعال در سوره محمد(ص) آيه 17 درباره ياوران مهدي(عج) ميفرمايد: والذين اهتدو زادهم هدي و آتاهم تقواهم ، کساني که هدايت را قبول کرده اند، هدايت ولايت اميرالمومنين(ع) هست، خداوند بر هدايت آنها ميافزايد، يعني آنها رابيشتر مشمول ولايت اميرالمومنين(ع) قرار ميدهد، و توسط مولا اميرالمومنين(ع) تقواي آنها را به آنها عطا ميکند تقوايي که آنها سعي کردند رعايت کنند ولي نتوانستند در خلال زندگي شان ، مولا اميرالمومنين(ع) تمام تقوا هاي آنها را که از آنها کنده شده بود به آنها بر ميگردانند و براي آنها محکم نگه ميدارند / صفات اخلاقي را با محصولش بشناسيد، تقوا آن چيزي است که اگر کسي واجدش باشد، ميتواند از نور هدايت قرآن استفاده کند ؛ اگر کسي بسيار سعي کند که تقوائيات را رعايت کند، ولي نتواند از نور هدايت قرآن استفاده کند، بايد گفت که او تقوا ندارد، ظاهري را رعايت کرده است / انبياء (ع) ..... نعمات، اخبار، هدايتها و محبتهاي موجود در طبقات بالاي عوالم را پايين آوردند و در عمق يعني در دنيا عرضه کردند / خلفاي رب در دنيا بسيار مؤثر بودند، بسيار باعث هدايت و رشد مردم شدند، نعمات زيادي را از جانب خدا براي مردم آوردند / ثمرات ايمان عبارتند از ثبات، جهاد، هدايت، اصلاح،عمل صالح، فلاح، نصرت، مغفرت، جزاء، اجر، اجرعظيم،اجر کبير، نعم الثواب، حسن مآب، جنات عدن، جنات فردوس و... / هاديان الهي معصومند / هاديان، انسانها را به مسيري هدايت ميکنند و در آن مسير، حرکت ميدهند / شرک در قبال شجره هدايت است. اگر شما در هر قسمتي از شجره هدايت حتي در قبال ابزارهاي هدايت، کوچکترين لغزشي انجام دهيد، شما مشرک هستيد. لذا آن کسي که از امام(ع) فاصله ميگيرد و دنبال پير و مرشد ميرود، او مشرک است، او مشرک است و موحد نيست / إِن هَذَا الْقُرْءَانَ يهْدِي لِلتي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشرُ الْمُؤْمِنِينَ الذِينَ يَعْمَلُونَ الصلِحَتِ أَن لهَُمْ أَجْراً کَبِيرا اين قرآن، به آنچيز که اقوم است، هدايت ميکند؛ و به مؤمناني که اعمال صالح انجام ميدهند، بشارت ميدهد که براي آنها پاداش بزرگي است. قرآن، به اقوم هر چيز هدايت ميکند و از جمله آنها اقوم مقولات است / آنچيزي که امام مطرح مي کند" هدايت الله" است / وَ کُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ.....در قيامت .....همگان ميبينند که امام آن کسي است، آن وجود بسيار عظيم و قابلي است که تمام اشياء، اعم از اشياء مادي و غير مادي اعم از امور، اعم از اسماء و صفات خداوندي و در مجموع از کوچکترين اشياء تا بزرگترين اشياء ساخته شده خداوندي درون فردي به نام امام است. آن فرد آن امام در اين زمان هم هست ولي به لحاظ ضعف دنيا صفات و قابليتهاي او براي ما شناخته شده نيست. لذا هاديان الهي که ميآيند ما را با صفات امام آشنا ميکنند / تمام شب و روزمان را بايد روي اين موضوع بگذاريم. ما بايد تبعيت از هادي را تمرين کنيم، ما بايد رفتار در قبال امام(ع) را تمرين کنيم / امام(ع) از جنبه هدايتهاي مورد نياز يک جامعه، حتي کل جامعه بشري و نيز از جنبه جهت گيريها جوامع را رها نميکنند، جوامع را هدايت ميکنند، تمام جوامع را هدايت ميکنند. راه "خوبان" را به سمت خوبيها و راه "بدان" را به سمت مسيري که خودشان انتخاب کردهاند باز ميکنند / قرآن انسان را به سوي امام هدايت ميکند / در اين زمان ما بايد جامعه را براي "مهديسالاري" آماده کنيم نه "مردمسالاري". اگر کسي جامعه را بسوي مردمسالاري هدايت کند يعني او از امام زمان منفعت نبرده است / در هدايتها و جهتگيريهايمان چقدر از امام(ع) انتفاع بردهايم؟ / ما بايد از امام(ع)، يک "هادي" طلب کنيم و بايد خودمان و جامعه را براي زماني که امام(ع) بخواهند در جامعه يک هادي قرار دهند، تربيت کنيم / يکي از شرايط هادي اين است که بايد "اذن" داشته باشد، بايد "اذن هدايت" داشته باشد / خداوند در زمان طوفانهاي عظيم(آخرالزمان) شخصي را "هادي" قرار ميدهد.....تا آن زمان حرف رهبر معظم انقلاب را گوش دهیم و اعتنا کنیم زيرا ايشان در "باب تعليم و تربيت" و در "باب هدايتها و جهتگيريها" از امام زمان(عج) منفعت قابل توجهي ميبرند و اين منفعت به ميزاني است که ميتوان به آن ميزان از منفعت، اعتنا کرد و واقعاً اين جايگاه را دارد که انسان خودش را با ايشان تطبيق دهد. و از آن مهمتر اينکه ايشان منصوب از جانب امام(ع) هستند / همانطور که جغرافيا انواع و اقسام دارد ؛ هدايت هم انواع دارد. ما در ماجراي ظهور امام زمان(عج) درخواست جغرافيا ميکنيم و ميگوئيم: خدايا جغرافياي ظهور را براي ما عيان کن / الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّينِ، من ميخواهم تمام وجودم دين باشد.....در نمازهايمان بيشتر دقت کنيم تا انشاء الله زماني که يک هادي از جانب خدا آمد و مأذون بود که دست ما را بگيرد، او کمکمان کند و نمازمان را نماز کند / ما بايد به لحاظ همان نمازي که ميخوانيم؛ طالب هدايتهاي قبل از ظهور باشيم. ما بايد طالب تبيين ماجراي ظهورو طالب توضيح ماجراي ظهور باشيم / ذلِکَ الْکِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدًي لِلْمُتَّقينَ * الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ * وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِاْلآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ.....اين کتاب، هدايتي براي متقين است.....ما چه چيزي کم داريم که از هدايت قرآن بهره نميبريم؟ / سيره امير المومنين(ع) در آخر الزمان، همان سيره ايشان در قبل از ولادت با سعادتشان ميباشد ، ایشان دوباره(در آخر الزمان) با وجه هادي، با وجه حجت، با وجه ولايت، با وجه معلم، با وجه مربي، انبياء و رسل(ع) را حرکت ميدهد و بيشتر تعليم و تربيت ميکند و روانه ميدان آخر الزمان ميکند / هدايت به اين معنا ميباشد که انسان به صحنه "علم" داشته باشد و علاوه بر علم به صحنه، "راههاي" موجود در صحنه را هم بداند، "خطرات" را هم بداند و بتواند "بهترين مسير" را تشخيص دهد. اين معناي هدايت است. و کسي که هدايت شده باشد به او "مُهتَد" گفته ميشود / کسی که حضرت زهرا(س) را بشناسد،طرق وصل شدن به ايشان راهم بشناسد، موانع وصل شدن به ايشان را هم بشناسد، بهترين راه وصل شدن و انتفاع بردن از حضرت زهرا(س) را بشناسد ـ تا اينجا ميشود مهتد ـ هدايت شده و علاوه بر اينها، از آن بهترين مسير حرکت کند و به حضرت زهرا(س) برسد و از ايشان بهره ببرد، چنين شخصي پيوسته در شب قدر است و بلکه بايد پرسيد که چنين شخصي در چه زماني در شب قدر نيست؟! بهره چنين شخصي از حضرت زهرا(س) در شب قدر بسيار زياد است و واقعاً ميتوان گفت که چنين شخصي شب قدر را درک کرده است
39- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سی و نهم(ماه ربیع الثانی 3 - ویژه نامه هدایت 4)
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ يعني خدايا جغرافياي صراط المستقيم را براي ما عيان کن / اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ، يعني چه کساني؟ يعني خدايا ما را به راهي هدايت کن که مسير آن، مسير ياور مهدي شدن باشد، چون ياوران مهدي از نعمات خاصه تو بهرهمندند / هدايت به سمت امام(ع)(صِراطًا سَوِيًّا) با تبعيت از هادي الهي ممکن مي شود / أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ ياوران حضرت هستند، لذا ميتوان رفتار در قبال امام(ع) را در قبال بهترين رشديافتگان و انتفاع برندگان از امام(ع) تمرين نمود. اگر ايشان از انظار غايبند، تربيت شدگان و انتفاع برندگان از ايشان که غايب نيستند، لذا تبعيت از هادي را ميتوان در قبال أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ تمرين نمود. که يوسف(ع) را نزد برادرش بنيامين مي توان جستجو کرد و تربيت اهل بيتي را نزد أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ / اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ.....خداوند ميخواهد قبل از اينکه ما در قبال ظهور، وادار به حرکت شويم، برايمان توضيح دهد. ميفرمايد: درخواست تبيين کنيد. درخواست هدايت کنيد / ما بايد درخواست هدايت کنيم. لذا بايد نسبت به مطالب قبل از ظهور اشتياق داشته باشيم. ما ميخواهيم بر صراط قرار داده شويم. چه کسي ميداند، "هم اکنون" صراط کجاست و به چه صورتي است؟ جغرافياي صراط المستقيم چيست؟ جغرافياي منطقهاي که صراط المستقيم درون آن منطقه قرار دارد چگونه است؟ اگر شما با جغرافياي منطقهاي آشنا شويد ؛ ميتوانيد راهها را با عقلتان متوجه شويد / مشتاق "هدايت" صحنه هاي قبل از ظهور باشيم. مشتاق "تبيين" صحنه هاي قبل از ظهور باشيم، تا از درون آن صحنهها "صراط المستقيم" را پيدا کنيم و خودمان با "ميل" به سمت صراط المستقيم برويم. قبل از اينکه انسانها وادار به حرکت در اين مسير شوند، با ميل خودمان برويم قبل از اينکه در اين مسير حرکت داده شوند؛ خودشان حرکت کنند / امام ،سبيل است ،امام صراط است.إهدِنَاالصِراط المُستَقيم ما را به اميرالمؤمنين هدايت کن / صراط المستقيم، صراط تبعيت از هادي زنده است نه صراط تبعيت از هدايت مکتوب کسي با هدايت مکتوب ـ يعني با قرآن و حديث ـ نمي تواند از جهنم فتنه هاي قبل از ظهور عبور کند گير مي کند، چرا ؟ بدليل شديد المحال بودن خداوند / روش عرفا، روش مورد تائيد قرآن نيست. چون ميروند و ميبينند ولي با قرآن محک نميزنند. ميروند و ميبينند ولي چون با هادي نميروند دچار مشکلاتي ميشوند و از همان اوايلِ کار، دچار شياطين ميشوند / در نظام عرفان اصطلاحي، هادي آن مرشد يا آن قطب يا آن درويش يا آن سالکي است که يک مقدار جلوتر رفته باشد، ولي بدانيم که نظام عرفان اصطلاحي، نظام قرآني نيست، نظام مورد تائيد خداوند متعال نيست، ولو اينکه از آيات قرآن براي برخي از رفتارهايشان استفاده ميکنند، ولي مورد تأئيد نيست. ما در قرآن دعوت به حنيفيت شدهايم..... / اگر کسي "علم به صحنه" داشته باشد، "راههاي رسيدن به مقصود" را هم بداند، "خطرات" را هم بشناسد و در ميان راهها و خطرات "بهترين و مناسبت ترين راه" را بشناسد، به او "مهتد" و به اين ماجرا "هدايت" گفته ميشود و اگر بخواهد اين هدايت را به ديگران انتقال دهد به او "هادي" گفته ميشود. ولي اگر کسي اينها را داشته باشد و علاوه بر اينها يعني علاوه بر مهتد بودن، "به سمت مقصد نيز حرکت کند" و در اين راه "ثمره" بگيرد، در اين صورت به او "عارف" گفته ميشود. اگر انسان هدايتش را بالفعل کند يعني عملا در مسير هدايت حرکت کند و به مقصود برسد، چنين شخصي "اهل معرفت" است / افراد "هدايت" ميشوند و محصول هدايتشان "معرفت" است / معرفت" به معناي "هدايت" نيست و "عارف" نيز به معناي "مهتد" نيست / "عارف" با "عالِم" تفاوت دارد يعني عارف چيزي فراتر از عالم را دارد، ....."عارف" از "مهتد" هم چيزي فراتر دارد.....عارف کسي است که از مسيرهدايت حرکت کند و به مقصود برسد / معرفت :"هدايتِ به محصول رسيده" / خوب است که انسان براي معارف مختلف، براي تفکراتي که ميخواهد در قلبش جا دهد، ابتدا دنبال جنبه قرآني آن موضوع باشد. قرآن اقوم است و انسان را به موضوعات و راهي که اقوم است هدايت ميکند. إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ / قرآن هرکسي را هدايت نميکند. نميشود روي يک سري معلومات بسيار پيش پا افتاده اسم معارف گذاشت، قرآن هم در معرض مؤمن ميگذارد هم در معرض کافر، شما اسم آن چيزي را که کافر هم بتواند از قرآن برداشت کند معارف نگذاريد، ولو ظاهرش بسيار قيمتي باشد، اصلاً اسم معارف رويش نگذاريد. معارف آن چيزهايي هست که کافر ولو با سعي زياد نميتواند به آنها دسترسي پيدا کند / در باب معارف، اولين معيارمان بايد قرآن باشد، در باب هدايتها و جهتگيريها، بايد آن هدايتها و جهتگيريهايي را که رهبر معظم انقلاب ايده الله تعالي مطرح ميکنند مد نظر داشته باشيم / بيائيم تبعيت محض از هادي حي را در قبال آقا(رهبر معظم انقلاب) تمرين کنيم / ما بايد حنيف باشيم. حنيفيت، قائم به هاديِ از جانب خدا است / فقط انسانهاي حنيف، يعني کساني که بنا را بر تبعيت از هاديان الهي گذاشتهاند و همراه هاديان الهي و به دنبال آنها و با اجازه آن هاديان حرکت ميکنند، وارد طبقات بالا و ياسرزمينهاي آينده ميشوند و از نعمات طبقات بالا يا نعمات سرزمينهاي آينده استفاده ميکنند.حنيف يعني چنين شخصي، حنفاء يعني چنين اشخاصي / حنيفيت وابسته به هادي الهي است ولي ما همت کنيم تا رفتار آن را ياد بگيريم، از خدا طلب کنيم و بگوييم که خدايا ما ميخواهيم حنيف باشيم. هادياي بفرست که با طبقات عوالم تو و با نشئات تو آشنا باشد و از جانب تو اجازه داشته باشد که دست ما را بگيرد و حرکت دهد و ما نيز وقتي به چنين فردي ميرسيم بلافاصله بگوييم هَلْ اَتَبِعُک؟ آيا اجازه ميدهي که ما از شما تبعيت کنيم؟(اين کلامي بود که موسي(ع) به خضر(ع) گفت) / روش حنيفيت، روشي است که در طي آن شما بايد هادي زنده را پيدا کنيد و در قبال او تسليم محض باشيد و سر به تبعيت فرود بياوريد. در اعمالتان بنا را بر تبعيت محض از هادي حي بگذاريد / "تبعيت از هادي حي و از امام حي" را آرمان خودمان قرار دهيم، سعي کنيم "حنيف" باشيم و تا وقتي که خدا بواسطه امام(ع) يک هادي حيّ در جامعه قرار نداده سعي کنيم که تمرين تبعيت و تمرين حنيفيت کنيم / يک حنيف در حرکت کردن سعي نميکند، يک حنيف در مسير کسب صفات حرکت نميکند، يک حنيف به طي عوالم و يا طي سرزمينهاي آينده فکر نميکند، "يک حنيف، يک شخص حنيف فقط به نوع تبعيتش از هادي الهي فکر ميکند و فقط به اين موضوع عمل ميکند / حنيفيت يعني اينکه انسان با تبعيت به هادي وصل شود و سپس همراه هادي و در آن مسير و از آن سرزمينهايي که هادي از جانب خدا، انسان را حرکت ميدهد، حرکت کند / در زيارت جامعه آمده است و هُدِيَ مَن اعتَصَمَ بکُم کسي که به شما پناه آورد و تمسک جست ،هدايت شد / مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ، هر کسي را خدا هدايت کند، او هدايت يافته است / پيوسته با هاديانِ از جانب خدا جلو برويم نه طبق ميل خودمان، نه طبق فهم خودمان. تعقل را در آن مسيري که هاديان الهي نشان ميدهند بکار ببنديم / اگر کسي از مسير هاديان الهي جلو نيايد و در غير اين مسير بخواهد تعقل کند، آن تعقلش اصلاً تعقل نيست / انبياء(ع) در آينده و براي آينده تعليم و تربيت شدهاند, آنها براي زمينه سازي حکومت حقه، براي برپايي حکومت حقه، براي امامت در حکومت حقه تربيت شدهاند. يک وظیفه فرعي که آنها انجام دادند هدايت مردم بود و بلکه بسياري از اوقات از اين وظيفه گريزان بودند / نزد چه کسي بيشترين هدايت است؟ دنبال تبعيت از او باشیم / در عموم دورانها، تبعيت از آثار جواب مي دهد اما در دوران قبل از ظهور تبعيت از آثار جواب نمي دهد, تبعيت از شخص هادي جواب مي دهد. ما بايد در جامعه مان، تبعيت را تبيين کنيم / بايد تبعيت از هادي حي داشت". بايد انتفاع از خورشيد پشت ابر امام زمان (عج) را ـ که ايشان هادي حي هستند ـ بيشتر کرد..... / خداوند در چه زماني به موسي(ع) اجازه ميدهد که با خضر(ع) آشنا شود؟ زماني که با تبعيت آشنا شد و تبعيت در وجودش قرار گرفت. از اين جا مي توان نتيجه گرفت که خداوند زماني در جامعه هادي قرار مي دهد که من و شما با مقوله تبعيت آشنا شويم / با ولايت و از مجراي رهبر معظم انقلاب، نصرت ميشويم.....ما مقوله تبعیت را در قبال رهبر معظم انقلاب ايده الله تعالي تمرين کنيم. آماده شويم، تا زماني که خداوند، هادي اي در زمين قرار داد، بدانيم که چگونه بايد در قبال او رفتار کرد / تمام برنامههاي خداوندي "هدايت" نيست. تربيت و هدايت فقط بخشي از برنامههاي خداوندي و دو ابزار از ابزارهاي خداوندي است / در دنيا ولايت بيشتر بصورت هدايت نمود دارد.....ثمره ولايت در دنيا به صورت هدايت است / از جمله وظايفي که انبياء(ع) مد نظر داشتند هدايت بود، براي چه؟ براي رساندن به مقصدهايي در آينده
38- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سی و هشتم(ماه ربیع الثانی 2 - ویژه نامه هدایت 3)
اگر ما در جامعه هادي نداريم.....درسهايش را در فکر و قلب مان بلد باشيم، و آنها را در قبال رهبر معظم انقلاب ايده الله تعالي تمرين کنيم تا زماني که خداوند متعال محبت کرد و هادي در جامعه فرستاد، بدانيم بايد چکار کنيم / هادي کسي که از جانب خدا ميداند که بايد از کدام مسير حرکت کرد. اجازه دارد که دست من و شما را بگيرد و در مسير حرکت دهد، و اجازه دارد که در خلال مسير هم خودش از نعمات بهرهمند شود و هم ما را بهرهمند کند و زماني که ما را به مقصد رساند، خداوند متعال هم هدايت ايشان را و هم اينکه ما دنبال ايشان راه افتادهايم را تائيد ميکند و بر آنها مهر تائيد ميزند و از ما قبول ميکند / ببینیم هادی در جامعه چه کسي است و ايشان چه توشههايي را ميگويد برداریم و از هر توشه تا چه ميزاني؟ / در نظام الهي ، تمام تعليم و تربيت ها قائم به مربي است ، قائم به هادي است . وقتي ما در جامعه نقش هادي را حذف يا کمرنگ کنيم تمام ارزشها معطل ميماند / قرآن ، محور ارزشها و محور اعمال و رفتار را تبعيت از هدايت معرفي مي کند ، آيا ما نيز در جامعه مان محور ارزشهاي رفتاري را تبعيت از هدايت مطرح ميکنيم / تا وقتي که تبعيت از هادي حي مطرح نباشد و يا جنبه هاي مختلف انتفاع از او پررنگ نباشد ، مقوله هاي ديني يا تعطيل مي ماند و يا در جامعه به صورت کاريکاتوري مطرح مي شود / چگونه ميشود عزم داشت ؟ چگونه ميشود درجات فضل را طي کرد ؟ با يک عنصر ، يعني " تبعيت از هادي " / خداوند ، در جامعه امام قرار داده است ، هادي حي قرار داده است ، من و شما مأموريم به تبعيت از هادي ، تبعيت از هدايت....خود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف روش " نفع بردن " از خودشان را چگونه فرمودهاند ؟ اگر" راه نفع بردن " ـ نه " راه ملاقات " ـ را ولو به اندازه يک روزنه کوچک باز کرده باشند ، چرا ما آن را در جامعه پررنگ نکنيم ؟ / خداوند منت برسر ما گذاشته.....رهبر جامعه را با هدايت خودش و با محبتهاي خاص خودش تأييد ميکند / بياييم ارزشها را از هادي ياد بگيريم ، از هادي حي ، او به ما ميگويد کدام ارزشها ، در چه جايگاهي و به چه اندازه ، و [اين ارزشها] چگونه با يکديگر در ارتباط است / مستضعفين :.....کساني که از هادي حي ، بهره کمتري دارند . بسيار کم بهره دارند / در جامعه خوبان همه چيز به تبعيت از هادي حي قائم است . هر چه که در جامعه خوبان بيابيد ، تمامش به تبعيت از هادي حي قائم و استوار است / در قرآن و احاديث ، هدايت هست ، ولي شيعه بايد دنبال تبعيت از شخص هادي باشد . اگر شيعه دنبال اين موضوع نباشد ، تشيع او قيمت ندارد / در بين شيعيان ، ـ آنهائي که به جائي رسيدند ـ تبعيت از هادي حي ، بسيار پر رنگ است . حاضرند قسمت اعظم زندگي شان را ، قسمت اعظم اعمال حسنه شان را بدهند ، دسترسي به هادي حي را پيدا کنند . به قرآن و احاديث اکتفا نمي کنند ، نه اين که اعتنا نمي کنند ، اکتفا نمي کنند / [خدا] در وجودمان قرار داده است . ما را قائم به اشخاص قرار داده است . ولي بيائيم مواظبت کنيم ، قائم به فرد خوبي باشيم . قائم به امام بشويم ، قائم به هاديان الهي بشويم نه قائم به هر کس و ناکسي / ببینیم در جامعه بر چه کساني هدايت جاري است ، دنبال اين باشيم که با آنها همنشين باشيم / اگر واقعاً ما رفتار در قبال هادي را ياد بگيریم ، خداوند هادي را مي فرستد / مستضعفين را در بحبوحه هاي قبل از ظهور مي اندازند تا حسابي شسته بشوند.....همه چيز کارايي اش را از دست بدهد ، فقط يک چيز بماند و آن تبعيت محض از هادي حي است . فقط اين عنصر بماند / سيد ما رسول الله.....در مورد هدايت مردمان حريص بودند / ارزش محوري وجودمان را ، رفتار محوري وجودمان را ، تبعيت محض از هادي حي قرار بدهيم / امام صادق(ع) در مورد آيه "ان هذاالقرآن يهدي للتي هي اقوم" فرمودند: قرآن به امام هدايت مي کند / عبرت يعني اجازه استفاده از هدايتهای خاصه قرآن را از امام(ع) بگيريم / اگر معيار تقوا بهره بردن از هدايتهاي خاصه است ما چه بهره اي داريم / هر کس با تقواتر، به واسطه امام متقين بهره اش از هدايت قرآن بيشتر / ذلک الکتب لاريب فيه هدي للمتقين.....اهل تقوا بهره اي از هدايت قرآن دارند ( توسط امام متقين) که ديگران اصلا نمي توانند داشته باشند / " اَلسَّابِقوُنَ السَّابِقوُن اولئکَ المُقَرَّبوُن " در دنيا ، وظيفه هدايت امت را بر دوش گرفتند و قبل از آن و در طي آن ـ قبل از هدايت امت و در خلال هدايت امت ـ بيشتر از آن چيزي که به هدايت امت بپردازند به رشد خودشان مي پرداختند . وظيفه اي روي دوششان احساس مي کردند ، بايد بالا بروند . هر چه بالاتر مقربتر ، هر چه بالاتر حجب کمتر و در نتيجه مقربتر / در شدائد با هادي حي بايد جلو رفت ، هدايت کننده از جانب خدا ، هدايت کننده اي که خداوند با قواي الهي تائيدش مي کند (آن قوايي که احدي با رياضت و کياست و عقل و سن و سال زياد و چه و چه ، نمي تواند بدست بياورد . مگر اينکه خدا افاضه کند ) / عالي ترين نوع تعليم وتربيتي که خداوند در قرآن ذکر مي کند ، تبعيت از هدايت است / عالي ترين نوع تعليم وتربيت ، تبعيت از هدايت است . عالي ترين نوع تبعيت از هدايت..... تبعيت محض از خواست هادي حي است / تبعيت محض از خواست هادي حي ، ارزشي است از ارزشهايي که در نظام ارزشي " اَلسّابِقوُنَ السابِقوُن " مطرح است / إهدنا الصراط المستقيم ما را به صراط المستقيم هدايت کن. صراط المستقيم راه چه کساني است؟ صراط الذين أنعمت عليهم، راه کساني که به آنها نعمت دادي. چه نعمتي؟ .....خدايا ما را به راه کساني که از نعمات خاصه ات بهره مندشان کردي هدايت کن. به راه کساني که معجزات را بر آنها جاري کردي. به راه کساني که ولايت، امارت، حکومت، فضل، رحمت، قدرت، اوج دينداري، اوج عبوديت، اوج نعمات بهشتي..... [بر آنها جاري کردي] / قُلنَا اهبِطُوا مِنها جَميعاً فَإِمّا يَأتِيَنَّکُم مِنّي هُدًي فَمَن تَبِعَ هُداي فَلا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنُون ، شرط نگران نبودن، تبعيت از هدايت است. مقوله ای که در جامعه ما بسيار غريب و کمرنگ است / کساني بودند که امامت تا حدي بر آنها جاري شد که بتوانند از آن به اندازه هدايت بهره بگيرند....وجعلنا هم ائمه يهدون بامرنا / زماني که فتنه ها قرار داده شد ، بدانيد هادي قرار داده شده / هر کسي را ولو بسيار بر او هدايت جاري شده باشد ، نمي توانيم هادي بگوئيم / هر زمان که من و شما واقعاً آماده بشويم براي هادي حي ، خداوند هادي را مي فرستد و او را تائيد و نصرت مي کند . بيائيم شرايط مواجهه با هادي حي را در خودمان تمرين بکنيم / بايد از هدايتهاي خاصه امام(ع) بهره مند شويم / اوج کلمه هدايت در رهنمون شدنش است / در سطحي قرار بگيريم که از هدايت امام (ع) استفاده کنيم.....جسم امام غايب است، هدايت امام که غايب نيست / از بهترين خوبان جامعه روش را ياد بگيریم و بياییم ارتفاع بگيریم تا حدي که از هدايت امام(ع) استفاده کنیم
34- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سی و چهارم (ماه ربیع الاول 6 - ویژه نامه هدایت 2)
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعًا فَإِمّا يَأْتِيَنَّکُمْ مِنّي هُدًي فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ / چرا زماني که خداوند آدم و حوا(ع) و ذريهشان که به صورت ذره هستند، به زمين هبوط ميدهد و يا از بهشت هبوط ميدهد و بعد ميفرمايد: هدايت من بسوي شما ميآيد زمانيکه هدايت من به سوي شما آمد هر کسي از هدايت تبعيت کند، هيچ نگران نباشد؟ چرا خداوند از بين اين همه جمله، اين جمله را ميفرمايد؟ / خدايا آن زماني که ما را به همراه جدمان حضرت آدم(ع) به زمين فرستادي و روانه زمين کردي، به ما چه گفتي؟ آن جمله "شاه کليد" بشر است. در دنيا آن جمله مهمترين چيزي است که ما آدميان بايد رعايت کنيم. تمام هدايت در آن جمله است، تمام رمزها در همان جمله است، تمام عاقبت بخيري ها در همان يک جمله است / خدا در تاريکيِ دنيا، نور هدايت ميفرستد تا من و شما راه را گم نکنيم. هدايت نور است. نورِ هدايت، در تاريکيها نمود دارد، اصلِ نمودِ هدايت در تاريکي هاست. هر چه تاريکي بيشتر باشد، جايگاه هدايت، قيمت هدايت بيشتر ميشود / قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعًا فَإِمّا يَأْتِيَنَّکُمْ مِنّي هُدًي فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.....اين "تبعيت" چيست؟ که خداوند در آيه ميفرمايد؟ دراينجا يک رمزي وجود دارد. چرا خداوند نفرموده: هر کس از هدايت "تقليد" کند، نگران نباشد؟ چرا نفرموده هر کس از هدايت "اطاعت" کند، نگران نباشد؟ يعني "تقليد" و "اطاعت" کافي نيست. پس "تبعيت" يک مقوله فوق تقليد است، يک مقوله فوق اطاعت است / تقليد يعني "پيروي در اَعمال"(اَعمال آن چيزي است که من و شما با اعضا و جوارحمان انجام ميدهيم).....يعني در حیطه "دنيا".....اطاعت، يعني پيروي در اعمال و اخلاقيات و امور و گفتار.....اطاعت يعني پيروي در حد دنيا و برزخ(در دنيا اعمالي مطرح است که با جسم ماديمان انجام ميدهيم و در برزخ، اخلاقيات مطرح است، گفتار مطرح است).....تبعيت يعني علاوه بر پيروي در اعمال، علاوه بر پيروي در اخلاقيات و گفتار و امور و اميال و نيات، فرد پيروي کند، کسي که سعي کند علاوه بر دنيائيات و برزخيات در جنبه هاي ملکوتي خودش هم پيروي کند.....فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ، يعني هدايت من ميآيد کسي که همان هدايت را انجام بدهد، عملاً انجام دهد، يعني هم صفاتش را با هدايت منطبق کند و هم سعي کند اميال و نياتش را به پيروي از هدايت در بياورد، چنين شخصي مشمول فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ است و اين فرد در تاريکي دنيا هيچ نگران نباشد / سنيها در ماجراي سقيفة بني ساعده از سيد ما رسول الله، تبعيت نکردند، هر چند ميل آقا را ميدانستند. به عنوان يک حداقل داريم ميگوييم که سنيها تبعيت نکردند پس بايد نگران باشند. چون خداوند در قرآن ميفرمايد: فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ / فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ همان معناي عصمت است.....فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ، همان وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرَّقُوا است / جمله فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ خيلي جمله کليدي است، شاه کليدي که خدا به انسان داده اين جمله است. تمام هدايتها در اين جمله هست. تمام عاقبت بخيري ها توي همين يک جمله است / ما در اين زمانه بايد تبعيت کنيم. از چه کسي؟ تبعيت بايد در قبال هادي انجام شود / نام تبعيت از هادي بصورت ملکوتي چيست؟ حنيفيت / اينکه خداوند نوري به نام فطرت قرار داد و طينت انسانها را در اين نور فطرت، خلق کرد و سپس به وسیله اين نور فطرت هدايت مي کند، به سمت خاصي ميکشاند، اداره ميکند، به اين فعل فَطَرَ گفته ميشود / اينکه کسي راه را به انسان نشان دهد و تبيين کند "هدايت" ناميده ميشود(مقولهي "هدايت" در کنار "حکم يا حکمت" به کار ميرود) / هدايت يعني جغرافيا، کسي که هدايت دارد، هدايت بلد است، يعني جغرافيا بلد است، هادي يعني جغرافيدان، معناي هادي فرمانده نيست / هدايت" يعني "بينا کردن افراد"، معناي آن راه بري نيست، راه نمايي جزئي از معناي "هدايت" است. معناي کامل آن بينا کردن افراد به صحنه ها و به تمام موضوعات مختلفي که در صحنه ها وجود دارند ميباشد و يکي از اجزاي آن نماياندن "جغرافياي صحنه" است / هادي، علاوه بر هدايت، اذن هدايت کردن و نيز وظیفه هدايت کردن هم بايد داشته باشد / هادي جامعه ميتواند ولي جامعه هم باشد، ولي لزومي ندارد که هادي همان ولي باشد / هادي دست مردم را نميگيرد و حرکت بدهد ، در آن صورت اسم او ولي خواهد بود ، و به او ديگر هادي گفته نميشود ، هادي ميتواند ولي هم باشد / نوح(ع) در کلمه هدايت از محدوده وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ ، يعني از موقعيت انابه، به بالاترين حد هدايت يعني آن موقعيتي که خداوند ميفرمايد وَ هَدَيْناهُمْ إِلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (سوره انعام آیه 87) رسيد / هدايت يعني صحنه نمايي و در ميان صحنه، راه نمايي و از مسير آن راه ها هدف نمايي. کل اين ماجرا در فضايي از خطرنمايي واقع ميشود / هدايت يعني چه؟ به مجموع "صحنه نمايي"، "خطرات نمايي"، "راه نمايي"، "هدف نمايي"، "روش نمايي" و "توشه نمايي" هدايت گفته ميشود. تمام اينها از اجزاء "هدايت" هستند / انذار جزئي از هدايت است، تبشير هم جزئي از هدايت است، انذار يعني خطر نمايي و تبشير يعني نعمت نمايي، راه نمايي و مطرح کردن مثبتات. قسمتي از مثبتات، نعمات هستند. راه نمايي هم يکي از مثبتات است. راهنمايي جزئي از معناي هدايت است نه تمام معناي آن / همه چيزهايي که داشتن آنها در يک صحنه براي يک رهرو مورد نياز است، از جمله اشراف داشتن به صحنه، شناخت خطرات صحنه، نعمات موجود در صحنه، راههاي بسوي هدف و از جمله بهترين راهها، هدف، روش حرکت در مسير و بهترين توشهها کل اين مجموعه "هدايت" ناميده ميشود / آدم هدايت را پيدا کند ، آدم هادي را پيدا کند ، هر کار که او انجام مي دهد او هم انجام بدهد / اگر گاهي اثر هدايت را در خودمان پررنگ احساس کرديم خدا را شکر کنيم ، ولي نياز نيست ...به آنها اعتنا کنیم . در زمين بگرديم آن افرادي که قابليت جذب نور و انعکاس نورشان بيشتر است ، آنها را پيدا کنيم . آن کساني که از امام زمان بيشتر نفع ميبرند / هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق.....رسول الله(ص) مرسَل هست يعني فرستاده شده، ارسال شده. خداوند ارسال کننده هست، حضرت رسول الله(ص) مرسَل هست، يعني ايشان چه مي آورند، چي ارسال مي کنند؟ .....کل کلمه هدايت و کل کلمه دين را آوردند در عمق عالم عرضه کردند / در اين عالم بايد تسليم باشیم ، نه هر قرائتي ميرسد آنرا بپذيریم . قرائت هاي مختلف را بشنويم ، ببينيم کدام با هدايت منطبق است / نتيجه عقل در انسان بايد " فيتبعون احسنه " باشد . بايد تبعيت از هدايت باشد (نه اينکه آن چيزي که من ميپسندم ....) / خداوند انسان را به زمين فرستاد و براي انسان تبعيت از هدايت را مي خواست ، نه فقط تبعيت از هادي را (زيرا هميشه هادي پيدا نمي شود ، براي تبعيت از هادي ، بايد خود هادي باشد)/ هدايت بعضي وقتها توسط هادي گفته مي شود ، يعني مي توانيم به طور مستقيم از هادي دريافت کنيم ، بعضي وقتها نيز هدايت را قبلاً هادي گفته است / خداوند تبعيت را آسانتر کرده و تبعيت از هدايت را مطرح کرده است ، حداقلٍ تبعيت از هدايت ، تبعيت از آثار است ، آن آثاري که از طريق هاديان رسيده است / تبعيت از هدايت ، درجات دارد . تبعيت از هدايت معمولاً ، با تبعيت از حق ، همراه است . ولي اتباع حق آن جاهايي که با اتباع از هدايت منطبق بشود درست است . چه بسا صحنه حقي که ، نبايد واردش شد . چه بسا صحنه سختي که ، گفته مي شود ، شما بايد واردش شويد / لطيف ترين و دقيق ترين نوع هدايت ، چيست ؟ اينکه انسان بدون اينکه از کلام يا فعل ، استفاده بشود ، خواست شخص را بفهمد / اصلاً فتنه هاي قبل از ظهور براي چه چيزي است ؟ براي اينکه تبعيت از هدايت ، حداقل درميان انسانها جريان پيدا کند . و اين تبعيت از هدايت بايد به اعلاترين درجه اش برسد . چرا اين ارزش بايد بين عموم انسانها باشد ؟ چون فقط با اين ارزش است که حکومت حقه مي تواند برپا شود / هدايت يعني چه ؟ هدايت اگر بر کسي واقع شود ، اولش زنده شدن واقع مي شود ، بعد به حرکت و جنبش واداشتن ، واقع مي شود ، بعد جهت دادن واقع مي شود . بعد در شخص جاذبه قوي به سوي مقصد ، واقع مي شود . بعد به سوي مقصد بردن واقع مي شود ، و بعد به مقصد رساندن واقع مي شود . وقتي هدايت باشد ، اينها هم هست . چون که صد آيد ، نود هم پيش ماست / آن زمان که انسان به زمين هبوط داده شد يک نصيحت شد : " فاِمّا يَاتِيَنَّکُمْ مِني هُدي فَمَنْ تَبِعَ هُداي فَلا خَوفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون ، زمانيکه هدايت برشما آمد ، هر کسي از هدايت تبعيت کند هيچ خوف و اندوهي ندارد " . درامتحان جامع(آخرالزمان) هم اين ماجرا هست و بايد از هدايت تبعيت کرد / نور اهل بيت عليهم السلام بر خلقت آسمانها تقدم دارد / خداوند زندگي آدم را با نور هدايت شروع مي کند . اول نشانش مي دهد و بعد مي گويد حالا عزم داشته باش / همان طور که نور هدايت مي تواند به قلوب من و شما بتابد و در وجود من وشما بيايد ، نور ولايت هم مي تواند در من و شما بيايد . البته اگر خدا بخواهد / اگر امام زمان (عج) غايبند ، هدايت امام زمان غايب نيست . اگر امام زمان (عج) غايبند ، امامت امام زمان غايب نيست . محبتهاي امام زمان (ع) غايب نيست . انوار ساطعه امام زمان غايب نيست
33- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سی و سوم (ماه ربیع الاول 5 - ویژه نامه هدایت 1 ، کاروان حسینی 9)
تبعيت از خواست امام (ع) عاليترين درجه تبعيت از هدايت است / "ان الحسين مصباح هدي " . مصباح يعني چه ؟ يعني چراغ پر نور . يعني نور افکني که روشن است و هدايت از آن تشعشع مي کند و ساطع مي شود . نور افکن بزرگي که روشن است و مردم تحت نور آن ، هدايت مي شوند / نتيجه خون امام (ع) و پرداختن به خون امام ، حماسه است . نتيجه نور امام (ع) و پرداختن به نور امام ، هدايت است . در يک جامعه هم هدايت بايد باشد و هم حماسه. يک جامعه بيشتر از آن که به حماسه نياز داشته باشد به هدايت نياز دارد / انسان بيشتر از آن چيزي که به حماسه نياز دارد به هدايت نياز دارد / من از اين پس مي خواهم به نور کربلا بپردازم ، نور ساطعه از مصباح هدي در کربلا ، تا نتيجه اش درس هدايت باشد / امام حسين صلوات الله عليه آن بالاها را نوراني کرده اند . اگر آن نور پايين بيايد و پايين را نوراني کند ، ظهور امام زمان (عج) واقع مي شود / امام حسين (ع) ، چراغ پر نوري است که از ايشان هدايت ساطع مي شود / زمانيکه در معرض نورمصباحٌ هدي قرار بگيريم..... اين نور انسان را تحت تأثير قرار مي دهد ، ناخالصي هاي انسان را مي سوزاند و انسان را به جنبش در مي آورد ، انسان را قائم مي کند و به قيام در مي آورد ، انسان را به حرکت در مي آورد در آن مسيري که نور ، انسان را هل مي دهد ، انسان را جلو مي برد ، با شدت و سرعتي انسان را جلو مي برد که همگان از سرعت انسان تعجب مي کنند و در اسرع وقت انسان را به سرزمين مهدي (عج) مي رساند / نتيجه تابش نور مصباحٌ هدي ، مهدوي شدن است ، نه صرفاً حماسه ، نه صرفاً نشستن و بر سر و سينه کوفتن ، نتيجه آن مهدوي شدن است / جنبه مصباحٌ هدايي امام حسين صلوات الله عليه براي کربلائيان از جنبه ثاراللهي ايشان پررنگ تر بود و خودشان را بيشتر در معرض مصباحٌ هدايي امام حسين صلوات الله عليه قرار مي دادند . ضمن اينکه جسمشان و جنبه هاي پائينشان را هم مي خواستند بهره مند کنند لذا در معرض خون و شهادت و حماسه قرار دادند / هر امامي که باذن الله آمد و هر کدام از 14 معصوم (ع) که باذن الله آمدند ، يک نور افکن شديد بودند ، آنها که در معرض اين نور قرار گرفتند ، بسرعت جلو برده شدند . پرنورترين اين مصاديق ، مصباح سيد ما و بزرگ ما سيد الشهدا ، امام حسين صلوات الله عليه است . بيائيم در معرض نور / اين تفکر نبايد در شيعه رواج پيدا کند که ما مي خواهيم توجه به نور داشته باشيم و به حماسه توجه نداشته باشيم . نه ، چون جنبه هاي مختلف داريم ، بايد به همه جنبه هاي عاشورا توجه داشته باشيم / نور امام حسين صلوات الله عليه ، جنبه مصباح هدايي امام حسين صلوات الله عليه ، در خلال تاريخ بشر بر بشر تابيده و اثرات تربيتي و تعليمي گذاشته است / اگر امروز من و شما از " تبعيت از هدايت " ، صحبت مي کنيم اين را از کجا آورده ايم ؟ خداوند درقرآن آورده است ؟ از کجا در قرآن آمده است ؟ از کدام چشمه جوشيده است ؟ از چشمه مصباح هدايي امام حسين صلوات الله عليه / ياوران امام عليه السلام ، درکاروانيان حسيني صلوات الله عليه خواستشان به چه چيزي بود ؟ به هيچ چيز ، فقط به امام عليه السلام بود / مذهب تشيع . مکتب تشيع ، همان مکتب تبعيت است و در قرآن آيات بسياري در موردش داريم ، تبعيت از هدايت ، نه تبعيت از ضلالت ، نه تبعيت از شياطين ، تبعيت از هدايت / مکتب ما مکتب اطاعت نيست ، مکتب ما مکتب عبادت نيست ، مکتب تقوي نيست . ـ يعني مکتبي که تا اينها توقف کند ، نه اينکه در آن تقوا نيست و نه اينکه در آن عبادت نيست ـ . مکتب تشيع ، مکتب تبعيت از هدايت است . مکتبِ همان ارزش کليدي است / اين ارزش کليدي مکتب تشيع (تبعيت از هدايت ) در کربلا ، در کاروان حسيني ارائه شد ، تمام ارزشهاي ديگر تحت الشعاع اين ارزش بود / اوج شيعه را شما در تبعيت از خواست امام بشناسيد .....درکاروان حسيني عنصر اصلي چيست ؟ تبعيت از هادي . ما داريم چه چيز را مطرح مي کنيم ؟ / هميشه مي شود از نور مصباح هدي بهره مند شد ، زيرا محدود به زمان و مکان نيست ، او بزرگتر از اين است ، اکبر از اين است که در ظرف زمان و مکان بگنجد / مسير بسوي ظهور، مسير کاروان حسيني است. روش حرکت به سوي ظهور، روش کاروان حسيني است. در کاروان حسيني محور ارزشها يک چيز بود. "تبعيت از هادي زنده" / بهترين نوع وصل شدن به حبل الله اين است که.....چنان به دستشان بچسبي که پاره تنشان باشي .....آنجا که مي فرمايند " فَاِنّه مِنّي " او از ماست . چگونه چنين چيزي ميسر است ؟ با " فَمَنْ تَبِعَني " با تبعيت از هدايت / مسير بسوي ظهور اين گونه است فقط با تبعيت از هادي حي مي شود جلو رفت. چون در کاروان حسيني اين ماجرا نمود داشت / اگر واقعاً اعتقاد داريم که مسير بسوي ظهور ، همان مسير کاروان حسيني است ، يادمان باشد تبعيت از هادي حي / محور ارزشهاي کاروان حسيني، تبعيت از هادي حي است و اين را خداوند آسان کرده و براي کاروانيان در همنشيني با امام(ع) قرار داده بود. در فتنه هاي قبل از ظهور هم شما از طريق هادي حي بسوي ظهور حرکت کن. بررسي کنيم و ببينيم چه کسي از امام غائب(ع) بيشتر انتفاع مي برد مانند نفع بردن از خورشيد پشت ابر؟ آن فرد را پيدا کنيم و حرفش را گوش دهيم. در چنين صورتي خداوند نمي گذارد که ضايع شويم / مولا جان .....من محتاج هدايت شما هستم / عنصر محوري کاروان حسيني تبعيت است، تبعيت از هادي زنده. درجامعه آنروز محب زياد بود ولي فقط آن دسته از آن محباني که آمدند و در کاروان حسيني، با تبعيت تربيت شدند، به اعلي عليين رسيدند / کاروان حسيني يعني چه؟ يعني اينکه انسان ابتدا هادي داشته باشد. به اين صورت که يا مستقيماً امام بالاي سرش باشد و يا شيعهترين فرد ، يعني آن کسي که از همه بيشتر از امام(ع) بهره برده و ميداند که در صحنههاي مختلف چه کار بايد کرد ، او بايد بالا سر ماجراباشد / در کاروان حسيني محور رفتارها و تفکرات، تبعيت است. آن هم تبعيت از هادي زنده.....امام حسين(ع) نفرمودند که طبق آيات و احاديث جلو برويد..... طبق آيات و احاديث نميشد دنبال کاروان حسيني راه افتاد. انسان نياز به امام زنده دارد / عنصر اصلي کاروان حسيني تبعيت است. تبعيت از هادي حي. اين عنصر به قدري عظيم است، به قدري بر عناصر ديگر غالب است که شهادت کاروانيان را تحت الشعاع قرار ميدهد / در ميان کاروانيان حسيني ، محور کاروان ، امام (ع) است و محور ثابت رفتاريشان ، تبعيت محض از خواست هادي حي مي باشد. ما چگونه مي خواهيم کارواني باشيم؟ / هادي زمانه امام زمان (عج) هستند / در عموم افراد ، هدايت به ضلالت آغشته است ، هدايت به نفسانيات آغشته است . لذا قابل شرب نيست . آب چشمه در اصل زلال بوده است / چه کساني هدايت را که گرفته اند ـ نور هدايت به آنها تابيده ـ ، اين هدايت را آلوده نکرده اند ؟ / جنبه هاي بالاترمان را در معرض نور امام قرار بدهيم تا تعليم و تربيت شويم و جنبه هاي پائين تر خود را در معرض حماسه قرار بدهيم و حماسي کنيم . اين هم نياز است / بيایید داخل ميدان تا هاديان الهي پرورشتان بدهند / خداوند ارزشهاي مختلفي را قرار داده است و [آنها را] به آن ارزش کليدي وابسته کرده است و آن ارزش [کليدي] تبعيت از هدايت است . اگر تبعيت از هدايت باشد بدون اينکه شما خواسته باشيد تقوا در آن هست ، نماز در آن هست ، همه چيز در آن هست / کسي که از غير مسير تربيت شدن مستقيم توسط اهل بيت (ع) ، کسي که از غير مسير تربيت شدن مستقيم توسط هادي الهي بخواهند رشد بکند. چنين شخصي نهايتا تا برزخ رشد ميکند..... / اينکه شما بروي نزديک هادي و بگوئي نزديک شدم ، اين قرب ارزشي ندارد . خيلي ها در صدر اسلام از لحاظ جسماني به اهل بيت (ع) نزديک بودند ، به ظاهر از حواريون بودند ، ولي بهره آنها بسيار کم بود / من به اين که خدا و رسول خدا و اهل بيت رسول خدا (ع) چه مي خواهند کار دارم . من مي خواهم آن باشم . بنا را بر تبعيت از هدايت بگذارم