www.AzmeZohoor.ir
And the earth shall beam with the light of its Lord
عناوین آرشیوی عزم ظهور
موضوع آرشیو : کاروان حسینی صلوات الله علیه
71- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش هفتاد و يكم (ماه شعبان 1 - ویژه نامه امام زمان(عج) 1 ؛ ويژه نامه كاروان حسيني(ص) 11)
امام زمان موضوع کاروان حسيني را در زمان غيبت بها دادند / امام زمان دوست دارند که مردم از مسير درست حرکت کنند، در کاروان حسيني محور رفتارها و تفکرات، تبعيت است. آن هم تبعيت از هادي زنده / هادي زمانه امام زمان (عج) هستند / ظهور امام زمان(عج) ، به قيام امام حسين(ع) قائم است / اگر قيام امام حسين صلوات الله عليه نبود ، اصلاً ظهور امام زمان(عج) ميسر نبود / نقش امام حسين(ع) در زمينه سازي ظهور ، در بپا کردن ظهور امام زمان (عج) ، اين نقش يک نقش فرعي نيست ، يک نقش حاشيه اي نيست . ظهور امام زمان(عج) به قيام امام حسين (ع) قائم است / ظهور امام زمان (عج) از جانب خدا دست امام حسين (ص) است / تعليم و تربيت کاروان حسيني براي حکومت حقه و زمان ظهور امام زمان (عج) به بعد است / بيشترين الگويي که در قيام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تأثير دارد الگوي حسيني است / امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ، درقيامشان 14 درس را بکار مي برند ، 14 الگو را بکار مي برند ولي رنگ کاروان حسيني در قيام امام زمان از همه مشهودتر است / علي اکبر عليه السلام ـ "اشبه الناس خَلقا و خُلقا و منطقا برسول الله" است..... چرا من اشبه به مولايم مهدي نباشم؟ / چطور وقتي امام حسين صلوات الله عليه به علي اکبر نگاه مي کند، او را بسيار شبيه به رسول الله مي يابد و مي فرمايد: هر وقت ما دلمان براي سيدمان رسول الله تنگ مي شد به ايشان نگاه مي کرديم؟ چرا مولاي من مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به چهره من نگاه مي کنند، ياد امام حسين صلوات الله عليه نيفتند؟ ياد حضرت رسول الله(ص) نيفتند. ياد فاطمه زهرا سلام الله عليها نيفتند؟ / امام حسين صلوات الله عليه با يارانشان، اين طوطيان باغ کربلا به ما چي نشان دادند؟ به ما نشان دادند که اي مستضعفينِ آينده! اي کساني که بايد طالب ظهور مهدي ما باشيد، بايد زمينه ساز ظهور مهدي ما باشيد، بايد عاملي در حکومت حقه ما باشيد، بايد بهره مند از نعمات خاصه در حکومت حقه ما باشيد! بدانيد راه زمينه سازي ظهور مهدي(عج) اين رفتاري است که ما نشان داديم / حکومت اسلامي ايران يعني چي؟ يعني به منزله کلام امام حسين صلوات الله عليه در عصر روز هشتم ذي الحجه، يعني آغاز حرکت به سوي کربلاي ظهور امام زمان. جنگ عظيمي بر پا مي شود، شيعه مي آيي يا نه؟ بسيجي مي آيي يا نه؟ کارواني مي شوي يا پيش ابن عباس مي خواهي بماني؟ همراه علمدار حرکت مي کني يا مي خواهي بماني؟ تصميمت را بگير / مولا جان! اي حب! اي حسين! .....يابن فاطمه.....مولا جان از شما نان خشک نمي خواهيم ، ما خودتان را مي خواهيم مولا جان از شما غذاي جسم نمي خواهيم. مهدي شما را مي خواهيم / کار خاصه اي که امام حسين (ع) در صدر اسلام در سال 61-60 هجري در قبال ظهور امام زمان(عج) انجام دادند، اين بود که در شرايط سخت آن زمان، هم راه حرکت به سوي ظهور را باز کنند و هم روش حرکت از اين مسير را نشان دهند / امام(ع) با برپايي کارواني حسيني در خلال 32 روز حرکت، با زبان عمل "حکمي" را مبني بر اينکه مسير به سوي ظهور نيز بايد چنين باشد، صادر کردند / زمانيکه امام زمان (عج) ظهور مي کنند يکي از اولين و مهمترين دلايلي که براي ظهورشان و براي قيامشان ذکر مي کنند، انتقام مصائب امام حسين (ع) است / در ماجراي ظهور امام زمان ، اولين کسي که در يوم الله ظهور بدنبال امام زمان ظاهر مي شود و قيام مي کند، امام حسين (ع) هستند / اولين فردي که به دنبال امام زمان در جبهه حق قيام مي کند، امام حسين(ع) هستند .....ما ماجراي عاشورا را يک پايان نمي دانيم. بلکه معتقديم که ادامه مبحث عاشورا در يوم الله ظهور واقع مي شود / امام حسين(ع) روش رسيدن به حکومت حقه را به ما نشان دادند. پس کربلا هدف نيست، کربلا مسير است، ظهور امام زمان(عج) و حکومت حقه ايشان هدف است / حسيني زندگي کردن يعني با نايب امام زمان(عج) بيعت کردن و به همراه ايشان زمينه را براي آمدن امام زمان(عج) و حکومت امام زمان(عج) آماده کردن / براي رفتن بسوي ظهور امام زمان(عج) ما بايد در جامعه مان کاروان حسيني را احيا کنيم و به راه بياندازيم....کاروان حسيني يعني چه؟ يعني اينکه انسان ابتدا هادي داشته باشد. به اين صورت که يا مستقيماً امام، بالاي سرش باشد و يا شيعهترين فرد، يعني آن کسي که از همه بيشتر، از امام(ع) بهره برده و ميداند که در صحنههاي مختلف چه کار بايد کرد، او بايد بالا سر ماجراباشد / ياوران امام زمان، حسيني رفتار ميکنند. ياوران امام زمان، سعي نميکنند ذليل شوند
هر جاي عالم، شهادت را ميبيني ، اين شهادت يعني من نباشم تا تو باشي ، اين صفت فاطمه(س) است / شهادت، جلوه اي از جلوات فاطمي است / داستان گونه اي از جايگاه افراد در کربلا / شهداي کربلا ، دنبال رضايت امام (ع) نبودند.....عنصري که امام را به کربلا ميکشانُد ، ياوران را به عاشورا ميکشانُد ، خواست خداست، مشيت خداست ، نه رضايت خدا / امام حسين (ص) از شهداي کربلا ، پرندگاني ساخت که آشيانهشان را در اعلي عليين ، در بالاترين جاها بسازند / شهداي کربلا دنبال چه صفتي بودند که امام (ع) تا اعلي عليين پروازشان داد؟ / شهدای کربلا "شکارچي خواست امام" بودند ، لذا جايشان اعلي عليين است / نتيجه خون امام (ع) و پرداختن به خون امام ، حماسه است . نتيجه نور امام (ع) و پرداختن به نور امام ، هدايت است . در يک جامعه هم هدايت بايد باشد و هم حماسه . يک جامعه بيشتر از آن که به حماسه نياز داشته باشد به هدايت نياز دارد / شهداي کربلا ، جنبه هاي غيرخون و جنبه هاي غير ضربات و جنبه هاي غير حماسه کربلا ، به قدري براي آنها پررنگ بود که درد آهن را احساس نمي کردند / " لا يجدون الم مس الحديد " . شهداي کربلا چنين بودند . اصلاً درد آهن را متوجه نمي شدند . چرا !؟ اصلاً يک جنبه ديگري را مي ديدند / زينب (س) مي فرمايد : " ما رأيت الا جميلا " ! يعني چه !؟ يعني جنبه هاي غير خوني و غير حماسي کربلا به قدري براي اين تعليم و تربيت شده مکتب حسين صلوات الله عليه پر رنگ بود ، که خون و حماسه براي او جلب توجه نکرد / اين تفکر نبايد در شيعه رواج پيدا کند که ما مي خواهيم توجه به نور داشته باشيم و به حماسه توجه نداشته باشيم . نه ، چون جنبه هاي مختلف داريم ، بايد به همه جنبه هاي عاشورا توجه داشته باشيم / کربلائیان(شهدای کربلا) جنبه مصباحٌ هدایی امام حسين صلوات الله عليه براي آنها از جنبه ثاراللهي ايشان پررنگ تر بود و خودشان را بيشتر در معرض مصباحٌ هدايي امام حسين صلوات الله عليه قرار مي دادند . ضمن اينکه جسمشان و جنبه هاي پائينشان را هم مي خواستند بهره مند کنند لذا در معرض خون و شهادت و حماسه قرار دادند / نوح (ع) گذرش به کربلا افتاد ، ابراهيم (ع) ، موسي (ع) ، عيسي (ع) ، در حديث داريم که تمام انبياء (ع) گذرشان به کربلا افتاد . آنجا متاثر شدند و بر ماجراي امام حسين (ع) گريستند . يعني بر ماجراي چه کسي ؟ بر ماجراي شخصي ديگر ؟ بر ماجراي همان شخصي که بر خودشان تجلي کرده بود ، دردي که بر آن تجلي کننده وارد خواهد شد در آينده ، آنها داشتند دريافت مي کردند . تجلي کننده در خلال زمان ، در زمانهاي مختلف در آن افراد تجلي کرده بود / در کربلا ابراهيم شهيد شد ، در کربلا يحيي دوباره شهيد شد ، در کربلا تمام انبيا شهيد شدند ، آنها که گيرنده شان قوي تر بود ، هفتاد هشتاد بار در کربلا شهيد شدند . آنها که گيرنده شان قوي تر بود ، در کربلا آنها هم " اِرباً اربا " شدند . آنها که گيرنده شان قويتر بود ، در کربلا دستشان قطع شد ، فرقشان شکافته شد . آنها که گيرنده شان قويتر بود ، همان افعال کربلا را در کربلا انجام دادند : " فَمَن تَبِعَنِي فَاِنَّهُ مِنِّي" / ارزش کليدي مکتب تشيع در کربلا ، در کاروان حسيني ارائه شد ، تمام ارزشهاي ديگر تحت الشعاع اين ارزش بود . کسي کاري نداشت که اين فعلي که انجام مي دهد ، اسمش تقواست. کسي کاري نداشت که اين مسيري که در آن مي رود ، اين مسير به سوي جهاد است ، کاري نداشتند . امام بعضي وقتها سعي مي کردند آنها را متوجه کنند ، همراهان ! کاروانيان ! حواستان باشد ، اين مسير به شهادت منتهي مي شود . کاروانيها مي خنديدند ، کاري نداشتند ، آنها با خود امام کار داشتند / شهداي کربلا عموماً به مرحله اي کشانده شدند که الطاف در آن عوالم جاري است و يکي از شهداي کربلا ـ يعني حضرت ابوالفضل (ع) ـ به مرحله اي رسانده شد ، که فراتر از عوالمي است که احکام در آنها جاري است و لذا او باب الحسين قرار داده شد / همه کاروانيان تا شب عاشورا تربيت شده بودند و در شب عاشورا ، در روز عاشورا و در هنگام شهادت تربيتشان ، نمود پيدا کرد / (اینکه بگوئیم ثمره کاروان حسینی شهادت بود، فکر ضعیفی است)اهل بيت (ع) و تعليم و تربيت شده گان الهي ، کل مکانها و زمانها را مد نظر دارند و محدود به يک زمان خاص نيستند . کاروانيان حسيني مي آيند و ادامه مأموريتشان را در فتنه هاي قبل از ظهور ، انجام مي دهند / مولا جان، يا اباعبدالله حرکتم را از شما دارم، حياتم را از شما دارم، زندگيم را از شما دارم. داري مي روي، قلب من را هم با خودت داري مي بري. يک بار شهيد شدي، ولي کل يوم عاشورا.....مي سوزي از شهادت او ولي کيف مي کني از حب او / در عاشورا حماسه هست، ولي همه اش حماسه نيست. در عاشورا شهادت هست، ولي همه اش شهادت نيست / اگر ميخواستي با امام حسين(ع) در هزار و چهارصد سال پيش دوستي کني بايد کارواني بشوي، بايد شما هم چون حسين(ع) شهيد شوي وگرنه بايد چون ابن عباس عاقل باشي و از حسين(ع) و حسيني شدن فاصله بگيري. در اين زمان يا با خامنه اي باش يا از ايشان فاصله بگير وگرنه اذيت ميشوي، نميتواني يک بام و دو هوا باشي / ما براي تربيت صحيح و از آن مهمتر براي تربيت عالي نياز به امام(ع) داريم، تا از ايشان تبعيت کنيم و ايشان ما را به سطوح عالي تربيت و صفات برسانند همانطور که ابوالفضل(ع) را رساندند، همانطور که ديگر شهداي کاروان حسيني را به درجات عالي رساندند / بهشت محصول کاروان حسيني است، بهشت مأواي کاروان حسيني است، کاروان حسيني در کجا فرود ميآيد؟ در هزار و چهارصد سال پيش شهيد شدند و رفتند، در حوالي ظهور رجعت ميکنند، ميآيند در بهشت حکومت حقه / از عناصر اصلي فرهنگ مهدوي عناصر حسيني(ص) است. عناصر حسيني با شهادت طلبي شروع ميشود. ما بايد روحيه شهادت طلبي را در کشور مدام زنده نگه داريم. شهادت طلبي يک لقلقه زبان نباشد، عملا اين موضوع انجام شود / افتخارات کاروان حسيني با چه چيزي بدست آمد؟ آنهايي که ميگويند با رشادت، اشتباه ميکنند، آنهايي که ميگويند با شهادت، اشتباه ميکنند. خيليها شهيد شدند ولي مانند شهداي کربلا نشدند، خيلي ها رشادت به خرج دادند ولي مانند شهداي کربلا نشدند، اين را دقت کنیم، در کاروان حسيني چه عنصري، عنصر محوري بود که محصول آن افتخارات حسيني شد، محصول آن عزت حسيني شد؟ عنصر تبعيت / عنصر اصلي کاروان حسيني تبعيت است. تبعيت از هادي حي. اين عنصر به قدري عظيم است، به قدري بر عناصر ديگر غالب است که شهادت کاروانيان را تحت الشعاع قرار ميدهد.....در کاروان حسيني شهادت عنصر محوري نبود / در کاروان حسيني عناصري هستند که بسيار بزرگتر از شهادت مي باشند، لذا ما بياييم و آنها را مطرح کنيم، تا محصول آن محصول کاروان حسيني شود / مقصد امام حسين(ع) شهادت نبود، مقصدِ امام حسين(ع) حکومت حقه بود. لکن اين ماجرا در سير حرکتش به شهادت رسيد و موقتاً متوقف شد ولي از حوالي ظهور امام زمان(عج) دوباره ادامه پيدا ميکند / مقصد امام حسين(ع) شهادت نبود. شهادت، يکي از مسائلِ سر راه بود / تمام انبياء(ع) چشم ظهور بين داشتند. در مسيرشان به سوي ظهور، گذرشان به کربلا افتاد و اندکي بر بالين شهداي کربلا توقف کردند، بر پيکر شهداي کربلا بوسه زدند. از رفتار شهدا درس گرفتند و با آن درسها به سوي ظهور حرکت کردند / طالب شهادت بودن، يعني طالب رفتار فاطمي بودن
33- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سی و سوم (ماه ربیع الاول 5 - ویژه نامه هدایت 1 ، کاروان حسینی 9)
فهرست مطالب آرشیو:
تبعيت از خواست امام (ع) عاليترين درجه تبعيت از هدايت است / "ان الحسين مصباح هدي " . مصباح يعني چه ؟ يعني چراغ پر نور . يعني نور افکني که روشن است و هدايت از آن تشعشع مي کند و ساطع مي شود . نور افکن بزرگي که روشن است و مردم تحت نور آن ، هدايت مي شوند / نتيجه خون امام (ع) و پرداختن به خون امام ، حماسه است . نتيجه نور امام (ع) و پرداختن به نور امام ، هدايت است . در يک جامعه هم هدايت بايد باشد و هم حماسه. يک جامعه بيشتر از آن که به حماسه نياز داشته باشد به هدايت نياز دارد / انسان بيشتر از آن چيزي که به حماسه نياز دارد به هدايت نياز دارد / من از اين پس مي خواهم به نور کربلا بپردازم ، نور ساطعه از مصباح هدي در کربلا ، تا نتيجه اش درس هدايت باشد / امام حسين صلوات الله عليه آن بالاها را نوراني کرده اند . اگر آن نور پايين بيايد و پايين را نوراني کند ، ظهور امام زمان (عج) واقع مي شود / امام حسين (ع) ، چراغ پر نوري است که از ايشان هدايت ساطع مي شود / زمانيکه در معرض نورمصباحٌ هدي قرار بگيريم..... اين نور انسان را تحت تأثير قرار مي دهد ، ناخالصي هاي انسان را مي سوزاند و انسان را به جنبش در مي آورد ، انسان را قائم مي کند و به قيام در مي آورد ، انسان را به حرکت در مي آورد در آن مسيري که نور ، انسان را هل مي دهد ، انسان را جلو مي برد ، با شدت و سرعتي انسان را جلو مي برد که همگان از سرعت انسان تعجب مي کنند و در اسرع وقت انسان را به سرزمين مهدي (عج) مي رساند / نتيجه تابش نور مصباحٌ هدي ، مهدوي شدن است ، نه صرفاً حماسه ، نه صرفاً نشستن و بر سر و سينه کوفتن ، نتيجه آن مهدوي شدن است / جنبه مصباحٌ هدايي امام حسين صلوات الله عليه براي کربلائيان از جنبه ثاراللهي ايشان پررنگ تر بود و خودشان را بيشتر در معرض مصباحٌ هدايي امام حسين صلوات الله عليه قرار مي دادند . ضمن اينکه جسمشان و جنبه هاي پائينشان را هم مي خواستند بهره مند کنند لذا در معرض خون و شهادت و حماسه قرار دادند / هر امامي که باذن الله آمد و هر کدام از 14 معصوم (ع) که باذن الله آمدند ، يک نور افکن شديد بودند ، آنها که در معرض اين نور قرار گرفتند ، بسرعت جلو برده شدند . پرنورترين اين مصاديق ، مصباح سيد ما و بزرگ ما سيد الشهدا ، امام حسين صلوات الله عليه است . بيائيم در معرض نور / اين تفکر نبايد در شيعه رواج پيدا کند که ما مي خواهيم توجه به نور داشته باشيم و به حماسه توجه نداشته باشيم . نه ، چون جنبه هاي مختلف داريم ، بايد به همه جنبه هاي عاشورا توجه داشته باشيم / نور امام حسين صلوات الله عليه ، جنبه مصباح هدايي امام حسين صلوات الله عليه ، در خلال تاريخ بشر بر بشر تابيده و اثرات تربيتي و تعليمي گذاشته است / اگر امروز من و شما از " تبعيت از هدايت " ، صحبت مي کنيم اين را از کجا آورده ايم ؟ خداوند درقرآن آورده است ؟ از کجا در قرآن آمده است ؟ از کدام چشمه جوشيده است ؟ از چشمه مصباح هدايي امام حسين صلوات الله عليه / ياوران امام عليه السلام ، درکاروانيان حسيني صلوات الله عليه خواستشان به چه چيزي بود ؟ به هيچ چيز ، فقط به امام عليه السلام بود / مذهب تشيع . مکتب تشيع ، همان مکتب تبعيت است و در قرآن آيات بسياري در موردش داريم ، تبعيت از هدايت ، نه تبعيت از ضلالت ، نه تبعيت از شياطين ، تبعيت از هدايت / مکتب ما مکتب اطاعت نيست ، مکتب ما مکتب عبادت نيست ، مکتب تقوي نيست . ـ يعني مکتبي که تا اينها توقف کند ، نه اينکه در آن تقوا نيست و نه اينکه در آن عبادت نيست ـ . مکتب تشيع ، مکتب تبعيت از هدايت است . مکتبِ همان ارزش کليدي است / اين ارزش کليدي مکتب تشيع (تبعيت از هدايت ) در کربلا ، در کاروان حسيني ارائه شد ، تمام ارزشهاي ديگر تحت الشعاع اين ارزش بود / اوج شيعه را شما در تبعيت از خواست امام بشناسيد .....درکاروان حسيني عنصر اصلي چيست ؟ تبعيت از هادي . ما داريم چه چيز را مطرح مي کنيم ؟ / هميشه مي شود از نور مصباح هدي بهره مند شد ، زيرا محدود به زمان و مکان نيست ، او بزرگتر از اين است ، اکبر از اين است که در ظرف زمان و مکان بگنجد / مسير بسوي ظهور، مسير کاروان حسيني است. روش حرکت به سوي ظهور، روش کاروان حسيني است. در کاروان حسيني محور ارزشها يک چيز بود. "تبعيت از هادي زنده" / بهترين نوع وصل شدن به حبل الله اين است که.....چنان به دستشان بچسبي که پاره تنشان باشي .....آنجا که مي فرمايند " فَاِنّه مِنّي " او از ماست . چگونه چنين چيزي ميسر است ؟ با " فَمَنْ تَبِعَني " با تبعيت از هدايت / مسير بسوي ظهور اين گونه است فقط با تبعيت از هادي حي مي شود جلو رفت. چون در کاروان حسيني اين ماجرا نمود داشت / اگر واقعاً اعتقاد داريم که مسير بسوي ظهور ، همان مسير کاروان حسيني است ، يادمان باشد تبعيت از هادي حي / محور ارزشهاي کاروان حسيني، تبعيت از هادي حي است و اين را خداوند آسان کرده و براي کاروانيان در همنشيني با امام(ع) قرار داده بود. در فتنه هاي قبل از ظهور هم شما از طريق هادي حي بسوي ظهور حرکت کن. بررسي کنيم و ببينيم چه کسي از امام غائب(ع) بيشتر انتفاع مي برد مانند نفع بردن از خورشيد پشت ابر؟ آن فرد را پيدا کنيم و حرفش را گوش دهيم. در چنين صورتي خداوند نمي گذارد که ضايع شويم / مولا جان .....من محتاج هدايت شما هستم / عنصر محوري کاروان حسيني تبعيت است، تبعيت از هادي زنده. درجامعه آنروز محب زياد بود ولي فقط آن دسته از آن محباني که آمدند و در کاروان حسيني، با تبعيت تربيت شدند، به اعلي عليين رسيدند / کاروان حسيني يعني چه؟ يعني اينکه انسان ابتدا هادي داشته باشد. به اين صورت که يا مستقيماً امام بالاي سرش باشد و يا شيعهترين فرد ، يعني آن کسي که از همه بيشتر از امام(ع) بهره برده و ميداند که در صحنههاي مختلف چه کار بايد کرد ، او بايد بالا سر ماجراباشد / در کاروان حسيني محور رفتارها و تفکرات، تبعيت است. آن هم تبعيت از هادي زنده.....امام حسين(ع) نفرمودند که طبق آيات و احاديث جلو برويد..... طبق آيات و احاديث نميشد دنبال کاروان حسيني راه افتاد. انسان نياز به امام زنده دارد / عنصر اصلي کاروان حسيني تبعيت است. تبعيت از هادي حي. اين عنصر به قدري عظيم است، به قدري بر عناصر ديگر غالب است که شهادت کاروانيان را تحت الشعاع قرار ميدهد / در ميان کاروانيان حسيني ، محور کاروان ، امام (ع) است و محور ثابت رفتاريشان ، تبعيت محض از خواست هادي حي مي باشد. ما چگونه مي خواهيم کارواني باشيم؟ / هادي زمانه امام زمان (عج) هستند / در عموم افراد ، هدايت به ضلالت آغشته است ، هدايت به نفسانيات آغشته است . لذا قابل شرب نيست . آب چشمه در اصل زلال بوده است / چه کساني هدايت را که گرفته اند ـ نور هدايت به آنها تابيده ـ ، اين هدايت را آلوده نکرده اند ؟ / جنبه هاي بالاترمان را در معرض نور امام قرار بدهيم تا تعليم و تربيت شويم و جنبه هاي پائين تر خود را در معرض حماسه قرار بدهيم و حماسي کنيم . اين هم نياز است / بيایید داخل ميدان تا هاديان الهي پرورشتان بدهند / خداوند ارزشهاي مختلفي را قرار داده است و [آنها را] به آن ارزش کليدي وابسته کرده است و آن ارزش [کليدي] تبعيت از هدايت است . اگر تبعيت از هدايت باشد بدون اينکه شما خواسته باشيد تقوا در آن هست ، نماز در آن هست ، همه چيز در آن هست / کسي که از غير مسير تربيت شدن مستقيم توسط اهل بيت (ع) ، کسي که از غير مسير تربيت شدن مستقيم توسط هادي الهي بخواهند رشد بکند. چنين شخصي نهايتا تا برزخ رشد ميکند..... / اينکه شما بروي نزديک هادي و بگوئي نزديک شدم ، اين قرب ارزشي ندارد . خيلي ها در صدر اسلام از لحاظ جسماني به اهل بيت (ع) نزديک بودند ، به ظاهر از حواريون بودند ، ولي بهره آنها بسيار کم بود / من به اين که خدا و رسول خدا و اهل بيت رسول خدا (ع) چه مي خواهند کار دارم . من مي خواهم آن باشم . بنا را بر تبعيت از هدايت بگذارم
26- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش بيست و ششم (ماه صفر 4 - ويژه نامه کاروان حسینی 8 - سخنان امام حسین ص از مدینه تا کربلا 2)
امام حسین(ص) هنگام ورود به كربلا : ما كُنْتُ لاَِبْدَاءَهُمْ بِالْقِتالِ ... اَللّهُمَّ اَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلاءِ هاهُنا مَحَطُّ رحالِنا وهاهُنا وَاللّهِ مَحَلُّ قُبُورِنا وَهاهُنا وَاللّهِ مَحْشَرُنا وَمَنْشَرُنا وَبِهذا وَعَدَنِى جَدّى رَسُول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و َلا خِلافَ لِوَعْدِهِ / خطبه امام حسین(ص) پس از ورود به كربلا : ... اَمَّا بَعْدُ فَقَدْ نَزَلَ بِنا مِنَ اْلامْرِ ما قَدْ تَرَوْنَ وَ انَّ الدُّنْيا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَتَنَكَّرَتْ وَاَدْبَرَ مَعْرُوفها وَلَمْ يَبْقَ مِنْها اِلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الا ناءِ وَخَسيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعى الْوَبيلِ اَلا تَرَوْنَ اِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَالَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ لِيَرْغبَ الْمُؤْمِن فِى لِقاءِا للّه فَاِنِّى لا اَرَى الْمَوْتَ اِلا سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمِينَ اِلا بَرَماً، النّاسُ عَبيدُ الدُّنْيا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعايِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيّانُون / بسم اللّه الرحمن الرحيم من الحسين بن على عليهما السلام الى محمد بن على عليهما السلام و من قِبَله من بنى هاشم اَمَّا بَعْدُ، فَكَانَّ الدُّنْيا لَمْ تَكُنْ وَكَانَّ الاخِرَةَ لَمْ تَزَلْ والسّلام / امام حسین(ص) : لا اَفْلَحَ قَومٌ اِشْتَروا مَرْضاتِ الْمخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخالِق / امام حسین(ص) ، عصر تاسوعا ، کربلا: اِنِّى رَاءَيْتُ رَسُولَ اللّه صلّى اللّه عليه و آله فِى الْمَنامِ فَقالَ لِى : اِنَّكَ صائِرٌ اِلَيْنا عَنْ قَريبٍ ... اِرْكَبْ بِنَفْسِى اَنْتَ يا اَخِى حَتّى تَلْقاهُمْ فَتَقُولَ لَهُمْ ما لَكُمْ وَما بَدَاءَ لَكُمْ وَتَسْاءَلُهُمْ عَمَّا جاءَ بِهِمْ... اِرْجِعْ اِلَيْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلى غُدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِيَّةَ نُصَلِّى لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ فَهُو يَعلَمُ اَنِّى اُحِبُّ الصَّلوةَ وَتِلاوَةَ كِتابِهِ وَكَثْرَةَ الدُّعاءِ وَاْلاسْتِغْفارِ / سخنان امام حسین(ص) در شب عاشورا: اُثْنِى عَلَى اللّه اَحْسَنَ الثَّناءِ وَاَحْمَدُهُ عَلَى السَّرّاءِ وَالضَّراءِ اَللّهُمَّ اِنِّى اَحْمَدُكَ عَلى اَنْ اَكْرَمْتَنا بِالنُّبُوُّةِ وَعَلَّمْتَنا الْقُرْآنَ وَفَقَّهْتَنا فِى الدِّينِ وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِكِينَ. اَمَّا بَعْدُ: فَاِنِّى لا اَعْلَمُ اَصْحاباً اَوْلى وَلا خَيْراً مِنْ اَصْحابِى وَلا اَهْلَبَيْتٍ اَبَرَّوَ لا اَوْصَلَ مِنْ اَهْلِ بَيْتىِ فَجَزاكُمُ اللّهُ عَنِّى جَميعاً خَيْراً. وَقَدْ اَخْبَرَنِى جَدّى رَسُولُ اللّه صلّى اللّه عليه و آله بِاءنّى سَاُساقُ اِلَى الْعِراقِ فَاَنْزِلُ اَرْضاً يُقالُ لَها عَمُورا وَكَرْبَلا وَفيها اُسْتَشْهَدُ و َقَدْ قَرُبَ الْمَوعِدُ. اَلا وَانِّى اَظُنُّ يَوْمَنا مِنْ هؤُلاءِ اْلاَعْداءِ غَداً و َانِّى قَدْ اَذِنْتُ لَكُمْ فَانْطِلقُوا جَميعاً فى حِلّ لَيْسَ عَلَيْكُمْ مِنِّى ذِمامٌ وَهذااللّيلُ قَدْ غَشِيَكُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَملاً وَلِيَاءْخُذْ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِيَدِ رَجُلٍ مِنْ اَهْلِبَيْتِى فَجَزاكُمُ اللّه جَمِيعاً خَيْراً وَتَفَرَّقُوا فى سَوادِكُمْ و َمَدائِنِكُم فَاِنَّ الْقَوْم اِنَّما يَطْلُبُونَنى وَلَوْ اَصابُونى لَذَهَلُوا عَنْ طَلَبِ غَيْرى حَسْبُكُمْ مِنَ الْقَتْلِ بِمُسْلِمٍ اِذْهَبُوا قَدْ اَذِنْتُ لَكُمْ .... اِنِّى غَداً اُقْتَلُ وَكُلُّكُمْ تُقْتَلُونَ مَعِى وَلا يَبْقى مِنْكُمْ اَحَدٌ حَتَّى الْقاسِمِ وَعَبْدِاللّه الرَّضيع / سخنان امام حسین(ص) در وصف یارانشان : وَاللّهِ لَقَدْ بَلَوْتُهُمْ فَما وَجَدْتُ فيهِمِ اِلاّ الا شْوَسَ الاَقْعَسَ يَسْتَاءْنِسُونَ بِالْمَنِّيَةِ دُونى اِسْتِيناسَ الطِّفْلِ اِلَى مَحالِبِ اُمِّهِ / امام حسین(ص) ، در شب عاشورا : يا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِيلِ / كَمْ لَكَ بِاْلاشْراقِ وَالاصيلِ ؛ مِنْ صاحِبٍ اَوْطالِب قَتيلِ / وَالدَّهْرُ لايَقْنَعُ بِالْبَديلِ ؛ وَانَّما الاَمْرُ اِلَى الجَليلِ / وَكُلُّ حَىّ سالِكٌ سَبيلِ ..... يا اُخْتاهُ تَعَزّى بِعَزاءِاللّه واءعلمى اءَنَّ اَهْلَ الاَرْضِ يَمُوتُونَ وَاَهْلَ السَّماءِ لا يَبْقُونَ وَاءَنَّ كُلَّ شَىْءٍ هالِكٌ اِلاّ وَجْهَ اللّه الذَّى خَلَقَ الاَرْضَ بِقُدرَتِهِ وَيَبْعَثُ الْخَلْقَ فَيَعُودُونَ وَهُوَ فَرْدٌ وَحْدَهُ اَبى خَيْرٌ مِنّى وَاُمّى خَيْرٌ مِنِّى وَاَخِى خَيْرٌ مِنِّى وَلِىَ وَلَهُمْ وَلِكُلِّ مُسْلِمٍ بِرَسُول ِاللّهِ اُسْوَةٌ ... يا اُخْتاه يا اُمَّ كُلْثُومَ يا فاطِمَةُ يا رَبابُ انظرنْ اِذا قُتِلْتُ فَلا تَشْقُقْنَ عَلَىَّ جَيْباً وَلا تَخْمُشْنَ وَجْهاً وَلا تَقُلْنَ هَجْراً / تلاوت آیاتی از قرآن توسط امام حسین(ص) در شب عاشورا : وَلا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اَنَّما نُمْلى لَهُمْ خَيْرٌ لا نْفُسِهِمْ اِنَّما نُمْلِى لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ ما كانَ اللّهُ لِيَذَرَالْمُؤْمِنينَ عَلى ما اَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّى يَميزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّب / امام حسین(ص) در شب عاشورا : اِنِّى رَاءَيْتُ فى مَنامى كَاءَنَّ كِلاباً قَدْ شَدَّتْ عَلَىَّ تَنْهَشُنِى وَفِيها كَلْبٌ اَبْقَعُ رَاءْيْتُهُ اَشَدَّها وَاظُنُّ اَنَّ الذَّى يَتَوَلّى قَتْلى رَجُلٌ اَبْرَصُ مِنْ هؤُلاءِ الْقَوْمِ. وَاِنِّى رَاءيْتُ رَسُولَ اللّه بَعْدَ ذلِكَ وَمَعَهُ جَماعَةٌ مِنْ اَصْحابِهِ وَهُوَ يَقُولُ اَنْتَ شَهيدُ هِذِهِ الاُمَّةِ وَقَدِ اسْتَبْشَرَبِكَ اءهْلُ السَّماواتِ وَاَهْلُ الصَّفيحِ الاَعلى وَلْيَكُنْ اِفْطارُكَ عِنْدِى اللَّيْلَةَ عَجِّلْ وَلا تُؤْخِّرْ فَهَذا مَلَكٌ قَدْ نَزَلَ مِن َالسَّماءِ لِيَاءْخُذَ دَمَكَ فى قارُورَةٍ خَضْراءَ فَهذا ما رَاءْيتُ وَقَدْ اَنِفَ الاَمْرُ وَاقْتَرَبَ الرَّحِيلُ مِنْ هذِهِ الدُّنْيا لا شَكَّ فيه / امام حسین(ص) در كربلا : صَبْراً يا بَنِى الكِرامِ فَمَا الْمَوتُ اِلاّ قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَالضَّرّاءِ اِلَى الْجِنانِ الواسِعَةِ وَالنِّعَمِ الدّائمةِ فَاَيُّكُمْ يَكْرَهُ اَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ اِلى قَصْرٍ وَما هُوَ لاِ عْدائِكُمْ اِلاّ كَمَنْ يَنْتَقِلُ من قَصْرٍ اِلى سِجْنٍ وَعَذابٍ اِنَّ اَبِى حَدَّثَّنى عَنْ رَسُول اللّهِ اِنَّ الدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤ مِنِ وَجَنَّةُ الْكافِر والْمَوْتُ جِسْرُ هُؤُلاءِ اِلى جِن انِهِمْ وَجِسْرُ هؤ لاءِ اِلى جَحيمِهِمْ ما كُذِبْتُ وَلا كَذِبْتُ / مناجات امام حسین(ص) در صبح عاشورا : اَللَّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتىِ فى كُلِّ كَرْبٍ وَرَجائى فى كُلِّ شِدَّةٍ وَاَنْتَ لِى فى كُلِّ اَمْرٍ نَزَلَ بِى ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ كَم مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الفُؤادُ للّه وَتَقِلُّ فيهِ الْحِيلَةُ وَيَخْذُلُ فيهِ الصَّديقُ وَيَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ اَنْزَلْتُهُ بِكَ وَشَكَوتُهُ اِلَيْكَ رَغْبَةً مِنِّى اِلَيْكَ عَمَّنْ سِواكَ فَكَشَفْتَهُ وَفَرَّجْتَهُ فَاءنْتَ وَلِىُّ كلِّ نِعْمَةٍ وَمُنْتَهى كلِّ رَغْبَةٍ / امام حسین(ص) در روز عاشورا : عِبادَاللّهِ اتَّقُوااللّه وَكُونُوا مِنَ الدُّنْيا عَلى حَذَرٍ فَاِنَّ الدُّنْيا لَوْ بَقِيَتْ عَلى اَحَدٍ اَوْ بَقِىَ عَلَيْها اَحَدٌ لَكانَتِ الا نبياءُ اَحَقَّ بِالْبَقاءِ وَاَوْلى بِالرِّضاءِ وَاَرْضى بِالْقَضاءِ غَيْرَ اَنَّ اللّه خَلَقَ الدُّنْيا لِلْفَناءِ فَجَديدُها بالٍ وَنَعيمُها مُضْمَحِلُّ وَسُرُورُها مُكْفَهِرُّ وَالْمَنْزِلُ تَلْعَةٌ وَالدّارُ قَلْعَةٌ فَتَزَوَّدُوا فَاِنَّ خَيْرَ الزّادِ التَّقْوى وَاتَّقُوااللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. اَيُّهَاالنّاسُ اِنَّ اللّه تَعالى خَلَقَ الدُّنْيا فَجَعَلَها دارَ فَناءٍ وَزَوالٍ مُتَصَرِّفَةً بِاءَهْلِها حالاً بَعْدَ حالٍ فَالْمَغْرُورُ مَنْ غَرَّتْهُ وَالشَّقِىُّ مَنْ فَتَنَتْهُ فَلا تَغُرَّنَّكُمْ هذِهِ الدُّنْيا فَاِنَّها تَقْطَعُ رَجاءَ مَنْ رَكَنَ اِلَيْها وَتَخيبُ طَمَعَ منْ طَمَعَ فيها وَاَراكُمْ قَدِ اجْتَمَعْتُمْ عَلى اَمْرٍ قَدْ اَسْخَطْتُمُ اللّهَ فِيه عَلَيْكُمْ وَاَعْرَضَ بِوَجِهِ الْكَرِيمِ عَنْكُمْ وَاَحَلَّ بِكُمْ نِقْمَتَهُ فَنِعْمَ الرَّبُ رَبُّنا وَبِئْسَ الْعَبيدُ اَنْتُمْ اَقْرَرْتُمْ بِالطّاعَةِ وآمَنْتُمْ بِالرَّسُولِ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله ثَمَّ اِنَّكُمْ زَحَفْتُمْ اِلى ذُرِّيّتِهِ وَعِتْرَتِهِ تُرِيدُونَ قَتْلَهم لَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيْكُمُ الشَّيْطانُ فَاءَنْساكُمْ ذِكْرَاللّهِ الْعَظيمِ فَتَباً لَكُمْ وَلِما تُرِيدُونَ اِنّا للّهِ وَانّا اِلَيْهِ راجِعُونَ هؤُلاءِ قَوْمٌ كَفَرُوا بَعْدَ ايمانِهِمْ فَبُعْداً لِلْقوم الظّالِمينَ / امام حسین(ص) در روز عاشورا : اَيُّهَاالنّاسُ اَنْسِبُونى مَنْ اَنَا ثَمَّ ارْجِعُوا اِلى اَنْفُسِكُمْ وَعاتِبُوها وَانْظُرُوا هَلْ يَحِلُّ لكم قتلى وَانْتِهاكُ حُرْمَتِى ؟ اَلَسْتُ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكُمْ وَابْنَ وَصِيِّهِ وَابْنَ عَمِّهِ وَ اَوَّلَ الْمُؤْمِنينَ بِاللّهِ وَالْمُصَدِّقِ لِرَسُولِهِ بِما جاءَ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ؟ اَوَلَيْسَ حَمْزَةُ سَيِّدُالشُّهَداءِ عَمَّ اَبِى ؟ اَوَلَيْسَ جَعْفَرُالطّيّارُ عَمّى ؟ اَوَلَمْ يَبْلِغُكُمْ قَوْلُ رَسُولِ اللّه لى وَلاَخى هذانِ سَيِّدا شَبابِ اَهْلِ الْجَّنة ؟ فَاِنْ صَدَّقْتُمُونى بِما اَقُولُ وَهُوَ الْحَقُّ وَاللّهِما تَعَمَّدْتُ الْكَذِبَ مُنْذُ عَلِمْتُ اَنَّ اللّه يَمْقُتُ عَلَيْهِ اَهْلَه وَيَضْرِبُهُ مَنِ اخْتَلَقَهُ وَاِنْ كَذَّبْتُمُونى فَاِنَّ فِيْكُمْ مَنْ اِنْ سَاءْلُتمُوهُ عَنْ ذلِكَ اَخْبَرَكُمْ سَلُوا جابِرَبْنَ عَبْدِاللّه الا نْصارِى وَاَبا سَعيِدالْخِدْرى وَسَهْلَ بْنَ سَعْدِ السَّاعِدىِ وَزَيْدَ بْنَ اَرْقَمَ وَاَنَسَ بْنَ مالِكٍ يُخْبِرُوكُمْ اَنَّهُمْ سَمِعُوا هذِهِ الْمَقالَةَ مِنْ رَسُولِ اللّهِ لى وَلا خِى اَما فى هذا حاجِزٌ لَكُمْ عَنْ سَفْكِ دَمِى / امام حسین(ص) در روز عاشورا : فَاِنْ كُنْتُمْ فى شَكٍّ مِنْ هذاالقول اَفَتَشُكُّون اَنِّى ابْنُ بِنْتِ نَبِيِّكُمْ فَوَاللّه مابَيْنَ الْمَشْرِقِ، والْمَغْرِبِ ابْنُ بِنْتِ نَبِي غَيْرى فيكُمْ وَلا فى غَيْرِكُمْ وَيْحَكُمْ اَتَطْلُبُونىِ بِقَتِيلٍ قَتَلْتُهُ اءوْمالٍ اِسْتَهْلَكْتُهُ اَوْ بِقِصاص جَراحَةٍ.... يا شَبَثَ بْنَ ربعى وَيا حَجّارَ بنَ اَبْجَرَ وَيا قَيْسَ بْنَ الاشْعَثِ وَيا يَزِيدَ بْنَ الْحارِثِ اَلَمْ تَكْتُبُوا اِلَىَّ اَنْ قَدْ اَيْنَعَتِ الثمارُ وَاخْضَرَّ الْجَنابُ وَاِنَّما تَقْدِمُ عَلى جُنْدٍ لَكَ مُجَنَّدةٍ؟ ... لا وَاللّه اُعْطيهِمْ بِيَدى اِعْطاءَ الدَّلِيلِ وَلا اَفِرُّ مِنْهُمْ فِرارَ الْعَبِيدِ يا عِبادَاللّه اِنِّى عُذْتُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ اَنْ تَرْجُمُونِ اَعُوذُ بِرَبِّى وَرَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ / امام حسین(ص) در روز عاشورا : ... وَيْلَكُمْ ما عَلَيْكُمْ اَنْ تَنْصِتُوا اِلَىَّ فَتَسْمَعُوا قَوْلى وَاِنَّما اَدْعُوكُمْ اِلى سَبيلِ الرَّشادِ فَمَنْ اَطاعَنِى كانَ مِنَ الْمُرْشَدِينَ وَ مَنْ عَصانِى كانَ مِنَ الْمُهْلَكِينَ وَكُلُّكُمْ عاصٍ لاَمْرِى غَيْرُ مُسْتَمِعٍ لِقَوْلى قَدِ انْخَزَلَتْ عَطِيّاتُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرام فَطَبعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ اَلا تَنْصِتُونَ اَلا تَسْمَعُونَ؟ ... تَبّاً لَكُمْ اَيَّتها الْجَماعَةُ وَتَرَحاً اَفَحينَ اسْتَصبرَ خْتُمُونا وَلِهينَ مُتَحَيِّرِينَ فَاءصْرَخْناكُمْ مُؤَدِّينَ مُسْتَعِدِّينَ سَلَلْتُمْ عَلَيْنا سَيْفاً فى رِقابِنا وَحَشَشْتُمْ عَلَيْنا نارَ الْفِتَنِ الَّتى جَناها عَدُوُّكُمْ وَعَدُوُّنا فَاَصْبَحْتُمْ اِلْباً عَلى اَوْلِيائِكُمْ وَيَداً عَلَيْهِمْ لاعْدائِكُمْ بِغَيْرِ عَدْلٍ اَفْشَوهُ فِيْكُمْ وَلا اَمَلَ - اَصْبَحَ لَكُمْ فيهِمْ اِلا الْحَرامَ - مِنَ الدُّنْيا اَنالُوكُمْ وَخَسِيسَ عَيْشٍ طَمِعْتُمْ فيهِ مِنْ حَدَثٍ كانَ مِنّا وَ لا رَاءْىٍ تَفيلٍ لَنا مَهْلاً لَكُمُ الْوَيْلاتُ اِذْكَرِهْتُمُونا وَتَرَكْتُمُونا فَتَجَهَّزْتُمْ وَالسَّيْفُ لَمْ يُشْهَرْ وَالجاءْشُ طامِنٌ وَالرَّاءْىُ لَمْ يُسْتَصْحَفْ وَلكِنْ اَسْرَعْتُمْ عَلَيْنا كَطَيْرَةِ الدّباءِ وَتَداعَيْتُمْ اِلَيْنا كَتَداعِى الْفِراشِ فَقُبْحاً لَكُمْ فَاِنَّما اَنْتُمْ مِنْ طَواغِيتِ الاُمَّةِ وَشِذاذِ اْلاَحْزابِ وَنَبَذَةِ الْكِتابِ وَنَفَثَةِ الشَّيْطانِ وَعُصْبَةِ الاثامِ وَمُحَرِّفى الْكِتابِ وَمُطْفِىِ السُّنَنِ وَقَتَلَةِ اَوْلادِ الاَنْبِياء وَ مُبيرى عِتْرَةِ الاوْصِياءِ ومُلْحِقى الْعِهارِ بِالنَّسَبِ وَمُوذى الْمُؤْمِنينَ وَصُراخِ اءئِمَّةِ الْمُسْتَهْزِئِينَ الَّذِين جَعلواالْقُرآن عِضينَ / امام حسین(ص) در روز عاشورا : وَاَنْتُمُ ابْنَ حَرْبٍ وَاءشْياعَهُ تَعْتَمِدُونَ وَاِيّانا تَخذُلُونَ اَجَلْ وَاللّهِ اَلْخَذْلُ فيكُمْ مَعْرُوف وَشَجَتْ عَلَيْهِ عُروُقُكُمْ وَتَوارَثَتْهُ اُصُوَلُكُمْ وَفُرُوعُكُمْ وَنَبَتَتْ عَلَيْهِ قُلُوبُكُمْ وَغَشِيَتْ بِهِ صُدُورُكُمْ فَكُنْتُمْ اَخْبَثَ شَجَرَةٍ شَجىً لِلنّاظِرِ وَاُكْلَةً لِلْغاصِبِ اَلا لَعْنَةُاللّه عَلَى النّاكِثينَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ الايمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً فَانْتُمْ وَاللّهِ هُمْ اءَلا اِنَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىِّ قَدْرَكَزَبَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِلَّةِ وَالذِّلَّةِ وَهَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّة يَاْبى اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَحُجُورٌ طابَتْ وَطَهُرَتْ وَانوفٌ حَمِيَّةٌ وَنُفُوسٌ اَبِيَّةٌ مِنْ اَن تُؤْثرَ طاعَةَ اللّئام عُلى مَصارِع الْكِرامِ اءلا اِنِّى قَدْ اءعْذَرْتُ وَاءنْذَرْتُ اءلا اِنِّى زاحِفٌ بِهذِهِ الاُسْرَة عَلى قِلَّهِ الْعَدَدِ وَخِذْلانِ النّاصِر ..... / امام حسین(ص) در روز عاشورا : ..... فَإنْ نَهْزِمْ فَهَزّامُونَ قِدْماً / وَاِن نُهْزَمْ فَغَيْر مُهَزَّمينا ؛ وَما اِنْ طِبُّنا جُبْنٌ وَلكِنْ / مَنايانا وَدَوْلَةُ آخَرينا ؛ فَقُلْ لِلشّا مِتينَ بِنا اَفِيقُوا / سَيَلْقَى الشامِتُونَ كَما لَقِينا ؛ اِذا مَاالْمُوْتَ رَفَعَ عَنْ اُناسٍ / بِكَلْكَلِهِ اَناخَ بِآخَرِينا ..... / امام حسین(ص) در روز عاشورا : ..... اَما وَاللّه لا تَلْبَثُونَ بَعدَها اِلاّكَريثَما يُرْكَبُ الْفَرَسُ حَتّى تَدُورَبِكُمْ دَوْرَ الرَّحى وَتَقْلَقَ بِكُمْ قَلَقَ الِْمحْوَرِ عَهْدٌ عَهِدَهُ اِلَىَّ اءَبِى عَنْ جَدّى رَسُولِ اللّه فَاجْمِعُوا اءمْرَكُمْ وَشُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لايَكُنْ اءمرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اْقضُوا اِلَىَّ وَلا تُنْظِرُونِ اِنّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبّى وَرَبِّكُمْ ما مِنْ دابَّةٍ اِلاّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبِّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ.... اءَللّهُمَّ احْبِسْ عَنْهُمْ قَطْرَالسَّماءِ وَابْعَثْ عَلَيْهِمْ سِنِينَ كَسِنى يُوسُفَ وَسَلِّط عَلَيْهِمْ غُلامَ ثَقيف يَسْقيهِمْ كَاءساً مُصَبَّرَةً فَلا يَدَعُ فيهم اَحَداً قَتْلَةً بَقَتْلَةٍ وَضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ يَنْتَقِمُ لى وَلاَوْليائى وَلاهْلِ بَيْتى وَاءشْياعِى مِنْهُمْ فَاِنَّهُمْ كَذَّبُونا وَخَذَلُونا وَاَنْتَ رَبُّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَاَليْكَ الْمَصيرُ / امام حسین(ع) : اَللّهُمَّ اِنّا اَهْلُ بَيْتِ نَبِيِّكَ وَذُرِّيَّتُهُ وَقَرابَتُهُ فَاقْصِمْ مَنْ ظَلَمَنا وَغَصبَنا حَقَّنا اِنَّكَ سَميعٌ قَريبٌ..... / سخنان امام حسین(ص) در كربلا ، خطاب به يارانش هنگام شروع جنگ : قُومُوا اَيُّهَا الْكِرامُ اِلَى المَوْتِ الَّذى لابُدَّ مِنْهُ فَاِنَّ هذِهِ السِّهامَ رُسُلُ القَوْمِ اِلَيْكُمْ فَوَاللّهِ م ا بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ اِلاالْمَوْتُ يَعْبُرُ بِه ؤُلا ءِ اِلى جِن انِهِمْ وَبِه ؤُلا ءِ اِلى نير انِهِمْ / امام حسین(ص) در كربلا : اِشْتَدَّ غَضَبُ اللّه عَلَى الْيَهُودِ اِذْجَعَلُوا لَهُ وَلَداً وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى اِذْ جَعَلُوهُ ثالِثَ ثَلاثَةٍ وَاَشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى الَْمجُوسِ اِذْ عَبَدُوا الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دُونَهُ وَاشْتَدَّ غَضَبُهُ عَلى قَوْمٍ اِتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ عَلى قَتْلِ ابْنِ بِنْتِ نَبِيِّهِمْ..... اَما وَاللّه لا اُجِيبُهُمْ اِلى شَىْءٍ مِمّا يُريدُونَ حَتّى اَلْقَى اللّهَ وَ اَنَا مُخَضَّبٌ بِدَمِى ..... اَما مِنْ مُغِيثٍ يُغِيثُنا، اَما مِنْ ذابٍ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه / امام حسین(ص) در كربلا ، هنگام شهادت مسلم بن عوسجه : رَحِمَكَ اللّهُ يا مُسْلِمُ! فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرَُ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً / سخنان امام حسین(ص) در كربلا پس از فريضه ظهر : يا كِرامُ هذِهِ الْجَنَّةُ قَدْ فُتِحَتْ اَبْوابُها وَاتَّصَلَتْ اَنْهارُها وَاَيْنَعَتْ ثِمارُها وَهذا رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله وَالشُّهَداءُ اَلَّذِينَ قُتِلُوا فى سَبِيلِ اللّه يَتَوَقَّعُونَ قدُومكم وَيَتَبا شَرُونَ بِكُمْ فَحامُوا عَنْ دِينِ اللّهِ وَدِينِ نَبِيِّهِ وَذُبُّوا عَنْ حَرَمِ الرَّسُولِ / امام حسین(ص) در كربلا ، به هنگام شهادت حبيب بن مظاهر : عِنْدَاللّه اَحْتَسِبُ نَفْسِى وَحُماةَ اَصْحابِى / امام حسین(ص) در كربلا ، خطاب به زهير : لا يَبْعُدَنَّكَ اللّه يا زُهَيْرُ وَلَعَنَ قاتِليكَ لَعْنَ الذَّينَ مُسِخُوا قِرَدَةً وَخَنازيرَ ..... (زهير!) خدا تو را از رحمتش دور نگرداند و بر قاتلان و كشندگان تو لعنت كند، همانگونه كه در دورانهاى گذشته افرادى را لعنت نمود و مسخ گرديدند و به صورت ميمون و خوك درآمدند / امام حسین(ص) در كربلا ، خطاب به حنظله شبامى : رَحِمَكَ اللّه اِنَّهُمْ قَدِ اسْتَوْجَبُوا الْعَذابَ حِينَ رَدُّوا عَلَيْكَ ما دعَوْتَهُمْ اِلَيْهِ مِنَ الحَقِّ وَنَهَضُوا اِلَيْكَ لِيَسْتَبِيحُوكَ وَاَصْحابَكَ فَكَيْفَ بِهِمُ اْلا نَ وَقَدْ قَتَلُوا اِخْوانكَ الصّالِحينَ .... رُحْ اِلى خَيْرٍ مِنَ الدُّنْيا وَما فيها وَالى مُلْكٍ لا يَبْلى / سخنان امام حسین(ص) در كربلا ، هنگام شهادت حضرت على اكبر(ع) : اَللّهُمَّ اشْهَدْ عَلى هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَيْهِمْ اءَشْبَهُ النّاسِ بِرَسُولكَ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله خَلْقاً وَخُلُقاً ومَنْطِقاً وكُنّا اِذَا اشْتَقْنا اِلى رُؤيَةِ نَبِيِّكَ نَظَرْنا اِلَيْهِ. اَللّهُمَّ فَامْنَعْهُمْ بَرَكاتِ الاَرْضِ وَفَرِّقْهُمْ تَفْريقاً وَمَزِّقْهُمْ تَمْزِيقاً وَاجْعَلْهُمْ طَرائقَ قِدَداً وَلا تُرْضِ الْوُلاةَ عَنْهُمْ اَبَداً فَاِنَّهُمْ دَعَونا لينصرونا ثُمَّ عَدَوا عَلَيْنا لِيُقاتِلُونا اِنَّ اللّه اَصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ اِبراهيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ ذُريَةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ واللّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ..... / وداع امام حسین(ص) با امام سجاد(ع): 1- يا بنى احفظ عنى دعاء علّمتنيه فاطمة عليهاالسلام و علّمها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وعلّمه جبرئيل عليه السلام فى الجاجة والمهمّ والغمّ والنازلة اذا نزلت والامر العظيم الفادح قال اُدع : بحق يس والقرآن الحكيم وبحق طه والقرآن العظيم يا من يقدر على حوائج السائلين يا من يعلم ما فى الضّمير يا منفّس عن المكروبين يا مفرّج عن المغمومين يا راحم الشّيخ الكبير يا رازق الطّفل الصغير يا من لايحتاج الى التّفسير صلِّ على محمد وآل محمد وافعل بى كذا وكذا ؛ 2-يا بُنَىَّ اوصيك بما اوصانى به ابى حِين حضرته الوفاة و بما ذكر ان اباه اوصاه به يابنىّ ايّاك وظلم من لا يجد عليك ناصرا الااللّه / امام حسین(ص) در میدان شهادت : اَلْمَوْتُ اَوْلى مِنْ رُكُوبِ الْعارِ / وَالْعارُ اَوْلى مِنْ دُخُولِالنّار ؛ اَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي / آليْتُ اَنْ لا اَنْثَنى ؛ اَحْمى عِيالاتِ اَبِى / اَمْضِى عَلى دِينِ النَّبى ؛ اَنَا ابْنُ عَلِي الْخَيْرِ مِنْ آلِ هاشِمٍ / كَفانِى بِهذا مَفْخَراً حِينَ اَفْخَرُ ؛ وَجَدّى رَسُولُ اللّه ، اءكْرَمُ مَنْ مَضى / وَنَحْنُ سِراجُاللّه فى الاَرْضِ نَزْهَرُ ؛ وَفاطِمَةُ اُمّى اْبنَةُ الطُّهْرِ اَحْمَدَ / وَعَمّى يُدْعى ذُوالجَناحَيْنِ جَعْفَرُ ؛ وَفِينا كِتابُاللّه اُنْزِلَ صادِعاً / وَفينَا الْهُدى وَالْوَحْيُ بِالْخَيْرِ يُذْكَرُ ؛ وَنَحْنُ اَمانُاللّهِ فِى الْخَلْقِ كلّهِمْ / نَسِّرُ بِهذا فىِ الاَنامِ وَنَجْهَرُ ؛ وَنَحْنُ وُلاةُ الْحَوْضِ نَسْقِى مُحِبَّنا / بِكَاءْسٍ وَذاكَ الْحَوْضُ للسَقىُ كَوثَرُ ؛ فَيَسْعَدُ فِينا فىِ الْقِيامِ مُحِبّنا / وَمُبْغِضُنا يوم الْقِيمَةِ يَخْسَرُ ؛ كَفَرَ الْقَوْمُ وَقدْماً رَغِبُوا / عَنْ ثَواب اللّه رَبِّ الثَّقَلَيْنِ ؛ قَتَلُوا قِدْماً عَلِّياً واْبنَهُ / حَسَنَ الخَيْرِ وَجاءوا لِلْحُسَيْن ؛ خيْرَهُ اللّه مِنَ الْخَلْقِ اءَبى / بَعْدَ جَدّى وَاَنَا ابْنُ الْخِيرَتَيْنِ / امام حسین(ص) در قتلگاه كربلا : يا شِيعَةَ آلِ اءَبِى سُفْيانَ اِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِيْنٌ وَكُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا اَحْراراً فى دُنْياكُمْ وَاِرْجِعُوا اِلى اَحْسابِكُمْ اِن كُنتم عُرباً كما تزعمون ..... اَنَا الّذى اءُقاتِلُكُمْ وَتقاتِلُونى وَالنَّساءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ فَامنَعوا عُتاتَكُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمى مادُمْتُ حَيّاً / آخرين مناجات امام حسين علیه السلام در کربلا : اَللّهُمَّ مُتَعالىَ الْمَكانِ عَظِيمَ الْجَبَرُوتِ شَدِيدَ الِْمحالِ عَنِّى غَنِىُّ عَنِ الْخَلائِقِ عَرِيضُ الْكِبْرِياءِ قادِرٌ عَلى ما تَشاءُ قَرِيبٌ الرَّحْمَةِ صادِقُ الْوَعْدِ سابِغُ النِّعْمَةِ حَسَنُ الْبَلاءِ قَرِيبٌ اِذا دُعيتَ مُحِيطٌ بِما خَلَقْتَ قابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تابَ اِلَيْكَ قادِرٌ على ما اَرَدْتَ تُدْرِكُ ما طَلَبْتَ شَكُورٌ اِذا شُكرْتَ ذَكُورٌ اِذا ذُكِرْتَ اَدْعُوكَ مُحْتاجاً وَاَرْغَبُ اِلَيْكَ فَقِيراً وَاَفْزعُ اِلَيْكَ خائِفاً وَاَبْكِى مَكْرُوباً وَاَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً وَاَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً اَللّهُمَّ احْكُمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَومنا فَاِنَّهُمْ غَرُّونا وَخَذَلُونا وَغَدَرُوا بِنا وَقَتَلُونا وَنَحْنُ عِتْرَةُ نَبِيِّكَ وَوُلْدُ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صلى اللّه عليه و آله الَّذِى اصْطَفَيْتَهُ بِالرِّسالَةِ وَاءتْمَنْتَهُ الْوَحْىِ عَلَى فَاجْعَلْ لَنا مِنْ اَمْرِنا فَرَجاً وَمَخْرَجاً يا اَرْحَمَ الراحِمينَ. ...صَبْراً عَلى قَضائِكَ يا رَبِّ لا اِلهَ سِواكَ يا غِياثَ الْمُسْتَغيثين مالِى رَبُّ سِواكَ وَلا مَعْبُودٌ غَيْركَ صَبْراً عَلى حُكْمِكَ يا غِياثَ مَنْ لا غِياثَ لَهُ يا دائِماً لا نَفادَ لَهُ يا مُحْيِى الْمَوتى يا قائِماً عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ اُحْكُمْ بَيْنى وَبَيْنَهُمْ وَاَنْتَ خَيْرُالْحاكِمينَ
22- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش بيست و دوم (ماه محرم 6 - ويژه نامه کاروان حسینی 7 - سخنان امام حسین ص از مدینه تا کربلا 1)
امام حسین(ص) خطاب به استاندار مدینه : اَيُّهَا اْلاَ ميرُ اِنّا اَهْلُبَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنافَتَحَ اللّه وبِنا يَخْتِمُ. وَيَزيدُ رَجُلٌ شارِِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ / امام حسین صلوات الله علیه : اِنّا اَهْلُبَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ ..... / امام حسین صلوات الله علیه : .....بِنافَتَحَ اللّه وبِنا يَخْتِمُ..... / امام حسین صلوات الله علیه : .....وَيَزيدُ رَجُلٌ شارِِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ / امام حسین(ص) خطاب به مروان : اِنَا للّهِ وَاَنّا اِلَيْهِ راجِعُون وَ عَلَى اْلاسْلامِ السَلامُ اِذا بُلِيَتِ اْلاُمَّةُ بِراعٍ مِثْل يَزيدَ وَلَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللّه صلّى اللّه عليه و آله يَقُولُ:اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى الِ ابى سُفْيان فَاِذا رَاَيْتُمْ مَعاوِيَة عَلى مِنْبَرِى فَابْقَرُوا بَطْنَهُ وَقَدرَآهُ اَهْلُ الْمَدِينَة عَلَى الْمِنْبرِ فَلَمْ يَبْقَرُوا فَابْتَلاهُمُاللّه بِيَزِيدَ الْفاسِق / سخنان امام حسین صلوات الله علیه در كنار قبر رسول خدا(ص ) : اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللّه اَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ فاطِمَةَ فَرْخُكَ وَابْنُ فَرْخَتِكَ وَسِبْطُكَ الَّذى خَلَّقْتَنِى فى اُمَّتِكَ فَاشْهَدْ يانَبِىَّ اللّه اَنَّهُمْ خَذَلُونى وَلَمْ يَحْفَظُونى وَهذِهِ شَكْواىَ اِلَيْكَ حَتّى اَلْقاكَ ... / سخنان امام حسین صلوات الله علیه در كنار قبر رسول خدا(ص ) : اَللّهُمَّ اِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صلّى اللّه عليه و آله وَاَنَا ابْنُ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَقَدْ حَضَرنى مِنَ اْلا مْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ اَللّهُمَّ اِنِّى اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَاُنْكِرُ الْمُنْكَرَ واءساءلُكَ ياذَاالْجَلالِ وَالاْ كْرامِ بِحَقِّ الْقَبْرِ وَمَنْ فِيهِ اِلاّ اخْتَرْتَ لى ما هُو لَكَ رِضىً وَلِرَسُولِكَ رِضىً / امام حسین(ص) خطاب به عمر اَطرف : حَدَّثَنى اَبى اَنَّ رَسُولَ اللّه صلى الله عليه و آله َخْبَرَهُ بِقَتْلِهِ وَقَتْلِى وَاَنَّ تُرْبَتَهُ تَكُونُ بِالْقُرْبِ مِنْ تُرْبَتِى اَتَظُنُّ اَنَّكَ عَلِمْتَ مالَمْ اَعْلَمْهُ؟ وَاللّه لا اُعْطى الدَّنِيَّةَ مِنْ نَفْسى اَبَداً وَلَتَلْقَيَنَّ فاطِمَةُ اَباها شاكِيَةً مالَقِيَتْ ذُرِّيَّتُها مِنْ اُمَّتِهِ وَلا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ اَحَدٌ اَذاها فى ذُرِّيَّتها / امام حسین(ص) خطاب به ام سلمه (س) : يا اُمّاه وَاَنَا اَعْلَمُ اَنِّى مَقْتُولٌ مَذْبُوحٌ ظُلْماً وَعُدْواناً وَقَدْ شاءَ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَرى حَرَمِى وَرَهْطِى مُشَرَّدينَ وَاَطْفالى مَذْبُوحينَ مَاءْسُورِينَ مُقَيَّدينَ وَهُمْ يَسْتَغِيثُونَ فَلا يَجِدُونَ ناصِراً ... / امام حسین(ص) خطاب به محمد حنفیه : .....و َشِيْعَتِى وَ اَمْرُهُمْ اَمْرى وَ رَاءيُهُمْ رَاءْيى..... / وصيتنامه امام حسين(ص) : بِسْم ِاللّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، هذا ما اَوْصى بِهِ الْحُسَينُ بْنُ عَلِي اِلى اَخيِهِ مُحَمّدِ بْنِ الحَنَفِيَّةِ اَنَّ الْحُسَيْنَ يَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللّه وَحَدهُ لا شَرِيْكَ لَهُ وَاَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ جاءَ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِهِ وَاَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَالنّارَ حَقٌ وَالسَّاعَةَ آتِيَةٌ لارَيْبَ فيها وَاَنَّاللّه يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَ انَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلا صْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صلى اللّه عليه و آله ارِيدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَاَسيرَ بِسِيرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ فَمَنْ قَبِلَنى بِقَبُولِ الْحَقِّ فَاللّه اَوْلى بِالْحقِّ وَمَنْ رَدَّ عَلَىّ هذا اَصْبِرُ حَتّى يَقْضِيَ اللّهُ بَيْنِى وَبَيْنَ الْقَومِ وَهُوَ خَيْرُالْحاكِمِينَ وَهذِهِ وَصِيَّتِى اِلَيْكَ يااَخِى وَما تَوْفِيقى اِلاّ بِاللّه عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَاَليْهِ اُنِيبُ / سخن امام حسین صلوات الله علیه هنگام خروج از مدينه : فَخَرَجَ مِنْها خائفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنى مِنَ الْقَومِ الظّالِمينَ.....لا وَاللّه لا اُفارِقُهُ حَتّى يَقْضِيَ اللّهُ ماهُوَ قاضٍ / امام حسین هنگام ورود به مکه این آیه را تلاوت فرمودند : وَلَمّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّى اَنْ يَهْدِيَنى سَواءَ السَّبيلِ / امام حسین(ص) در پاسخ عبداللّه بن عمر: يا اَباعَبْدِالرَّحْمنِ اَما عَلِمْتَ اَنَّ مِنْ هَوانِ الدُّنْيا عَلَى اللّهِ اَنَّ رَاءْسَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيّا اُهْدِىَ اِلى بَغِي مِنْ بَغايا بَنِى اِسْرائيل ؟ اَما تَعْلَمُ اَنْ بَنِى اِسْرائيل كانُوا يَقْتُلُونَ مابَيْنَ طُلُوع الْفَجْرِ اِلى طُلُوع الشَّمْسِ سَبْعِينَ نَبِيّاً ثُمَّ يَجْلِسُونَ فى اءسْواقِهِمْ يَبِيعُونَ وَيَشْتَرُونَ كَاَنْ لَمْ يَصْنعُوا شَيْئاً فَلَمْ يُعْجِّلِ اللّهُ عَلَيْهِمْ بَلْ اَمْهَلَهُمْ وَاَخَذَهُمْ بَعْدَ ذلِكَ اَخْذَ عَزِيْزٍ ذى انْتِقامٍ اتَّقِ اللّه يا اَباعَبْدالرَّحْمنِ وَلا تَدَعَنَّ نُصْرَتى / امام حسین(ص) خطاب به بنی هاشم: بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيم مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِىّ اِلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي وَمَنْ قِبَلَهُ مِنْ بَنِى هاشِمٍ، اَمّا بَعْدُ: فَاِنَّ مَنْ لَحِقَ بِى اِسْتَشْهَدَ وَمَنْ تَخَلَّفَ لَمْ يُدْرِك الْفَتْحَ، وَالسَّلامُ / نامه امام حسین(ص) به مردم بصره :اَمّا بَعْدُ: فَاِنَّاللّه اصْطَفى مُحَمَّداً صلّى اللّه عليه و آله مِنْ خَلْقِهِ وَاَكْرَمَهُ بِنُبُوَّتِهِ وَاخْتارَهُ لِرِسالَتِهِ ثُمَّ قَبَضَهُ اِلَيْهِ وَقَدْ نَصَحَ لِعِبادِهِ وَبَلغ ما ارْسلَ بِهِ وكُنّا اَهْلَهُ وَاءوْلياءَه وَاوْصِياءهُ وَوَرَثَتَهُ وَاَحَقَّ الناسِ بِمَقامِهِ فى النّاسِ فَاسْتَاءْثرَ عَلَيْنا قَوْمُنا بِذلِكَ فَرَضينا وكَرِهْنَا الْفُرْقَةَ وَاَحْبَبْنَا العافِيَةَ وَنَحْنُ نَعْلَمُ انّا اَحَقُّ بِذلِكَ الحقِّ الْمُسْتَحقِّ عَلَيْنا مِمَّنْ تَوَلاّهُ وَقَدْ بَعَثْتُ رَسُولى اِلَيْكُمْ بِهذاالْكِتابِ وَاَنَا اَدْعُوكُمْ اِلى كِتابِاللّه وَسُنَّةِ نَبِيِّهِ فَاِنَّ السُّنَّةَ قَد اُميتَتْ وَالْبِدْعَةَ قَد اُحْيِيَتْ فَاِنْ تَسْمَعوا قَوْلى اَهْدِكُمْ اِلى سَبيلِ الرَّشادِ وَالسَّلامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُاللّه وَبَركاتُهُ / نامه امام حسین(ص) در پاسخ مردم کوفه: بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيم ، مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي اِلَى الْمَلاء مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُسْلِمِينَ، اَمّا بَعْدُ؛ فَاِنَّ هانياً وَسَعيداً قَدِما عَلَىَّ بِكُتُبِكُمْ وَكانا آخِر مَنْ قَدِمَ عَلَىَّ مِنْ رُسُلِكُمْ وَقَدْ فَهِمْتُ كُلَّ الَّذِى قَصَصْتُمْ وَذَكَرْتُمْ وَمَقالَةُ جُلِّكُمْ اَنَّهُ لَيْسَ عَلَيْنا اِمامٌ فَاقْبِلْ لَعَلَّ اللّهَ يَجْمَعُنا بِكَ عَلَى الْهُدى وَالْحَقِّ. وَقَدْ بَعَثْتُ اِلَيْكُمْ اَخِى وَابْنَ عَمىّ وَثِقَتى مِنْ اَهْلِ بَيْتِى وَاَمْرتُهُ اَنْ يَكْتُبَ اِلَىَّ بِحالِكُمْ وَاَمْرِكُمْ وَرَاءْيِكُمْ فَاِنْ كَتَبَ اَنَّهُ قَدْ اِجْتَمَعَ رَاءيُ مَلاِكُمْ وَذَوِى الْفَضْلِ وَالْحِجى مِنْكُمْ عَلى مِثْلِ ما قَدِمَ عَلَىَّ بِهِ رُسُلكُمْ وَقَرَاءْتُ فِى كُتُبِكُمْ اَقْدِمُ عَلَيْكُمْ وَشيكاً اِنْ شاءَا للّه فَلَعَمرى مَاالامامُ اِلاّ الْعامِلُ بِالْكتابِ وَالا خِذُ بِالْقِسْطِ وَالدّائنُ بِالْحَقِّ للّه وَالْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللّه وَالسَّلام / خطبه امام حسین(ص) در مکه: اَلْحَمْدُللّه وَماشاءَاللّه وَلا قُوّة اِلاّ بِاللّه وصَلّى اللّه عَلى رَسُولِهِ، خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقلادَةِ عَلى جِيدِالفَتاةِ وَما اَوْلَهَنِى اِلى اَسْلافى اِشْتِياقِ يَعْقُوبَ اِلى يُوسُفَ وَخَيَّرلى مَصْرَعاً اَنَا لاقِيِه كَاَنَّى بِاَوْصالِى تَتَقَطَّعها عُسْلان الْفَلَواتِ بَيْنَ النّواويس وَكَرْبَلا فَيَمْلانَّ مِنِّى اَكْراشاً جوفاً وَاَجْرِبَة سُغْباً لامَحيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ رِضَااللّه رِضانا اَهْل البَيْتِ نَصْبِرُ عَلى بَلائِهِ وَيُوَفِّينا اُجُورَالصّابِرِينَ لَنْ تُشذَّ عَنْ رَسُولِ اللّه لُحْمَتُهُ بَلْ هِىَ مَجْمُوعَةٌ لَهُ فى حظِيرَة الْقُدْسِ تُقَرُّبِهِمْ عَيْنُهُ وَ يُنْجَزُبِهِمْ وَعْدُهُ اَلا وَمَنْ كانَ فينا باذِلاً مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِاللّه نَفْسَهُ فَلْيَرْحَل مَعَنا فَاِنَّى راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْشاءَاللّه / امام حسین(ص) : ..... وَ ما اَوْلَهَنِى اِلى اَسْلافى اِشْتِياقِ يَعْقُوبَ اِلى يُوسُفَ وَخَيَّرلى مَصْرَعاً اَنَا لاقِيِه كَاَنَّى بِاَوْصالِى تَتَقَطَّعها عُسْلان الْفَلَواتِ بَيْنَ النّواويس وَكَرْبَلا فَيَمْلانَّ مِنِّى اَكْراشاً جوفاً وَاَجْرِبَة سُغْباً لامَحيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ رِضَااللّه رِضانا اَهْل البَيْتِ نَصْبِرُ عَلى بَلائِهِ وَيُوَفِّينا اُجُورَالصّابِرِينَ..... / امام حسین(ص) : ..... لامَحيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ رِضَااللّه رِضانا اَهْل البَيْتِ نَصْبِرُ عَلى بَلائِهِ وَيُوَفِّينا اُجُورَالصّابِرِينَ..... / امام حسین(ص) : .....لَنْ تُشذَّ عَنْ رَسُولِ اللّه لُحْمَتُهُ بَلْ هِىَ مَجْمُوعَةٌ لَهُ فى حظِيرَة الْقُدْسِ تُقَرُّبِهِمْ عَيْنُهُ وَيُنْجَزُبِهِمْ وَعْدُهُ..... / امام حسین(ص) : .....اَلا وَ مَنْ كانَ فينا باذِلاً مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلى لِقاءِاللّه نَفْسَهُ فَلْيَرْحَل مَعَنا فَاِنَّى راحِلٌ مُصْبِحاً اِنْشاءَاللّه / امام حسین(ص) در پاسخ ابن عباس: يَا ابْن العَمِّ اَِنَّى وَاللّه لاَعْلَمُ اَنَكَ ناصِحٌ مُشْفِقٌ وَقَدْ اَزْمَعْتُ عَلَى الْمَسير ... وَاللّه لايَدَعُونى حَتّى يَسْتَخْرِجُوا هذِهِ الْعَلَقَةَ مِنْ جَوفى فَاِذا فَعَلُوا سَلَّطَاللّهُ عَلَيْهِمْ مَنْ يُذِلّهمْ حَتّى يَكُونُوا اَذَلَّ مِن فِرامِ الْمَرْاءَة / امام حسین(ص) در پاسخ ابن زبیر: اِنَّ اَبِى حَدَّثَنِى اَنَّ بِمَكَّةَ كَبْشاً بِهِ تُسْتَحَلُّ حُرْمَتُها فَما اُحِبُّ اَنْ اَكُونَ ذلِكَ الْكَبْشَ وَلِئنْ اُقْتَلْ خارِجاً مِنْها بِشِبْرٍ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُقْتَلَ فيها وَلَئنْ اُقتَلْ خارِجاً مِنْها بِشِبْرَيْنِ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُقْتَلَ خارِجاً مِنْها بِشِبْرٍ ...و َاَيْمُاللّه لَوْ كُنْتُ فى جُحْرِ هامَّة مِنْ هذِهِ الْهَوامِّ يَسْتَخْرِجُونى حَتّى يَقْضُوا بى حاجَتَهُمْ وَاللّه لَيَعْتَدُنَّ عَلَىَّ كَما اعْتَدتِ الْيَهُودُ فِى السَّبْتِ. ... يَا ابْنَ الزُّبَيْرِ لَئِنْ اُدْفَنْ بِشاطِئِالْفُراتِ اَحَبُّ اِلَىَّ مِنْ اَنْ اُدْفَنَ بِفناءِ الْكَعْبَةِ.... / امام حسین(ص) در پاسخ محمد حنفیه: بَلى ولكن بَعْدَما فارَقْتُكَ اَتانى رَسُولُ اللّه صلّى اللّه عليه و آله وَقالَ يا حُسَيْنُ اُخْرُجْ فَاِنَّ اللّهَ تَعالى شاءَ اَنْ يَراكَ قَتِيلاً.....وَقَدْ شاءَاللّه اَنْ يَراهُنَّ سَبايا / امام حسین(ص) در پاسخ فرزدق:.....صَدَقْتَ للّهِِ الاَمْرُو كُل يَوْمٍ هُوَ فِى شَاءن اِنْ نَزَلَ الْقَضاءُ بِما نُحِبُّ وَنَرْضى فَنَحْمَدُاللّه عَلى نَعْمائِهِ وَهُوَ الْمُسْتَعانُ عَلى اَداءِ الشُّكْرِ وَانْ حالَ الْقَضاءُ دُونَ الرَّجاءِ فَلَمْ يَتَعَدَّ مَنْ كانَ الحَقُّ نِيَّتَهُ وَالتّقْوى سَرِيرَتَهُ / امام حسین(ص) : امَّا بَعد فَاِنَّه لَمْ يُشاقِق اللّه ورَسوله من دعا الى اللّه عزّوجلَّ وَعَمِلَ صالِحاً وقالَ اِنّنى مِنَ الْمسلِمينَ وَقدْ دَعوتُ اِلى الايمانِ والْبرِّ والصِّلة فَخيْرُ الاَمانِ اَمانُا للّه ولَنْ يُؤ منَاللّه يَوم الْقِيامَة مَنْ لَمْْ يَخفهُ فِى الدُّنيا فَنساءَلُاللّهَ مَخافَة فِى الدُّنيا تُوجبُ لَنا اَمانَهُ يَومَالْقيامَة فَاِنْ نَويْتَ بِالكِتاب صلَتِى وَبرِّى فجُزيت خَيْراً فِى الدُّنيا والا خرة ؛ والسَّلامُ" / امام حسین صلوات الله علیه خطاب به حضرت زینب(س) : يا اُخْتاهُ كُلُّ ما قُضِيَ فَهُوَ كائِنٌ / امام حسین(ص) : اِمامٌ دَعا اِلى هُدىً فَاَجابُوا اِلْيهِ وَامامٌ دَعا اِلى ضَلالَةٍ فَاَجابُوا اِلَيْها هُؤُلاءِ فِى الْجَنَّةِ وَهؤُلاءِ فِى النّار وَهُو قَوْلُهُ تَعالى : فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَفَريقٌ فِى السَّعيرِ / امام حسین (ص) :.....مِنْ عِنْدِنا مُسْتَقَى الْعِلْمِ اَفَعَلِمُوا وَجَهِلْنا؟ هذا مِمَّا لا يَكُونُ / امام حسین(ص) : "اِنّ الا مْرَ للّهِِ يَفْعَلُ مايَشاءُ وَرَبُّنا تَبارَكَ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِى شَاءنٍ".....فَاِنْ تَكُنِ الدُّنْيا تُعَدُّ نفَيسَةً / فَانّ ثَوابِ اللّه اَعْلا وَاَنْبَلُ ؛ وَاِنْ تَكُنِ الاَمْوالُ لِلتَّرْكِ جَمْعُها / فَما بالُ مَتْروكٍ بِهِ الْمَرءُ يَبْخَلُ ؛ وَاِنْ تَكُنِ الاَرْزاقُ قِسْماً مُقَّسماً / فَقِلَّةُ حِرْصِ الْمَرْءِ فِى الْكَسْبِ اَجْمَلُ ؛ وَاِنْ تَكُنِ اْلاَبْدانُ لِلْمَوْتِ اُنْشِاءتْ / فَقَتْلُ اِمرى ءٍ بِالسَّيْفِ فىِ اللّه افضلُ ؛ عَلَيْكُمْ سَلامُ اللّه يا الَاَحْمَدَ / فَاِنِّى اَرانى عَنْكُمُ سَوْفُ اَرْحَلُ / امام حسین(ص) : بِسْمِ اللّه الرَّحْمنِ الرَّحيم اَمّا بَعْدُ فَانَّهُ قَدْ اَتانا خَبَرٌ فَظيعٌ قَتْلُ مُسْلِمِ بْنِ عَقيلٍ وَهانِى بن عُرْوَةٍ وَعَبدِاللّه بْنِ يَقْطُرٍوَقَدْ خَذَلتْنا شيعَتُنا فَمَنْ اَحَبَّ مِنْكُمُ الا نْصِرافَ فَلْيَنْصَرِفْ لَيْسَ عَلَيْهِ مِنّا ذِمامٌ / امام حسین(ص) : ما اَرانى اِلاّ مَقْتولاً فَاِنِّى رَاءيْتُ فىِ الْمَنامِ كِلاباً تنهشنى وَاَشَدُّها عَلَىَّ كَلْبٌ اَبْقَعُ.....يا عَبْدَاللّه لَيسَ يَخْفى عَلَىَّ الرَّاْىُ وَاَنَّاللّه لا يُغْلَبُ عَلى اَمْرِهِ اِنَّهُمْ لَنْ يَدَعُونى حَتّى يَسْتَخْرِجُوا هذِهِ الْعَلَقَةَ مِنْ جَوْفِى فَاِذا فَعَلُوا ذلِكَ سَلَّطاللّهُ عَلَيْهِمْ مَنْ يُذِلّهُمْ حَتّى يَكُونُوا اَذَلَّ فِرَقِ الاُمَمِ / امام حسین(ص) در منزل شراف : اَمّا بَعْدُ: اَيُّهَاالناسُ فَاِنَّكُمْ اِنْ تَتَّقُوااللّه وَتَعْرفُواالْحَقَّ لاَهْلِهِ يَكُنْ اَرْضى للّهِِ وَنَحْنُ اَهْلُبَيْتِ مُحَمَّدٍصلّى اللّه عليه و آله و سلّم اَوْلى بِوَلايَةِ هذا الا مْرِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُدَّعينَ ما لَيْسَ لَهُمْ وَالسّائِرينَ بِالْجَورِ وَالْعُدْوانِ وَاِنْ اَبَيْتُمْ اِلاّ الْكَراهَةَ لَنا وَالْجَهْلَ بِحَقِّنا وَكانَ رَاءيُكُمْ الا نَ غَيْر ما اَتَتَنْى بِهِ كُتُبُكُمْ اَنْصَرِفُ عَنْكُمْ / امام حسین(ص) در پاسخ حر : "اَفَبِا لْمَوْتِ تُخَوِّفُنِى وَهَلْ يَعْدُو بِكُمُ الْخَطْبُ اَنْ تَقْتُلُونى وَسَاءَقُولُ ما قالَ اَخُوالا وْسِ لا بنِ عَمِّهِ وَهُوَ يُرِيدُ نصْرَة رَسُولِ اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم" ؛ سَاءَمْضى وَما بِالْمَوْتِ عارٌ عَلَى الْفَتى / اِذا ما نَوى حَقّاً وَجاهَدَ مُسْلِماً ؛ وَآسا الرِّجالَ الصّالِحينَ بِنَفْسِهِ / وَفارقَ مَثْبُوراً وَخالَفَ مُحْرماً ؛ اُقدِّمُ نَفْسى لا اُريدُ بَقاءَها / لِتَلْقى خَمِيساً فِى الْهِياجِ عَرَمْرَماً ؛ فَاِنْ عِشْتُ لَمْ اَذمَمْ وَاِنْ مِتُّ لَمْ اُلَمْ / كَفى لكَ ذُلاً اَنْ تَعِيش وَتُزْغَما / امام حسین(ص) : اَيُّهَا النّاسُ اِنَّ رَسُولَ اللّه صلّى اللّه عليه و آله قالَ مَنْ رَاى سُلْطانا جائراً مُسْتَحِلاًّ لِحَرامِ اللّه ناكِثاً عَهْدَهُ مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّه يَعْمَلُ فى عِبادِاللّه بالا ثْمِ وَالْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَلا قَوْلٍ كانَ حَقّاً عَلَى اللّه اَنْ يُدْخِلهُ مَدْخَلَهُ..... / امام حسین(ص) : اَما وَاللّه اِنِّى لاَرْجُو اَنْ يَكُونَ خَيْراً مااَرادَاللّهُ بِنا قُتِلْنا اَمْ ظَفَرْنا ... فِمنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً. اَللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلَهُمُ الْجَنَّةَ وَاجْمَعْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُمْ فى مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ وَرَغائبِ مَذْ خُورِ ثَوابِكَ ... اِنَّ بَيْنَنا وَبَيْنَ الْقَوْمِ عَهْداً وَميثاقاً ولَسْنا نَقْدِرُ عَلَى الا نْصِرافِ حَتّى تَتَصَرَّفَ بِناوَبِهِمُ الا مُورُ فى عاقِبَة / امام حسین(ص) خطاب به عبدالله بن حر جعفی : يَابْنَ الحُرِّ اِنَّ اَهل مِصْرِكُمْ كَتَبُوا اِلَىَّ اءنّهُمْ مُجْتَمِعُونَ عَلى نُصْرتى وَسَاءلُونى الْقُدُومَ عَلْيهِمْ وَلَيْسَ الاَمْرُ عَلى مازَعَمُوا وَانَّ عَلَيْكَ ذنوباً كَثِيرَةً فَهَلْ لَكَ مِنْ تَوبَةٍ تَمْحُو بِها ذنوبَكَ؟ ... تَنْصُرُوا ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَتُقاتِلُ مَعَهُ. .. اَمَّا اِذا رَغِبْتَ بِنَفْسِكَ عَنّا فَلا حاجَةَ لَنا فِى فَرَسِكَ وَلا فِيكَ وَما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً وَانِّى اَنْصَحُكَ كَما نَصَحتَنِى اِنِ اسْتَطَعْتَ اَنْ لا تَسْمَعَ صُراخَنا وَلا تَشْهَدَ وَقْعَتَنا فَافعَلْ فَوَاللّه لا يَسْمَعُ واعِيَتَنا اَحَدٌ وَلا يَنْصُرُنا اِلاّ اَكَبّهُ اللّه فى نارِ جَهَنَّمَ / امام حسین صلوات الله علیه در پاسخ عمروبن قيس و پسر عمويش : اِنْطَلِقا فَلا تَسْمَعا لى واعِيَةً وَلا تَرَيا لِى سَواداً فَانَّهُ مَنْ سَمِعَ واعِيَتَنا اَوْ راءى سَوادَنا فَلَمْ يُجِبْنا اَوْ يُغِثْنا كانَ حَقّاً عَلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يُكِبَّهُ عَلى مِنْخَرَيْهِ فِى النّارِ / امام حسین (ص) در نزدیکی کربلا : اِنّا للّه وَانَّا اِليهِ راجِعُونَ وَالحَمدُللّه ربِّ العالمين ... اِنِّى خَفِقْتُ بِرَاءْسى فَعَنَّ بى فارِسٌ وَهُو يَقُولُ: اَلْقَوْمُ يَسْرُونَ وَالْمَنايا تَسْرِى اِلَيْهِم فَعَلِمْتُ اَنَّها اَنْفُسُنا نُعِيَتْ اِلَيْنا ... جَزاكَ اللّهُ مِنْ وَلَدٍ خَيْرَ ما جَزَى وَلَداً عَنْ وَالِدِهِ
21- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش بيست و یکم (ماه محرم 5 - ويژه نامه کاروان حسینی 6)
حضرت اباالفضل به سمت فرات رفت چه کار کرد ؟ اينکه خواست آب بياورد ، اينکه خواست درس بدهد ، درست ، ولي همهاش اين نيست .....قيمت را در حد درس گرفتن آيندگان پايين نياوريم . ايشان با فعلشان در کل عالم هستي تغييرات ايجاد کردند / وقتي گفته ميشود اباالفضل ، شما پنجره خانه تصور کنيد . خانه : مثالي از امام حسين ، پنجره : اباالفضل . شما از پنجره ، درون خانه را ميبينيد / اباالفضل دريچهاي است بسوي امام حسين (ع) فعلي که اباالفضل انجام ميدهد یعنی صادرههاي امام حسين (ع) . صاحب خانه از پنجره دست بيرون ميکند و فعل انجام ميدهد / اباالفضل مي رود بسوي فرات ، چه کسي دارد مي رود به سوي فرات ؟ امام (ع) از دريچه وجود اباالفضل . چه دارد ديده مي شود ؟ فعل امام دارد ديده مي شود.....کساني که از يک سطحي بخواهند بالاتر بروند ، مثل اباالفضل ، سعي مي کنند ، پنجره باشند / افراد از يک سطحي در درجات فضل بخواهند بالاتر بروند ، شخصيتشان را هم بايد بيندازند . اگر قائل هستيم که اباالفضل (ع) خيلي بالا رفت ، بايد قائل باشيم که ايشان ، ديگر شخص نبود ، شخص بودن خودش را گرفت ، يا اين که امام (ع) ايشان را رشد دادند ، يعني شخص بودن اباالفضل را از او گرفتند / اباالفضل (ع) : پنجره وجود امام (ع) .....فعل اباالفضل چيست ؟ آنها که انجام شد ، قيمتش ، قيمت فعل امام است / خانه يک خانه است ؛ بيت فاطمه (س) . يکي از ساکنين بيت فاطمه (س) ، امام حسين صلوات الله عليه است . امام حسين صلوات الله عليه از داخل اين خانه دستش را دراز مي کند ، کار انجام مي دهد ، از اين پنجره ، از پنجره هاي اين خانه . يک پنجره اباالفضل(ع) ، يک پنجره زينب (س) ، يک پنجره علي اکبر (ع) / امام (ع) از طريق اباالفضل (ع) در کل محدوده شان که کل عوالم هست ، اثر گذاشتند . درست است که به اسم کربلا ، به اسم عاشورا ، به اسم جنگ با دشمن اثر گذاشتند ، ولي ماجرا محدود به آنجا نبود / اهل بيت عليهم السلام..... ياور مي خواهند ، مرد ميدان مي خواهند ، کساني مي خواهند که آنها را مثل اباالفضل تعليم و تربيت کنند ، شأن بدهند به آنها . ميدان ، آن چيزی است که قرار مي دهند، صحنه اي که بپا مي کنند و در اين زمان آن فتنه هائي که مي خواهند بپا کنند..... / صورت اهل بیت (ع) نزد اباالفضل(ع) است.....زماني که اباالفضل(ع)به ميدان رفت ، صورت اهل بیت(ع) به ميدان رفت . هر زخمي که بر اباالفضل وارد شد بر صورت اهل بیت(ع) وارد شد / بياييم بررسي کنيم که چطور شد بين اينهمه شاگردان اهل بيت (ع) يک نفر باب الحسين ، باب الحوائج شد ؟ / به ازاء تعليم و تربيت ، موقعيت به شخص ميدهند .....حضرت اباالفضل در کاروان چنان تعليم و تربيتش کردند که او را باب الحسين کردند / شهداي کربلا ، دنبال رضايت امام (ع) نبودند[ ، دنبال خواست امام ع بودند].....امام ، هيچ وقت راضي نميشدند ، که علياکبر ، علياصغر يا اباالفضل ، آن طور شهيد شوند.....عنصري که امام را به کربلا ميکشانُد ، ياوران را به عاشورا ميکشانُد ، خواست خداست، مشيت خداست ، نه رضايت خدا / بهترين درجه تبعيت ، تبعيت از مشيت است.....شب عاشورا را نگاه کنيد ، امام (ع) مي فرمايند که من بيعتم را از شما برداشتم . همه شما برويد . چه کسي مي داند منظور امام چيست؟.....از پيش خودتان نبايد برداشت کنيد . شيعه اينجا چه کار مي کند ؟ زير چشمي اباالفضل (ع) را نگاه مي کند ، به آن کساني که بيشتر تعليم و تربيت شده اند / اباالفضل را تعليم و تربيت کردند ، تا منظور امام (ع) از طريق اباالفضل تجلی کند / اگر بخواهيد ببينيد ابوالفضل(ع) کيست ، کافي است کلمه باب الحسين صلوات الله عليه را تعقيب کنيد و باز کنيد تا بفهميد ابوالفضل(ع) به کجا رسانده شد و به کجا رسيد / اباالفضل جسمي براي امام حسين(صلواتاللهعليه) بود. وقتي به جسم ضربه بخورد، روح، آن ضربه را دريافت ميکند. ضرباتي که در کنار نهر علقمه بر پيکر اباالفضل(ع) وارد شد، در حقيقت بر پيکر امام حسين(صلواتاللهعليه) وارد شد / اهل بيت (ع) جايگاهشان ، جايگاه معلم است ، ولي ديگران جايگاهشان جايگاه شاگرد است .....در کربلا هم ابوالفضل(ع) بود ، هم آن غلام سياه پوست ، ولي همه آنها سعي کردند سبقت بگيرند . بهترين و زيبا ترين رفتار را در پيشگاه معلم عالم از خودشان ارائه کنند..... / کاروانيان حسيني چگونه تعليم و تربيت شدند؟ اينکه دنبال خواست امام باشند.....ابوالفضل.....اولين نفري است که خواست امام را در هوا مي زند / بدو ، بدو ، بتاز ، بتاز . اباالفضل....شب عاشورا آرام و قرار نداشت ، يکسره دور خيمه ها مي تاخت ، صداي سم هاي اسب او بگوش مي رسيد ، صداي سم هاي اسب تو مدام بايد بگوش..... برسد. بتاز براي مهدي / چه بسيار افراد که امام حسين(ص) را در زمان حياتشان بهتر از خود کاروانيان ميشناختند، ولي همراه امام حرکت نکردند.....ابن عباس در منزل اهل بيت(ع) رفت و آمد ميکرد، چه بسيار احاديث ميدانست، اگر قرار بود در مورد امام حسين(ص) صحبت شود، بسيار بهتر از ديگر کاروانيان ميتوانست درباره امام حسين(ص) صحبت کند و ايشان را معرفي کند ولي همراه امام حرکت نکرد! عزيز من! گول ابن عباسهاي زمانه را نخور، گول قاعدين زمانه را نخور، اينها شما را از تحسس مهدي باز ميدارند. به کثرت سوادشان نگاه نکن، به کثرت معلومات مذهبيشان نگاه نکن. در کاروان حسيني، عالِم، اباالفضل است، عالِم حبيب ابن مظاهر است / در کاروان حسيني ، عالِم ، اباالفضل است ، عالِم حبيب ابن مظاهر است. در بين شيعيان آن زمان، عالِم، حبيب است نه ابنعباس، عاقل هم، حبيب است نه ابنعباس. ديگران او را عاقل ميپندارند ، ولي او بسيارسفيه بود. چون آن چيزي که به اسم عقل داشت او را به همراهي با امام نکشاند / روح شيعيان درون روح ابوالفضل است / ما براي تربيت صحيح و از آن مهمتر براي تربيت عالی نياز به امام(ع) داريم ، تا از ايشان تبعيت کنيم و ايشان ما را به سطوح عالی تربيت و صفات برسانند همانطور که ابوالفضل(ع) را رساندند ، همانطور که ديگر شهداي کاروان حسینی را به درجات عالی رساندند / در کاروان حسيني ، رد پاي ابوالفضل مدام به چشم مي خورد ، حتي در تاريکي شب اثر نگهباني ابوالفضل ، صداي پاي اسب ابوالفضل به گوش مي رسد ، نمود دارد / عاشقانه زندگي کردن و در راه اهل بیت(ع) جان باختن جايگاهش جايگاه علي اکبر(ع) است / علي اکبر عليه السلام ، "اشبه الناس خَلقا و خُلقا و منطقا برسول الله" است.....چرا من اشبه به مولايم مهدي نباشم؟ / چطور وقتي امام حسين صلوات الله عليه به علي اکبر نگاه مي کند، او را بسيار شبيه به رسول الله مي يابد و مي فرمايد: هر وقت ما دلمان براي سيدمان رسول الله تنگ مي شد به ايشان نگاه مي کرديم؟ چرا مولاي من مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به چهره من نگاه مي کنند، ياد امام حسين صلوات الله عليه نيفتند؟ ياد حضرت رسول الله(ص) نيفتند. ياد فاطمه زهرا سلام الله عليها نيفتند؟ / ما بايد صفاتمان، صفات مولايمان باشد. ما بايد فضائلمان، فضائل مولايمان باشد. مولي جان! من را تربيت کنيد آن طور که خودتان دوست داريد. مولي جان! من را اَشبُه به خودتان کنيد، همانطور که علي اکبر(ع) اشبه به رسول الله (ص) بود / کساني که در ابتداي ورودشان به کاروان ، با مقوله حکم و مقوله اذن آشنا نبودند در روز عاشورا همگي با اين مقوله آشنا شده بودند . کسانيکه با نيات مختلف آمده بودند ، همگي در شب عاشورا يک ارزش در وجودشان است و آنهم : " تبعيت محض ازخواست امام حي " است . حتي آن زُهيري که در ابتدا کراهت در وجودش بود در ملاقاتش با امام حسين عليه السلام، کراهتش به اشتياق تبديل شد..... / همه کاروانيان تا شب عاشورا تربيت شده بودند و در شب عاشورا ، در روز عاشورا و در هنگام شهادت تربيتشان ، نمود پيدا کرد . به حدي تعليم و تربيت شدند که در اعلي عليين جايگاه داده شدند / اي مولایی که يک نگاه به زهير کردي زهير را عوض کردي يک نگاه به ماها بکن ، يک نگاه به جامعه ما بکنيد ، يک نگاه به جامعه خفته شيعه بکنيد / امام حسين(ص) درباره ياورانشان ميفرمايند که امرهم امري و رأيهم رأيي ، اين افراد را مي بيني ، اين حبيب ابن مظاهر با تمام عظمتش آن زهير ، اين علي اکبر ، ابوالفضل (ع) اين خوبان کاروان من هيچ شخصيتي از خودشان ندارند و به تبع هيچ رأي و هيچ ماجرايي براي خودشان ندارند ، هر چي من بگويم فقط آن را دارند ، آنها حنيف شدهاند ، آنها با پرتویی از نور امام (ع) دارند اداره ميشوند ، لذا جايگاهشان اعلی عليين هست / در طي اين 32 روز ، امام (ع) از جانب خدا ، تعليم و تربيتي را بر آن کاروانيان جاري کردند که يکي از ثمرات اين تعليم و تربيت ، اذن است .....تفاوت حبيب ابن مظاهر در ابتداي ورودش به کاروان با لحظه شهادتش ، بسيار زياد است . او در آستانه ورودش به کاروان ، اصلاً نمي دانست که بايد اجازه بگيرد . نمي دانست که در نظام عالم ، همه چيز بايد به اذن امام (ع) انجام شود ، فهم اين را نداشت ، تعليم و تر بيت اين موضوع را نداشت . اما پس از 32 روز طور ديگري عمل مي کند / شيعه اي که اذن نگيرد ، هنوز عاشورايي نشده است . خيلي ها کارواني شدند ، ولي همه کاروانيان عاشورايي نشدند . حبيب ابن مظاهر روزهاي اول به کاروان پيوسته بود ، ولي هنوز به صورت نمودِ روز عاشورا ، کارواني و تعليم و تربيت نشده بود . اگر مي خواهيم عاشورايي بشويم ، بايد اين تعليم و تربيت ها را داشته باشيم / هدف حسينيان حکومت حقه است . روش حسينيان چيست؟ اينکه دنبال امام حي بگردند.....برخي از کاروانيان ، از نقاط مختلف خودشان را به کاروان مي رسانند ، مثل نافع ابن هلال ، مثل حبيب ابن مظاهر ، مثل طرماح ابن عدي که خواست خودش را برساند ولي دير رسيد . يادتان باشد ما مثل طرماح نشويم ، به کاروان دير نرسيم..... / ..... ما مثل عبد الله ابن جعفر نباشيم که پسرانش را مي فرستد و مي گويد که : " شما برويد ، من مي روم چند تا کار انجام مي دهم ، بعد مي آيم " و به کاروان نرسد بعد بر سرش بزند ! مثل عبدالله بن جعفر نباشيم ، مثل طرماح ابن عدي نباشيم ، بايد دنبال امام حي گشت ، بايد از امام حي نفع برد ، بايد اساس ارزشها تبعيت از هدايت باشد..... / ديگر زمان قاجار نيست که ما مجالس بزرگ بگيريم و فقط بخواهيم نقالی کنيم قوالی کنيم و پيرزنانه يا پيرمردانه به عاشورا نگاه کنيم البته منظورمان، مانند آن پيرمردان زبون کوفی است نه هر پيرمردی.....پيرمردهای کاروان حسيني مانند حبيب بن مظاهر رفتار ميکنند توي ميدان هستند حسيني رفتار ميکنند سرباز حريم اهل بيت هستند نه اينکه وقت مردم را بخواهند تلف کنند / در ماجراي کاروان ، حرکت کاروان ، از آن اول محمد بن حنفيه مي آيد امام را نصيحت مي کند ، همين طور ، ابن عباس نصيحت مي کند ، همسر حضرت زينب (س) نصيحت مي کند ، اينها يعني واقعاً امام شناس نبودند که امام را نصيحت نکنند؟ محمد حنفيه مگر پسر امام علي (ع) نبود ، مگر برادر امام حسين (ص) نبود ؟ در شدائد معلوم مي شود که چه کسي شيعه هست.....خداوند توفيق عطا کند ما تا آخر بايستيم ، محکم هم باشيم / حضرت زينب (س) ايستاده است و ماجراي کربلا را نظاره ميکند ، از آن طرف حميد بن مسلم ايستاده است و ماجراي کربلا را نظاره ميکند . هر دو ، يک ماجرا را نقل ميکنند ، زينب (س) هر چه ميبيند ، زيبايي ميبيند . ولي آيا حميد بن مسلم چيزهايي که نقل ميکند زشت است يا زيبا؟ يک صحنه را دو نفر ديدند ، دو جور برداشت کردند ، يکي قصابي ديده است ، يکي حْسن ديده است. کدام برداشت را اعتنا کنم ؟ برداشت خوبترين خوبان را اعتنا کنيم / قرائت هاي مختلف مي توان داشت ولي ما بايد به قرائت افراد الهي بها دهيم . دين مجسم خود امام حسين (ع) است . يک فعلي انجام داده ، از اين طرف زينب (س) شاهد است ، از آن طرف راوي حميد بن مسلم است . ايشان ميبيند ميگويد : " ما رايت الاجميلا " . حميد بن مسلم زشتيها ، برانگيخته شدن احساسات را نقل ميکند / اگر میخواهيد زينب (س) را بفهميد ، مطالب ايشان در مقابل دشمن در شام و کوفه را نخوانيد . وقتي ميآيد مدينه ، در مقابل قبر رسول الله (ص) چند جمله ميگويد ، (دست را ميگذارد دو طرف قبر رسول الله) ، زينب آن است . زينب (س) را در آن چند جمله جستجو کنيد. آقايان روشنفکر ميگويند اينها قرائتهاي مختلف از دين است ، بگذاريم در آن ماجرا . زينب (س) يک قرائت ، يک برداشت دارد ، آن آقا يک برداشت . ببينيم خوبترين خوبان از ماجرای خوبان چگونه برداشت کرد ، ما هم آن طور برداشت کنيم . ما قائل به تبعيت هستيم نه قائل به خودسري . خداوند عالم را خلق مي کند ، ميفرمايد : در اين عالم بايد تسليم باشيد ، نه هر قرائتي ميرسد آنرا بپذيريد . قرائت هاي مختلف را بشنويم ، ببينيم کدام با هدايت منطبق است / .....انسان بيشتر از آن چيزي که به حماسه نياز دارد به هدايت نياز دارد . در ماجراي کربلا ، نگاه مي کنيم ، زينب (س) به چه چيزي توجه داشت ؟ اگر او مي خواست به شهادتها توجه داشته باشد تمام چيزهايي که مي ديد برايش درد بود.....زماني که آن ملعون سؤال مي کند که اين ماجرا را چگونه ديدي ؟ زينب (س) مي فرمايد : ما رأيت الا جميلا / لا يجدون الم مس الحديد . شهداي کربلا چنين بودند . اصلاً درد آهن را متوجه نمي شدند . چرا !؟ اصلاً يک جنبه ديگري را مي ديدند . زينب (س) در آن صحنه همين جنبه را مي ديد / اگر گذشتگان حماسي رفتار کردند ، اگر شما زيباترين رفتارهاي حماسي را از گذشتگان مي بينيد ، فکر مي کنيد چه کسي به آنها تعليم داده است ؟ اگر مي بينيد که ابراهيم (ع) يکه و تنها به ميان آتش مي رود ، اين حماسه را از چه کسي ياد گرفته است ؟ از حسين صلوات الله عليه ، آموخته است . نور مصباح هدايي حسين بر او تابيد و او " يکه و تنها رفتن به ميدان " را ، از حسين صلوات الله عليه آموخت / تمام انبيا عليهم السلام ، تمام خوبان ، حماسه را از کجا ياد گرفتند؟ معلم حماسه آنها چه کسي بود ؟وقتي که 32 روز ماجراي کاروان حسيني را از منظر زينب (س) مي بينيد ، آيا سر تعليم و تربيت بشر برايتان باز نمي شود؟ آيا نقش امام حسين صلوات الله عليه در تعليم و تربيت بشر برايتان باز نمي شود؟ آيا شما حق داريد که محو امام حسين صلوات الله عليه بشويد؟ در اين صورت ، آيا اينها براي شما جلب توجه مي کند يا رفتار شمر و ديگر ملعونان ؟ / مولايمان در طي 32 روز ، با آنگونه تعليم و تربيتي که در کاروان جاري کردند ، کاروانيان را به نوعي تعليم و تر بيت کردند که روز عاشورا مي بينيد چه کار مي کنند . يکي يکي مي آيند در ميدان ، ديگر فهميده اند بايد چه رفتاري بکنند . مي گويند : " آقا جان ، اجازه مي فرمائيد برويم ميدان؟" آقا مي فرمايند که : " بفرمائيد" آن بفرمائيد امام ، آن " برو " که امام مي فرمايند ، حکم الهي است . آنکس که اهلش است به کربلا از اين جنبه نگاه مي کند . آقاجان ! شما ، چه تعليم و تربيت کرديد؟ حالا شما هم ، همچون زينب (س) وقتي اين چيزها را درکربلا متوجه مي شوي ، مي گويي که " مَا رَاَيْتُ اِلّا جَميلاً " / مي خواهم از منظري برداشت کنم که من هم در آخر بگويم : " ما رايت الاجميلا " تازه زينب سلام الله عليها جلوي دشمن اين را گفت ، درحد دشمن حرف زد و گرنه اگر بين خوديها بود و خوديها از ايشان سوال مي کردند مي فرمود : " ما رَاَيْتُ اِلا حُسِيْناً " / خدايا تو ، توسط فاطمه زهرا (س) عطا کن ، ولو يک هسته خرما به ما عطا کني . آن هسته خرما براي ما از دنيايي بيشتر مي ارزد.....زماني که يزيد ملعون به زينب (س) مي گويد : من مي خواهم شما را آزاد کنم ، بگوئيد چه مي خواهيد به شما بدهم.....زينب (س) درآن وضعيت مي فرمايند : ماهيچ چيز ازشما نمي خواهيم ، فقط به يارانت بگو دست بافته هاي مادرمان فاطمه (س) را به ما برگردانند . يک ذره دقت کنيد . جوانها ! حتماً بايد درد بکشيد تا خدا شما را متوجه قلقي کند ؟ / احساس اهل بیت(ع) نزد زينب است . دستان اهل بیت(ع) ، انگشتان اهل بیت(ع) نزد ياورانشان است. جگر اهل بیت(ع) همراه علي اکبر است . و صورت اهل بیت(ع) نزد اباالفضل است
18- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش هجدهم ( ويژه نامه ماه محرم 2 - كاروان حسيني 5 - سخنان رهبر معظم انقلاب : "عبرتهاي عاشورا" و "عوام و خواص")
رهبر معظم انقلاب : عاشورا غير از درسها، عبرتهايى هم دارد. بحث عبرتهاى عاشورا مخصوص زمانى است كه اسلام حاكميت داشته باشد. حداقل اين است كه بگوييم عمده اين بحث، مخصوص به اين زمان است؛ يعنى زمان ما و كشور ما، كه عبرت بگيريم / مشروح بيانات رهبر معظم انقلاب با عنوان عبرت هاي عاشورا در نماز جمعه سال 1377 / عوام و خواص در بيان رهبر معظم انقلاب / مشروح بيانات رهبر معظم انقلاب با عنوان "عوام و خواص"
17- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش هفدهم ( ويژه نامه ماه محرم 1 - كاروان حسيني 4 ، رجعت 2)
بهشت محصول کاروان حسيني است، بهشت مأواي کاروان حسيني است، کاروان حسيني در کجا فرود ميآيد؟ در هزار و چهارصد سال پيش شهيد شدند و رفتند، در حوالي ظهور رجعت ميکنند، ميآيند در بهشت حکومت حقه. به استناد کدام آيه؟ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ! ارْجِعِي إِلي رَبِّکِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ! فَادْخُلِي فِي عِبادِي! وَ ادْخُلِي جَنَّتِي / با چشم ظهور بين به اين آيه نگاه کنيد ، فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ، ای حسين ما! بيا پيش خوباني که ميخواهند رجعت کنند ، وَ ادْخُلِي جَنَّتِي ، از اين دنيا هجرت کن ، بالا بيا. همه باهم به سوي حکومت حقه ميرويم / چشم ظهور بين وَ ادْخُلِي جَنَّتِي را يوم الله ظهور ميبيند ، چشم ظهور بين، جنت فاطمه(س) را ، حکومت حقه فاطمه(س) ميبينيد ، حکومت اهلبيت(ع) ميبيند / فَادْخُلِي فِي عِبادِي، کدام عباد؟ آن ياوران مخلصي که ميآيند و فدک را آزاد ميکنند، آن شيعياني که در حوالي زمان ظهور به دنيا رجعت ميکنند / يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ! ارْجِعِي إِلي رَبِّکِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ! فَادْخُلِي فِي عِبادِي! وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.....اين آيه حاکي از اين است که: يا حسين از دنيا خارج شو بيا بالا و سپس رجعت کن ، ولي وقتي رجعت ميکني در لابلاي السابقون رجعت کن و در حکومت حقه ساکن شو / .....شب عاشورا که امام حسين(ع) عزم کاروانيان را براي همراهي خودشان ميبينند، به ايشان ميفرمايند: به بالا نگاه کنيد. انسان ظهور بين طالب چيست؟ طالب ظهور امام زمان و اينکه ظهور چه ميشود؟ کاروانيان حسيني، "ظهور بين" تربيت شدهبودند. اگر شما آنجا بودي و به بالا نگاه ميکردي چه ميديدي؟ اين را که در يوم الله ظهور شما چه جايگاهي خواهي داشت و چه موقعيتي نسبت به امام(ع) خواهي داشت..... / امام زمان عج : او (امام حسين عليه السّلام) سرور آل محمد است كه در روز رجعت ، نصرت خداوند باو ميرسد. آقائى كه خداوند نه امام را از نسل او در عوض شهادتش بوى موهبت كرد. و تربتش را موجب شفا دانسته و سعادت را در زمان رجعت، با وى و جانشينان او بعد از قائم آنها و غيبت او كه همه از عترت وى ميباشند، قرار داده تا اينكه از قاتلان آنها انتقام بگيرند و از دشمنانشان خونخواهى كنند و خداوند جبار را خشنود نمايند و بهترين ياور آنها باشند / امام محمد باقر ع: اول كسى كه در رجعت بدنيا برمى گردد، همسايه شما حسين عليه السّلام است آن حضرت چندان سلطنت مى كند كه از پيرى ابروانش روى ديدگانش را مى گيرد / امام محمد باقر ع : خداوند مردمى را پيش از ظهور قائم آل محمد برانگيزد كه هر جا دشمنى از دشمنان و ظالمين آل پيغمبر پيدا كنند نابود نمايند «وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا» و اين كارى است كه قبل از قيام قائم شدنى است «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً» ، آنگاه حضرت امام حسين عليه السّلام با هفتاد نفر از ياران جانبازش كه در كربلا با وى شهيد شدند رجعت مينمايند / امام جعفر صادق علیه السلام : حسين عليه السّلام با دوازده هزار صديق و هفتاد و دو نفرى كه در كربلا از ياران او بودند و با وى شهيد شدند، آشكار مى شود. اى خوش آن رجعت نورى / امام جعفر صادق ع: نخستين كسى كه بدنيا برمى گردد، حسين بن على عليه السّلام است و او چندان سلطنت مى كند كه از پيرى ابروانش بروى ديدگانش مى افتد / امام جعفر صادق ع :[نخستین کسی که در رجعت می آید] حسين عليه السّلام است كه بعد از ظهور قائم عليه السّلام مى آيد / امام جعفر صادق ع : نخستين كسى كه از دل زمين بيرون مى آيد و به دنيا باز مى گردد حسين بن على ع است. البتّه رجعت براى همه نيست، براى گروه خاصّى هست. تنها كسى باز مى گردد كه داراى ايمان خالص يا شرك خالص باشد / امام جعفر صادق ع : نخستين گروهى كه به دنيا بازمى گردند حسين بن على ع و اصحاب او و يزيد بن معاويه و يارانش مى باشند. حسين ع همه را رديف كرده از دم شمشير میگذراند / امام جعفر صادق ع : امام حسين با يارانش كه با وی كشته شدند در حالى كه هفتاد پيغمبرى كه با حضرت موسى بن عمران برانگيخته شدند با اوست، بازگشت بدنيا ميكنند / امام جعفر صادق ع: ..... ابا عبد اللَّه حسين بن على عليه السّلام با دوازده هزار نفر از شيعيان امير المؤمنين عليه السّلام در حالى كه حضرتش عمامه سياه پوشيده است ظهور ميكند / امام جعفر صادق ع : اسماعيل(صادق الوعد ع) گفت: خداوندا تو براى نفس خود بر ربوبيّت و براى محمّد ص و اوصياء او بر ولايت پيمان گرفته اى و به خلق تو خبر داده اى كه امّت او چه اعمالى را در باره حسين بن على ع مرتكب مى شوند و به آن حضرت وعده داده اى كه او را بازگردانى تا از دشمنان خود در همين دنيا انتقام بگيرد ، از تو مى خواهم كه مرا هم همراه او به اين دنيا بازگردانى تا از قاتلان خود انتقام بگيرم ، و خداوند درخواست اسماعيل را پذيرفت و او همراه حسين ع رجعت خواهد كرد / امام جعفر صادق ع : نخستين كسى كه در رجعت از قبر بيرون مى آيد و خاك از سر و روى خود مي تكاند حسين بن على است كه با هفتاد و پنج هزار نفر برانگيخته ميشوند / امام جعفر صادق ع : مقصود از آيه شريفه: ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ ... رجعت امام حسين عليه السّلام است با هفتاد تن از ياران وفادار خود كه كلاه خودهاى زرّين بر سر دارند از دو سو و به مردم خبر مى دهند كه اين حسين عليه السّلام است كه رجعت كرده و بيرون آمده تا هيچ مؤمنى در باره آن حضرت شك و ترديد نكند و بدون ترديد، او دجّال و شيطان نيست / امام جعفر صادق ع : ..... (خدا به ملائکه وحى كرد كه:) بر سر قبر او(امام حسین ص) بمانيد تا او را ببينيد كه بيرون آمده و او را يارى كنيد و اكنون بر او گريه كنيد و گريه كنيد بر اينكه فرصتِ يارى او از دست شما رفت، زيرا مخصوص به يارى كردن او شده ايد و بر گريستن در مصيبت او، فرشته ها به عزادارى امام حسين گريستند و از غمِ از دست رفتن يارى آن حضرت هم مى گريند و چون از قبر بر آيد (در دوران رجعت) از ياران او باشند / امام جعفر صادق ع : علي علیه السلام دو رجعت دارد، يکي با حسين علیه السلام / از امام صادق(ع) پرسيده شد: آيا رجعت حقيقت دارد؟ فرمودند: بله. عرض شد: اول رجعت کننده کيست؟ فرمودند: حسين(ع) که بدنبال قائم خارج مي شود / امام جعفر صادق ع : كسى كه پيش از روز قيامت بحساب مردم رسيدگى مى كند حسين بن على عليه السّلام است و حساب روز قيامت هم بدست اوست باين معنى كه هر كسى را او به بهشت يا به دوزخ مى فرستد / جمله ای از زیارت حضرت ابالفضل ع : انى بكم مؤمن و بايابكم موقن ، من به شما مومن هستم و به برگشتن شما(رجعت شما) یقین دارم / طلب رجعت همراه حضرت ابالفضل ع : خداوند مرا در رجعت شما بحضور شما برگرداند تا از فيض محضر شما بهره مند گردم / رجعت در زیارت اربعین : من گواهى ميدهم كه مؤمن بشما هستم و باحكام دين خود و پايان اعمالم يقين برجعت شما دارم / (امام حسین صلوات الله علیه) باب حکومت حقه را باز کردند و ياران را رشد دادند . تمامشان رجعت ميکنند و براي زمينه سازي حکومت ، ميآيند / امام حسين صلوات الله عليه معلم بشر هست . معلم موقع امتحان جامع مي آيد و مي نشيند ، شاگردان بايد بيايند . بعضي ها زودتر و بعضي ها ديرتر تعليم و تربيت شده اند . [به ايشان] اشاره مي شود که همه شما برگرديد .....مومنين محض به دنيا بيائيد . بعضي هايتان دردنيا بوديد . تعليم و تربيت را آموختيد . بعضي هايتان هم به برزخ رفتيد و ديديد در دنيا چه دارد مي گذرد . بيائيد ، همه تان بيائيد ، امتحان جامع هست ، دوباره نور افشاني مي کنيم ، صحنه امتحان جامع را بپا مي کنيم . خود ما مي نشينيم و نمره مي دهيم ، بيائيد و از اين امتحانات سربلند بيرون بيائيد / برخی از وظايفي که در قرآن به دوش رسول الله ص و ديگر اهل بيت عليهم السلام و ديگر انبيا عليهم السلام گذاشته در زمان ظهور ، در حوالی ظهور به بعد ، به دنيا رجعت مي کنند و آن وظيفه هايشان را انجام مي دهند . در زمانهای قبلی حياتشان موقعيت ، موقعيتی نبود که بخواهند اعمال کنند / آيا امام حسين صلوات الله عليه بسوي حکومت حرکت کردند ؟ .....ايشان بسوي حکومت حقه اي که بعد از ظهور مي خواهد واقع بشود ، حرکت مي کند . اگر در چند روز آينده هم ـ چند روز ، بعد از حرکت کاروان ـ ايشان شهيد بشوند ، کار ناقص نمي ماند و به انتها نرسيده است که حالا بخواهيم قضاوت کنيم . ادامه کار ، بعداً واقع مي شود ، بعداً تشريف مي آورند / کاروانيان حسيني مي آيند و ادامه مأموريتشان را در فتنه هاي قبل از ظهور ، انجام مي دهند .....آنها مي آيند و ادامه مأ موريتشان را در فتنه هاي قبل از ظهور ، انجام مي دهند . يعني کاروان را به حکومت حقه مي رسانند / اگر ما مقوله رجعت را در کاروان حسيني ناديده بگيريم ، سرانجام کاروان حسيني ، شکست بود / بدون مقوله رجعت ، تعقل عقلاي بزرگ ، فعل انبياء الهي و اوصياء انبياء (ع) ناقص جلوه مي کند.....وقتي که مي خواهيم کاروان حسيني را بررسي کنيم ، بايد مقوله رجعت کاروانيان را هم بررسي کنيم ، بايد ثمره کاروان را در زمان رجعت بررسي کنيم و گرنه اين بررسي خيلي ناقص است / وقتي که مي خواهيم کاروان حسيني را بررسي کنيم ، بايد مقوله رجعت کاروانيان را هم بررسی کنيم ، بايد ثمره کاروان را در زمان رجعت بررسي کنيم و گرنه اين بررسي خيلي ناقص است. و زماني که بررسي کنيم به چه نتيجه اي مي رسيم ؟ نتيجه کاروان حسيني حکومت حقه است و راه رسيدن به حکومت حقه ، کاروان حسيني است / اگر شما قائل به رجعت امام حسين(ع) و کاروانيانشان نباشي و عاشورا را يک پايان بداني ، يعني شما عملاً قائل به ناقص بودن انجام وظیفه امام حسين (ع) شدی / (در حکومت حقّه) زمانيکه رفعت به حد بايد و شايد برسد امام زمان تشريف ميبرند و امامت و خلافت را به جانشينشان واگذار ميکنند، جانشينشان کيست؟ بر طبق احاديث، امام حسين(صلوات الله عليه) هستند که به دنيا رجعت ميکنند و ايشان جانشين امام زمان(عج)هستند / .....سيزده معصوم ، پانزده بار حکومت ميکنند ، دو تا از معصومين(ع) دو بار حکومت ميکنند، امام زمان(عج)و امام حسين (صلوات الله عليه). در هر دوره از اين دورههای پانزدهگانه نشئه حق ، يک معصوم حکومت ميکند. نشئه حق به پانزده دوره تقسيم شده است، به پانزده دوره سلطنت، به پانزده دوره حکومت..... / در ماجراي ظهور امام زمان، اولين کسي که در يوم الله ظهور بدنبال امام زمان ظاهر مي شود و قيام مي کند، امام حسين (ع) هستند / مقصد امام حسين(ع) شهادت نبود، مقصدِ امام حسين(ع) حکومت حقه بود. لکن اين ماجرا در سير حرکتش به شهادت رسيد و موقتاً متوقف شد ولي از حوالی ظهور امام زمان(عج) دوباره ادامه پيدا میکند. مقصد شهادت نبود. شهادت، يکي از مسائلِ سر راه بود / خدايا به حق خوبان عاشورا، هر چه سريعتر پهلوانان عالم را که صاحب حکمت هستند ، به دنيا رجعت ده تا دنيا را از لوث دشمنان پاک کنند. حرکت به سوي ظهور را به ما شيعيان عطا کن
12- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش دوازدهم ( ماه ذي الحجّه 2 - ويژه نامه كاروان حسيني 3)
ويژه نامه كاروان حسيني ؛ به مناسبت حركت كاروان امام حسين صلوات الله عليه در هشتم ذي الحجه / در کاروان حسینی اول باید استحمام کرد ، زمان می برد، زودتر وارد شویم ، نکند روز عاشورا تازه بخواهیم وارد شویم / در کاروان حسینی.....زودتر وارد شویم ، اول استحمام کنیم ، صفات رذیله که یک سال هست به ما سرایت کرده ، چه حواسمان بوده و چه حواسمان نبوده ، اینها را از خودمان دور کنیم ، اول استحمام کنیم / در کاروان حسینی در شهادت طلبی و خون شهدای کربلا ، به خصوص در خون امام حسین(ع) خودمان را استحمام کنیم ، سپس از سفره فضایل اهل بیت(ع) ، از سفره کاروانیان ، به خصوص از سفره فضایل امام حسین(ع) و قبل از ایشان از سفره حضرت ابالفضل(ع) بخوریم و بیاشامیم / با فضایل حسینی تغذیه شویم ، قوی شویم ، نیرو بگیریم و بعد همراه کاروان حسینی حرکت کنیم / بعضی ها به مراسمات می روند، سینه می زنند ، وقتی از سفره امام(ع) غذا می خورند کارشان تمام می شود ، کاروانیان اینطور نیستند، وقتی غذا می خورند تازه می گویند که حرکت کنیم ؛ حرکتشان شروع می شود / به سمت امام زمانمان باید بتازیم ، حسینی باید حرکت کنیم و بتازیم / تا وقتی که انسان زنجیرهای دنیا و نفسانیات به دست و پایش باشد و تا وقتی که انسان آلوده باشد نمی تواند حرکت کند ؛ انسان باید حسینی شود ، باید اینگونه پاک باشد ، آزاد باشد ، تا بتواند حرکت کند / در حال و هوای امام حسین (ع) باشیم / اول استحمام ، بعد غذا خوردن و بعد حرکت کردن / انسان نماز را هم باید اینطور نگاه کند.....اول نماز استحمام ، بعد سفره نماز ، بعد اقامه نماز ؛ اگر اینها نباشد نماز اقامه نمی شود / در کاروان حسینی شما استحمام نکنی و از غذای حسینی نخوری نمی توانی حسینی به سمت ظهور حرکت کنی / به سمت ظهور رفتن نیاز به غذای حسینی دارد، نیاز به صفات حسینی دارد که در وجود ما بیاید، و قبل از اینکه صفات در وجود ما بیاید، باید صفات رذیله را از خودمان دفع کنیم، خودمان را از صفات رذیله استحمام کنیم / با جان و دل فضایمان را حسینی کنیم ، بیاییم ، از الان شروع کنیم / از این روزهایی که در پیش رو داریم استفاده کنیم برای استحمام افکار، استحمام امیال ، استحمام اخلاقیات و استحمام رفتارها ؛ امام حسین(ص) در مکه به یاورانشان فرمودند: من کان فينا باذلا مهجته و مُوَطّناً علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا / کعبه نمودی از امام(ع) ، همراهی با کاروان حسینی حج اکبر / کعبه نمود امام(ع) است ، مسجدالحرام به منزله دنیاست ، در وسط مسجدالحرام خانه کعبه وجود دارد و مردم که داخل مسجدالحرام می آیند باید دور خانه کعبه طواف کنند ، یعنی ای مردم شما وقتی به دنیا که می آیید باید امام را پیدا کنید و فقط دور امام بچرخید ، در دنیا فقط باید این عمل را داشته باشید ، یعنی پروانه وار دور امام چرخیدن / کعبه نمود امام(ع) است.....امام حسین(ص) نمود را به واقعیت تبدیل کردند ، قبل از اینکه مراسم حج شروع شود ، از مکه بیرون آمدند ، یعنی ای مردم! امسال دست از نمود بردارید ، از حالت مانور دربیایید ، امسال عملیات واقعی است / (رفتار امام حسین علیه السلام در هشتم ذی الحجه سال 60 هجری) یعنی امسال از حالت نمود دربیایید ، امسال نیازی به نمود نیست ، کعبه مگر مَثَل من نیست؟! من امسال می خواهم رفتار حقیقی از خودم بروز دهم و شما هم از رفتار مثالی دربیایید و به رفتار حقیقی کشیده شوید. تعداد محدودی این پیام عملی را از امام گرفتند و همراه امام راه افتادند ، حج را آنها بجا آوردند / امام حسین علیه السلام با عملشان نشان دادند که حج آن سال(60 هجری) حج اکبر بود .....حج اکبر یعنی حجی که از حالت تمثیل درآمده و به حالت حقیقی درآمده باشد / در احادیث داریم که قیام امام زمان(عج) حج اکبر است ، یعنی دیگر نیاز نیست که در آن زمان شما حج مثالی و مانور ظهور را بجا بیاورید و اینکه بخواهید تمثیلی از بعضی از حقایق را بجا بیاورید ؛ بلکه باید درون صحنه حقیقی بروید ، آن می شود حج اکبر / در موسم حج ، در سال 60 هجری حج اکبر واقع شد ، یعنی حج از حالت تمثیلی در آمد و به حالت حقیقی کشیده شد / برای اینکه انسان حج مثالی را بجا بیاورد باید لباس دنیایی اش را ، لباس محلی و لباس قومش را ، لباس کسب و کارش را از تنش در بیاورد ، لباس احرام باید بپوشد؛ در حج حقیقی باید چکار کند؟ باید دنیاییات را از خودش بکَند ، چه لباسی باید بپوشد؟ لباس من کان فينا باذلا مهجته و مُوَطّناً علي لقاء الله نفسه ، هر کسی این لباس را پوشید: فليرحل معنا ، همراه ما حرکت کند ، ما باید اینطور باشیم ، این لباس را باید بپوشیم / تمام توقعات را ، حتی بهترین توقعات را از خودمان بکنیم بیاندازیم کنار ؛ ما باید حرکت کنیم / ما باید حرکت کنیم ، نه تنها منفیات دنیا را از خودمان دفع کنیم ، حتی مثبتات دنیا را هم بکَنیم بیاندازیم دور ؛ اول باید استحمام کنیم / در خلال یک سال گذشته به لحاظ فرهنگمان یا به لحاظ چیزهای دیگر کلی توقعات به ما سرایت کرده ، اینها را از خودمان دفع کنیم ؛ آنهایی که همراه امام (حسین صلوات الله علیه) حرکت کردند ، به خاطر این حرکت کردند که امام(ع) سرافراز شود / آنهایی که همراه امام (حسین صلوات الله علیه) حرکت کردند ، به خاطر این حرکت کردند که امام(ع) سرافراز شود.....ما به سمت ظهور نمی رویم که به نوایی برسیم ، هیچ چیز نمی خواهیم / خوشا آنان که بدون اسلحه هم شیر هستند ، کاروانیان حسینی اینطور بودند ، از قوای الهی استفاده نکردند و خود امام حسین(ص) هم که امام افرادی چون سلیمان و داود(ع) بودند و هستند ، ایشان هم از قوا استفاده نکردند / کاروانی کوچک از میان صحراها عبور کرد و به کام بلا وارد شد ، به کرب و بلا وارد شد ، آیا می شود ما هم اینگونه به سمت ظهور حرکت کنیم؟ / استحمام ، شرط ورود و غذای حسینی شرط همراهی با کاروان حسینی / اگر می خواهیم کاروان حسینی را درک کنیم ، اول باید استحمام کنیم ، تا وارد کاروان شویم / قبل از درک کردن ، استحمام. شما در روزهای اول نمی خواهد دنبال درک کربلا باشی ، دنبال استحمام باش ؛ ابتدا به استحمام بپردازیم / تا استحمام نکنیم نمی توانیم مطلب را بگیریم و سر سفره(حسینی) نمی توانیم بنشینیم.....اول استحمام و بعد سر سفره نشستن ؛ و سپس تا از غذای سفره حسینی(ص) نخوریم نمی توانیم همراه شویم / در مرحله استحمام رذایل را از خودمان دور کنیم ، حتی توقعات را هم از خودمان دور کنیم ، از توقعات سبک شویم. چقدر خوب است که انسان دنبال سرافرازی امام(ع) باشد / از كاروان عقب نمانيم / از كاروان امام حسين صلوات الله علیه ياد بگيريم براي عمل كردن / رفتار كارواني در خودمان پيشه كنيم / ما بايد كارواني باشيم و يك عمر اين چنين زندگي كنيم / كاروانيان در همنشيني، در مسير، در كاروان، كاروان گونه تعليم و تربيت شدند / يك روز خودمان را در كاروان حسيني ترسيم كنيم / حكومت حقه ثمره اي است براي كاروان حسيني(ع)
9-آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1430 : بخش نهم (ماه محرم2-ایام حسینی ص و کاروان حسینی)
حضرت رسول الله ص: حسين منى و أنا من حسين / امام حسین صلوات الله علیه: ماجراى من از قصه اصحاب كهف شگفت انگيزتر است / امام حسین ع : شگفت تر از اصحاب كهف، كشته شدن من و حمل سر من مى باشد / امام حسین صلوات الله علیه: با تعجبتر از جريان اصحاب كهف شهيد كردن من و بردن من است / تلاوت ایات سوره کهف توسط سر مبارک امام حسین صلوات الله علیه : نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً / مقید باشیم به گریه بر امام حسین صلوات الله علیه.....علاوه بر احیاء یاد امام حسین ص و گریه بر امام حسین ص، “احیاء امر امام” هست / آقاجان ، من منتظر رجعت شما هستم من چشم انتظار برپایی دولت شما هستم / یک بعد مهم انتظار، انتظار رجعت امام حسین صلوات الله علیه و انتقام گرفتن ایشان از دشمنانشان است / در خلال حرکت انسان عزاداری می کند، عزاداری یک اسب سوار در حال تاختن / عاشورا اتمام نیست، اتمام ماجرای امام حسین صلوات الله علیه نیست / ما به دنیا آمد یم به جستجوی اهل بیت(ع) / در قبال امام حسین(ص) ، عزاداری بر ایشان، احیاء یاد ایشان، احیاء ذکر مصیبت ایشان، احیاء امر ایشان، تعصب داشته باشیم / امام حسین ع: هر كس كه در راه ما خون نثار و بذل مى كند، و لقاى خدا را توطين نفس خويش مى نمايد، پس آماده كوچيدن با ما باشد / شب عاشورا: ابوالفضلا مشو غافل ، مخوابی در شب عاشر / حضرت علی اکبر ع هنگام شهادت : پدرا ! از من به تو سلام باد- خداحافظ- اين جدّ من است كه به تو سلام مى گو يد و مى فر مايد: با شتاب نزد ما آى / صورت اهل بیت ع نزد ابالفضل است .... اباالفضل دريچهاي است بسوي امام حسين (ع) فعلي که اباالفضل انجام ميدهد يعني صادرههاي امام حسين (ع) / از پرنده هایی که که عصر عاشورا خود را در خون امام حسین ع غلتاندند کمتر نباشیم ... / حضرت اباالفضل به سمت فرات رفت چه کار کرد ؟ ..... ايشان با فعلشان در کل عالم هستي تغييرات ايجاد کردند / احساس اهل بیت ع نزد زینب س است / ذکر مصيبت عنصر اصلي يک شخص حسيني نيست . در وجودش هست ، ولي عنصر اصلي نيست ....عنصر اصلي کاروان حسيني : تبعيت از مشيت / اخلاقيات کربلائيان ، وجه اصلي آنها نبود . عنصر اصلي و محور ارزشهاي رفتاري آنها تبعيت از خواست امام بود : تبعيت از هادي / همه چيز شيعه با اذن بايد باشد / ما رأيت الّا مهديّا، ما بجز مهدي عج چيز ديگري نديديم / تشيّع يعني انديشه اصلي كه برتر هم هست / در بحبوحه جنگ، تمام توجه معطوف امام ع است، اين هنر است / یا لثارات الحسین علیه السلام ، رسول الله ص: قصاصها و انتقامها گرفته مي شود و خداوند به کسي ستم نميکند / شيعه يعني مُتَّبِِع / اهل تبعيّت عزيزند نزد خدا
6-آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1430 : بخش ششم (ماه ذی الحجه-2- کاروان حسینی ع)
از كدام منظر باید به كاروان حسینی نگاه كرد؟ كاروان حسینی(ع) الگوی حركت به سوی ظهور / در كاروان حسینی چه تعلیم و تربیتی جاری بود كه محصولش عاشورا بود؟ / عاشورا ثمره كاروان كربلاست. كاروان حسيني ع براي ظهور مهدي عج است / كربلا سرچشمه عالم هستي است / كربلا را بايد رفت، نه اينكه درس گرفت / كربلا مي بيني، داستان زندگي را نتيجه بگير / آنجائيكه نور امام ع بيشتر باشد، آنجا كربلاست / عاشورا روز عرضه است / عاشورا مراسم افتتاحيه كاروان حكومت حقّه است / كاروان حسيني ع اگر بنا بود تمام بشود اصلاً تشكيل نمي شد / كاروان وجود دارد، من بايد وارد كاروان شوم / در كاروان امام ع، محور كاروان، امام ع است / امير وجود شهداي كربلا، امام ع بود / حضرت ابالفضل ع، هنوز سپه سالارند / صاحب كاروان مشخص مي كند كدام ارزش، كدام رفتار مقدم تر است / چه كسي صفات كاروان حسيني ع در وجودش هست؟ او اهل كاروان است / امام حسين ع تزريق تبعيت كردند و كاروانيان را اين طور تربيت كردند / با مظاهر نفس بايد متاركه كنم، تمام وجودم كاروان حسيني ع باشد / امام ما زندگي خود را در سفر قرار داد، من هم بايد چنين باشم، يك مسافر / كارواني در جستجوي حقيقت، در جستجوي آنچيزي كه با فطرت جور در مي آيد / از هنگاميكه شما را در كاروان مي پذيرند، كارواني نشده ايد. وقتي كارواني مي شويد كه، اهل تبعيت باشيد / اهل كاروان بايد اهل تبعيت محض باشند / در كاروان اهل بيت ع ، ثابت كاروان، امام ع است و ثابت رفتار، تبعيّت از او / كاروان حسيني ع، معجزه حسيني ع است