www.AzmeZohoor.ir

   

And the earth shall beam with the light of its Lord

11- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش يازدهم ( ويژه نامه ماه ذي الحجّه 1 - مناسبت ها)

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، اول ذی الحجه سالروز ازدواج امیرالمومنین ع و حضرت  زهرا س ؛ امام صادق‏ ع : اگر خداوند اميرمؤمنان را براى فاطمه نمى ‏آفريد، در زمين همتايى براى او نبود

 

امام صادق‏ عليه السلام: لَولا أنَّ اللَّهَ خَلَقَ أميرَ المُؤمِنينَ لِفاطِمَةَ ما كانَ لَها كُفوٌ عَلَى ظَهرِ الأرضِ/ الكافى، ج 1، ص 461.
اگر خداوند اميرمؤمنان را براى فاطمه نمى ‏آفريد، در زمين همتايى براى او نبود

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، اول ذی الحجه سالروز ازدواج امیرالمومنین ع و حضرت  زهرا س ؛هیچ مردی در نزد رسول خدا ص از علی ع محبوب تر نبود و هیچ زنی در نزد آنحضرت محبوب تر از فاطمه س نبود

 

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، اول ذی الحجه سالروز ازدواج امیرالمومنین ع و حضرت  زهرا س ؛ دوستاني که ازدواج مي کنند.....از اين ابتدا به نيت جستجوي امام زمان ، زندگيتان را شروع کنيد

 

چند نفر.....مي توانند بگويند که شيعه امام حسين صلوات الله عليه هستند ؟ چند نفرتان صبح گاهان از خواب مي پريد و امام را جستجو مي کنيد ، قبل از اين که به ياد نماز باشيد ؟ چند نفرتان در خلال روز به جستجوي امام هستيد ، تا او را بيابيد و از او حرف شنوي داشته باشيد ؟ شايد بگوئيد اگر جستجو کنيم مگر پيدا مي کنيم !؟ يک عمر اين چنين زندگي کردن و چشم انتظار بودن ، ارزش دارد ، خيلي قيمت دارد . به هر محله اي که مي رويد ، به هر جائي که مي رويد ، دنبال اين موضوع باشيد . دوستاني که ازدواج مي کنند ، مراسم مي گيرند . مثلاً ، از محضر عقد در مي آيند ، يا قبل از اين که ازمجلس عروسي در بيايند ،..... با خانمت سوار ماشين بشويد ، از اين ابتدا به نيت جستجوي امام زمان ، زندگيتان را شروع کنيد . چند خيابان به جستجوي امام برويد و بعد اگر خواستيد مسيرتان را کج کنيد به سمت منزلتان ، چند خيابان به جستجوي امام زمان برويد . خيلي زيباست ، آدم زندگي مشترکش را با جستجوي مولايش شروع کند ، همسرش را همسفر خودش بداند ، به او به ديده همسفر نگاه کند ، دستش را بگيرد ، بگويد که ؛ بيا برويم ، بيا برويم نکند که جا بماني ، بيا برويم ، امام ما را صدا مي کند ، بلند شويم به دنبالش بگرديم . يعقوب (ع) به فرزندانش را مي گويد : " يا بَنِي اِذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ اَخِيه وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوحِ الله" . فرزندان من ! بلند شويد ، دنبال يوسف و برادرش بگرديد و در اين راه از رحمت خدا مأيوس نشويد

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، اول ذی الحجه سالروز ازدواج امیرالمومنین ع و حضرت  زهرا س ؛ خيلي زيباست ، آدم زندگي مشترکش را با جستجوي مولايش شروع کند ، همسرش را همسفر خودش بداند ، به او به ديده همسفر نگاه کند ، دستش را بگيرد ، بگويد که ؛ بيا برويم ، بيا برويم نکند که جا بماني ، بيا برويم ، امام ما را صدا مي کند ، بلند شويم به دنبالش بگرديم

 

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، اول ذی الحجه سالروز ازدواج امیرالمومنین ع و حضرت  زهرا س ؛ حضرت زهرا س از رسول الله ص نقل فرمودند: این جبرییل است که مرا خبر می دهد ؛ همانا خوشبخت واقعی کسی است که علی ع را دوست داشته باشد

 

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، اول ذی الحجه سالروز ازدواج امیرالمومنین ع و حضرت  زهرا س ؛ قسمتی از دعای ندبه درباره امیرالمومنین علیه السلام : وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مَا حَلَّ لَهُ وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلا بَابَهُ

 

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، هفتم ذی الحجه ، شهادت امام محمد باقر ع : اسلام بر پنج پايه قرار دارد، ولايت و نماز و زكات و روزه و حج و اعلام ولايت در روز غدير از همه آنها مهمتر مى‏ باشد

 

 فضيل از حضرت باقر عليه السّلام روايت مى ‏كند كه فرمود: اسلام بر پنج پايه قرار دارد، ولايت و نماز و زكاة و روزه و حج و اعلام ولايت در روز غدير از همه آنها مهمتر مى‏ باشد /  ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 360

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، ماه ذی الحجه ، ایام شهادت امام باقر ع ، کاروان حسینی ص ، حج ، اعیاد قربان و غدیر ؛  امام محمد باقر ع : تَمامُ الحَج لِقاءُ الإمامِ ؛ تمام حجّ به ديدار با امام است

 

امام باقرعليه السلام: تَمامُ الحَج لِقاءُ الإمامِ؛ / عيون أخبار الرّضاعليه السلام، ج 2، ص 262
كمال حجّ به ديدار با امام است

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر ، ماه ذی الحجه ، ایام شهادت امام باقر ع ، کاروان حسینی ص ، حج ، اعیاد قربان و غدیر ؛ امام محمد باقر ع : زيارت قبر حسين (ع) با يك حجّ پذيرفته شده كه با پيامبر خدا (ص) انجام گرفته باشد برابرى مى ‏كند

 

عن ابي جعفر عليه السّلام قال: زيارة قبر الحسين عليه السّلام تعدل حجّة مبرورة مع رسول اللَّه. / كامل الزيارات/ 157 البحار 101/ 31
از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود: زيارت قبر حسين (ع) با يك حجّ پذيرفته شده كه با پيامبر خدا (ص) انجام گرفته باشد برابرى مى ‏كند.
 /  الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 330
 

 

مناسبت ها از شب قدر تا شب قدر، ماه ذی الحجه ، ایام شهادت امام باقر ع ، کاروان حسینی ص ، حج ، اعیاد قربان و غدیر ؛ از امام باقر ع درخصوص آیه "الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ " فرمودند : اين آيه در باره رسول خدا (ص) و على و حمزه و جعفر عليهم السّلام نازل گشت و در باره حسين عليه السّلام نيز جارى است

 

الَّذينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْکَرُ فيهَا اسْمُ اللّهِ کَثيرًا وَ لَيَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ (حج 40) / همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اينکه مي‏گفتند: «پروردگار ما، خداي يکتاست!» و اگر خداوند بعضي از مردم را بوسيله بعضي ديگر دفع نکند، ديرها و صومعه‏ ها، و معابد يهود و نصارا، و مساجدي که نام خدا در آن بسيار برده مي‏شود، ويران مي‏گردد! و خداوند کساني را که ياري او کنند (و از آيينش دفاع نمايند) ياري مي‏کند؛ خداوند قوي و شکست ناپذير است

 سلام بن مستنير از امام باقر (ع) روايت كند كه در گفتار خداى تبارك و تعالى: «آنان كه از خانمانشان بيرون شده ‏اند بناحق و بدون سبب جز آنكه ميگفتند پروردگار ما خدا است» (سوره حج آيه 40) فرمود: اين آيه در باره رسول خدا (ص) و على و حمزه و جعفر عليهم السّلام نازل گشت و در باره حسين عليه السّلام نيز جارى است (يعنى آن حضرت نيز مشمول اين آيه است). /  روضه كافى-ترجمه رسولى محلاتى، ج‏2، ص: 177
 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر، هشتم ذی الحجه، حرکت امام حسین (ص) از مکه به سمت کربلا ؛ از این روزهایی که در پیش رو داریم استفاده کنیم برای استحمام افکار، استحمام امیال ، استحمام اخلاقیات و استحمام رفتارها ؛ امام حسین(ص) در مکه به یاورانشان فرمودند: من کان فينا باذلا مهجته و مُوَطّناً علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر، هشتم ذی الحجه، حرکت امام حسین (ص) از مکه به سمت کربلا ؛کعبه نمودی از امام(ع) ، همراهی با کاروان حسینی حج اکبر

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر، هشتم ذی الحجه، حرکت امام حسین (ص) از مکه به سمت کربلا ؛کعبه نمود امام(ع) است ، مسجدالحرام به منزله دنیاست ، در وسط مسجدالحرام خانه کعبه وجود دارد و مردم که داخل مسجدالحرام می آیند باید دور خانه کعبه طواف کنند ، یعنی ای مردم شما وقتی به دنیا که می آیید باید امام را پیدا کنید و فقط دور امام بچرخید ، در دنیا فقط باید این عمل را داشته باشید ، یعنی پروانه وار دور امام چرخیدن

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر، هشتم ذی الحجه، حرکت امام حسین (ص) از مکه به سمت کربلا ؛کعبه نمود امام(ع) است.....امام حسین(ص) نمود را به واقعیت تبدیل کردند ، قبل از اینکه مراسم حج شروع شود ، از مکه بیرون آمدند ، یعنی ای مردم! امسال دست از نمود بردارید ، از حالت مانور دربیایید ، امسال عملیات واقعی است

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر، هشتم ذی الحجه، حرکت امام حسین (ص) از مکه به سمت کربلا ؛(رفتار امام حسین علیه السلام در هشتم ذی الحجه سال 60 هجری) یعنی امسال از حالت نمود دربیایید ، امسال نیازی به نمود نیست ، کعبه مگر مَثَل من نیست؟! من امسال می خواهم رفتار حقیقی از خودم بروز دهم و شما هم از رفتار مثالی دربیایید و به رفتار حقیقی کشیده شوید. تعداد محدودی این پیام عملی را از امام گرفتند و همراه امام راه افتادند ، حج را آنها بجا آوردند

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر، هشتم ذی الحجه، حرکت امام حسین (ص) از مکه به سمت کربلا ؛امام حسین علیه السلام با عملشان نشان دادند که حج آن سال(سال 60 هجری) حج اکبر بود ؛ حج اکبر این است ، حج اکبر یعنی حجی که از حالت تمثیل درآمده و به حالت حقیقی درآمده باشد

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، نهم ذی الحجه ، روز عرفه ؛ حضرت رسول الله(ص) : خداوند در هيچ روزى به اندازه روز عرفه، بندگان را از آتش دوزخ نمى ‏رهاند

 

پيامبرصلى الله عليه وآله: ما مِن يَومٍ أكثَرَ أن يُعتِقَ اللَّهُ فِيهِ عَبدَاً مِنَ النّارِ مِن يَومِ عَرَفَةَ / صحيح مسلم، ج 4، ص 107.
خداوند در هيچ روزى به اندازه روز عرفه، بندگان را از آتش دوزخ نمى ‏رهاند.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، نهم ذی الحجه ، روز عرفه ؛ حضرت رسول الله(ص) : گناه كارترين فرد در عرفات كسى است كه از آن‏جا باز گردد در حالى كه گمان مى ‏برد آمرزيده نخواهد شد

 

پيامبرصلى الله عليه وآله: أعظَمُ أهلِ عَرَفاتٍ جُرماً مِنِ انصَرَفَ و هُوَ يَظُنُّ أنَّهُ لَن يُغفَرَ لَهُ؛ / بحار الأنوار، ج 99، ص 248
گناه كارترين فرد در عرفات كسى است كه از آن‏جا باز گردد در حالى كه گمان مى ‏برد آمرزيده نخواهد شد.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، نهم ذی الحجه ، روز عرفه ؛ امیرالمومنین(ع) : برخى از گناهان جز در عرفات بخشوده نمى ‏شوند

 

امام على ‏عليه السلام: مِنَ الذُّنوبِ ذُنوبٌ لاتُغفَرُ إلّا بِعَرَفَاتٍ؛ / دعائم الاسلام، ج 1، ص 294
برخى از گناهان جز در عرفات بخشوده نمى ‏شوند.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، نهم ذی الحجه ، روز عرفه ؛ گريه آدم علیه السلام بر ماجرای امام حسین(ص) سبب آمرزش آدم(ع) شد و چون در آن روز توبه او قبول شد آن روز را عرفه ناميد و آن مکان را عرفات ميگفتند

 

در مورد آيه فتلقي آدم من ربه کلمات حديث آمده که خداي تعالي خواست که توبه آدم را قبول کند، جبرئيل را به نزد او فرستاد تا به او تعليم دهد که بگويد "يا حميد بحق محمد و يا عالي بحق علي و يا فاطر بحق فاطمه يا محسن بحق الحسن يا قديم الاحسان بحق الحسين و منک الاحسان." در کتاب دار السليم ادامه همين حديث.....نقل شده است که چون کلام جبرئيل به نام ناميِ امام حسين (ع) رسيد و نام مبارکش را بر زبان آورد، آدم (ع) از شنيدن آن دلش شکست، و اشکش جاري شد، سبب آن را از جبرئيل پرسيد، جبرئيل در جواب او گفت يا آدم اين فرزند تو است، مصيبت زده مي‌شود به مصيبتي که تمام مصيبتها در پيش آن کوچک جلوه کند. آدم (ع) گفت: آن مصيبت چيست؟ جبرئيل فرمود: اين فرزند تو کشته مي‌شود در حالتي که تشنه و از وطن دور افتاده و تنها و بي ياور باشد. اين واژه‌ها خيلي عجيب است، يقتل عطشاناً غريباً وحيداً طريداً، اين عباراتِ جبرئيل(ع) است، شايد بشود گفت که ايشان اولين روضه خوان براي امام حسين(ع) است، جبرئيل(ع) دارد روضه مي‌خواند و با حداقل واژه‌ها و ريزترين معاني دارد توضيح مي‌دهد "يقتل عطشاناً غريباً وحيداً طريداً،" کشته مي‌شود، در حالت تشنه، از وطن دور افتاده، تنها و بي ياور "ليس له ناصر" ياوري ندارد "و لامعين،" و لو تراه يا آدم يحول العطش بينه و بين السماء کالدخان" آدم! اگر در آن زمان حسين(ع) را ببيني متوجه مي‌شوي که تشنگي بين او و آسمان مانند دودي جلوه مي‌کند. تا اين حد تشنگي بر انسان غلبه مي‌کند "فلم يجده احدا الا بالسيوف و ضرب الحتوت" هر چه مي‌گويد: مردم آب داريد؟ مردم جوابش را نمي‌دهند مگر با شمشيرها وشربتهاي مرگ، فيذبح ذبح الثار من قفا پس در اين حالت سر او را از قفا مي‌برند مانند سر بريدنِ گوسفند و يذهب رحمه و تظهر رأسهم في البلدان خيمه هايش را غارت مي‌کنند و سرهاي آنها را بر فراز نيزه‌ها در شهر ها مي‌چرخانند، و معهم المسدان درحالي که زنها دارند همراه سرها حرکت داده ميشوند. کذلک سبق في علم المنان آدم!‌ در علم خداوند منان اينگونه آمده فبکي آدم و جبرئيل بکاء الثکلي جبرئيل و آدم(ع) با هم مينشينند و گريه مي‏کنند. مانند گریه زن فرزند مرده. در ادامه روايات ديگر آمده است که ساير ملائکي هم که آنجا بودند در اين روضه شرکت ميکنند و همه با هم مي‏نشينند و گريه مي‏کنند و نقل شده است که اين واقعه در زمين عرفات انجام شده و اين گريه سبب آمرزش آدم(ع) شد و چون در آن روز توبه او قبول شد آن روز را عرفه ناميد و آن مکان را عرفات ميگفتند.....آدم(ع) به زمين هبوط داده شده، قوانين برزخي برطرف شده، خودش را در سرزميني از سرزمينهاي دنيا يافته، همسرش در سرزمين ديگري فرود آمده. هنوز يکديگر را پيدا نکرده ‏اند. در حديث آمده که چون آدم(ع) به زمين هبوط کرد، و بين او و حوا جدايي افتاده بود و او را نديد، در طلب حوا به اطراف زمين دور مي‏زد. تا آنکه به زمين کربلا رسيد. در آنجا بدون سبب، غمناک و سینه او تنگ شد و در همان مکاني که جاي کشته شدن حسين(ع) بود، لغزيد و به زمين افتاد و خون از پاي او جاري شد. تعجب کرد و سرش را به سمت آسمان گرفت و گفت: اي خداي من! آيا از من گناه تازه اي صادر شده که به خاطر آن مرا عقاب کردي؟ من همه جاي زمين راه رفتم، هيچ گونه کدورت و بلايي به من نرسيد مانند آن چيزي که در اين سرزمين به من رسيد. خدا وحي مي‏کند؛ اي آدم! گناه تازه ‏اي نکرده‏ اي و لکن کشته مي‏شود در اين زمين فرزند تو حسين از روي ظلم. پس به جهت همراهي با جاري شدن خون حسين، خون تو جاري شد. چه افتخار بزرگي. به سبب همراهي با جاري شدن خون حسين خون تو جاري شد. عرض کرد: الهي!‌ آيا حسين پيغمبري از پيغمبران است؟ فرمود: نه و لکن فرزند زاده‌ محمد مصطفي است. آدم(ع) پرسيد: کشنده‌ او کيست؟ بارک الله به حضرت آدم(ع). قبل از اينکه به شرايط کشته شدن بپردازد، دنبال انتقام بود. کشنده او کيست؟ ندا رسيد که لعنت کرده شدههمه اهل آسمانها و زمين است. آدم(ع) از جبرئيل پرسيد که چه کار کنم در اين سرزمين؟ جبرئيل گفت: لعنت کن بر يزيد. آدم(ع) چهار بار بر يزيد لعنت کرد و سپس از آن سرزمين عبور کرد. نقل شده است که هنوز چند قدمي عبور نکرده بود که در کوه عرفات به حوا رسيد.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، دهم ذی الحجه ، عید قربان ؛ امام باقر ع : هيچ عيد قربان و عيد فطرى نمى ‏آيد مگر اينكه در آن روز غم و اندوه براى آل محمّد تازه مى ‏شود، پرسيدند: چرا چنين مى ‏شود؟ آن حضرت فرمود: زيرا آل محمّد مى ‏بينند كه حقشان در دست ديگران است

 

 امام باقر عليه السّلام فرمود: هيچ عيد قربان و عيد فطرى نمى ‏آيد مگر اينكه در آن روز غم و اندوه براى آل محمّد تازه مى ‏شود، پرسيدند: چرا چنين مى ‏شود؟ آن حضرت فرمود: زيرا آل محمّد مى ‏بينند كه حقشان در دست ديگران است. /  من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى، ج‏2، ص: 220

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، دهم ذی الحجه ، عید قربان ؛ در عید قربان چه چیزی را قربانی کنیم؟ به جای اینکه آدم بخواهد گوسفند را قربانی کند، بیاید دنیا را قربانی کند

 

در عید قربان چه چیزی را قربانی کنیم؟ به جای اینکه آدم بخواهد گوسفند را قربانی کند، بیاید دنیا را قربانی کند. قربانی یعنی فدا کردن. یک موقع که خطری برای دین مان پیش بیاید آدم باید اموالش را فدا کند. باز نیاز بود جانش را هم باید فدا کند. خب آدم [در مسیر از شب قدر تا شب قدر] به عید قربان می رسد دنیایش را رها کند، من به ماشین.....علاقه دارم، خب این را فدا میکنم، این علاقه را از خودم دور می کنم، تا زنجیری روی دست و پای من نباشد، بتوانم حرکت کنم.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، دهم ذی الحجه ، عید قربان ؛ آدم در مسیر از شب قدر تا شب قدر به عید قربان می رسد دنیایش را رها کند

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، دهم ذی الحجه ، عید قربان ؛ قرباني کردن ونذر و نياز به پيشگاه رب بردن ، ريشه در فطرت انسان دارد ، ماجراهاي اصيل خدايي دارد بت پرستها مصداقش را اشتباه گرفته‌اند

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، سیزدهم ذی الحجه ، معجزه شق القمر توسط رسول الله(ص) ؛ حضرت رسول الله(ص) شق القمر کردند که يک نامردِ ملحد و کافري ، آيا ايمان بياورد يا ايمان نياورد؟.....شق القمر براي اين ماجرا نبوده.....شأن معجزات و سلطان و آيات و اين همه توانها و زحمات رسولان فقط و فقط در خور برپايي ظهور امام زمان است، نه چيز ديگري

 

اقْتَرَبَتِ السّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ (القمر 1) / ساعت نزديک شد و ماه از هم شکافت!

رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْکُمْ آياتِ اللّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَي النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحًا يُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللّهُ لَهُ رِزْقًا (الطلاق 11) / رسولي به سوي شما فرستاده که آيات روشن خدا را بر شما تلاوت مي‏کند تا کساني را که ايمان آورده و کارهاي شايسته انجام داده ‏اند، از تاريکيها بسوي نور خارج سازد! و هر کس به خدا ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهد، او را در باغهايي از بهشت وارد سازد که از زير (درختانش) نهرها جاري است، جاودانه در آن مي‏مانند، و خداوند روزي نيکويي براي او قرار داده است!

رسولان با اين توانهاي عظيم اصلاً براي يک قوم و دو قوم و صد تا قوم نيستند، اگر اين توانهاي عظيم را بخاطر يک قوم بخواهند بياورند،نعمات را ضايع کرده اند. اسم اين فعلشان تضييع نعمات است، نه ارسال نعمات. يعني چه نعمات به اين عظيمي را آورده اند براي يک قوم زبان نفهم، چه کاري است؟! حضرت رسول الله(ص) شق القمر کردند که يک نامردِ ملحد و کافري ، آيا ايمان بياورد يا ايمان نياورد، چه کاري است آدم اينقدر خرج کند براي يک بي دين، شق القمر براي اين ماجرا نبوده، معجزات انبياء و رسل(ع) براي 4 تا آدم کافر يا زبان نفهم نبوده، اصلاً صحيح نيست که بگوييم که چنين دليلي داشته، آنهايي که مي گويند معجزات براي تأييد رسالت هست، اينها نفهميدند معجزه يعني چه، اصلاً معناي معجزه را نفهميدند. نه معجزه براي تأييد رسالت نيست، با رسالت معجزه، بينه انجام مي شود و بينات براي اين نيست که آدم به رخ اين وآن بکشد، قيمت بينات بيشتر از اين است. آقا چرا بمب اتم منفجر کردي؟ هيچي من به مردم گفتم که توان انفجار اتمي دارم، آنها گفتند اگر راست مي گويي يکي منفجر کن من هم يکي منفجر کردم ببينند. ببينيد شما خنده تان مي گيرد، چطور قائل باشيم که معجزات انبياء(ع) براي صحت رسالتشان بوده، براي صحت دعويشان بوده، اين چه حرفي است. شما يک دونده باشي مي گويي من نفر اول شدم، مي گويند اگر راست مي گويند بدو ببينيم، مي گويي نه به اين راحتي نمي دوم، براي چه انرژي مصرف کنم، بيا در ميدان مسابقه خودت ببين، من بخاطر شما که نمي دوم تا بفهمي من بلدم بدوم يا نه، يک دويدن را شما بخاطر اين و آن شما انجام نمي دهي، چطور مي گويي که رسولان معجزه آوردند براي اثبات دعوي خودشان، براي اثبات صدق دعويشان، چه حرفي است که دارند به خورد ما مي دهند توي کتابها، شما چرا اينقدر راحت قبول کرديد، معجزه براي اين نيست، خب بين موضوعات مختلف در زمين از ابتدا تا انتها، شما خودت بگو معجزه به اين عظمت در خور چه ماجرايي است؟ بينات در خور چه ماجرايي است؟ سلطان مبين در خور چه ماجرايي است؟ آيات در خور چه ماجرايي است؟ فقط و فقط در خور يک ماجرا مي تواند باشد، برپايي ظهور امام زمان. شأن معجزات و سلطان و آيات و اين همه توانها و زحمات رسولان فقط و فقط در خور برپايي ظهور امام زمان است، نه چيز ديگري. نوح(ع)، ابراهيم(ع)، موسي(ع) , عيسي(ع) که جزء اولوالعزم من الرسل هستند، زير مجموعه حضرت رسول الله(ص) ، اينها چه هستند؟ در حديث داريم که اينها بيشترين عزم را نسبت به مهدي(عج) داشتند. اينها که هستند؟ رسولند، چه جور رسولي؟ اولوالعزم من الرسل. يعني بين رسولاني که نعمات و اشياي عوالمي را از عوالم بسيار بالا مي گيرند، در عمق عالم مي آورند، اينها بيشترين همت را داشتند. يعني درشت ترين اشياي عوالمي را پايين آوردند، يکي از آن اشياء شريعت، يکي از آن اشياء شريعت، نه اينکه تمامش. چرا اين همه عزم نشان دادند؟ و ثبتت العزيمه علي المهدي قريب به اين واژه ها توي حديث هست. اين عزم را آنها بخاطر مهدي(عج) داشتند، نه براي يک قوم زبان نفهم. اگر نوح(ع) جزء اولوالعزم هست بخاطر مهدي(عج)، نه بخاطر يک قوم. پس قيمت رسولان، قيمت رسولان و مرسولات رسولان- اين چيزهايي که با خودشان آوردند پايين- فقط و فقط در خور ماجراي برپايي ظهور امام زمان هست. آنها به اين دليل آوردند.آقا نوح(ع) چند هزار سال پيش، نعمات و اشيايي از بالا ارسال کرد به پايين، باشد، توي جبهه جنگ ، شما بعضي ادوات را يا بعضي تدارکات را از چند ماه قبل از حمله به آنجا انتقال مي دهيد، چه اشکالي دارد مگر همه ادوات بايد درست شب حمله ارسال بشود به منطقه جنگي، کي گفته، از ماهها قبل، بعضي وقتها از يکي، دو سال قبل اشيايي را ارسال مي کردند به جبهه، يادمان هست ديگر. حالا در نظام آسمانها و زمين ماجراي ظهور بقدري بزرگ است که خداوند از چند هزار سال قبل، توسط رسولان(ع) و بخصوص توسط اولوالعزم من الرسل(ع) اشيايي دارد مي آورد پايين. در مکانهاي مختلف اينها را دارد قرار مي دهد تا براي مهدي(عج) آماده بشود. مي گويد آقا عصاي موسي که براي قومش بود، عرض مي کنم که اشتباه نکنيد عصاي موسي يک شيئي هست که امام زمان استفاده مي کنند. ...جالب است اين را يک آيه داريم درباره حضرت موسي (ع) ان اخرج قومک من الضلمات الي النور ، ولي همين مفهوم قويترش را براي حضرت رسول الله (ص) داريم..... سوره طلاق آيه 11 صفحه 559, رسولاٌ يتلوا عليکم آيات الله مبينات ليخرج الذين آمنوا و عمل الصالحات من الظلمات الي النور

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، سیزدهم ذی الحجه ، معجزه شق القمر توسط رسول الله(ص) ؛ قيمت رسولان و مرسولات رسولان- اين چيزهايي که با خودشان آوردند پايين- فقط و فقط در خور ماجراي برپايي ظهور امام زمان هست

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، چهاردهم ذی الحجه ، بخشیدن فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها به فرمان خداوند ؛ کل عالم جزء کوچکي از مِلک فاطمه(س) هست؛ کل عالم، بخش ناچيزي از فدک فاطمه(س) هست. به يمن وجود ايشان خلق شده، بسوي ايشان خلق شده.....

 

 در حديثى كه از منابع اهل تسنن از «ابو سعيد خدرى» صحابه معروف پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم نقل شده، آمده است كه: «لمّا نزل قوله تعالى وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ اعطى رسول اللَّه فاطمة فدكا» ؛ هنگامى كه آيه وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ نازل شد، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فاطمه را صدا زد و فدك را به او بخشيد ( فدك زمينى آباد و محصول خيزى در نزديكى خيبر بود و از مدينه 140 كيلومتر فاصله داشت و بعد از خيبر، نقطه اتكاء يهوديان در حجاز به شمار مى ‏رفت‏) /  الطرائف-ترجمه داود الهامى، ص: 391

پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله- نزد حضرت فاطمه- سلام اللَّه عليها- رفت و فرمود: دخترم! خدا فدك را به پدرت بخشيده و به او اختصاص داده است. و مسلمانان را در آن سهمى نيست. هر چه مى ‏خواهى در باره آن انجام بده. چون من به مادرت خديجه، مهرش را مقروض بودم. فدك را عوض مهر مادرت به تو مى ‏دهم. از آن تو و فرزندانت باشد. بعد پوستى را خواست و خطاب به على- عليه السّلام- فرمود: «بنويس: رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- فدك را به دخترش فاطمه بخشيد». /  جلوه ‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، ص: 85
 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، چهاردهم ذی الحجه ، بخشیدن فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها به فرمان خداوند ؛ اگر حجاب ها را از اطرافمان پس بزنيم ، هر شيء از اشياء عالم ، حتي خودمان را ، جزئي از فدک فاطمه(س) مي بينيم

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، پانزدهم ذی الحجه ، ولادت امام هادی ع ؛ امام هادى ع  از پدرانش از امير المؤمنين ع  روايت میفرمایند كه از رسول خدا ص سؤال كردم ايمان چيست فرمود : گواهى قلب ، اقرار بزبان ، و عمل با اعضاء و جوارح‏

 

 امام هادى عليه السّلام از پدرانش از امير المؤمنين عليهم السّلام روايت مى‏ كند كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله سؤال كردم ايمان چيست فرمود: گواهى قلب، اقرار بزبان، و عمل با اعضاء و جوارح‏ /  ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص: 418

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، پانزدهم ذی الحجه ، ولادت امام هادی ع ؛ امام هادى ع از پدرانش ع روايت میفرمایند كه امير المؤمنين ع فرمود : هر كس صبح كند و قصدش آخرت باشد بدون مال بى ‏نياز مى ‏گردد، و بدون اهل و فرزند مانوس مى ‏شود، و بدون عشيره عزت پيدا كند

 

 امام هادى از پدرانش عليهم السّلام روايت مى ‏كند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: هر كس صبح كند و قصدش آخرت باشد بدون مال بى ‏نياز مى ‏گردد، و بدون اهل و فرزند مانوس مى ‏شود، و بدون عشيره عزت پيدا كند /  ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏2، ص: 56
 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، هجدهم ذی الحجه ، عید غدیر ؛ حضرت رسول الله ص: يا علِيُّ! أنتَ العَلَمُ لِهذِهِ الاُمَّةِ مَن اَحَبَّكَ فازَ و مَن أبغَضَكَ هَلَكَ ، اى على! تو نشان هدايت اين امّتى؛ هر كه تو را دوست بدارد، رستگار شود و هر كه تو را دشمن بدارد، به هلاك افتد

 

پيامبرصلى الله عليه وآله: يا علِيُّ! أنتَ العَلَمُ لِهذِهِ الاُمَّةِ مَن اَحَبَّكَ فازَ و مَن أبغَضَكَ هَلَكَ / بشارة المصطفى، ص 180
اى على! تو نشان هدايت اين امّتى؛ هر كه تو را دوست بدارد، رستگار شود و هر كه تو را دشمن بدارد، به هلاك افتد.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، هجدهم ذی الحجه ، عید غدیر ؛ حضرت رسول الله ص: ولايت على بن ابى ‏طالب ‏عليه السلام ولايت خدا، و محبّت او عبادت خدا و پيروى از او فريضه‏ اى از جانب خدا است

 

پيامبرصلى الله عليه وآله: ولايَةُ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ وِلايَةُ اللَّهِ و حُبُّهُ عِبادَةُ اللَّهِ وَ اتِّباعُهُ فَريضَةٌ مِنَ اللَّهِ / بشارة المصطفى، ص 16
ولايت على بن ابى ‏طالب ‏عليه السلام ولايت خدا، و محبّت او عبادت خدا و پيروى از او فريضه‏ اى از جانب خدا است.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، هجدهم ذی الحجه ، عید غدیر ؛ حضرت رسول الله ص:  مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ  ، هر كه من مولاى اويم پس على مولاى او است

 

پيامبرصلى الله عليه وآله: مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ / الغدير، ج 1، ص 196
هر كه من مولاى اويم پس على مولاى او است

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، هجدهم ذی الحجه ، عید غدیر ؛ حضرت رسول الله ص: روز غديرخم برترين عيد امّت من است

 

پيامبرصلى الله عليه وآله: يَومُ غَديرِ خُمٍّ أفضَلُ أعيادِ اُمَّتي / بحار الأنوار، ج 97، ص 110
روز غديرخم برترين عيد امّت من است

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، هجدهم ذی الحجه ، عید غدیر ؛ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها : خداوند پس از غديرخم براى كسى حجّت و عذرى باقى نگذاشت

 

حضرت فاطمه‏ عليها السلام: ما جَعَلَ اللَّهُ بَعدَ غَديرِخُمٍّ مِن حُجَّةٍ و لاعُذرٍ / دلائل الإمامَه، ص 122
خداوند پس از غديرخم براى كسى حجّت و عذرى باقى نگذاشت.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، بیست و یکم ذی الحجه ، شهادت میثم تمّار س  ؛ معارف ، قلق ها ، کليدها ، در لفافه مطرح مي شود . ببينيد امام (ع) با ميثم تمار چگونه رفتار مي کند ، آن رفتار را ببيينيد . مدام بخوانيم ،مدام بررسي بکنيم ، خودمان را در آن حال و هوا بيندازيم

 

1- به تعليم وتربيتي که اهل بيت عليهم السلام ، بخصوص اميرالمؤمنين (ع) و امام حسين صلوات الله عليه ، براي ياوران خاصه خود ، اعمال کردند دقت مي کنيم . براي ياوران خاصه خودشان اعمال کردند ، نه براي عموم . نمي خواهد در خطبه ها دقت کنيد ، خطبه ها براي عموم گفته شده است . درست است که بسياري از مطالب در آن خطبه ها آمده ، ولي با کيفيتي گفته شده که براي عموم خاصيت داشته باشد . شما اگر خودتان را در حال و هواي آن خطبه بيندازيد ، از داخل آن خطبه هانمي توانيد مطلب را در بياوريد . آنهايي که با تعليم وتربيت آشنا هستند ، مي توانند از داخل اين خطبه ها تعليم وتربيت را در بياورند ، چون در سطح عموم مطرح شده و معارف ، قلق ها ، کليدها ، در لفافه مطرح مي شود . ببينيد امام (ع) با ميثم تمار چگونه رفتار مي کند ، آن رفتار را ببيينيد . مدام بخوانيم ،مدام بررسي بکنيم ، خودمان را در آن حال و هوا بيندازيم . ببينيم امام (ع) با سلمان و ابوذر و مقداد چگونه رفتار مي کنند ، آن نوع رفتار را ، آن نوع حال و هوا را ، حال و هواي خودمان قرار بدهيم ، سعي کنيم به آن حال و هوا ، نزديک بشويم . سعي کنيم مطالبي که آنجا مطرح مي شود ، چنان بگيريم کَاَنَّه ، خودمان در آن صحنه ها حاضر هستيم . تربيتي که در کربلا جاري شد ، واضحتر از تربيتي بود که اميرالمؤمنين ، بر ياوران خاصه خود جاري کردند . دغدغه کاروانيان چه چيزهايي بود ؟ دغدغه ما و دغدغه ملت ما بايد اين باشد . واضح تر عرض بکنم اگر مي خواهيم به استقبال تعليم و تربيت عظيم در دوران قبل از ظهور برويم ، بايد ايران را بصورت يک کاروان حسيني کنيم . کاروان حسيني ، عنصر اصلي اش چه بود ؟ رفتار اصلي که در کاروان حسيني بود چه بود ؟ از صبح که ياوران بلند مي شدند ، خودتان را در آنجا قرار دهيد وقتي که چشم باز مي کرديد دنبال چه بوديد ؟ اول نگاه مي کرديد که امام کجاست . اول دنبال وضو و نماز نبوديد ، تا چشم باز مي کرديد دنبال اين بوديد که امام کجاست ؟ الان چرا چشم باز نمي کنيم که امام کجاست ؟ اين موضوع ، برايمان دغدغه نيست ؟

2- (اهل بیت ع) يک نوع نفع رساندن عامه دارند و يک نوع نفع رساندن خاصه . نفع رساندن عامه يعني چه ؟ يعني آن محدوده هايي که هر کسي بيايد مي تواند از اين محبتها کسب کند . محبتهائي را ، انتفاعياتي را در اختيار مي گذارند و در معرض قرار مي دهند که هر کسي بيايد چه شيعه چه غير شيعه کسب مي کند . کسي که همتش بيشتر است ، بيشتر کسب مي کند . از شاخص هاي اين افراد ، يکي ابن عباس است.....او تعليم و تربيت شده مکتب اهل بيت عليهم السلام است . به او تفسير ياد دادند و به او فقه ياد دادند ، به او بسياري از معارف و حکمتهاي معارف را آموختند . در چنين افرادي تعليم ، از تربيت پررنگتر است . در مجموع ، اين افراد گنجينه معلومات هستند و معلوماتشان بر تربيتشان مي چربد . خيلي چيز ها مي دانند ، خيلي سالها در خدمت اهل بيت عليهم السلام بودند و اوجشان در صدر اسلام ابن عباس و ابن مسعود و چند نفر ديگر است . همين ابن عباس را نگاه بکنيم . که مشابه ابن عباس در زمان ائمه بعدي هم هست . مثلاً محمد ابن مسلم ، زراره ابن اعين ، عبد العظيم حسني و بسياري شاخص هاي ديگر ، فضل ابن شاذان و ديگر افراد ، از مشابه چنين افرادي در زمان هر کدام از اهل بيت عليهم السلام مي توانيد نام ببريد . ابن عباس تفسير قرآن را از اميرالمؤمنين (ع) آموخت ، در زماني که خيلي از افراد سراغ اميرالمؤمنين (ع) نمي آيند ، چنين افرادي مي روند و از معارفي که نزد امام هست بهره مي گيرند . در زماني که خيلي از افراد نزد امام صادق (ع) نمي روند ، چنين افرادي نزد امام صادق (ع) مي روند و بهره ها مي گيرند . در جلسات عمومي ، در تعليم وتربيتهاي عمومي ـ که تعليم در اين مجامع پررنگتر از تربيت هست ـ اهل بيت عليهم السلام شاگردان را تعليم مي کنند و چيزهائي به آنها مي آموزند . ابن عباس بيشتر تعليم وتربيتش را در زمان اميرالمؤمنين (ع) وتوسط اميرالمؤمنين (ع) گرفته است . مي گويند در زمان رسول الله (ص) يک نوجوان بوده است و مدت کمي رسول الله (ص) را درک کرده است . برهه اصلي رشد و نموش را در زمان اميرالمؤمنين (ع) طي کرد . خب ، اميرالمؤمنين به ايشان تفسير قرآن مي آموزند . در جامعه آن زمان وقتي گفته مي شود که مفسرترين کيست ،ابن عباس را نشان مي دهند . در همان زمان وبه عبارت ديگر در اوايل حکومت امير المؤمنين (ع) که مصادف با اواخر عمر شریفشان هم هست ، اميرالمؤمنين (ع) يک برده اي را مي خرند و آزاد مي کنند . مي فرمايند : اي بنده ! تو آزادي برو . مي گويد : آقا کجا بروم ؟ اسير محبت شما شدم . آزاد شوم ؟ تازه اسير محبت شما شدم . مي خواهم با شما باشم . اجازه مي دهيد با شما باشم ؟ آن طور که خودتان مي خواهيد مرا تعليم وتربيتم مي کنيد ؟ امام يک نگاهي به او مي کنند و تعليم و تربيتش را به عهده مي گيرند . بياييد پشت صحنه و دقيقتر بگوييم ، اصلاً امام آمدند او را بخرند و بعد تعليم و تربيتش کنند . يک مقدار که بياييد پشت صحنه ، امام (ع) از رسول الله (ص) شنيدند که يا علي ، تو مي روي و فلان شخص را آزاد مي کني و او را چنين و چنان تعليم وتربيتش مي کني ـ اسم اين شخص را آخر سر بگوئيم ـ اين شخص را تعليم و تربيت مي کنند . يک روز ابن عباس که بزرگ مفسر قرآن در زمان خودش بوده و در مکتب اميرالمؤمنين (ع) تعليم وتربيت شده ، به اين شخص که اين هم در مکتب اميرالمؤمنين (ع) چهار سال حدوداً تعليم تربيت شده مي رسد ، ابن عباس حداقل سي سال با اميرالمؤمنين (ع) بود . اگر از دوران رحلت رسول الله (ص) در نظر بگيريم ، حداقل سي سال با اميرالمؤمنين بود . در حاليکه اين برده آزاد شده ، حدود چهار سال با اميرالمؤمنين (ع) بود . يک روزي اين دو به هم مي رسند . ابن عباس مي گويد : از تفسير قرآن از من بپرس تا به تو جواب بدهم . هر چه مي خواهي از تفسير قرآن از من بپرس تا جواب بدهم . اين جوان مي گويد : ابن عباس ! از بطنهاي قرآن هر چه مي خواهي از من بپرس ، تا از چند بطن قرآن جوابت بدهم . ابن عباس يک نگاهش مي کند ، تعجب مي کند ، اين آقا چه دارد مي گويد ؟ بايکديگر رفيق بودند . خيلي اوقات با هم نزد اميرالمؤمنين (ع) مي رفتند ، ولي اين چه حرفي است مي زند ؟! مي گويد : قلم و کاغذ بياور تا از بطنهاي قرآن چيزهائي به تو بگويم که خودت تعجب کني . ابن عباس با شگفتي قلم وکاغذ مي آورد . ميثم تمار شروع مي کند برايش از بطنهاي قرآن صحبت کردن ، چند جمله که مي گويد ، ابن عباس ، اين بزرگ مفسر قرآن ، نمي تواند تحمل کند ، بلند مي شود ، ورقها را پاره مي کند و دور مي ريزد و مي رود . چه شد ؟ بياييم عصاره بحث را همين جا مطرح کنيم و بعد باز کنيم . هر دو در مکتب اميرالمؤمنين (ع) تعليم وتربيت شده اند ، ابن عباس از لحاظ زماني بيشتر از ميثم تمار تعليم و تربيت شده است . ابن عباس از لحاظ زماني بيشتر از ميثم تمار از اميرالمؤمنين (ع) نفع برده ولي ابن عباس چگونه نفع برده است ؟ چه چيزي را نفع برده است ؟ ميثم تمار چه چيزي را نفع برده است ؟ صحبت سر اينجاست . ابن عباس در اين چندين سال چيزي را گرفته ، در مقوله اي نفع برده که اگر ديگري هم مي آمد ، مي توانست نفع ببرد . حال ابن عباس چون حافظه اش قوي تر بود ، چون فهمش بيشتر بود ، چون قواي بشري اش اعلا بود ، درجه يک بود ، در اکتسابيات بيشتر نفع برد . از چه ؟ از آن چيزي که ما مي خواهيم آن را به عنوان انتفاع عامه يا انتفاعيات عامه معرفي کنيم . مقوله هايي توسط اهل بيت عليهم السلام تعليم و تربيت مي شود ، چه در دوران دوم تجليشان ـ يعني دوران حيات جسماني شان ـ ، چه در دوران اول تجليشان ـ يعني قبل از ولادت جسمانيشان در دنيا ـ ، چه در دوران سوم تجليشان ـ يعني در دوران غيبت که هر کسي بيايد مي تواند کسب کند . ـ آن کسي که قواي دراکه اش ، امکاناتش بيشتر باشد ، بيشتر مي تواند کسب کند . ابن عباس در مقوله اي از امام (ع) نفع برده و ميثم تمار در مقوله اي که دست (چون) ابن عباس ها هيچ وقت به آن مقوله ها نمي رسد و هيچ وقت اجازه ندادند ابن عباس ها نزديک آن مقوله ها بشوند . ابن عباس و ابن عباس ها هميشه از دور، چيزي از اين مقوله ها شنيده اند و هيچ وقت نتوانستند وارد اين مقوله ها بشوند و نه در اين مقوله ها واردشان کردند. دقت بکنيد ، اين چه ماجرايي است ؟ انتفاع عامه و انتفاع خاصه

3- ميثم تمار بنده زنى از طايفه بنى اسد بود، پس امير المؤمنين عليه السّلام او را از آن زن خريد و آزادش كرده باو فرمود: نامت چيست؟ عرضكرد: سالم، فرمود: رسول خدا (ص) بمن خبر داده كه آن نامى كه پدر و مادرت تو را در عجم بدان ناميده ‏اند ميثم است؟ عرض كرد: خدا و رسولش راست گفته ‏اند و تو نيز اى امير مؤمنان راست گفتى، بخدا نام من همين است، فرمود: پس بهمان نام كه رسول خدا (ص) تو را ناميد بازگرد و نام سالم را واگذار، پس بنام ميثم بازگشت و كنيه ‏اش را ابو سالم نهاد، روزى امير المؤمنين عليه السّلام باو فرمود: همانا تو پس از من گرفتار خواهى شد و بدار آويخته شوى و حربه بتو خواهند زد، و چون سومين روز (بدار كشيدنت) شود از سوراخهاى بينى دهانت خون باز شود كه ريشت را رنگين نمايد پس چشم براه آن خضاب (و رنگين شدن) باش، و بدر خانه عمرو بن حريث بدار آويخته خواهى شد، و تو دهمين نفرى كه در آنجا بدار آويخته شوند و چوب تو (كه بر آن بدارت زنند) كوتاه‏تر از آنان است، و از ايشان بوضوء خانه نزديكتر خواهى بود. برو تا آن درخت خرمائى كه بر تنه آن بدار كشيده شوى بتو نشان دهم، (او را آورده) و نشانش داد، و ميثم تا بود بپاى آن درخت مى ‏آمد و نماز ميخواند و ميگفت: چه فرخنده درختى هستى، من براى تو آفريده شده ‏ام، و تو بخاطر من خوراك داده شوى. و همواره با آن درخت ديدار تازه ميكرد تا آن را بريدند، و جايى كه بر آن او را در كوفه بدار زدند شناخت، راوى گويد: ميثم گاهى كه عمرو بن حريث را ديدار ميكرد باو ميگفت: همانا من همسايه تو خواهم شد با من حق همسايگى را خوب بجاى آور، عمرو ميگفت: آيا اراده دارى خانه ابن مسعود يا خانه ابن حكيم (كه در همسايگى او بود) خريدارى كنى؟ و نميدانست مقصود ميثم چيست! و ميثم در همان سالى كه او را كشتند حج بجا آورد، و (در مدينه) بخانه ام سلمة رضى اللَّه عنها رفت، ام سلمة باو گفت: تو كيستى؟ گفت: من ميثم هستم، گفت: بخدا سوگند چه بسيار رسول خدا (ص) تو را ياد مى ‏كرد، و سفارش تو را در نيمه‏ هاى شب بعلى عليه السّلام ميفرمود: ميثم از ام سلمة احوال حسين عليه السّلام را پرسيد؟ گفت: در خانه ‏اش ميباشد، ميثم گفت: او را آگاه كن كه من دوست دارم بر او سلام دهم و ما ان شاء اللَّه تعالى نزد پروردگار جهانيان يك ديگر را ديدار خواهيم كرد، پس ام سلمة عطرى طلبيد و محاسن ميثم را خوشبو كرد (اين عمل از آداب مهمان‏ نوازى در آن زمان بوده است) و باو گفت: آگاه باش كه بزودى اين محاسن تو بخون رنگين خواهد شد، پس ميثم بكوفه آمد، عبيد اللَّه بن زياد دستور داد او را گرفته بنزدش آوردند، بعبيد اللَّه گفتند: اين مرد از نيكوكارترين مردمان (و نزديكترين آنان) در نزد على عليه السّلام بود، گفت: واى بر شما اين مرد عجمى (چنين بود)؟ گفته شد: آرى! عبيد اللَّه باو گفت: خداى تو كجاست؟ ميثم گفت: در كمين هر ستمكارى است و تو يكى از ستمكاران هستى، پسر زياد گفت: تو عجمى را اين جرأت رسيده كه هر چه خواهى بگوئى! آقايت (على) در باره كردار من نسبت بتو چه گفته است؟ گفت: بمن خبر داده كه تو مرا (زنده) بردار ميكشى و من دهمين نفر هستم و چوبى كه مرا بر آن بدار زنى كوچكتر از همه و بوضوء خانه نزديكتر است، ابن زياد گفت: هر آينه ما بر خلاف گفته او عمل خواهيم كرد، گفت: چگونه با او مخالفت كنى بخدا سوگند آن حضرت بمن خبر نداده است جز آنچه از پيغمبر (ص) شنيده و او از جبرئيل و او از خداى تعالى خبر داده، و تو چگونه ميتوانى مخالفت اينان را (كه گفتم) بنمائى، و من آن جايى كه بردار كشيده ميشوم در كوفه ميشناسم، و من نخستين مردى هستم كه در اسلام دهانه بر دهانم زنند! پس عبيد اللَّه او را با مختار بن ابى عبيده بزندان افكند، ميثم (در زندان) باو گفت: همانا (بدان كه) تو آزاد خواهى شد و براى انتقام خون حسين عليه السّلام خروج خواهى كرد و اين مرد كه اكنون‏ ما را ميكشد نيز خواهى كشت، (ابن زياد پس از اندك زمانى تصميم بكشتن هر دوى آنها گرفت و دستور داد هر دو را نزدش حاضر كنند)  چون مختار را آورد كه بكشد نامه رسان مخصوص از در رسيد و نامه از يزيد براى عبيد اللَّه آورد كه در آن نامه باو دستور داده بود مختار را آزاد كند، پس عبيد اللَّه مختار را آزاد كرد و درباره ميثم دستور داد او را زنده بدار كشند، چون او را براى انجام دستور او بردند مردى كه در راه او را ديدار كرد باو گفت: اى ميثم چيزى نبوده كه تو را از اين جريان بى ‏نياز كند (و جلو كشتن تو را بگيرد) ميثم خنديد و اشاره بآن تنه درخت خرما كرده گفت: من براى اين درخت آفريده شده ‏ام و اين درخت بخاطر من خوراك خورده است، چون او را بالاى آن چوب بدار كشيدند مردم بر در خانه عمرو بن حريث گرد او اجتماع كردند، عمرو گفت: بخدا سوگند بمن ميگفت: همانا من همسايه تو خواهم بود، و چون بدارش كشيدند بكنيزش دستور داد زير آن چوب را آب و جارو كند و بخور (چون عود و اسفند و چيزهاى خوشبوى ديگر) باو بدهد، ميثم نيز شروع به بيان نمودن فضائل بنى هشام كرد پس بابن زياد خبر دادند اين بنده عجمى شما را رسوا كرد، ابن زياد گفت: دهنه به دهانش بزنيد (كه ديگر نتواند سخن بگويد) و او اولين كسى بود كه در دنياى اسلام دهانه بر او زدند، و كشته شدن ميثم رحمت اللَّه ده روز پيش از آمدن حسين بن على عليه السّلام بعراق بود، و چون سه روز از دار كشيدنش گذشت حربه به ميثم زدند و او تكبير گفت و در آخر آن روز از بينى و دهانش خون سرازير شد (و بشهادت رسيد): و اين از جمله اخبار غيبى است كه از امير المؤمنين عليه السّلام رسيده و داستانش معروف و گروه بسيارى از دانشمندان نقل كرده‏ اند. / ارشاد-ترجمه رسولى محلاتى، ج‏1، ص: 323

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، 23 ذی الحجه ، صدور توقیع از ناحیه امام زمان(عج) برای شیخ مفید ، در يکي از اين توقيعات امام(ع) يک جمله به شيخ مفيد فرمودند: فعلينا الاصدار کما منا الايراد وظيفه ماست که شما را از سرچشمه به سلامت بياوريم اينطرف کما اينکه وظيفه ما است شما را به سمت سر چشمه ببريم

 

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، 24 ذی الحجه ، خاتم بخشی امیرالمومنین ع در حال رکوع ؛ امام باقر ع مي فرمايند: رسول الله ص در حديثي فرمودند: اينکه خداوند در کتابش آيه إِنَّما وَلِيُّکُمُ اللَّهُ ... وَ هُمْ راکِعُونَ نازل کرد, پس علي بن اييطالب اقامه کننده نماز بود و زکات داد درحاليکه در رکوع بود ، او در همه حال وجه الله را اراده مي کرد

 

إِنَّما وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ (المائده 55)
ولي شما، تنها خداست و رسول او و آنها که ايمان آورده ‏اند؛ همانها که نماز را برپا مي‏دارند، و در حال رکوع، زکات مي‏دهند.

وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ (المائده 56)
و کساني که ولايت خدا و پيامبر او و افراد باايمان را بپذيرند، پيروزند؛ (زيرا) حزب و جمعيّت خدا پيروز است

ابي جعفرالْبَاقِرِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي حَدِيثٍ وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِي کِتَابِهِإِنَّما وَلِيُّکُمُ اللَّهُ000وَهُمْ راکِعُونَ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع أَقَامَ الصَّلَاةَ وَ آتَي الزَّکَاةَ وَ هُوَ رَاکِعٌ يُرِيدُ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي کُلِّ حَالٍ  / وسائل ‏الشيعة ج 9 ص 478
از احتجاج طبرسي امام باقر(ع) مي فرمايند: رسول الله (ص) در حديثي فرمودند: اينکه خداوند در کتابش آيه إِنَّما وَلِيُّکُمُ اللَّهُ ... وَ هُمْ راکِعُونَ نازل کرد, پس علي بن اييطالب اقامه کننده نماز بود و زکات داد درحاليکه در رکوع بود، او در همه حال وجه الله را اراده مي کرد.

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، 24 ذی الحجه ، نزول سوره هل اتی ؛ (اهل بیت ع دارند اطعام می کنند ملائک را چطور می شود انسان را اطعام نکنند؟.....این اطعام را هم بخاطر جزا و پاداش نمی دهند بخاطر وجه الله می دهند.....اگر ما بخواهیم ما را اطعام می کنند)

 

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

هَلْ أَتي عَلَي اْلإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَکُنْ شَيْئًا مَذْکُورًا (1) إِنّا خَلَقْنَا اْلإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعًا بَصيرًا (2) إِنّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمّا شاکِرًا وَ إِمّا کَفُورًا (3) إِنّا أَعْتَدْنا لِلْکافِرينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلالاً وَ سَعيرًا (4) إِنَّ اْلأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کانَ مِزاجُها کافُورًا (5) عَيْنًا يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجيرًا (6) يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخافُونَ يَوْمًا کانَ شَرُّهُ مُسْتَطيرًا (7) وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُبِّهِ مِسْکينًا وَ يَتيمًا وَ أَسيرًا (8) إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّهِ لا نُريدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُورًا (9) إِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَريرًا (10) فَوَقاهُمُ اللّهُ شَرَّ ذلِکَ الْيَوْمِ وَ لَقّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُورًا (11) وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَريرًا (12) مُتَّکِئينَ فيها عَلَي اْلأَرائِکِ لا يَرَوْنَ فيها شَمْسًا وَ لا زَمْهَريرًا (13) وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْليلاً (14) وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَکْوابٍ کانَتْ قَواريرَا (15) قَواريرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْديرًا (16) وَ يُسْقَوْنَ فيها کَأْسًا کانَ مِزاجُها زَنْجَبيلاً (17) عَيْنًا فيها تُسَمّي سَلْسَبيلاً (18) وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا (19) وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعيمًا وَ مُلْکًا کَبيرًا (20) عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَرابًا طَهُورًا (21) إِنَّ هذا کانَ لَکُمْ جَزاءً وَ کانَ سَعْيُکُمْ مَشْکُورًا (22) إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنا عَلَيْکَ الْقُرْآنَ تَنْزيلاً (23) فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ کَفُورًا (24) وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَ أَصيلاً (25) وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَويلاً (26) إِنَّ هؤُلاءِ يُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ يَذَرُونَ وَراءَهُمْ يَوْمًا ثَقيلاً (27) نَحْنُ خَلَقْناهُمْ وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ وَ إِذا شِئْنا بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْديلاً (28) إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلي رَبِّهِ سَبيلاً (29) وَ ما تَشاؤُنَ إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ إِنَّ اللّهَ کانَ عَليمًا حَکيمًا (30) يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ في رَحْمَتِهِ وَ الظّالِمينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذابًا أَليمًا (31)

جمهور روايت كرده ‏اند كه حسن و حسين بيمار شدند، پيامبر خدا و عموم عرب از آنها عيادت كردند. حضرت على، فاطمه عليهما السّلام و خدمتكارشان فضه نذر كردند كه در صورت سلامتى يافتن آنها سه روز روزه بدارند. آنان عافيت يافتند و چون نزد آل محمّد كم و بيشى نبود ، امير مؤمنان سه صاع جو قرض گرفت و فاطمه عليها السّلام از يك صاع چند گرده نان پخت و به هر كس يكى رسيد. على عليه السّلام نماز مغرب گزارد و به منزل بازگشت. نان را براى افطار بر خوان نهاد كه تهيدستى بر در آمد. هر يك از ايشان نان خود را بر او ايثار كرد و شب و روز را بدون خوردن چيزى گذراندند. روز دوم روزه بداشتند و فاطمه از صاع ديگرى نان پخت و شامگاه يتيمى آمد و نان بر او ايثار كردند. روز سوم نيز روزه بودند كه شبانگاه اسيرى آمد و قوت خود او را بخشيدند و سه روز جز آب ننوشيدند. به چهارم، پيامبر آنان را چنان ديد كه از گرسنگى مى ‏لرزيدند و ديدگان فاطمه غبار آلود گشته بود. رسول اللَّه فرمود: واى خدايا! خاندان محمّد از گرسنگى بميرند؟ جبرئيل فرود آمد و گفت: بگير آنچه را كه خدايت در حق خاندانت، گواراى تو، فرود آورده! فرمود: چه بگيرم؟ فرشته خواند: «هل اتى» /  نهج الحق و كشف الصدق-ترجمه كهنسال، ص: 200

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، 24 ذی الحجه ، روز مباهله حضرت رسول الله(ص) ؛ امام حسن مجتبی(ع): پدرم على نفس پيغمبر خدا است، من و برادرم فرزندان پيامبريم، منظور از كلمه، نسائنا (كه در آيه مباهله ميباشد) مادرم زهراء است، مائيم كه اهل و آل پيامبريم، پيغمبر خدا از ما و ما از او هستيم

 

فَمَنْ حَاجَّکَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَي الْکاذِبينَ (آل عمران 61)
هرگاه بعد از علم و دانشي که (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) کساني با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنيم؛ و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

..... امام حسن عليه السّلام بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثناى خدا داستان مباهله را شرح داد و فرمود: پدرم على نفس پيغمبر خدا است، من و برادرم فرزندان پيامبريم، منظور از كلمه، نسائنا (كه در آيه مباهله ميباشد) مادرم زهراء است، مائيم كه اهل و آل پيامبريم، پيغمبر خدا از ما و ما از او هستيم...../ زندگانى حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام، ص: 55

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، 29 ذی الحجه رحلت ابوذر (س) ،  امام صادق(ع) : ايمان ده درجه دارد ...همانا مقداد در درجه هشتم ، ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم ايمان قرار دارند

 

عن محمد بن حماد الخزاز عن عبد العزيز القراطيسي قال قال لي أبو عبد الله ع: إن الإيمان عشر درجات 000 کان المقداد في الثامنة و أبو ذر في التاسعة و سلمان في العاشرة
 امام صادق(ع) فرمودند: ايمان ده درجه دارد ...همانا مقداد در درجه هشتم ، ابوذر در درجه نهم و سلمان در درجه دهم ايمان قرار دارند ./ الخصال ج 2 ص 447/ بحارالأنوار ج 22 ص 341

 

مناسبتها از شب قدر تا شب قدر ، 29 ذی الحجه رحلت ابوذر (س) ، آن ابوذري که به آب زلال مي‌رسد ولو اينکه خودش بي حال مي‌شود ولي از آن آب مصرف نمي‌کند و آب زلال را براي سيدش رسول الله(ص) مي‌آورد، اين ابوذر زماني هم که به مُلک مي‌رسد، ملک را براي خودش برنمي‌دارد.....مُلک در فطرت من و شماست. ما فطرتاً ‌طالب مُلک هستيم، ولي وقتي فطرت انسان تربيت شود فعل او ، "ابوذر گونه" مي‌شود که مورد تحسين و دعاي سيدما رسول الله(ص) واقع مي‌شود

 

من و شما با جسم ذره‌اي شاهد سجده ملائک بر آدم(ع)‌بوديم، در بهشت آدم(ع) و شاهد اعمال آدم(ع)‌بوديم، در مواطن متعدد همراه آدم(ع) ‌بوديم، در مکانهاي مختلف خداوند ما را حاضر کرد و دور همديگر جمع‌ کرد، درمقاطع مختلف زماني و شاهد صحنه‌هاي مختلف بوديم. وقتي گفته مي‌شود مُلک آدم(ع)‌، يا بهشت آدم(ع) من و شما هم طالبيم، منتهي مي‌گوييم مُلک حيف است که بخواهد از آنِ ما باشد، ما در اينجا بايد رفتار ابوذر را از خود نشان دهيم تا مورد تحسين واقع شويم. نقل مي‌شود که در يکي از جنگها، لشگر اسلام حرکت کرد ابوذر هم با يک حمار در ميان لشگريان بود راه افتاد لشگريان چون سوار بر مرکب تندروتر بودند جلوتر رفتند و فاصله گرفتند و ابوذر عقب افتاد. لشگر در جايي اطراق کرد. بعضي ازمنافقين گفتند: ابوذر مخصوصاً‌ فاصله‌اش را زياد کرد تا از لشگر فرار کند. مؤمنان منتظر بودند که خداوند ابوذر را به آنها برساند. ناگاه از دوردست، يک سياهي ديده شد، جلوتر که آمد ديدند ابوذر است. وقتي ابوذر به لشگريان رسيد و خواست از مرکب پياده شود، بي‌حال شد و روي زمين افتاد. گفتند: بدويد و آب بياوريد. ابوذر اشاره کرد که آب همراهم دارم. مشک او را که باز کردند، ديدند آب زلالي در مشک است. گفتند: ابوذر توکه آب داشتي، چرا از اين آب ننوشيدي؟ گفت: در راه که مي‌آمدم راه را گم کردم. به آب زلالي رسيدم، خواستم بنوشم ولي حيفم آمد که قبل از نوشيدن من، سيد ما رسول الله از آن آب ننوشد. گفتم: اين آب را برمي‌دارم و براي سيدمان رسول‌الله(ص) مي‌برم تا اول آقا بنوشد. تشنگي را تحمل کردم و آب را براي مولاي خودم آوردم. ابوذر تربيت شده مکتب اهل بيت(ع) است، ابوذر کسي است که فطريات او درست تربيت شده است. آن ابوذري که به آب زلال مي‌رسد ولو اينکه خودش بي حال مي‌شود ولي از آن آب مصرف نمي‌کند و آب زلال را براي سيدش رسول الله(ص) مي‌آورد، اين ابوذر زماني هم که به مُلک مي‌رسد، ملک را براي خودش برنمي‌دارد، فطريات بايد تربيت شود. مُلک در فطرت من و شماست. ما فطرتاً ‌طالب مُلک هستيم، ولي وقتي فطرت انسان تربيت شود فعل او، "ابوذر گونه" مي‌شود که مورد تحسين و دعاي سيدما رسول الله(ص) واقع مي‌شود

 

 

 

 
   

www.AzmeZohoor.ir