www.AzmeZohoor.ir

   

And the earth shall beam with the light of its Lord

عناوین آرشیوی عزم ظهور

موضوع آرشیو : تبعیت از هدایت

 

34- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1430 : بخش سي و چهارم ( ماه رجب 11 - ویژه نامه تبعيت از هدايت 3)

 

فهرست مطالب آرشیو:

فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقي، کسي که از هدايت تبعيت کند نه گمراه مي‌شود نه به مشقت مي‌افتد / امام حسين صلوات الله عليه: .....أشباه الناس شيعيان ما هستند و ايشان از ما هستند و به ما شبيه اند و از اين جهت إبراهيم ع گفت" فمن تبعني فإنه مني " / امام صادق ع : هر کدام از شما که از خداوند تقوا بورزد و اصلاح نمايد او از ما اهل بيت است...سوگند به خدا از آل محمد است، سوگند به خدا از خود آنان و جان آنان است. آيا نشنيده اي که خداوند مي فرمايد: " إِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ " و اين کلام إبراهيم است که " فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي" / در انتظار مهدي ، زمينه ساز باشيم..... از راه تبعيت ، نصرت كنيم زهرا س / بنا را بر تسليم بگذاريد، بنا را بر تبعيت بگذاريد،‌ حنيف باشيد / بياييد به نوع اخلاقيات خودمان شک کنيم، نکند مهدوي نباشد؟ چه چيزي در راس اخلاقيات مهدي(عج)‌ است؟ در رأس آن تبعيت است / به فکر منافع امام زمان باشيم. در اين فکر باشيم که امام زمان چه چيزي را دوست دارند. امام زمان دوست دارند که مردم از مسير درست حرکت کنند، در کاروان حسيني محور رفتارها و تفکرات، تبعيت است. آن هم تبعيت از هادي زنده / عنصر اصلي کاروان حسيني تبعيت است. تبعيت از هادي حي. اين عنصر به قدري عظيم است، به قدري بر عناصر ديگر غالب است که شهادت کاروانيان را تحت الشعاع قرار مي‌دهد / بايد تبعيت از هادي حي داشت. بايد انتفاع از خورشيد پشت ابر امام زمان (عج)‌ را ـ که ايشان هادي حي هستند ـ بيشتر کرد. بايد ايشان را پيدا کرد و از ايشان بهره گرفت. راه ديگري نداريم / حنيفيت يعني شما مستقيما به امام حي دسترسي داشته باشي و بنا را بر تبعيت محض و همه جانبه از امام بگذاري و آنطور که امام مي‏فرمايد و همراه امام، مسير خدايي را حرکت کني / حنيفيت يعني چه؟ يعني اينکه انسان با تبعيت به هادي وصل شود و سپس همراه هادي و در آن مسير و از آن سرزمينهايي که هادي از جانب خدا، انسان را حرکت مي‌دهد، حرکت کند / فقط انسانهاي حنيف، يعني کساني که بنا را بر تبعيت از هاديان الهي گذاشته‌اند و همراه هاديان الهي و به دنبال آنها و با اجازه آن هاديان حرکت مي‏کنند، وارد طبقات بالا و ياسرزمينهاي آينده مي‌شوند و از نعمات طبقات بالا يا نعمات سرزمينهاي آينده استفاده مي‌کنند / به کسي نماز داده نمي‌شود مگر کساني که سر به اطاعت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بگذارند، و از آن فراتر سر به تبعيت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بگذارند، و حتي از ‌آن هم فراتر سر به حنيفيت اهل بيت(ع) بگذارند / فَمَنْ تَبَعَنِي ‏فَاِنَّهُ مِنّي، اين آيه يعني اينکه هر کسي بنا را بر تبعيت از من بگذارد .....او جزء من است، جزئي از پيکر من است. سلمان(ع) اين چنين شد، لذا در حديث مي‌فرمايد ان سلمان منا اهل البيت / يک علت عدم انتفاع ما از امام زمان، و يا بهره کم‌ ما از انتفاع امام زمان، اين مطلب است: ما راه تبعيت را در کشور پررنگ نمي‌کنيم / اولين وظيفه‌اي که خداوند در زمان هبوط انسان مطرح مي‌فرمايد، تبعيت است: قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّکُمْ مِنِّي هُديً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ / قيمت انبياء(ع)، قيمت رسولان، به لحاظ عزم در تبعيت است، اگر به فضلي رسيدند بخاطر همتشان در تبعيت بود / تبعيت درجات دارد، محدوده‌هايي دارد، گستره‌هايي دارد. ما اگر در اين زمان، راه تبعيت را حرکت کنيم و جزئي از پيکره امام(ع) بشويم، خيلي چيزها را داريم / مادون تبعيت، اطاعت مطرح است، در آيه داريم که وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِيقاً ، کسي که از راه اطاعت جلو بيايد، واقعاً بناي زندگيش را بر اطاعت بگذارد..... او در معيت اين دسته از خوبان قرار داده مي‌شود / با تبعيت شما عضوي از پيکره آن فرد مي‌شويد. با اطاعت، شما در معيت آن فرد قرار مي‌گيريد / بنا را بر تبعيت بگذاريم.، و اي کاش رفتار محوري در جمهوري اسلامي "تبعيت از امام(ع)" قرار مي‌گرفت / در بهشت شما نعمات زيادي را مي‌بينيد، اصل آن نعمات چيست؟ تمسک به ولايت، مأموميت امام(ع)، تبعيت از امام(ع). اينها اصل آن سفره و اصل آن فضايي است که شما در بهشت داريد / ضيافت الله براي کسي برقرار است که در خانه ‏اي بنام امامت اهل بيت(ع)‌ وارد شود، در اتاقي بنام ولايت اهل بيت(ع) داخل شود. شما در اين دنيا بايد از مسير تبعيت حرکت کني آنهم تبعيت از امام(ع). ‌اين فعل شما بصورت يک سفره دراز برايتان گسترده مي‌شود و هر فعلي که در مسير تبعيت انجام دهي براي شما چون نعمات سر آن سفره جلوه گر مي‌شود / خداوند در چه زماني به موسي(ع) اجازه مي‌دهد که با خضر(ع) آشنا شود؟ ‌زماني که با تبعيت آشنا شد و تبعيت در وجودش قرار گرفت /  تبعيت، قائم به هدايت است، اگر هدايت نباشد، تبعيت نمي‌تواند باشد. رفتار در قبال هدايت، تبعيت است / بياييم با تبعيت هم آشنا شويم. روشهاي تبعيت را از درون قرآن ياد بگيريم و به تدريج در قبال مراجع تقليد و از مراجع مهمتر در قبال رهبر معظم انقلاب ايده الله تعالي تبعيت را تمرين کنيم / ماهم تبعيت را تمرين کنيم‌.....ما اين مقوله را در قبال رهبر معظم انقلاب ايده الله تعالي تمرين کنيم. آماده شويم، تا زماني که خداوند، هادي ‏اي.....در زمين قرار داد، بدانيم که چگونه بايد در قبال او رفتار کرد / اصول آموزش و پرورش و اصول تربيت در مُلک الهي، "تبعيت" است، چرا اين واژه در جامعه ما بيگانه است؟  / جامعه شيعي بايد بر تبعيت استوار باشد / هر کسي که تبعيتش بيشتر بهره‌مندتر، و هر کسي تبعيتش کمتر محرومتر، تا وادار به تبعيت شود / ساز و برگ جنگي ياوران مهدي تفنگ و تانک و هواپيما نيست، آنها در " تبعيت همه جانبه از اهل بيت عصمت و طهارت (ع)" اهتمام مي‌ورزند و به تبع اين تبعيت، قواي الهي را در دستان خود مي‌يابند، آنها سعي مي‌کنند با آمادگيِ خودشان از مسير تبعيت، خدا را نصرت کنند و نصرت خداوندي را به صورت قواي الهي در دستان خود مي‌يابند و مي‌بينند، إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ يَنْصُرْکُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ / چرا از ما خواسته شده که حتي از "اميال" تبعيت کنيم؟ بخاطر اينکه شخصيت ضعيف خودمان را کنار بگذاريم و از شخصيت کبير امام(ع) استفاده کنيم و مانند عضوي از پيکره امام باشيم / اطاعت يعني پيروي در اعمال و تا حد اعمال ولي تبعيت يعني علاوه بر پيروي در اعمال، پيروي در افکار و اميال و لطيف‌تر از اطاعت است / در اعمالتان بنا را بر تبعيت محض از هادي حي بگذاريد / در ميان کاروانيان حسيني، محور کاروان، امام (ع) است و محور ثابت رفتاريشان، تبعيت محض از خواست هادي حي مي باشد. ما چگونه مي خواهيم کارواني باشيم؟ / راه رشد : "تبعيت" / تبعيت را چگونه بدست بياوريم؟.....در همنشيني با امام زمان و چون امام زمان غائب هستند، در همنشيني با دست پروردگان امام زمان / اين يکي.....از قوانين الهي است، کسي که از ابليس تبعيت کند جاي او درون جهنم است، خدا قسم خورده است / شما مامور به "تبعيت از احسنه" هستيد، نه مامور به "تبعيت از حسنات. فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ، اهل بيت(ع) بايد "احسنه" را تعيين کنند. خودشان بايد تعيين کنند که کدام يک احسنه است و شما آن را پيروي کنيد / وَ عَصي آدَمُ رَبُّهُ فَغَوي.....عصيان به معناي گناه نيست. به معناي عدم تبعيت است / "تبعيت يعني پيروي در اميال"،‌ "تبعيت يعني پيروي در قلبيات" / "تبعيت" يک مقوله فوق تقليد است، يک مقوله فوق اطاعت است / تقليد يعني پيروي در محدوده دنيا.....اطاعت يعني پيروي در حد دنيا و برزخ.....كسي که سعي کند علاوه بر دنيائيات و برزخيات در جنبه هاي ملکوتي خودش هم پيروي کند.....چنين شخصي تبعيت مي‌کند / سني‌ها در ماجراي سقيفه بني ساعده از سيد ما رسول الله، تبعيت نکردند، هر چند ميل آقا را مي‌دانستند.....پس بايد نگران باشند چون خداوند در قرآن مي‌فرمايد: فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ / وقتي اهل تبعيت آسيب مي‌بينند خدا برايشان ترميم مي‌کند. شيطان اهل تبعيت را به اين مسير و آن مسير مي‌کشاند ولي خدا دوباره آنها را در مسير مي‌آورد / اينکه انسان با همه ابعاد چنگ بزند و همه چيز را وصل کند، همه ابعادش را به ريسمان خدايي وصل کند، اين مي‌شود تبعيت. پس فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ، همان وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَميعًا وَ لا تَفَرَّقُوا است / شاه کليدي که خدا به انسان داده اين جمله است : فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ / اهل تبعيت از امام(ع) هستند / تبعيت مقوله‌اي است از جنس ملکوت به بالا، کسي که بنا را بر‌ تبعيت بگذارد به آنجا سوق داده مي‌شود، به آن ارتفاع برده مي‌شود / زندگي براي عموم انسانها در دنيا توأم با مشقت است، ولي براي اهل تبعيت مشقت ندارد / زندگي خدايي براي اهل تبعيت مشقت ندارد، چون در ارتفاع ملکوتي قرار دارند و دارند از آنجا نگاه مي‌کنند، پيوسته بر صحنه اشراف دارند / خداوند انسان را "امر به تبعيت" نمي‌کند، بلکه دعوت به تبعيت مي‌کند / وقتي خداوند انسان را به زمين مي‌فرستد، دارد بهترين گوهر را عرضه مي‌کند و مي‌فرمايد: ..... اگر کسي تبعيت کند گمراه نمي‌شود، اگر کسي تبعيت کند نگران نباشد، اگر کسي تبعيت کند به مشقت نمي‌افتد / در "معارف" در "اخلاقيات"، در "تبعيت"، بيشترين عزم را از خود نشان دهيم / مهمترين رفتار ما چه بايد باشد؟ جواب اين است: تبعيت از هادي  و لذا بايد  رفتار در قبال امام(ع) را در جامعه تمرين کنيم / ما بايد تبعيت از هادي را تمرين کنيم، ما بايد رفتار در قبال امام(ع) را تمرين کنيم. اگر امام(ع) ظهور کنند چه رفتاري در قبال ايشان داشته باشيم خوب است؟ آن رفتار را از الان تمرين کنيم. اين مهمترين رفتاري است که ما بايد انجام دهيم / هدايت به سمت امام(ع)(صِراطًا سَوِيًّا) با تبعيت از هادي الهي ممکن مي شود / تبعيت از هادي را مي‌توان در قبال أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ تمرين نمود / "تبعيت از آثار" جوابگوي تمام نياز هاي انسان نيست / براي رفتن بسوي ظهور، "تقليد" کافي نيست. جامعه را بايد با تبعيت از هادي و تبعيت از وليّ و تبعيت از مَلِک حرکت دهيم و براي اين ماجرا تربيت کنيم / نه تنها تبعيت از آثار کافي نيست بلکه حتي انتفاعيات موجود هم کافي نيست. ما بايد از امام(ع)، يک "هادي" طلب کنيم و بايد خودمان و جامعه را براي زماني که امام(ع) بخواهند در جامعه يک هادي قرار دهند، تربيت کنيم / "تبعيت از هادي حي و از امام حي" را آرمان خودمان قرار دهيم، سعي کنيم "حنيف" باشيم و تا وقتي که خدا بواسطه امام(ع) يک هادي حي‌ّ در جامعه قرار نداده سعي کنيم که تمرين تبعيت و تمرين حنيفيت کنيم / نتيجه اعراض از ذكر يا تبعيت از هدايت

 

33- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1430 : بخش سي و سوم ( ماه رجب 10 - ویژه نامه تبعيت از هدايت 2)

 

فهرست مطالب آرشیو:
 

عالي ترين نوع تعليم وتربيتي که خداوند در قرآن ذکر مي کند ، تبعيت از هدايت است  / آن چيزي را که خداوند ، در مورد انبيا (ع) ـ يعني اين رشد يافته ترينها ـ مطرح مي کند ، مقوله تبعيت هست / ارزش محوري وجودمان را ، رفتار محوري وجودمان را ، تبعيت محض از هادي حي قرار بدهيم / در نظام تشيع مريد و مرادي نيست . تبعيت از هدايت هست ، تبعيت از هادي مطرح است . هادي نشانه دارد  / مستضعفين را در بحبوحه هاي قبل از ظهور مي اندازند تا حسابي شسته بشوند......همه چيز کارايي اش را از دست بدهد ، فقط يک چيز بماند و آن تبعيت محض از هادي حي است . فقط اين عنصر بماند / خداوند.....فرموده ، انسان هدف تو بايد......رجعت به سوي من باشد.....فرموده انسان تو نمي تواني خودت بيايي.....تو چنين و چنان هستي، خب ، بايد چه کار کرد ؟ " وَابْتَغوا اِلَيهِ الوَسيلَه " وسيله پيدا کرديم ، ماشين پيدا کرديم ، چگونه بايد سوار شويم ؟ باتبعيت از هدايت / آنجائي که خداوند عموم مردم را به تقوي و اطاعت دعوت مي کند.....خصوص از مردم را ، آنهائي که مي خواهند بيشتر رشد کنند را به تبعيت از هدايت دعوت مي کند / اطاعت در قبال امر واقع مي شود ، ولي تبعيت حتي آنجائي که انسان امر نشود ، واقع مي شود / اطاعت ، گاهي اوقات با اشتياق واقع مي شود ، گاهي اوقات از روي کراهت ، ولي تبعيت پيوسته با اشتياق واقع مي شود / اهل تبعيت نگاه مي کنند ، مشتاقند که مولايشان ، فعلي انجام بدهد ، چيزي بخواهد ، بلافاصله با اشتياق بدوند و آن کار را انجام بدهند / در قبال نظام الهي ، در درجات تسليم ، شأن تبعيت از شأن اطاعت بالاتر است / زودتر بايد تعليم و تربيت بشويم . تبعيت محض از خواست هادي حي ، ارزشي است از ارزشهايي که در نظام ارزشي " اَلسّابِقوُنَ السابِقوُن " مطرح است / اگر امامِ عالَم ، خواستش را ، لحظه به لحظه يا روز به روز به من و شما نرساند ، اگر ما از خواست امامِ عالَم ، هر روز نفع نبريم ، انتفاع نبريم ، چگونه مي توانيم تبعيت بکنيم ؟ چه برسد به تبعيت محض / امام غايب هستند ولي ما بايد از خواست امام حي نفع ببريم . اگر اين کار را نکنيم چه مي شود ؟ شدائد در پيش است و در شدائد کم مي آوريم  / الان امام مبين کيست؟ حرف ايشان را گوش دهيم. تا چه زماني دعوت به تبعيت از آثار؟ چرا مردم را به تبعيت از امام حي دعوت نمي کنيم؟ / تبعيت درجات دارد . از عالي ترين درجات تبعيت چيست ؟ آنکه موسي (ع ) دنبال کرد ، بلند شد ،حرکت کرد ،گفت من بايد آ ن کسي را که مي شود از او تبعيت کرد پيدا کنم / من محتاج مولاي خود هستم، با يد پيدايش کنم به او متوسل شوم،از او در زندگيم بهره ببرم . أينَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَينَ الأرض وَ السَّماءِ با تبعيت از آثار، اين جمله تحقق پيدا نمي کند. چون بايد پيدايش کني ،بايد به او متوسل شوي ،بايد از طريق او رزق شما و وعده هاي الهي در مورد شما پا يين بيايد / شيعيان.....هيچ خواست و ميل و اراده اي از خود ندارند، خواستشان، خواست امام(ع)، ميلشان ميل امام(ع) است...و دريک کلام؛ اهل تبعيت از امام(ع) هستند / امام حسن عسگري (ع) فرمودند: هر کس از علي (ع) تبعيت نمايد (بر اين امر! ) او به حق شيعي است / امتحانات قبل از ظهور فراتر از اطاعت است هر کسي، با هر صفتي، با هر صفت مثبتي بخواهد جلو بيايد، بايد کم بياورد.....فقط واجدان تبعيت، عاملان به تبعيت، در صحنه هاي قبل از ظهور با يد سرافراز شوند / در حوالي ظهور کسي که بخواهد از هدايت به صورت مکتوب تبعيت کند، او هم کم مي آورد، کسي که هادي حي را پيدا کند و از او تبعيت کند او در مقابل فتنه دجال کم نمي آورد / آن صفت، آن عنصري که ياوران مهدي شديدا" بايد به آن مقيد باشند تا در طبقات از ملکوت به بالاتر قرار بگيرند، تبعيت از هادي حي هست / نزد چه کسي بيشترين هدايت است؟ دنبال تبعيت از او باشيد / در اطاعت فردي امري مي کند و شما مي روي آن امر را انجام مي دهي، در تبعيت بدون اينکه فرد مقابل امري کند، بدون اينکه فرد جلو دار امري کند، شما دنبال اين هستي که با عقلت، با فهمت، با درايتت، با کياستت خواست جلودار را متوجه شوي، خواست جلو دار را روي هوا بزني و در خودت، در زندگيت و در جامعه ات پياده کني / من بايد تبعيتي جلو بروم. من انسان هستم مَلَك نيستم. ملک با اطاعت جلو مي رود اما انسان بايد با تبعيت جلو برود /  در اطاعت تعقل مطرح نيست، در تبعيت تعقل، تفکر، تدبر مطرح است. تبعيت براي اولوالالباب است، تبعيت براي عقلا است ولي اطاعت نياز به تعقل ندارد / بايد انسان، هادي را پيدا کند و با او جلو برود و گرنه بسياري از موارد را اگر بخواهد با آيات و احاديث جلو برود کم مي‏آورد چون آيات نياز به تأويل دارد / در عموم دورانها ، تبعيت از آثار جواب مي دهد اما در دوران قبل از ظهور تبعيت از آثار جواب نمي دهد, تبعيت از شخص هادي جواب مي دهد. ما بايد در جامعه مان، تبعيت را تبيين کنيم / تبعيت از چه کسي؟ فرد مورد تبعيت چه صفاتي بايد داشته باشد؟ چطور بايد تشخيص دهيم که بايد از اين فرد تبعيت کرد يا از آن فرد؟ اينها را ما بايد با نصوص قرآني تبيين کنيم..... / اگر شما مي‏شنويد جهنم فتنه هاي قبل از ظهور، يادتان باشد يک صراط المستقيمي است که از متن اين جهنم فتنه ها عبور مي کند و به بهشت يوم الله ظهور و حکومت حقه مي رسد.....صراط المستقيم، صراط تبعيت از هادي زنده است نه صراط تبعيت از هدايت مکتوب / مسير بسوي ظهور اين گونه است فقط با تبعيت از هادي حي مي شود جلو رفت / تبعيت را در همنشيني جستجو کنيد. اگر مي‏خواهيد بيشتر بهره ببريد بهترين خلايق را پيدا کنيد، اگر دسترسي به امام(ع) نداريد بهترين شيعه را پيدا کنيد / قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي. مودت، محبت نيست.....مودت يعني چه؟ يعني محبت تربيت شده با تبعيت / اگر محبان الهي بنا را بر تبعيت بگذارند، چه مي‌شود؟ از آن طرف حب جاري مي‌شود، حب دوطرفه مي‌شود.....اگر شما مي‌خوانيد که در آخرالزمان گروهي مي‌آيند و خداوند مي‌فرمايد، فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ، رمز اين کارشان چيست؟ تبعيت است / حب بدون تبعيت، به عبارت ديگر حبي که به مودت کشيده نشود در نظام الهي باعث فلاح انسان نمي‏شود  / رنگ حسيني يعني چه؟ يعني حبي که با تبعيت تربيت شود، حب حسيني کافي نيست / اساس کاروان حسيني تبعيت است، تبعيت از جلودار، تبعيت از امام حي، خزانه‌دار حب، صاحب حب، با عمل خويش دارد اين را به ما مي‌فهماند  / حب تنها کافي نيست، حب بايد با تبعيت، تربيت شود. صاحب حب دارد مي‌فرمايد قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللََّّهَ اگر از حب من درون شما آمده است و شما بخاطرآن خدا را دوست داريد و به تبع آن افراد خدايي را هم دوست داريد، فَاتَّبِعُوني از من تبعيت کنيد / حبي که با تبعيت تربيت نشود انسان را به اعلي عليين نمي‌رساند / فقط آن دسته از آن محباني که آمدند و در کاروان حسيني، با تبعيت تربيت شدند، به اعلي عليين رسيدند

 

32- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1430 : بخش سي و دوم ( ماه رجب 9 - ویژه نامه تبعيت از هدايت 1)

 

فهرست مطالب آرشیو:
 

زمانيکه هدايت برشما آمد ، هر کسي از هدايت تبعيت کند هيچ خوف و اندوهي ندارد  / ما قائل به تبعيت هستيم نه قائل به خودسري.....قرائت ‌‌هاي مختلف را بشنويم ، ببينيم کدام با هدايت منطبق است . " فَبَشِّر عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَولَ فَيَتَّبِعونَ اَحْسَنَه " / عاقل اگر عقل را طبق چارچوبي استفاده کرد ، مورد قبول است . نتيجه عقل در انسان بايد "فيتبعون احسنه" باشد . بايد تبعيت از هدايت باشد (نه اينکه آن چيزي که من مي‌‌پسندم ....) / عموماً شيعيان دنبال تبعيت هستند ولي تبعيت از آثار .....عنصر اصلي کاروان حسيني چه بود ؟ تبعيت از مشيت. امام چکار مي‌‌کند ؟ دقيقاً همان را مي خواستند و انجام مي دادند / حداقلٍ تبعيت از هدايت ، تبعيت از آثار است ، آن آثاري که از طريق هاديان رسيده است / تبعيت از هدايت ، درجات دارد . تبعيت از هدايت معمولاً ، با تبعيت از حق ، همراه است . ولي اتباع حق آن جاهايي که با اتباع از هدايت منطبق بشود درست است . چه بسا صحنه حقي که ، نبايد واردش شد . چه بسا صحنه سختي که ، گفته مي شود ، شما بايد واردش شويد / شيعه بايد مواظب باشد در مسيري که جلو مي رود بهترين نوع تبعيت را بشناسد و آنرا دنبال کند  / اگر قرار بر تبعيت از کلام باشد ، شيعه دچار تشتت مي شود . فرمولي در جامعه بايد باشد ، که کل شيعيان به يک هدف رهنمون بشوند / تعليم و تربيت شويم که به دنبال تبعيت از خواست امام (ع) باشيم . تبعيت از خواست امام (ع) عاليترين درجه تبعيت از هدايت است / ببينيم تعليم و تربيت شده ترها چه کار مي کنند ؟ آنان چه برداشت مي کنند ؟ برداشت آنها به منظور امام (ع) نزديکتر است /  اباالفضل ع را تعليم و تربيت کردند ، تا منظور امام ع از طريق اباالفضل تجلي کند / لطيف ترين و دقيق ترين نوع هدايت ، چيست ؟ اينکه انسان بدون اينکه از کلام يا فعل ، استفاده بشود ، خواست شخص را بفهمد / اين که انسان بتواند خواست محبوبش را ، خواست معلمش را ، خواست امامش را ، با حداقل صادره هاي امام (ع) ، متوجه شود ، اين قيمتش خيلي زياد است . کساني که بنا را بر اين ماجرا بگذارند، در سختي هاي آتي ، اذيت نمي شوند / اصلاً فتنه هاي قبل از ظهور براي چه چيزي است ؟ براي اينکه تبعيت از هدايت ، حداقل درميان انسانها جريان پيدا کند . و اين تبعيت از هدايت بايد به اعلاترين درجه اش برسد / اينکه انسان با عقلش به اين نتيجه برسد که بايد تبعيت از خواست امامش داشته باشد اين اوج عقل است ، و تبعيت از خواست امام همان تبعيت از خواست خداست / عنصري که امام را به کربلا مي‌‌کشانُد ، ياوران را به عاشورا مي‌‌کشانُد ، خواست خداست، مشيت خداست ، نه رضايت خد ا / خداوند انسان را به زمين فرستاد و براي انسان تبعيت از هدايت را مي خواست ، نه فقط تبعيت از هادي را ، زيرا هميشه هادي پيدا نمي شود ، براي تبعيت از هادي ، بايد خود هادي باشد و انسان با او سر و کار داشته باشد و مستقيم از او بگيرد و هرچه او مي گويد انجام بدهد / خدايا ما را منظور کن و بيشتر از ديگران هم منظور کن..... هادي را بفرست تا من از هادي تبعيت کنم ، باشد ، هر چه هم که تبعه داشت قبول مي کنم /  اگر امروز من و شما از " تبعيت از هدايت " ، صحبت مي کنيم اين را از کجا آورده ايم ؟ خداوند درقرآن آورده است ؟ از کجا در قرآن آمده است ؟ از کدام چشمه جوشيده است ؟ از چشمه مصباح هدايي حسين صلوات الله عليه . از آنجا آمده است ؟ / در آيه قرآن داريم " فَمَن تَبِعَنِي فَاِنَّهُ مِنِّي" کسيکه از من تبعيت کند ، از من است . آدم (ع) از اهل بيت (ع) تبعيت کرد ، لذا ، از اهل بيت است..... / بهترين نوع وصل شدن به حبل الله اين است که از طريق ريسمان وصل نشوي بلکه دستت را در دستشان بگذاري......اصلاً چنان به دستشان بچسبي که پاره تنشان باشي......آنجا که مي فرمايند " فَاِنّه مِنّي " او از ماست. چگونه چنين چيزي ميسر است؟ با " فَمَنْ تَبِعَني "  با تبعيت از هدايت / اگر تبعيت از هدايت باشد بدون اينکه شما خواسته باشيد تقوا در آن هست ، نماز در آن هست ، همه چيز در آن هست  / اينکه ، مولاي من چه کار مي کند ، من همان کار را انجام بدهم  . اين تبعيت از هدايت است . آدم هدايت را پيدا کند ، آدم هادي را پيدا کند ، هر کار که او انجام مي دهد او هم انجام بدهد / در مکتب تبعيت ، تو بايد حواست به امام باشد . مکتب تشيع ، همان تبعيت است  / من کاري ندارم که [ديگران] چه مي گويند ، من به اين که خدا و رسول خدا و اهل بيت رسول خدا (ع) چه مي خواهند کار دارم . من مي خواهم آن باشم . بنا را بر تبعيت از هدايت بگذارم / .....ببينيد آقا چه مي خواهد ، خواست ايشان را متوجه بشويد و عمل کنيد . تبعيت از آقا تمريني باشد که اگر خدا توفيق عطا کرد در زمان حيات جسماني ما ، امام زمان (عج) ظهور کردند ، ما اينجا تمرين کرده باشيم / قرآن ، محور ارزشها و محور اعمال و رفتار را تبعيت از هدايت معرفي مي کند ، آيا ما نيز در جامعه مان محور ارزشهاي رفتاري را تبعيت از هدايت مطرح مي‌‌کنيم؟ / تا وقتي که تبعيت از هادي حي مطرح نباشد و يا جنبه هاي مختلف انتفاع از او پررنگ نباشد ، مقوله هاي ديني يا تعطيل مي ماند و يا در جامعه به صورت کاريکاتوري مطرح مي شود / چگونه مي‌‌شود عزم داشت ؟ چگونه مي‌‌شود درجات فضل را طي کرد ؟ با يک عنصر ، يعني " تبعيت از هادي ".....در کجاي تعليم و تربيت ما چنين مسائلي است ؟ پس ما شيعه چه کسي هستيم ؟ مطالب اهل بيت عليهم السلام که ، همان مطالب قرآن است ، پس چرا کلام و اعتقادات ما فرق دارد ؟ / خداوند ، در جامعه امام قرار داده است ، هادي حي قرار داده است ، من و شما مأموريم به تبعيت از هادي ، تبعيت از هدايت..... / در جامعه خوبان(السابقون) همه چيز به تبعيت از هادي حي قائم است . هر چه که در جامعه خوبان بيابيد ، تمامش به تبعيت از هادي حي قائم و استوار است /  اوج شيعه را شما در تبعيت از خواست امام بشناسيد . شيعه اي که به دنبال خواست امام است ، آن را متوجه مي شود و دنبال مي کند . آن فرد ، شيعه است / اخلاقيات کربلائيان ، وجه اصلي آنها نبود . عنصر اصلي و محور ارزشهاي رفتاري آنها تبعيت از خواست امام بود / اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد که من ، مشيت الله هستم . شما شيعه مشيت خدا باش ، شيعه خواست ايشان باش ، که خواست ايشان خواست خداست / در نظام الهي اصالت به چه [چيزي] داده مي شود ؟ به امام (ع) . بدو ، بدو ، بايد به او نزديک شوي . بايد از او تبعيت کني . بايد تسليم باشي و در درجات تسليم ، بايد بالاترين حد را واجد باشي . بايد اهل تبعيت باشي / در قرآن و احاديث ، هدايت هست ، ولي شيعه بايد دنبال تبعيت از شخص هادي باشد . اگر شيعه دنبال اين موضوع نباشد ، تشيع او قيمت ندارد  / "فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذينَ يَسْتَمِعُوَن الْقَوْلَ ، فَيَتَّبِعُونَ اَحْسَنَه " احسنه را انتخاب کن ، از احسنه تبعيت کن ، نه از حسنه  /  شيعه هيچ وقت مخالف امر امامش رفتار نمي کند ، شيعه به دنبال اين است که خواست امامش را بفهمد و او را همراهي کند / بايد دنبال امام حي گشت ، بايد از امام حي نفع برد ، بايد اساس ارزشها تبعيت از هدايت باشد / حسيني شدن در اين زمان يعني اين :  دنبال امام حي بگرديم . امام حي را ولو از پشت پرده غيبت بيابيم ، بتوانيم از ايشان نفع ببريم . تمام هم و غممان تبعيت محض از خواست امام حي باشد

 

 

 

 

 

 

 
   

www.AzmeZohoor.ir