www.AzmeZohoor.ir
And the earth shall beam with the light of its Lord
عناوین آرشیوی عزم ظهور
موضوع آرشیو : خِلافت
57- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش پنجاه و هفتم (ماه جمادی الاول 15- ویژه نامه خِلافت 4)
فهرست مطالب آرشیو:
خليفه الله در فعل خدايي که انجام ميدهد، شريک خدا نيست، مجراي خدايي خداست / امامت توسط برخي از خلفاي خدا که هنرشان باب الله بودن است در عالم جاري مي شود / ولايت، امارت، حکومت، مْلک، وصايت، خلافت و ... شاخه هايي از شجره طيبه امامت هستند / در دوران ظهور خداوند متعال به واسطه خليفهاش، عالم و آدم را، کل موجودات را با هم رفعت ميدهد / ولايت مثل دست ميماند، يکي از مصاديق يدالله است، مثل دست براي خليفه الله ميماند / وقتي ميگوييم خليفةالله، منظور شيئي يا شخصي است که مجراي خدايي خدا شده است / خليفة الله يعني آن مجرايي، آن کانالي که خدا از طريق آن کانال يا به اندازه آن کانال ، خدايي ميکند / خليفة الله .....در وضعيتي قرار داده شدهاست که جميع وجوه اللهيتِ الله را از خودش عبور ميدهد / إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً، يعني من ميخواهم در زمين مجرايي قرار دهم / يا خليفة الله ، يعني "اي مجراي جميع وجوهاللهيت الله".....خليفة الله يعني چشمه خدايي خداوند / "الله در عالم، اللهيت ميکند ولي از طريق مجراهايي". چرا از طريق مجراها؟ چون عالم تحمل تمام اللهيتِ الله را ندارد / شما هر خليفة اللهي را که در عالم پيدا کنيد، او يکي از چشمههاي خدايي خداوند است / درست است که خليفة الله يک شخص و يک انسان است، ولي اعمال خدايي انجام ميدهد، کما اينکه عيسي (ع) چنين رفتار ميکرد / شيعه موجودي حي است، الان امام زمان چه برنامههايي را دنبال ميکنند.....در قرآن درباره خداوند داريم که کُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ ، به تبعش خليفهالله هم همين طور است، يعني ايشان هم کُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ ، چون خليفه الله مجراي خداوندي خدا است / إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً. خليفه ، خليفه رب است، و بايد ربوبيت کند، يعني تربيت عوالم و موجودات و از جمله تربيت بهترين انسانها را انجام دهد / تا يوم الله ظهور دوره، دوره خلافت رب است، از زمان ظهور به بعد اين صفت الله و کلمه الله است که در عمق خليفه قرار ميدهد، وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ / اهل بيت(ع)، "كلمه رب" هستند. اهل بيت(ع) عظيمتر از اين هستند که بخواهند خليفه رب باشند. آنها "کلمه رب" هستند.....وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ.....جايگاه "كلمه رب" بسيار رفيعتر از "خليفه رب" است / اهل بيت(ع) خليفه رب هم هستند. ولي در ربوبيت، درجات بالاتر را دارند ، آنها "کلمه رب" هستند / اگر کسي خليفة الله شود بايد در قبالش رفتار خاصي انجام شود : آدم(ع) خليفة الله شد، مسجود ملائک شد. داود(ع) خليفة الله شد، کوهها و پرندگان همراه ايشان به تسبيح خدا مشغول شدند / خليفة الله قابليت دريافت، نگهداري و معرفي کلمات را دارد / خليفة الله بايد خيلي ويژگيها داشته باشد، هر کسي که علم داشت الزاماً خليفه خدا نيست / خليفة الله بايد خدايي رفتار کند، بايد مجري نظرات خداوند باشد، خليفة الله بايد قدرتهاي خدايي داشته باشد، به عبارت ديگر خداوند خودش خليفه اش را تغذيه ميکند / "خليفه يعني مجرا" "خليفه يعني چشمه خدايي" " خليفة الله يعني چشمه خدايي خداوند" / ابتداي خلقت آدم(ع) استخلاف به وسيله صفت رب انجام شد، لذا محصول آن بايد ربوبيت باشد، لکن از زمان ظهور، استخلاف به وسيله کلمة الله انجام ميشود
56- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش پنجاه و ششم (ماه جمادی الاول 14- ویژه نامه خِلافت 3)
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ.... خداوند متعال دارد با صفت رب مقولهاي به نام خلافت را در عمق عالم اعمال ميكند.....يعني تمام افعالي که انجام ميشود بايد به گونهاي با تربيت ارتباط داشته باشد و محصولش بايد تربيت باشد. لذا مي بينيم انبياء (ع) که به خليفه بودن نزديکتر هستند، مربيان بشر قرار گرفتند / انسان، هم خليفه موجودات گذشته بود و هم خليفه رب.اين نيست که بگوييم وقتي که خداوند ميفرمايد إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً حتماً منظور "خليفه موجودات گذشته" بودن است و يا حتماً "خليفه رب" بودن مطرح است، بلکه هر دو وجه آن مد نظر بوده است / خليفه الله باب الله است، خليفه الله را يک شخص در نظر نگيريم ، چون در مقولات درشت اگر بخواهيم خليفهالله را شخص در نظر بگيريم ، خداي ناکرده به شرک کشيده ميشويم و در اين حال خيلي به شرک نزديک هستيم و اگر عاقلتر باشيم حتي در مقولات جزئي هم خليفه الله را شيء حساب ميکنيم، نه يک شخص. ميگوييم الله از پنجرهاي به نام خليفهالله چنين و چنان ميکند، يعني خدا را فاعل ميدانيم / در نظام الهي هنرمند کسي است که بيشترين بهره را از صفات الهي داشته باشد. انسان بايد از چه مسيري حرکت کند تا بيشترين بهره را از صفات الهي داشته باشد؟ خليفه رب هنرمند است، نه آن کسي که در عمق عالم گير کرده است. هنرمند کسي است که خليفه رب تربيت کند، نه آن کسي که مردم را به سوي دنيائيات و ارزشهاي بيخودي دعوت کند / ويريد الله ان يحق الحق بکلماته و يقطع دابر الکافرون ليحق الحق و يبطل الباطل و لو کره المجرمون ؛ يعني خدا دنبال مردم سالاري نيست، قسمتي از مردم مجرمون هستند، مجرمون هر چه ميخواهند بگويند، نظام الهي، نظام خداسالاري و از جانب خدا نظام خليفه الله سالاري است / امام زمان(عج) هنگام ظهور ميفرمايند :فانا اولي الناس بالله، يعني من از همه خليفهتر هستم، از همه خداييتر در عالم رفتار ميکنم. کارهايي که خدا انجام ميدهد من هم از جانب خدا انجام ميدهم. امام زمان(عج) چيست؟ امام زمان(عج) مجراي خدايي خدا است / امام، زماني که با دستش کاري انجام مي دهد چنان اين فعل او، بايد تسليم خداوند باشد، چنان از خودش نبايد دخل و تصرفي بکند، که گويي تمام اين دخل و تصرف و تمام اين کارهايي که با دست انجام شد طبق خواست خدا و بلکه به وسيله خود خدا، با اراده خدا انجام شد. نه با اراده اين فرد / داود(ع) هم خليفه رب است هم مَلِک. لذا وقتي ميخوانيد سليمان وارث داود شد، يعني هم "خلافت رب" را به ارث برد و هم "مُلک" را به ارث برد، هم خلافت رب با تمام وجوهش را به ارث برد، هم ملک داودي با تمام وجوهش را به ارث برد / خليفة الله، حداقل علمي که بايد داشته باشد، علم الاسماء است، آن علومي که هيچ مَلَکي نميتواند داشته باشد:وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها / خداوند صفات و اسماء زيادي دارد که برترين صفات را با واژه "کلمه و کلمات" در قرآن مييابيم. خليفةالله هم بايد واجد اين اسماء و صفات باشد و بلکه اسماء و صفات الهي بايد به فرمان خليفةالله باشند / إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ "، خداوند "صفت ربوبيتش" را به کار مياندازد، و اين صفت ربوبيت باعث خلافت در عمق ميشود. توحيديتر صحبت کنيم، خداوند به وسيله صفت ربوبيتش خلافت را در عمق به پا ميکند / ميدانيم ، زماني که خدا ميفرمايد وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمي. يعني اي پيغمبر تو مثل يک پنجره هستي، هر خواستي که در تو است ، از من است ، هر رفتاري که در تو است ، از من است ،هر فعلي که از طريق تو است ، از من است / خليفه چه کساني هستند ؟ ساخته هاي خدا با قواي خدا. خلفاي خدا هستند با قواي خدا. خلفاي خدا ساخته هاي خدا هستند با صفات خدا. خلفاي خدا ساخته هاي خدا هستند با ... / در دورانهاي گذشته انسان، ما شاهد کلماتي تر شدن خلفاء خدا بوديم. نسل به نسل، کلاس به کلاس خلفاء خدا کلماتي تر مي شدند تا اينکه ماجرا به عيسي (ع) مي رسد و بعد ماجرا به اهل بيت (ع) مي رسد / امام، يعني باب الله الذي منه يوتي ؛ ما شيعيان قائل به اين هستيم که امام کسي است که بسيار تسليم خداست. به قدري تسليم خدا است، که گويي خودش بر خودش اراده اي ندارد و اين خداست که از طريق او فعل انجام مي دهد / امام، به قدري بايد دستش در کنترل خداوند باشد که دست او يدالله باشد. يدالله به معناي والاي خودش. تمام اعضاء و جوارح امام در سطوح بالا، بايد چنين باشد / امام ، به قدري بايد تسليم خدا باشد که (امام در درجات بالا) وقتي به سويي نگاه مي کند، گويي خدا دارد به آن سو دارد نگاه مي کند. چشم او بايد عين الله باشد / امام زمان(عج) دنبال يُغْنِ اللَّهُ کُلاًّ مِنْ سَعَتِهِ هستند، يعني خليفه الله از جانب الله مردم را با وسعت خيرات، با وسعت نعمات با وسعت محبتها و انواع خوبيها غني ميکنند / در نشئه دنيا فقط خلافت رب مطرح است ، خلافت صفات ديگر خداوندي مد نظر نيست. اما در نشئههاي بعدي، خلافت صفات ديگر خداوندي مطرح هست / علم خليفة الله بايد از علوم تمام اهل زمين، از علوم تمام اهل زمين برزخ و مادونها و ما فيها بيشتر باشد / فقط خليفة الله مي تواند ظرف دريافت و نگهداري و معرفي کلمات باشد(کلمه يعني صادره، شيئ صادر) / خداوند نخبگان عالم را ، خلفا خودش را در منظر کلمات قرار مي دهد / چرا خداوند خليفه مي خواهد در زمين قرار بدهد؟ چون مي خواهد از آن بالا کلماتي را صادر کند / خليفه الله ظرف دريافت، نگهداري و معرفي کلمات مي تواند باشد. خليفه اللهي که در قالب انساني در دنيا مي آيد
55- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش پنجاه و پنجم (ماه جمادی الاول 13- ویژه نامه خِلافت 2)
خليفةالله مجراي اللهيت الله است. "ارتباط الله و خليفةالله، ارتباط کارفرما و مجري نيست، ارتباط سد و مجراي انتقال آب سد است" / خليفه رب کارش تربيت است، يعني مجراي ربوبيت / "آرمان يک انسان" بايد خليفةالله شدن باشد / برنامه اجتماع ما بايد خليفةالله سازي باشد / فرهنگمان بايد فرهنگ خليفةالله پرور باشد و کساني بايد مجري اين برنامهها باشند که خودشان خليفةالله باشند / وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ.... خليفه يعني آن کسي که ارتفاعات بيشتري را در عوالم طي کرده باشد / قالب انساني ظرفي است تا خليفه رب در اين قالب بيايد. پاک طينتان کساني هستند که بالقوه استعداد خليفه رب شدن را دارند / خلفاي رب در دنيا بسيار مؤثر بودند، بسيار باعث هدايت و رشد مردم شدند، نعمات زيادي را از جانب خدا براي مردم آوردند / براي رسيدن به نشئه حق، خلافت رب کافي نيست، نياز به خلافت الله است / صفت الهيت و صفت ربوبيت خدا در عمق ظاهر نميشود بلکه به صورت خليفه تجلي پيدا ميکند. در قالب "خليفه رب" يا "خليفه اله" تجلي پيدا ميکند / در هنگام مرگ و يا در قيامت ، "لقاء الله" به صورت "لقاء خليفه الله" جلوه ميکند / خداوند نظام عالم را بوسيله خليفهاش و خلفائش دارد از عمق عالم اداره مي کند، ارتقاء نظام ميدهد، رفعت نظام مي دهد و جلو ميبرد / بزرگترين مانع خلافت، ابليس است / با وجود ابليس، هر چقدر شما در مسير خلافت رب رشد کني عملاً نميتواني خلافت کني مگر اينکه او کنار زده شود / هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّکَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّکَ.....در حوالي ظهور، خليفه الله از جانب الله مي آيد و افعال الله را انجام ميدهد / خليفه الله از جانب الله ، کارهاي اللهي انجام ميدهد / خليفه الله باب الله است / نور خدا از پنجره خليفهالله عالم را روشن کرد، لذا چه کسي آسمانها وزمين را اداره ميکند؟ با چه نوري آسمانها و زمين اداره ميشود؟ با نور الله، اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ / به ازاء تعليم و تربيت ، موقعيت به شخص ميدهند / خليفه رب کسي است که مجراي ربوبيت خدا باشد / دوره دنيا دوره خلافت رب است، بشر بايد مجراي ربوبيتِ رب باشد و بايد در اين دوره، تربيت شود / در جامعه خوبان ، ايجاد صحنه ، توسط خداوند و خلفاي او براي به عمل کشاندن خوبان يک موضوع بسيار پر رنگ است / الله در عالم هستي از طريق خليفهاش نمود پيدا ميکند. خليفه يعني مجرا، يعني کانال / خليفه يعني مجرا
54- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش پنجاه و چهارم (ماه جمادی الاول 12- ویژه نامه خِلافت 1)
خداوند خليفهاش را مَجراي خدايي خودش قرار ميدهد / آيا مسير ما مسير خليفة الله شدن است؟ آيا در زندگيمان داريم به سوي خليفة الله شدن حرکت ميکنيم ؟ / شما اول خودت خليفة الله شو و راه و رسم خليفة اللهي را ياد بگير، آنگاه اگر صاحب تو، يعني خداوند متعال به تو اجازه داد، وسيله خليفة الله شدن ديگران شو. تمام رسولان الهي اينطور بودند. اگر باب نبوت و رسالت بسته است، باب تعليم و تربيت آنها که بسته نيست / اگر قرار است که ما خليفة الله باشيم، علوممان علومي باشد که هيچ مخلوقي، هيچ مَلَکي نداشته باشد، بايد پرسيد که جناب انسان! شما چقدر از اين علوم بهره داري؟ / اگر ما قرار است که خليفة الله باشيم، خواستهاي خداوندي را بشناسيم و آنها را اِعمال کنيم، دقيقتر از آن چيزي که ملائک متوجه ميشوند و اِعمال ميکنند، بايد سئوال کرد که جناب انسان! شما چقدر خواستهاي الهي را متوجه ميشوي؟ چه برسد به اينکه بخواهي دقيقتر از ملائک متوجه شوي / خليفة الله بايد در شب قدر حاضر باشد،اگر قرار است که ما خليفة الله باشيم، بايد گفت که جناب انسان! در شب قدر همهملائک حاضر و مشغول انجام وظيفه هستند، شما چقدر حضور داري؟ چقدر اجازه حضور داري؟ کدام عبادت شما، شما را به شب قدر رساند؟ آيا از شب قدر بهرهاي برده اي؟ / جناب انسان! شما قرار است که خليفة الله باشي، خليفة الله قواي الهي دارد، قدرتهاي الهي دارد، مجراي قواي الهي است.....ما خليفه چه کسي هستيم؟ خليفه هر شخصي باشيم توان خود را از آن شخص ميگيريم / ما قرار است که خليفة الله باشيم .... ما خليفه خودمان هستيم. درد ما اينجاست / به زبان ميگوييم ميخواهيم خليفه خدا باشيم، ميخواهيم شيعه باشيم، ولي در عمل ما محبان اهل بيت و شيعيان نفس خودمان هستيم، شيعيان اهل بيت حتي نمک غذايشان را از اهل بيت(ع) ميگيرند، ما درشتترين مسائل زندگيمان را هم خودمان داريم دنبال ميکنيم / چه هستيم؟ داريم چه مسيري را حرکت ميکنيم؟ ما ميخواهيم در فرهنگ جامعه، در فرهنگ جبهه خودي اثر گذار باشيم؟ ولي خودمان فرهنگمان چيست؟ خودمان مَنصَبمان چيست؟ آيا مَنصَبمان، خليفة الله است؟ / از خداوند ميطلبيم که کمکمان کند تا ما با مقوله خلافت الله آشنا شويم، ما را خليفه خودش قرار دهد، ما را مجراي خدايي خودش قرار دهد، آن موقع ما هم مانند امام (ره) يک بار بگوييم که "شاه بايد برود" و هيچ کس نتواند مانع رفتنش شود، وقتي که ماهم يک بار بگوييم "آمريکا هيچ غلطي نميتواند بکند،" به پشتوانه خدا مانع از اين ميشويم که آمريکا کوچکترين غلطي بکند. او خليفة الله بود، او به پشتوانه خدا به ميدان آمد، او مورد تأييد خداوند بود / خليفةالله شأني فراتر از شأن ملائک دارد که خدا دارد آن را به رخ ملائک ميکشد. تعريف ما از خليفةالله بايد چنان تعريفي باشد که ما با آن تعريف شأن خليفةالله را فراتر از شأن مَلَک، حتي فراتر از شأن جبرئيل جلوه دهيم / اين خليفةالله چيست که خدا حداقل يک آيه را به او اختصاص داده است؟ آيات قرآن گوهري گرانبها هستند، لذا تعريفي از خليفةالله داشته باشيم که در شأن اين آيه و در شأن عرضه آن در معرض ملائک باشد / خداوند نظام عالم را اداره ميکند، لذا خليفةالله هم بايد بتواند نظام عالم را اداره کند / تمام ملائک مطيع خداوند هستند، تمام اشياء تحت سيطره خداوند هستند. خليفةالله هم بايد اينطور باشد / خداوند عالم الغيب و الشهاده است، تمام علوم غيبي و علوم آشکار را خداوند دارد، پس خليفةالله هم بايد اينچنين باشد / به ذره گر نظر لطف بوتراب کند، به آسمان بردش کار آفتاب کند. اگر مي بيني ابراهيم بالا برده شده، در اين موقعيت قرار داده شده، بوتراب بالا بردش. بوتراب، يعني امير المؤمنين عليه السلام بالا آوردش و در فضاي لايتناهي تحت امامت خودش / بعد از حضرت رسول الله(ص) مولا امير المومنين امام بودند، ولي بودند، خليفه بودند و چند عنوان ديگر هم داشتند، چه مردم بدانند، چه مردم ندانند. چه قبول داشته باشند، چه قبول نداشته باشند. زماني که مردم قبول کردند، خودشان نفع بردند، اين شرطِ نفع بردنِ خود مردم است، چرا مقبوليت را به امام نسبت بدهيم / مردم آن زماني که ولايت اميرالمؤمنين (ع) را نپذيرفتند ، اميرالمؤمنين (ع) امارتشان را ، ولايتشان را ، خلافتشان را ، حنيفيت را ، نعمات خاصه را ، قرآن را ، کوثر را و بسياري از خوبيها را از مردم دريغ کردند . چون اينها به امام قائم است [وآنها] امام را قبول نکردند / اميرالمؤمنين (ع) : انا علم الله، انا قلب الله الداعي و لسان الله الناطق و عين الله الناظره و انا جنب الله و انا يدالله / اميرالمومنين (ع) : انا عين الله، انا جنب الله، انا يد الله و انا باب الله / امام رضا (ع) فرمودند: ... زماني که خداوند آدم (ع) را به زمين فرود آورد و او را حجت و خليفه خود قرار داد، او را معصوم گردانيد / شما وقتي ميخواهي آدم(ع) را خطاب کنيد، بايد بگوييد يا خليفة الرب، اهل بيت(ع) را بايد بگوييد يا خليفة الله. اهل بيت (ع) مجراي اللهيت الله هستند، ولي ديگر رسولان، ديگر خوبان، ضعيفتر از آن هستند که بتوانند مجراي اللهيت الله و يک شيئ جامع و بزرگ باشند / 124 هزار پيغمبر در دنيا آمدند بعضيهايشان که توانستند قويتر رفتار کنند نهايتاً خليفه رب شدند، همين افراد در حوالي ظهور دوباره برميگردند و به زمين رجعت ميکنند، منتها آنجا ديگر خليفه اله هستند و از يوم الله ظهور به بعد همين خليفههاي ربي که خليفه اله شدند، ديگر خليفه الله ميشوند و در رأسشان اهل بيت عصمت و طهارت (ع)هستند