www.AzmeZohoor.ir

   

And the earth shall beam with the light of its Lord

13- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سيزدهم ( ماه ذي الحجّه 3 - ويژه نامه غديريه 2)

"اصلاح مسیر" از مهمترین موضوعات در عید غدیر خم است

 

 

عید غدیر خم است. آیا راستایمان درست است؟ ما از شب قدر با این مأموریت حرکت را شروع کردیم. میخواهیم به شب قدر آینده برویم، حالا رسیدیم بالای قله ای به نام غدیرخم. نگاه کنیم، ببینیم آیا تا اینجای مسیر را درست جلو آمده ایم؟

 

عید غدیر خم است. آیا راستایمان درست است؟ ما از شب قدر با این مأموریت حرکت را شروع کردیم. میخواهیم به شب قدر آینده برویم، حالا رسیدیم بالای قله ای به نام غدیرخم. نگاه کنیم، ببینیم آیا تا اینجای مسیر را درست جلو آمده ایم؟  "اصلاح مسیر" از مهمترین موضوعات در عید غدیر خم است. رسول الله(ص) اصرار داشتند که همراه ولایت حرکت کنید، مسیرتان را عوض نکنید، که متأسفانه مردم بها ندادند. مردم!  هنوز لطافت ماه رمضان در وجودمان هست، هنوز ماه رمضان در وجودمان هست، مدت زیادی نگذشته است، بیاییم استفاده کنیم، مسیرمان را تنظیم کنیم، ما شب قدر باید به امام(ع) برسیم. از مسیری که خود امام مد نظر دارند باید حرکت کنیم تا به امام برسیم. اینگونه میشود جلو رفت.

 

رسول الله(ص) اصرار داشتند که همراه ولایت حرکت کنید، مسیرتان را عوض نکنید، که متأسفانه مردم بها ندادند. مردم!  هنوز لطافت ماه رمضان در وجودمان هست، هنوز ماه رمضان در وجودمان هست، مدت زیادی نگذشته است، بیاییم استفاده کنیم، مسیرمان را تنظیم کنیم، ما شب قدر باید به امام(ع) برسیم. از مسیری که خود امام مد نظر دارند باید حرکت کنیم تا به امام برسیم. اینگونه میشود جلو رفت

 

 

رسول الله(ص) را می خواهید بشناسید، در خطبه غدیریه بشناسید.....ایشان مدام دارند از امامت، ولایت، اهل بیت(ع)، امام زمان(عج)، صحبت می کنند. چرا؟ دغدغه های ایشان را بخوانید در خطبه غدیریه : متن خطبه غدیریه

 

«وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ اَنَابَ اِلَیَّ»

رسول الله(ص) را می خواهید بشناسید،دغدغه های ایشان را می خواهید بشناسید،چون انسان را در دغدغه هایش می شود شناخت؛ شما یک دغدغه هایی دارید ممکن است یک عمر موفق نشوید آنها را عملی کنید. دغدغه های شما چیه؟ رسول الله(ص) را می خواهید بشناسید، در خطبه غدیریه بشناسید. ایشان یک خطبه غدیریه دارند به صورتهای مختلف این خطبه چاپ شده. شاید در خانه همه تان هم این خطبه باشد. یک دور این خطبه رو بخوانیم ببینیم دغدغه های رسول الله(ص) چیه؟ چند بار ایشان دارند از امامت صحبت می کنند درخطبه؟ نه یک بار، ببینید چند بار ايشان دارند از امامت صحبت می کنند؟ چگونه از امام زمان(عج) صحبت می کنند؟ از امام زمان صحبت کردن در زمان ما، مُد شده؛ اما در صدر اسلام، آنهم كجا، كنار غدیر خم! شما اصلا شرایط را در نظر بگیرید،حج تمام شده، برگشتند، رسیدند کنار یک برکه آبي، در بیابان، مسیر طولانی اي را حرکت کرده اند آمدند جلو، مسیر طولانی ديگري در پیش رو دارند، فاصله بین مکه و مدینه حدود 450 کیلومتر است، کم نیست. در خلال مسیر رسیدند به برکه آبی، حالا آنجا چی بگويند؟ باید خسته نباشید بگويند. این را عنایت داشته باشید. جایگاه، جایگاه خسته نباشید است. جایگاه، جایگاه تشکر است، مگر اينكه فرد گوینده، دغدغه خاصی داشته باشد. ببينید دوستان، اگر مي خواهيد جایگاه خطبه غدیريه و قیمت خطبه غديريه را بفهميد، اول شما آن فضا را تصور کنید. در آن شرایط، چي می طلبه؟ تشکر، تقدیر، خسته نباشید، یک چیزی بگويند كه خستگی مردم از تن شان در برود. یک چیز خنده داری مثلا بگويند. مگر گوینده دغدغه خاصی داشته باشد. چه دغدغه ای دارد؟ بنشینید ببینید دغدغه های ایشان چیه؟ ایشان مدام دارند از امامت، ولایت، اهل بیت(ع)، امام زمان(عج)، صحبت می کنند. چرا؟ دغدغه های ایشان را بخوانید در خطبه غدیریه.

خطبه غدیریه
خطبه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم در غدیر
خم

 

(موارد داخل پرانتز، تفاوت نسخ می‌باشد.)

بخش اول: حمد و ثنای الهی

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي عَلا في تَوَحُّدِهِ وَ دَنا في تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ في سُلْطانِهِ وَعَظُمَ في اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَيءٍ عِلْماً وَ هُوَ في مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَميعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ، حَميداً لَمْ يَزَلْ، مَحْموداً لايَزالُ (وَ مَجيداً لايَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعيداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَيْهِ يَعُودُ). بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِي الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضينَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ  َالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلي جَميعِ مَنْ أَنْشَأَهُ. يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ وَالْعُيُونُ لاتَراهُ.

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است. همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست. اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.
به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.

كَريمٌ حَليمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَيءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا يَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلايُبادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَيْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِ الْخَفِيّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَيءٍ، والغَلَبَةُ علي كُلِّ شَيءٍ والقُوَّةُ في كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلي كُلِّ شَئٍ وَلَيْسَ مِثْلَهُ شَيءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّيءِ حينَ لاشَيءَ دائمٌ حَي وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُالْحَكيمُ. جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطيفُ الْخَبيرُ. لايَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعايَنَةٍ، وَلايَجِدُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِيَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلي نَفْسِهِ.

كريم و بردبار و شكيباست. رحمت اش جهان شمول و عطايش منّت گذار. در انتقام بي شتاب و در كيفر سزاواران عذاب، صبور و شكيباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشيده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگيري و چيرگي بر هر هستي. نيروي آفريدگان از او و توانايي بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشيء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندي نباشد و اوست ارجمند و حكيم. ديده ها را بر او راهي نيست و اوست دريابنده ديده ها. بر پنهاني ها آگاه و بر كارها داناست. كسي از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگي او از نهان و آشكار دست نيابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.

وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذي مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذي يَغْشَي الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذي يُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشيرٍ وَلامَعَهُ شَريكٌ في تَقْديرِهِ وَلايُعاوَنُ في تَدْبيرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلي غَيْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِيالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.فَهُوَالله الَّذي لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنيعَةِ، الْعَدْلُ الَّذي لايَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذي تَرْجِعُ إِلَيْهِ الْأُمُورُ. وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذي تَواضَعَ كُلُّ شَيءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَيءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَيءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَيءٍ لِهَيْبَتِهِ. مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ يَجْري لاَِجَلٍ مُسَمّي. يُكَوِّرُالَّليْلَ عَلَي النَّهارِ وَيُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَي الَّليْلِ يَطْلُبُهُ حَثيثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنيدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَيْطانٍ مَريدٍ.

و گواهي مي دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بي مشاور، فرمانش را اجرا، بي شريك تقديرش را امضا و بي ياور سامان دهي فرمايد. صورت آفرينش او را الگويي نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره جويي، هستي بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است. پس اوست «الله» كه معبودي به جز او نيست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگري است كه ستم روا نمي دارد و كريمي كه كارهابه او بازمي گردد. و گواهي مي دهم كه او «الله» است كه آفريدگان در برابر بزرگي اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانايي اش تسليم و به هيبت و بزرگي اش فروتن اند. پادشاه هستي ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پي شب است - به شب پيچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شيطان رانده شده.

لَمْ يَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ يَشاءُ فَيُمْضي، وَيُريدُ فَيَقْضي، وَيَعْلَمُ فَيُحْصي، وَيُميتُ وَيُحْيي، وَيُفْقِرُ وَيُغْني، وَيُضْحِكُ وَيُبْكي، (وَيُدْني وَ يُقْصي) وَيَمْنَعُ وَ يُعْطي، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلي كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ. يُولِجُ الَّليْلَ فِي النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ في الَّليْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزيزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجيبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِي الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذي لايُشْكِلُ عَلَيْهِ شَيءٌ، وَ لايُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخينَ وَلايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّينَ. اَلْعاصِمُ لِلصّالِحينَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحينَ، وَ مَوْلَي الْمُؤْمِنينَ وَرَبُّ الْعالَمينَ. الَّذِي اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ يَشْكُرَهُ وَيَحْمَدَهُ (عَلي كُلِّ حالٍ)

نه او را ناسازي باشد و نه برايش انباز و مانندي. يكتا و بي نياز، نه زاده و نه زاييده شده، او را همتايي نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بي نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهي و ستايش. به دست تواني اوست تمام نيكي. و هموست بر هر چيز توانا. شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودي جز او نيست؛ گران مايه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزايندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پري و انسان. چيزي بر او مشكل ننمايد، فرياد فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد. نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

أَحْمَدُهُ كَثيراً وَأَشْكُرُهُ دائماً عَلَي السَّرّاءِ والضَّرّاءِ وَالشِّدَّةِ وَالرَّخاءِ، وَأُومِنُ بِهِ و بِمَلائكَتِهِ وكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ. أَسْمَعُ لاَِمْرِهِ وَاُطيعُ وَأُبادِرُ إِلي كُلِّ مايَرْضاهُ وَأَسْتَسْلِمُ لِماقَضاهُ، رَغْبَةً في طاعَتِهِ وَ خَوْفاً مِنْ عُقُوبَتِهِ، لاَِنَّهُ الله الَّذي لايُؤْمَنُ مَكْرُهُ وَلايُخافُ جَورُهُ.

او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مي گويم بر شادي و رنج و بر آسايش و سختي و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مي گذارم و اطاعت مي كنم؛ و به سوي خشنودي او مي شتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبري او شائق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايي است كه كسي از مكرش در امان نبوده و از بي عدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمي نيست).

 

بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

وَأُقِرُّلَهُ عَلي نَفْسي بِالْعُبُودِيَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَأُؤَدّي ما أَوْحي بِهِ إِلَي حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بي مِنْهُ قارِعَةٌ لايَدْفَعُها عَنّي أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حيلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَني أَنِّي إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَي (في حَقِّ عَلِي) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لي تَبارَكَ وَتَعالَي الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْكافِي الْكَريمُ.

و اكنون به عبوديت خويش و پروردگاري او گواهي مي دهم. و وظيفه خود را در آن چه وحي شده انجام مي دهم مباد كه از سوي او عذابي فرود آيد كه كسي ياري دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسيار و دوستي اش (با من) خالص باشد. - معبودي جز او نيست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن چه (درباره ي علي) نازل كرده به مردم نرسانم، وظيفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارك و تعالي امنيت از [آزار] مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

فَأَوْحي إِلَي: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، يا أَيُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - في عَلِي يَعْني فِي الْخِلاَفَةِ لِعَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ في تَبْليغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالي إِلَي، وَ أَنَا أُبَيِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآيَةِ: إِنَّ جَبْرئيلَ هَبَطَ إِلَي مِراراً ثَلاثاً يَأْمُرُني عَنِ السَّلامِ رَبّي - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ في هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْيَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِي بْنَ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي وَ خَليفَتي (عَلي أُمَّتي) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدي، الَّذي مَحَلُّهُ مِنّي مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسي إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِي بَعْدي وَهُوَ وَلِيُّكُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ. وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَكَ وَ تَعالي عَلَي بِذالِكَ آيَةً مِنْ كِتابِهِ (هِي): (إِنَّما وَلِيُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُواالَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ الَّذي أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ يُريدُالله عَزَّوَجَلَّ في كُلِّ حالٍ.

پس آنگاه خداوند چنين وحي ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. اي فرستادۀ ما! آن چه از سوي پروردگارت دربارۀ علي و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوندي را به انجام نرسانده اي؛ و او تو را از آسيب مردمان نگاه مي دارد.» هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبليغ آن كوتاهي نكرده ام و حال برايتان سبب نزول آيه را بيان مي كنم: همانا جبرئيل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوي سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرماني آورد كه در اين مكان به پا خيزم و به هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب برادر، وصي و جانشين من در ميان امّت و امام پس از من بوده. جايگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسي است، ليكن پيامبري پس از من نخواهد بود او (علي)، صاحب اختيارتان پس از خدا و رسول است؛ و پروردگارم آيه اي بر من نازل فرموده كه: «همانا ولي، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمانياني هستند كه نماز به پا مي دارند و در حال ركوع زكات مي پردازند.» و هر آينه علي بن ابي طالب نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است.

وَسَأَلْتُ جَبْرَئيلَ أَنْ يَسْتَعْفِي لِي (السَّلامَ) عَنْ تَبْليغِ ذالِكَ إِليْكُمْ - أَيُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمي بِقِلَّةِ الْمُتَّقينَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقينَ وَإِدغالِ اللّائمينَ وَ حِيَلِ الْمُسْتَهْزِئينَ بِالْإِسْلامِ، الَّذينَ وَصَفَهُمُ الله في كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَيْسَ في قُلوبِهِمْ، وَيَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظيمٌ. وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لي غَيْرَ مَرَّةٍ حَتّي سَمَّوني أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّي كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِيّي وَ إِقْبالي عَلَيْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّي) حَتّي أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ في ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذونَ النَّبِي وَ يَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَي الَّذينَ يَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَيْرٍ لَكُمْ، يُؤْمِنُ بِالله وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ) الآيَةُ.

و من از جبرئيل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از اين مأموريت معاف فرمايد. زيرا كمي پرهيزگاران و فزوني منافقان و دسيسۀ ملامت گران و مكر مسخره كنندگان اسلام را مي دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را مي گويند كه در دل هايشان نيست و آن را اندك و آسان مي شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.» و نيز از آن روي كه منافقان بارها مرا آزار رسانيده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]ناميده اند، به خاطر همراهي افزون علي با من و رويكرد من به او و تمايل و پذيرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در اين موضوع آيه اي فرو فرستاده: « و از آنانند كساني كه پيامبر خدا را مي آزارند و مي گويند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آري سخن شنو است. - بر عليه آنان كه گمان مي كنند او تنها سخن مي شنود - ليكن به خير شماست، او (پيامبر صلي الله عليه و آله) به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مي كند و راستگو مي انگارد.»

وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّي الْقائلينَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّيْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَيْهِمْ بِأَعْيانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَيْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّي وَالله في أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ. وَكُلُّ ذالِكَ لايَرْضَي الله مِنّي إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَي (في حَقِّ عَلِي)، ثُمَّ تلا: (يا أَيُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ - في حَقِّ عَلِي - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).

و اگر مي خواستم نام گويندگان چنين سخني را بر زبان آورم و يا به آنان اشارت كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم [كه آنان را شناسايي كنند] مي توانستم. ليكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم. با اين حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر اين كه آن چه در حق علي عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلّي الله عليه و آله چنين خواند: «ي پيامبر ما! آن چه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علي - ابلاغ كن؛ وگرنه كار رسالتش را انجام نداده اي. و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مي دارد.»

 

بخش سوم: اعلان رسمي ولايت و امامت دوازده امام عليهم السلام

فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِكَ فيهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَي الْمُهاجِرينَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَي التّابِعينَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَي الْبادي وَالْحاضِرِ، وَ عَلَي الْعَجَمِي وَالْعَرَبي، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوكِ وَالصَّغيرِ وَالْكَبيرِ، وَ عَلَي الْأَبْيَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلي كُلِّ مُوَحِّدٍ. ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ في هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطيعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(الله) رَبِّكُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِيُهُ الُْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدي عَلي وَلِيُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِالله رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ في ذُرِّيَّتي مِنْ وُلْدِهِ إِلي يَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.

هان مردمان! بدانيد اين آيه دربارۀ اوست. ژرفي آن را فهم كنيد و بدانيد كه خداوند او را برايتان صاحب اختيار و امام قرار داده، پيروي او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نيكي از ايشان پيروي مي كنند و بر صحرانشينان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفيد و سياه و بر هر يكتاپرست لازم شمرده است. [هشدار كه] اجراي فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پيرو و باوركننده اش در مهر و شفقت است. هر آينه خداوند، او و شنوايان سخن او و پيروان راهش را آمرزيده است.
هان مردمان! آخرين بار است كه در اين اجتماع به پا ايستاده ام. پس بشنويد و فرمان حق را گردن گذاريد؛ چرا كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختيار و ولي و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولي شما، فرستاده و پيامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن مي گويد. و پس از من به فرمان پروردگار، علي ولي و صاحب اختيار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علي خواهد بود. اين قانون تا برپايي رستاخيز كه خدا و رسول او را ديدار كنيد دوام دارد.

لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله (عَلَيْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِي الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَيْتُ بِما عَلَّمَني رَبِّي مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَيْهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، علي (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِي، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَيْتُهُ في إِمامِ الْمُتَّقينَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِيّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبينُ (الَّذي ذَكَرَهُ الله في سُورَةِ يس: (وَ كُلَّ شَيءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ). مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ، فَهُوَالَّذي يَهدي إِلَي الْحَقِّ وَيَعْمَلُ بِهِ، وَيُزْهِقُ الْباطِلَ وَيَنْهي عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِي الله لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَي الْايمانِ بي أَحَدٌ)، وَالَّذي فَدي رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذي كانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ يَعْبُدُالله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَيْرُهُ. (أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعي. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ يَنامَ في مَضْجَعي، فَفَعَلَ فادِياً لي بِنَفْسِهِ).

روا نيست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نيست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را براي من بيان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خويش و حلال و حرامش به من آموخته در اختيار علي نهاده ام. هان مردمان! او را برتر بدانيد. چرا كه هيچ دانشی نيست مگر اينكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نيز آن را در جان پيشواي پرهيزكاران، علي، ضبط كرده ام. او (علي) پيشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ ياسين ياد كرده كه: «و دانش هر چيز را در امام روشنگر برشمرده ايم...» هان مردمان! از علی رو برنتابيد. و از امامتش نگريزيد. و از سرپرستی اش رو برنگردانيد. او [شما را] به درستي و راستی خوانده و [خود نيز] بدان عمل نمايد. او نادرستی را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار باز ندارد. او نخستين مؤمن به خدا و رسول اوست و كسي در ايمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فداي رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادت خداوند مي كرد و جز او كسي چنين نبود. اولين نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بيارامد و او نيز فرمان برده، پذيرفت كه جان خود را فدای من كند.

مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ يَتُوبَ الله عَلي أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَلَنْ يَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَي الله أَنْ يَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ يُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرينَ.

هان مردمان! او رابرتر دانيد، كه خداوند او را برگزيده؛ و پيشوايي او را بپذيريد، كه خداوند او را برپا كرده است. هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذيرد و او را نيامرزد. اين است روش قطعي خداوند درباره ناسازگار علی و هرآينه او را به عذاب دردناک پايدار كيفر كند. از مخالفت او بهراسيد و گرنه در آتشی درخواهيد شد كه آتش گيرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستيزان آماده شده است.

مَعاشِرَالنّاسِ، بي - وَالله - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالْمُرْسَلينَ، وَأَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِياءِ وَالْمُرْسَلينَ والْحُجَّةُ عَلي جَميعِ الَْمخْلوقينَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضينَ. فَمَنْ شَكَّ في ذالِكَ فَقَدْ كَفَرَ كُفْرَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي وَ مَنْ شَكَّ في شَيءٍ مِنْ قَوْلي هذا فَقَدْ شَكَّ في كُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَي، وَمَنْ شَكَّ في واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَكَّ فِي الْكُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاكُّ فينا فِي النّارِ. مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِي الله عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضيلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَي وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَي وَلا إِلاهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّي أَبَدَ الْآبِدينَ وَدَهْرَالدّاهِرينَ وَ عَلي كُلِّ حالٍ.

هان مردمان! به خدا سوگند كه پيامبران پيشين به ظهورم مژده داده اند و اكنون من فرجام پيامبران و برهان بر آفريدگان آسمانيان و زمينيانم. آن كس كه راستی و درستی مرا باور نكند به كفر جاهلی درآمده و ترديد در سخنان امروزم همسنگ ترديد در تمامی محتوای رسالت من است، و شك و ناباوری در امامت يكی از امامان، به سان شك و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآينه جايگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود. هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خويش اين برتری را به من پيشكش كرد و البته كه خدایی جز او نيست. آگاه باشيد: تمامي ستايش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ويژۀ اوست.

مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِيّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدي مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثي ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِي الْخَلْقُ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَي قَوْلي هذا وَلَمْ يُوافِقْهُ. أَلا إِنَّ جَبْرئيلَ خَبَّرني عَنِ الله تَعالي بِذالِكَ وَيَقُولُ: «مَنْ عادي عَلِيّاً وَلَمْ يَتَوَلَّهُ فَعَلَيْهِ لَعْنَتي وَ غَضَبي»، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله - أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ). مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذي ذَكَرَ في كِتابِهِ العَزيزِ، فَقالَ تعالي (مُخْبِراً عَمَّنْ يُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتا عَلي ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ الله).

هان مردمان! علي را برتر دانيد؛ كه او برترين مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام كه آفريدگان پايدارند و روزي شان فرود آيد. دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن كه اين گفته را نپذيرد و با من سازگار نباشد! هان! بدانيد جبرئيل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن كه با علي بستيزد و بر ولايت او گردن نگذارد، نفرين و خشم من بر او باد!» البته بايست كه هر كس بنگرد كه برای فردای رستاخيز خود چه پيش فرستاده. [هان!] تقوا پيشه كنيد و از ناسازگاری با علی بپرهيزيد. مباد كه گام هايتان پس از استواری درلغزد. كه خداوند بر كردارتان آگاه است. هان مردمان! همانا او هم جوار و همسايه خداوند است كه در نبشته ي عزيز خود او را ياد كرده و دربارۀ ستيزندگان با او فرموده: «تا آنكه مبادا كسي در روز رستخيز بگويد: افسوس كه دربارۀ همجوار و همسايه ي خدا كوتاهي كردم...»

مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آياتِهِ وَانْظُرُوا إِلي مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ يُبَيِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ يُوضِحَ لَكُمْ تَفْسيرَهُ إِلاَّ الَّذي أَنَا آخِذٌ بِيَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلي وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِيَدَي) وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِي مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَي.

هان مردمان! در قرآن انديشه كنيد و ژرفی آيات آن را دريابيد و بر محكماتش نظر كنيد و از متشابهاتش پيروی ننماييد. پس به خدا سوگند كه باطن ها و تفسير آن را آشكار نمي كند مگر همين كه دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام مي دارم كه: هر آن كه من سرپرست اويم، اين علی سرپرست اوست. و او علي بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولايت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِيّاً وَالطَّيِّبينَ مِنْ وُلْدي (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ يَفْتَرِقا حَتّي يَرِدا عَلَي الْحَوْضَ. أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله في خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ في أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّيْتُ. أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَميرَالْمُؤْمِنينَ» غَيْرَ أَخي هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنينَ بَعْدي لاَِحَدٍ غَيْرِهِ.

هان مردمان! همانا علی و پاكان از فرزندانم از نسل او، يادگار گران سنگ كوچك ترند و قرآن يادگار گران سنگ بزرگ تر. هر يك از اين دو از ديگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند. هان! بدانيد كه آنان امانتداران خداوند در ميان آفريدگان و حاكمان او در زمين اويند. هشدار كه من وظيفه ی خود را ادا كردم. هشدار كه من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ كردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانيد كه اين سخن خدا بود و من از سوي او سخن گفتم. هشدار كه هرگز به جز اين برادرم كسي نبايد اميرالمؤمنين خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان بري كسي جز او روا نباشد.

ثم قال: «ايهاالنَّاسُ، مَنْ اَوْلي بِكُمْ مِنْ اَنْفُسِكُمْ؟ قالوا: الله و رَسُولُهُ. فَقالَ: اَلا من كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلي مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

سپس فرمود: مردمان! كيست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پيامبر او! سپس فرمود آگاه باشيد! آن كه من سرپرست اويم، پس اين علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستي او را بپذيرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و ياری كن يار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد.

 

بخش چهارم: بلند كردن اميرالمومنين عليه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي، وَ خَليفَتي في اُمَّتي عَلي مَنْ آمَنَ بي وَعَلي تَفْسيرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعي إِلَيْهِ وَالْعامِلُ بِمايَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالي عَلي طاعَتِهِ وَالنّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ. إِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ الله وَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ وَالْإمامُ الْهادي مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثينَ وَالْقاسِطينَ وَالْمارِقينَ بِأَمْرِالله. يَقُولُ الله: (مايُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَي). بِأَمْرِكَ يارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَاغْضِبْ عَلي مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

هان مردمان! اين علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانروای ايمانيان و پيشوای هدايتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پيمان شكنان، رويگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دين پيكار كند. خداوند فرمايد: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.» پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنين مي گويم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتيبانان او را پشتيبانی كن. يارانش را ياری نما. خودداری كنندگان از ياری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.

اللهمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ الْآيَةَ في عَلِي وَلِيِّكَ عِنْدَتَبْيينِ ذالِكَ وَنَصْبِكَ إِيّاهُ لِهذَا الْيَوْمِ: (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً)، (وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَالْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ). اللهمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ.

معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بيان ولايتش نازل فرمودي كه: «امروز آيين شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دين شما پسنديدم.» «و آن كه به جز اسلام ديني را بجويد، از او پذيرفته نبوده، در جهان ديگر در شمار زيانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه مي گيرم كه پيام تو را به مردمان رساندم.

 

بخش پنجم: تاكيد بر توجه امت به مسئله امامت

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَكْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دينَكُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ يَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَي الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ (فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ) وَ فِي النّارِهُمْ خالِدُونَ، (لايُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ يُنْظَرونَ).

هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دين را با امامت علي تكميل فرمود. اينك آنان كه از او و جانشينانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپايي رستاخيز و عرضه ي بر خدا - پيروي نكنند، در دو جهان كرده هايشان بيهوده بوده در آتش دوزخ ابدي خواهند بود، به گونه ي كه نه از عذابشان كاسته و نه برايشان فرصتي خواهد بود.

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي، أَنْصَرُكُمْ لي وَأَحَقُّكُمْ بي وَأَقْرَبُكُمْ إِلَي وَأَعَزُّكُمْ عَلَي، وَالله عَزَّوَجَلَّ وَأَنَاعَنْهُ راضِيانِ. وَ مانَزَلَتْ آيَةُ رِضاً (في الْقُرْآنِ) إِلاّ فيهِ، وَلا خاطَبَ الله الَّذينَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَلانَزَلَتْ آيَةُ مَدْحٍ فِي الْقُرْآنِ إِلاّ فيهِ، وَلاشَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ في (هَلْ أَتي عَلَي الْاِنْسانِ) إِلاّلَهُ، وَلا أَنْزَلَها في سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَيْرَهُ.

هان مردمان! اين علي ياورترين، سزاوارترين و نزديك ترين و عزيزترين شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنوديم. آيه رضايتي در قرآن نيست مگر اين كه درباره ي اوست. و خدا هرگاه ايمان آوردگان را خطابي نموده به او آغاز كرده [و او اولين شخص مورد نظر خدي متعال بوده است ] . و آيه ي ستايشي نازل نگشته مگر درباره ي او. و خداوند در سوره ي «هل أتي علي الإنسان» گواهي بر بهشت [رفتن ] نداده مگر براي او، و آن را در حق غير او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است.

مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دينِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِي النَّقِي الْهادِي الْمَهْدِي. نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبي وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِي (وَبَنُوهُ خَيْرُالْأَوْصِياءِ). مَعاشِرَالنّاسِ، ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِي مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلْبِ (أَميرِالْمُؤْمِنينَ) عَلِي. مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْليسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ، فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَي الْأَرضِ بِخَطيئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُالله عَزَّوَجَلَّ، وَكَيْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أَعْداءُالله،
أَلا وَ إِنَّهُ لايُبْغِضُ عَلِيّاً إِلاّشَقِي، وَ لايُوالي عَلِيّاً إِلاَّ تَقِي، وَ لايُؤْمِنُ بِهِ إِلاّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ.

هان مردمان! او ياور دين خدا و دفاع كننده ي از رسول اوست. او پرهيزكار پاكيزه و رهنماي ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پيامبرتان برترين پيامبر، وصي او برترين وصي و فرزندان او برترين اوصيايند. هان مردمان! فرزندان هر پيامبر از نسل اويند و فرزندان من از صلب و نسل اميرالمؤمنين علي است. هان مردمان! به راستي كه شيطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به علي رشك ورزيد كه كرده هايتان نابود و گام هايتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر يك اشتباه به زمين هبوط كرد و حال آن كه برگزيده ي خدي عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهيد بود شما و حال آن كه شما شماييد و دشمنان خدا نيز از ميان شمايند. آگاه باشيد! كه با علي نمي ستيزد مگر بي سعادت. و سرپرستي او را نمي پذيرد مگر رستگار پرهيزگار. و به او نمي گرود مگر ايمان دار بي آلايش.

وَ في عَلِي - وَالله - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحيمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ) (إِلاّ عَليّاً الّذي آمَنَ وَ رَضِي بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ). مَعاشِرَالنّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ الله وَبَلَّغْتُكُمْ رِسالَتي وَ ما عَلَي الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبينُ. مَعاشِرَالنّاسِ، (إتَّقُوالله حَقَّ تُقاتِهِ وَلاتَموتُنَّ إِلاّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).

و سوگند به خدا كه سوره ي والعصر درباره ي اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زيان است.» مگر علي كه ايمان آورده و به درستي و شكيبايي آراسته است. هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پيام او را به شما رسانيدم. و بر فرستاده وظيفه ي جز بيان و ابلاغ روشن نباشد! هان مردمان! تقوا پيشه كنيد همان گونه كه بايسته است. و نميريد جز با شرفِ اسلام.

 

بخش ششم: اشاره به كارشكني هاي منافقين

 مَعاشِرَالنّاسِ، (آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلي أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ). (بالله ما عَني بِهذِهِ الْآيَةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابي أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلي مايَجِدُ لِعَلِي في قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ). مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِي ثُمَّ في عَلِي بْنِ أَبي طالِبٍ، ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَي الْقائِمِ الْمَهْدِي الَّذي يَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِكُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لاَِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَي الْمُقَصِّرينَ وَالْمعُانِدينَ وَالُْمخالِفينَ وَالْخائِنينَ وَالْآثِمينَ وَالّظَالِمينَ وَالْغاصِبينَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ.

هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ايمان آوريد پيش از آن كه چهره ها را تباه و باژگونه كنيم يا چونان اصحاب روز شنبه [يهودياني كه بر خدا نيرنگ آوردند] رانده شويد.«به خدا سوگند كه مقصود خداوند از اين آيه گروهي از صحابه اند كه آنان را با نام و نَسَب مي شناسم ليكن به پرده پوشي كارشان مأمورم. آنك هر كس پايه كار خويش را مهر و يا خشم علي در دل قرار دهد [و بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] . مردمان! نور از سوي خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علي بن ابي طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدي - كه حق خدا و ما را مي ستاند - جاي گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهي كنندگان، ستيزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامي جهانيان دليل و راهنما و حجت آورده است.

 مَعاشِرَالنّاسِ، أُنْذِرُكُمْ أَنّي رَسُولُ الله قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِي الرُّسُلُ، أَفَإِنْ مِتُّ أَوْقُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلي أَعْقابِكُمْ؟ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلي عَقِبَيْهِ فَلَنْهان يَضُرَّالله شَيْئاً وَسَيَجْزِي الله الشّاكِرينَ (الصّابِرينَ). أَلاوَإِنَّ عَلِيّاً هُوَالْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّكْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ. مَعاشِرَالنّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَي بِإِسْلامِكُمْ، بَلْ لاتَمُنُّوا عَلَي الله فَيُحْبِطَ عَمَلَكُمْ وَيَسْخَطَ عَلَيْكُمْ وَ يَبْتَلِيَكُمْ بِشُواظٍ مِنْ نارٍ وَنُحاسٍ، إِنَّ رَبَّكُمْ لَبِا الْمِرْصادِ.

هان مردمان! هشدارتان مي دهم: همانا من رسول خدايم. پيش از من نيز رسولاني آمده و سپري گشته اند. آيا اگر من بميرم يا كشته شوم، به جاهليت عقب گرد مي كنيد؟ آن كه به قهقرا برگردد، هرگز خدا را زياني نخواهد رسانيد و خداوند سپاسگزاران شكيباگر را پاداش خواهد داد. بدانيد كه علي و پس از او فرزندان من از نسل او، داري كمال شكيبايي و سپاسگزاري اند. هان مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذاريد؛ كه اعمال شما را بيهوده و تباه خواهد كرد و خداوند بر شما خشم خواهد گرفت و سپس شما را به شعله ي از آتش و مس گداخته گرفتار خواهد نمود. همانا پروردگار شما در كمين گاه است.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدي أَئمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي النّارِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ لايُنْصَرونَ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله وَأَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُمْ وَأَنْصارَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ وَأَشْياعَهُمْ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَلَبِئْسَ مَثْوَي الْمُتَكَبِّرِينَ. أَلا إِنَّهُمْ أَصْحابُ الصَّحيفَةِ، فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ في صَحيفَتِهِ!! مَعاشِرَالنّاسِ، إِنِّي أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً (في عَقِبي إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ)، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْليغِهِهان حُجَّةً عَلي كُلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلي كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ يَشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ يُولَدْ، فَلْيُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ. وَسَيَجْعَلُونَ الْإِمامَةَ بَعْدي مُلْكاً وَ اغْتِصاباً، (أَلا لَعَنَ الله الْغاصِبينَ الْمُغْتَصبينَ)، وَعِنْدَها سَيَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ (مَنْ يَفْرَغُ) وَيُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلاتَنْتَصِرانِ.

مردمان! به زودي پس از من پيشواياني خواهند بود كه شما را به سوي آتش مي خوانند و در روز رستاخيز تنها و بدون ياور خواهند ماند. هان مردمان! خداوند و من از آنان بيزاريم. هان مردمان! آنان و ياران و پيروانشان در بدترين جاي جهنم، جايگاه متكبّران خواهند بود. بدانيد آنان اصحاب صحيفه اند. اكنون هر كس در صحيفه ي خود نظر كند. هان مردمان! اينك جانشيني خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جاي مي گذارم در نسل خود تا برپايي روز رستاخيز. و حال، مأموريت تبليغي خود را انجام مي دهم تا برهان بر هر شاهد و غايب و بر آنان كه زاده شده يا نشده اند و بر تمامي مردمان باشد. پس بايسته است اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا برپايي رستاخيز برسانند. آگاه باشيد! به زودي پس از من امامت را با پادشاهي جابه جا نموده. آن را غصب كرده و به تصرف خويش درآورند. هان! نفرين و خشم خدا بر غاصبان و چپاول گران! و البته در آن هنگام خداوند آتش عذاب - شعله هاي آتش و مس گداخته - بر سر شما جن و انس خواهد ريخت. آن جاست كه ديگر ياري نخواهيد شد.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ لَمْ يَكُنْ لِيَذَرَكُمْ عَلي ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّي يَميزَالْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ، وَ ما كانَ الله لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ ما مِنْ قَرْيَةٍ إِلاّ وَالله مُهْلِكُها بِتَكْذيبِها قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ مُمَلِّكُهَا الْإِمامَ الْمَهْدِي وَالله مُصَدِّقٌ وَعْدَهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، قَدْ ضَلَّ قَبْلَكُمْ أَكْثَرُالْأَوَّلينَ، وَالله لَقَدْ أَهْلَكَ الْأَوَّلينَ، وَهُوَ مُهْلِكُ الْآخِرينَ.

هان مردمان! هر آينه خداوند عزوجل شما را به حالتان رها نخواهد كرد تا ناپاك را ازپاك جدا كند. و خداوند نمي خواهد شما را بر غيب آگاه گرداند.(1) هان مردمان! هيچ سرزميني نيست مگر اين كه خداوند به خاطر تكذيب اهل آن [حق را] ، آنان را پيش از روز رستاخيز نابود خواهد فرمود و به امام مهدي خواهد سپرد. و هر آينه خداوند وعده ي خود را انجام خواهد داد. هان مردمان! پيش از شما، شمار فزوني از گذشتگان گمراه شدند و خداوند آنان را نابود كرد. و همو نابودكننده ي آيندگان است.

1) اشاره به آيه ى 179 / آل عمران است.

قالَ الله تَعالي: (أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلينَ، ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرينَ، كذالِكَ نَفْعَلُ بِالُْمجْرِمينَ، وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبينَ). مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله قَدْ أَمَرَني وَنَهاني، وَقَدْ أَمَرْتُ عَلِيّاً وَنَهَيْتُهُ (بِأَمْرِهِ). فَعِلْمُ الْأَمْرِ وَالنَّهُي لَدَيْهِ، فَاسْمَعُوا لاَِمْرِهِ تَسْلَمُوا وَأَطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَانْتَهُوا لِنَهْيِهِ تَرشُدُوا، (وَصيرُوا إِلي مُرادِهِ) وَلا تَتَفَرَّقْ بِكُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبيلِهِ.

او خود در كتابش آورده: «آيا پيشينيان را تباه نكرديم و به دنبال آنان آيندگان را گرفتار نساختيم؟ با مجرمان اين چنين كنيم. واي بر ناباوران!» هان مردمان! همانا خداوند امر و نهي خود را به من فرموده و من نيز به دستور او دانش آن را نزد علي نهادم. پس فرمان او را بشنويد و گردن نهيد و پيرويش نماييد و از آنچه بازتان دارد خودداري كنيد تا راه يابيد. به سوي هدف او حركت كنيد. راه هاي گونه گون شما را از راه او بازندارد! 

 

بخش هفتم: پيروان اهل بيت عليهم السلام و دشمنان ايشان 

 مَعاشِرَالنّاسِ، أَنَا صِراطُ الله الْمُسْتَقيمُ الَّذي أَمَرَكُمْ بِاتِّباعِهِ، ثُمَّ عَلِي مِنْ بَعْدي. ثُمَّ وُلْدي مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّةُ (الْهُدي)، يَهْدونَ إِلَي الْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلونَ. ثُمَّ قَرَأَ: «بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحيمِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِ الْعالَمينَ...» إِلي آخِرِها،

هان مردمان! صراط مستقيم خداوند منم كه شما را به پيروي آن امر فرموده. و پس از من علي است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پيشوايان راه راستند كه به درستي و راستي راهنمايند و به آن حكم و دعوت كنند. سپس پيامبر صلّي الله عليه و آله قرائت فرمود: «بسم الله الرّحمن الرّحيم الحمدللّه ربّ العالمين الرّحمن الرّحيم» - تا آخر سوره.

وَقالَ: فِي نَزَلَتْ وَفيهِمْ (وَالله) نَزَلَتْ، وَلَهُمْ عَمَّتْ وَإِيَّاهُمْ خَصَّتْ، أُولئكَ أَوْلِياءُالله الَّذينَ لاخَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاهُمْ يَحْزَنونَ، أَلا إِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُالْغاوُونَ إِخْوانُ الشَّياطينِ يوحي بَعْضُهُمْ إِلي بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُروراً. أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ ذَكَرَهُمُ الله في كِتابِهِ، فَقالَ عَزَّوَجَلَّ: (لاتَجِدُ قَوْماً يُؤمِنُونَ بِالله وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حادَّالله وَ رَسُولَهُ وَلَوْكانُوا آبائَهُمْ أَوْأَبْنائَهُمْ أَوْإِخْوانَهُمْ أَوْعَشيرَتَهُمْ، أُولئِكَ كَتَبَ في قُلوبِهِمُ الْإيمانَ) إِلي آخِرالآيَةِ.

هان! به خدا سوگند اين سوره درباره ي من نازل شده و شامل امامان مي باشد و به آنان اختصاص دارد. آنان اولياي خدايند كه ترس و اندوهي برايشان نيست، آگاه باشيد: البته حزب خدا چيره و غالب خواهد بود. هشدار كه: ستيزندگان با امامان، گمراه و همكاران شياطين اند. براي گمراهي مردمان، سخنان بيهوده و پوچ را به يكديگر مي رسانند. بدانيد كه خداوند از دوستان امامان در كتاب خود چنين ياد كرده: «[اي پيامبر ما] نمي يابي ايمانيان به خدا و روز بازپسين، كه ستيزه گران خدا و رسول را دوست ندارند، گرچه آنان پدران، برادران و خويشانشان باشند. آنان [كه چنين اند] خداوند ايمان را در دل هايشان نبشته است.» - تا آخر آيه.

أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الْمُؤْمِنونَ الَّذينَ وَصَفَهُمُ الله عَزَّوَجَلَّ فَقالَ: (الَّذينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدونَ). (أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ آمَنُوا وَلَمْ يَرْتابوا). أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ يدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِسَلامٍ آمِنينَ، تَتَلَقّاهُمُ الْمَلائِكَةُ بِالتَّسْليمِ يَقُولونَ: سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلوها خالِدينَ. أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمْ، لَهُمُ الْجَنَّةُ يُرْزَقونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذينَ يَصْلَونَ سَعيراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذينَ يَسْمَعونَ لِجَهَنَّمَ شَهيقاً وَ هِي تَفورُ وَ يَرَوْنَ لَهازَفيراً. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذينَ قالَ الله فيهِمْ: (كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها) الآية. أَلا إِنَّ أَعْدائَهُمُ الَّذينَ قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (كُلَّما أُلْقِي فيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَلَمْ يَأتِكُمْ نَذيرٌ، قالوا بَلي قَدْ جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبْنا وَ قُلنا مانَزَّلَ الله مِنْ شَيءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّ في ضَلالٍ كَبيرٍ) إِلي قَوله: (أَلافَسُحْقاً لاَِصْحابِ السَّعيرِ). أَلا إِنَّ أَوْلِيائَهُمُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبيرٌ.

هان! دوستداران امامان ايمانيان اند كه قرآن چنان توصيف فرموده: «آنان كه ايمان آورده و باور خود را به شرك نيالوده اند، در امان و در راه راست هستند.» هشدار! ياران پيشوايان كساني هستند كه به باور رسيده و از ترديد و انكار دور خواهند بود. هشدار! اولياي امامان آنانند كه با آرامش و سلام به بهشت درخواهند شد و فرشتگان با سلام آنان را پذيرفته، خواهند گفت: «درود بر شما كه پاك شده ايد. اينك داخل شويد كه در بهشت، جاودانه خواهيد بود.» هان! بهشت پاداش اولياي آنان است و در آن بي حساب روزي داده خواهند شد. هان! دشمنان آنان آن كساني اند كه در آتش درآيند. و همانا ناله ي افروزش جهنم را مي شنوند در حالي كه شعله هاي آتش زبانه مي كشد و زفير (صدي بازدم) جهنم را نيز درمي يابند. هان! خداوند درباره ي ستيزگران با آنان فرموده: «هرگاه امتي داخل جهنم شود همتاي خود را نفرين كند.» هشدار! كه دشمنان امامان همانانند كه خداوند درباره ي آنان فرموده: «هر گروهي از آنان داخل جهنم شود نگاهبانان مي پرسند: مگر برايتان ترساننده اي نيامد؟! مي گويند: چرا ترساننده آمد ليكن تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند وحي نفرستاده و شما نيستيد مگر در گمراهي بزرگ!» تا آن جا كه فرمايد: «هان! نابود باد دوزخيان!» هان! ياران امامان در نهان، از پروردگار خويش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ براي آنان خواهد بود. هان مردمان! چه بسيار راه است ميان آتش و پاداش بزرگ!

مَعاشِرَالنَاسِ، شَتّانَ مابَيْنَ السَّعيرِ وَالْأَجْرِ الْكَبيرِ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ الله وَلَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا (كُلُّ) مَنْ مَدَحَهُ الله وَ أَحَبَّهُ. مَعاشِرَ النّاسِ، أَلاوَإِنّي (أَنَا) النَّذيرُ و عَلِي الْبَشيرُ. (مَعاشِرَالنّاسِ)، أَلا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِي هادٍ. مَعاشِرَ النّاس (أَلا) وَ إِنّي نَبي وَ عَلِي وَصِيّي. (مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّي رَسولٌ وَ عَلِي الْإِمامُ وَالْوَصِي مِنْ بَعْدي، وَالْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ. أَلاوَإِنّي والِدُهُمْ وَهُمْ يَخْرُجونَ مِنْ صُلْبِهِ).

هان مردمان! خداوند ستيزه جويان ما را ناستوده و نفرين فرموده و دوستان ما را ستوده و دوست دارد. هان مردمان! بدانيد كه همانا من انذارگرم و علي مژده دهنده. هان! كه من بيم دهنده ام و علي راهنما. هان مردمان! بدانيد كه من پيامبرم و علي وصي من است. هان مردمان! بدانيد كه همانا من فرستاده و علي امام و وصي پس از من است. و امامان پس از او فرزندان اويند. آگاه باشيد! من والد آنانم ولي ايشان از نسل علي خواهند بود.

 

  بخش هشتم: حضرت مهدي عجل الله فرجه الشریف  

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِي. أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَي الدِّينِ. أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ. أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها. أَلا إِنَّهُ غالِبُ كُلِّ قَبيلَةٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ وَهاديها. أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَِوْلِياءِالله. أَلا إِنَّهُ النّاصِرُ لِدينِ الله. أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَميقٍ. أَلا إِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذي فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذي جَهْلٍ بِجَهْلِهِ. أَلا إِنَّهُ خِيَرَةُالله وَ مُخْتارُهُ. أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالُْمحيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ. أَلا إِنَّهُ الُْمخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَيِّدُ لاَِمْرِ آياتِهِ. أَلا إِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ. أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَيْهِ. أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَيْنَ يَدَيْهِ. أَلا إِنَّهُ الْباقي حُجَّةً وَلاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ. أَلا إِنَّهُ لاغالِبَ لَهُ وَلامَنْصورَ عَلَيْهِ. أَلاوَإِنَّهُ وَلِي الله في أَرْضِهِ، وَحَكَمُهُ في خَلْقِهِ، وَأَمينُهُ في سِرِّهِ وَ علانِيَتِهِ.

آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدي از ماست. هان! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود. هشدار! كه اوست انتقام گيرنده از ستمكاران. هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ي آنها. هشدار! كه اوست چيره بر تمامي قبايل مشركان و راهنماي آنان. هشدار! كه او خونخواه تمام اولياي خداست.  آگاه باشيد! اوست ياور دين خدا. هشدار! كه از دريايي ژرف پيمانه هايي افزون گيرد. هشدار! كه او به هر ارزشمندي به اندازه ي ارزش او، و به هر نادان و بي ارزشي به اندازه ي ناداني اش نيكي كند. هشدار! كه او نيكو و برگزيده ي خداوند است. هشدار! كه او وارث دانش ها و حاكم بر ادراك هاست. هان! بدانيد كه او از سوي پروردگارش سخن مي گويد و آيات و نشانه هاي او را برپا كند. بدانيد همانا اوست باليده و استوار. بيدار باشيد! هموست كه [اختيار امور جهانيان و آيين آنان ] به او واگذار شده است. آگاه باشيد! كه تمامي گذشتگان ظهور او را پيشگويي كرده اند. آگاه باشيد! كه اوست حجّت پايدار و پس از او حجّتي نخواهد بود.(2) درستي و راستي و نور و روشنايي تنها نزد اوست. هان! كسي بر او پيروز نخواهد شد و ستيزنده ي او ياري نخواهد گشت. آگاه باشيد كه او ولي خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.
2) اين تعبير به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت ديگر امامان ندارد زيرا آنان حجّت هاى پيشين اند كه دوباره رجعت خواهند نمود.

 

  بخش نهم: مطرح كردن بيعت

  مَعاشِرَالنّاسِ، إِنّي قَدْبَيَّنْتُ لَكُمْ وَأَفْهَمْتُكُمْ، وَ هذا عَلِي يُفْهِمُكُمْ بَعْدي. أَلاوَإِنِّي عِنْدَ انْقِضاءِ خُطْبَتي أَدْعُوكُمْ إِلي مُصافَقَتي عَلي بَيْعَتِهِ وَ الإِقْرارِبِهِ، ثُمَّ مُصافَقَتِهِ بَعْدي. أَلاوَإِنَّي قَدْ بايَعْتُ الله وَ عَلِي قَدْ بايَعَني. وَأَنَا آخِذُكُمْ بِالْبَيْعَةِ لَهُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ. (إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ الله، يَدُالله فَوْقَ أَيْديهِمْ. فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلي نَفْسِهِ، وَ مَنْ أَوْفي بِما عاهَدَ عَلَيْهُ الله فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً).

 هان مردمان! من پيام خدا را برايتان آشكار كرده تفهيم نمودم. و اين علي است كه پس از من شما را آگاه مي كند. اينك شما را مي خوانم كه پس از پايان خطبه با من و سپس با علي دست دهيد تا با او بيعت كرده به امامت او اقرار نماييد. آگاه باشيد من با خداوند و علي با من پيمان بسته و من اكنون از سوي خداي عزّوجل براي امامت او پيمان مي گيرم. «[اي پيامبر ]آنان كه با تو بيعت كنند هر آينه با خدا بيعت كرده اند. دست خدا بالاي دستان آنان است. و هر كس بيعت شكند، بر زيان خود شكسته، و آن كس كه بر پيمان خداوند استوار و باوفا باشد، خداوند به او پاداش بزرگي خواهد داد.

 

 بخش دهم: حلال و حرام، واجبات و محرمات

 مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ مِنْ شَعائرِالله، (فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِاعْتَمَرَ فَلاجُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما) الآيَة. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّواالْبَيْتَ، فَماوَرَدَهُ أَهْلُ بَيْتٍ إِلاَّ اسْتَغْنَوْا وَ أُبْشِروا، وَلاتَخَلَّفوا عَنْهُ إِلاّبَتَرُوا وَ افْتَقَرُوا. مَعاشِرَالنّاسِ، ماوَقَفَ بِالْمَوْقِفِ مُؤْمِنٌ إِلاَّغَفَرَالله لَهُ ماسَلَفَ مِنْ ذَنْبِهِ إِلي وَقْتِهِ ذالِكَ، فَإِذا انْقَضَتْ حَجَّتُهُ اسْتَأْنَفَ عَمَلَهُ. مَعاشِرَالنَّاسِ، الْحُجّاجُ مُعانُونَ وَ نَفَقاتُهُمْ مُخَلَّفَةٌ عَلَيْهِمْ وَالله لايُضيعُ أَجْرَالُْمحْسِنينَ. مَعاشِرَالنّاسِ، حُجُّوا الْبَيْتَ بِكَمالِ الدّينِ وَالتَّفَقُّهِ، وَلاتَنْصَرِفُوا عَنِ الْمشَاهِدِإِلاّ بِتَوْبَةٍ وَ إِقْلاعٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ كَما أَمَرَكُمُ الله عَزَّوَجَلَّ، فَإِنْ طالَ عَلَيْكُمُ الْأَمَدُ فَقَصَّرْتُمْ أَوْنَسِيتُمْ فَعَلِي وَلِيُّكُمْ وَمُبَيِّنٌ لَكُمْ، الَّذي نَصَبَهُ الله عَزَّوَجَلَّ لَكُمْ بَعْدي أَمينَ خَلْقِهِ. إِنَّهُ مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ تَخْلُفُ مِنْ ذُرِّيَّتي يُخْبِرونَكُمْ بِماتَسْأَلوُنَ عَنْهُ وَيُبَيِّنُونَ لَكُمْ ما لاتَعْلَمُونَ.

 هان مردمان! همانا حج و عمره از شعائر و آداب و رسوم خدايي است. پس زائران خانه ي خدا و عمره كنندگان بر صفا و مروه بسيار طواف كنند. هان مردمان! در خانه ي خدا حج گزاريد؛ كه هيچ خانداني داخل آن نشد مگر بي نياز شد و مژده گرفت، و كسي از آن روي برنگردانيد مگر بي بهره و نيازمند گرديد. هان مردمان! مؤمني در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد مگر اين كه خدا گناهان گذشته ي او را بيامرزد و بايسته است كه پس از پايان اعمال حج [با پرونده ي پاك ] كار خود را از سر گيرد. هان مردمان! حاجيان دستگيري شده اند و هزينه هاي سفرشان جبران مي شود و جايگزين آن به آنان خواهد رسيد. و البته خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نخواهد كرد. هان مردمان! خانه ي خدا را با دين كامل و دانش ژرفي آن ديدار كنيد و از زيارتگاهها جز با توبه و بازايستادن [از گناهان ] برنگرديد. هان مردمان! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهي كرديد يا از ياد برديد، علي صاحب اختيار و تبيين كننده ي بر شماست. خداوند عزّوجل او راپس از من امانتدار خويش در ميان آفريدگانش نهاده. همانا او از من و من از اويم. و او و فرزندان من از جانشينان او، پرسش هاي شما راپاسخ دهند و آن چه را نمي دانيد به شما مي آموزند.

أَلا إِنَّ الْحَلالَ وَالْحَرامَ أَكْثَرُمِنْ أَنْ أُحصِيَهُما وَأُعَرِّفَهُما فَآمُرَ بِالْحَلالِ وَ اَنهَي عَنِ الْحَرامِ في مَقامٍ واحِدٍ، فَأُمِرْتُ أَنْ آخُذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَالصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ ماجِئْتُ بِهِ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ في عَلِي أميرِالْمُؤْمِنينَ وَالأَوْصِياءِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذينَ هُمْ مِنِّي وَمِنْهُ إمامَةٌ فيهِمْ قائِمَةٌ، خاتِمُها الْمَهْدي إِلي يَوْمٍ يَلْقَي الله الَّذي يُقَدِّرُ وَ يَقْضي. مَعاشِرَالنّاسِ، وَ كُلُّ حَلالٍ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ وَكُلُّ حَرامٍ نَهَيْتُكُمْ عَنْهُ فَإِنِّي لَمْ أَرْجِعْ عَنْ ذالِكَ وَ لَمْ أُبَدِّلْ. أَلا فَاذْكُرُوا ذالِكَ وَاحْفَظُوهُ وَ تَواصَوْابِهِ، وَلا تُبَدِّلُوهُ وَلاتُغَيِّرُوهُ. أَلا وَ إِنِّي اُجَدِّدُالْقَوْلَ: أَلا فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَأْمُرُوا بِالْمَعْروفِ وَانْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ.

هان! روا و ناروا بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اين جا يكباره به روا فرمان دهم و از ناروا بازدارم. از اين روي مأمورم از شما بيعت بگيرم كه دست در دست من نهيد در مورد پذيرش آن چه از سوي خداوند آورده ام دربارۀ علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او كه آنان از من و اويند. و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدي است و استواري امامت تا روزي است كه او با خداوند قدر و قضا ديدار كند. هان مردمان! شما را به هرگونه روا و ناروا راهنمايي كردم و از آن هرگز برنمي گردم. بدانيد و آگاه باشيد! آن ها را ياد كنيد و نگه داريد و يكديگر را به آن توصيه نماييد و در آن [احكام خدا ]دگرگوني راه ندهيد. هشدار كه دوباره مي گويم: بيدار باشيد! نماز را به پا داريد. و زكات بپردازيد. و امر به معروف كنيد و از منكر بازداريد.

أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلي قَوْلي وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ يَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّي وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ، فَإِنَّهُ أَمْرٌ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ وَمِنِّي. وَلا أَمْرَ بِمَعْروفٍ وَلا نَهْي عَنْ مُنْكَرٍ إِلاَّمَعَ إِمامٍ مَعْصومٍ. مَعاشِرَالنّاسِ، الْقُرْآنُ يُعَرِّفُكُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدُهُ، وَعَرَّفْتُكُمْ إِنَّهُمْ مِنِّي وَمِنْهُ، حَيْثُ يَقُولُ الله في كِتابِهِ: (وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقِبِهِ). وَقُلْتُ: «لَنْ تَضِلُّوا ما إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما». مَعاشِرَالنّاسِ، التَّقْوي، التَّقْوي، وَاحْذَرُوا السّاعَةَ كَما قالَ الله عَزَّوَجَلَّ: (إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَيءٌ عَظيمٌ). اُذْكُرُوا الْمَماتَ (وَالْمَعادَ) وَالْحِسابَ وَالْمَوازينَ وَالُْمحاسَبَةَ بَيْنَ يَدَي رَبِّ الْعالَمينَ وَالثَّوابَ وَالْعِقابَ. فَمَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ أُثيبَ عَلَيْها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَيْسَ لَهُ فِي الجِنانِ نَصيبٌ.

و بدانيد كه ريشه ي امر به معروف اين است كه به گفته ي من [درباره ي امامت ] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگاري سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هيچ امر به معروف و نهي از منكري جز با امام معصوم تحقق و كمال نمي يابد. هان مردمان! قرآن بر شما روشن مي كند كه امامان پس از علي فرزندان اويند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من اند. چرا كه خداوند در كتاب خود مي گويد: «امامت را فرماني پايدار در نسل او قرار داد...» و من نيز گفته ام كه: «مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.»  هان مردمان! تقوا را، تقوا را رعايت كرده از سختي رستخيز بهراسيد همان گونه كه خداوند عزّوجل فرمود: «البته زمين لرزه ي روز رستاخيز حادثه ي بزرگ است...» مرگ، قيامت، و حساب و ميزان و محاسبه ي در برابر پروردگار جهانيان و پاداش كيفر را ياد كنيد. آن كه نيكي آورد، پاداش گيرد. و آن كه بدي كرد، بهره ي از بهشت نخواهد برد.

 

بخش یازدهم: بيعت گرفتن رسمي

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُوني بِكَفٍّ واحِدٍ في وَقْتٍ واحِدٍ، وَقَدْ أَمَرَنِي الله عَزَّوَجَلَّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الْإِقْرارَ بِما عَقَّدْتُ لِعَلِي أَميرِالْمُؤْمنينَ، وَلِمَنْ جاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنّي وَ مِنْهُ، عَلي ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّيَّتي مِنْ صُلْبِهِ. فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ: «إِنّا سامِعُونَ مُطيعُونَ راضُونَ مُنْقادُونَ لِما بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنا وَرَبِّكَ في أَمْرِ إِمامِنا عَلِي أَميرِالْمُؤْمِنينَ وَ مَنْ وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ. نُبايِعُكَ عَلي ذالِكَ بِقُلوُبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَأَيْدينا. علي ذالِكَ نَحْيي وَ عَلَيْهِ نَموتُ وَ عَلَيْهِ نُبْعَثُ. وَلانُغَيِّرُ وَلانُبَدِّلُ، وَلا نَشُكُّ (وَلانَجْحَدُ) وَلانَرْتابُ، وَلا نَرْجِعُ عَنِ الْعَهْدِ وَلا نَنْقُضُ الْميثاقَ.

هان مردمان! شما بيش از آنيد كه در يك زمان با يك دست من بيعت نماييد. از اين روي خداوند عزّوجل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگيرم و پيمان ولايت علي اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند؛ همان گونه كه اعلام كردم كه ذرّيّه من از نسل اوست. پس همگان بگوييد: «البتّه كه سخنان تو را شنيده پيروي مي كنيم و از آن ها خشنوديم و بر آن گردن گذار و بر آن چه از سوي پروردگارمان در امامت اماممان علي اميرالمؤمنين و امامان ديگر - از صلب او - به ما ابلاغ كردي، با تو پيمان مي بنديم با دل و جان و زبان و دست هايمان. با اين پيمان زنده ايم و با آن خواهيم مرد و با آن اعتقاد برانگيخته مي شويم. و هرگز آن را دگرگون نكرده شكّ و انكار نخواهيم داشت و از عهد و پيمان خود برنمي گرديم.

وَعَظْتَنا بِوَعْظِ الله في عَلِي أَميرِالْمؤْمِنينَ وَالْأَئِمَّةِ الَّذينَ ذَكَرْتَ مِنْ ذُرِّيتِكَ مِنْ وُلْدِهِ بَعْدَهُ، الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَ مَنْ نَصَبَهُ الله بَعْدَهُما. فَالْعَهْدُ وَالْميثاقُ لَهُمْ مَأْخُوذٌ مِنَّا، مِنْ قُلُوبِنا وَأَنْفُسِنا وَأَلْسِنَتِنا وَضَمائِرِنا وَأَيْدينا. مَنْ أَدْرَكَها بِيَدِهِ وَ إِلاَّ فَقَدْ أَقَرَّ بِلِسانِهِ، وَلا نَبْتَغي بِذالِكَ بَدَلاً وَلايَرَي الله مِنْ أَنْفُسِنا حِوَلاً. نَحْنُ نُؤَدّي ذالِكَ عَنْكَ الّداني والقاصي مِنْ اَوْلادِنا واَهالينا، وَ نُشْهِدُالله بِذالِكَ وَ كَفي بِالله شَهيداً وَأَنْتَ عَلَيْنا بِهِ شَهيدٌ». مَعاشِرَالنّاسِ، ماتَقُولونَ؟ فَإِنَّ الله يَعْلَمُ كُلَّ صَوْتٍ وَ خافِيَةَ كُلِّ نَفْسٍ، (فَمَنِ اهْتَدي فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها)، وَمَنْ بايَعَ فَإِنَّما يُبايِعُ الله، (يَدُالله فَوْقَ أَيْديهِمْ). مَعاشِرَالنّاسِ، فَبايِعُوا الله وَ بايِعُوني وَبايِعُوا عَلِيّاً أَميرَالْمُؤْمِنينَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَالْأَئِمَّةَ (مِنْهُمْ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ) كَلِمَةً باقِيَةً.

[اي رسول خدا] ما را به فرمان خدا پند دادي درباره ي علي اميرالمؤمنين و امامان از نسل خود و او، كه حسن و حسين و آنان كه خداوند پس از آنان برپا كرده است. پس عهد و پيمان از ما گرفته شد از دل و جان و زبان و روح و دستانمان. هر كس توانست با دست وگرنه با زبان پيمان بست. و هرگز پيمانمان را دگرگون نخواهيم كرد و خداوند از ما شكست عهد نبيند. و نيز فرمان تو را به نزديك و دور از فرزندان و خويشان خود خواهيم رسانيد و خداوند را بر آن گواه خواهيم گرفت. و هر آينه خداوند بر گواهي كافي است و تو نيز بر ما گواه باش.» هان مردمان! چه مي گوييد؟ همانا خداوند هر صدايي را مي شنود و آن را كه از دل ها مي گذرد مي داند. «هر آن كس هدايت پذيرفت، به خير خويش پذيرفته. و آن كه گمراه شد، به زيان خود رفته.» و هر كس بيعت كند، هر آينه با خداوند پيمان بسته؛ كه «دست خدا بالاي دستان آن هاست.» هان مردمان! اینك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان بنديد و با علي اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان پس از آنان از نسل آنان كه نشانه ي پايدارند در دنيا و آخرت.

يُهْلِكُ الله مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ مَنْ وَ في، (وَ مَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلي نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفي بِما عاهَدَ عَلَيْهُ الله فَسَيُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً). مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا الَّذي قُلْتُ لَكُمْ وَسَلِّمُوا عَلي عَلي بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ، وَقُولُوا: (سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصيرُ)، وَ قُولوا: (اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِي لَوْلا أَنْ هَدانَا الله) الآية. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ فَضائِلَ عَلي بْنِ أَبي طالِبٍ عِنْدَالله عَزَّوَجَلَّ - وَ قَدْ أَنْزَلَهافِي الْقُرْآنِ - أَكْثَرُ مِنْ أَنْ أُحْصِيَها في مَقامٍ واحِدٍ، فَمَنْ أَنْبَاَكُمْ بِها وَ عَرَفَها فَصَدِّقُوهُ. مَعاشِرَالنّاسِ، مَنْ يُطِعِ الله وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّاً وَ الْأَئِمَةَ الَّذينَ ذَكرْتُهُمْ فَقَدْ فازَفَوْزاً عَظيماً.

خداوند مكّاران را تباه مي كند و به باوفايان مهر مي ورزد. «هر كه پيمان شكند» جز اين نيست كه به زيان خود گام برداشته، و هر كه بر عهدي كه با خدا بسته پابرجا ماند، به زودي خدا او را پاداش بزرگي خواهد داد.» هان مردمان! آن چه بر شما برگفتم بگوييد و به علي با لقب اميرالمؤمنين سلام كنيد و بگوييد: «شنيديم و فرمان مي بريم پروردگارا، آمرزشت خواهيم و بازگشت به سوي تو است.» و نيز بگوييد: «تمام سپاس و ستايش خدايي راست كه ما را به اين راهنمايي فرمود وگرنه راه نمي يافتيم» - تا آخر آيه. هان مردمان! هر آينه برتري هاي علي بن ابي طالب نزد خداوند عزّوجل - كه در قرآن نازل فرموده - بيش از آن است كه من يكباره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آن ها را شناخت او را تصديق و تأييد كنيد. هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و علي و اماماني كه نام بردم پيروي كند، به رستگاري بزرگي دست يافته است.

مَعاشِرَالنَّاسِ، السّابِقُونَ إِلي مُبايَعَتِهِ وَ مُوالاتِهِ وَ التَّسْليمِ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنينَ أُولئكَ هُمُ الْفائزُونَ في جَنّاتِ النَّعيمِ. مَعاشِرَالنّاسِ، قُولُوا ما يَرْضَي الله بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ، فَإِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَميعاً فَلَنْ يَضُرَّالله شَيْئاً. اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ (بِما أَدَّيْتُ وَأَمَرْتُ) وَاغْضِبْ عَلَي (الْجاحِدينَ) الْكافِرينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ.

هان مردمان! سبقت جويان به بيعت و پيمان و سرپرستي او و سلام بر او با لقب اميرالمؤمنين، رستگارانند و در بهشت هاي پربهره خواهند بود. هان مردمان! آن چه خدا را خشنود كند بگوييد. پس اگر شما و تمامي زمينيان كفران ورزند، خدا را زياني نخواهد رسانيد. پروردگارا، آنان را كه به آن چه ادا كردم و فرمان دادم ايمان آوردند، بيامرز. و بر منكران كافر خشم گير! و الحمدللّه ربّ العالمين

منبع : سایت بچه هاي قلم www.BGH.ir

 

حضرت زهرا سلام الله علیها : لقد قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم  ، مثل الامام مثل الكعبه اذ توتي و لا تاتي

 

حضرت زهرا سلام الله علیها : لقد قال رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم : مثل الامام مثل الكعبه اذ توتي و لا تاتي
حضرت زهرا سلام الله علیها : رسول خداصلي الله عليه وآله وسلم فرمود مثل امام (مثل علي ) , همانند كعبه است , كه مردم به سراغ آن مي روند , نه آنكه كعبه به سراغ مردم بيايد

 

حضرت زهرا س : اما والله لو تركوا الحق علي اهله و اتبعوا عتره نبيه لما اختلف في الله اثنان , و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتي يقوم قائا التاسع من ولد الحسين

 

حضرت زهرا سلام الله علیها : اما والله لو تركوا الحق علي اهله و اتبعوا عتره نبيه لما اختلف في الله اثنان , و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتي يقوم قائا التاسع من ولد الحسين
حضرت زهرا سلام الله علیها : به خدا سوگند! اگر حق را به اهلش واگذار مي كردند و از عترت تبعیت  مي نمودند , دو نفر هم (در حكم خداوند) با يكديگر اختلاف نمي كردند , و  حق تا قائم ما , فرزند نهم حسين , از جانشيني به جانشيني ديگر به ارث مي رسيد

 

 امام باقر عليه السّلام : اسلام روى پنج پايه نهاده شده: نماز و زكات و روزه و حج و ولايت و چنان كه براى ولايت (در روز غدير خم يا در عالم ميثاق) فرياد زده شد، براى هيچ چيزى ديگر فرياد زده نشد

 

 امام باقر عليه السّلام فرمودند: اسلام روى پنج پايه نهاده شده: نماز و زكاة و روزه و حج و ولايت و چنان كه براى ولايت (در روز غدير خم يا در عالم ميثاق) فرياد زده شد، براى هيچ چيزى ديگر فرياد زده نشد. /  اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 29

 

امام صادق عليه السلام : .....روز عيد غدير بهترين عيد ما وآن روز هيجدهم ماه ذي الحجه است ، ودر روز جمعه نيز اتفاق افتاده است ، و همچنين قائم ما اهل بيت در روز جمعه قيام مي نمايد.....

 

ألسبت لنا ، والاحد لشيعتنا ، والاثنين لاعدائنا ، والثلاثاء لبني أمية ، والاربعاء يوم شرب الدواء ، والخميس تقضي فيه الحوائج ، والجمعة للتنظف والتطيب ، وهو عيد المسلمين وهو أفضل من الفطر والاضحي ، ويوم الغدير أفضل الاعياد ، وهو ثامن عشر من ذي الحجة وکان يوم الجمعة . ويخرج قائمنا أهل البيت يوم الجمعة ، وتقوم القيامة يوم الجمعة ، وما من عمل يوم الجمعة أفضل من الصلاة علي محمد وآله
 محمد بن أبي عمير ، از جمعي ، از امام صادق عليه السلام نقل کرده که حضرت فرمود روز شنبه از آن ما ويکشنبه از آن شيعيان ماست و دوشنبه از آن دشمنان ، وسه شنبه روز بني اميه وچهار شنبه روز دوا ودار وخوردن و پنجشنبه روز برآورده شدن حوائج وجمعه براي نظافت وتميزي وخوشبوئي ، و اين روز عيد مسلمانان و برتر از عيد فطر وقربان است - و روز عيد غدير بهترين عيد ما وآن روز هيجدهم ماه ذي الحجه است ، ودر روز جمعه نيز اتفاق افتاده است ، و همچنين قائم ما اهل بيت در روز جمعه قيام مي نمايد ، وروز قيامت نيز در روز جمعه واقع ميشود . وهيج عملي در روز جمعه بهتر از صلوات فرستادن بر محمد وآل محمد نمي باشد . /  الخصال : ج‍ 2 ص‍ 394 ب‍ 7 ح‍ 101/ روضة الواعظين : ج‍ 2 ص‍ 392  / وسائل الشيعة : ج‍ 5 ص‍ 66 - 67 ب‍ 40 ح‍ 18/ إثبات الهداة : ج‍ 3 ص‍ 496 ب‍ 32 ف‍ 8 ح‍ 257

 

امام رضا علیه السلام : خداوند در روز غدير، ولايت را بر اهل آسمانهای هفت‏گانه عرضه نمود. پس اهل آسمان هفتم نسبت به آن سبقت گرفتند و خداوند با ولايت عرش را زينت داد.....

 

رواه عن الرضا ع قال... و في يوم الغدير عرض الله الولايه علي أهل السماوات السبع فتسبق إليها أهل السماء السابعه فزين بها العرش ثم سبق إليها أهل السماء الرابعه فزينها بالبيت المعمور ثم سبق إليها أهل السماء الدنيا فزينها بالکواکب ثم عرضها علي الأرضين فسبقت مکه فزينها بالکعبه ثم سبقت إليها المدينه فزينها بالمصطفي محمد ص ثم سبقت إليها الکوفه فزينها بأمير المؤمنين ع و عرضها علي الجبال فأول جبل أقر بذلک ثلاثه أجبل [أجبال] العقيق و جبل الفيروزج و جبل الياقوت فصارت هذه الجبال جبالهن و أفضل الجواهر ثم سبقت إليها جبال أخر فصارت معادن الذهب و الفضه و ما لم يقر بذلک و لم يقبل صارت لا تنبت شيئا و عرضت في ذلک اليوم علي المياه فما قبل منها صار عذبا و ما أنکر صار ملحا أجاجا و عرضها في ذلک اليوم علي النبات فما قبله صار حلوا طيبا و ما لم يقبل صار مرا ثم عرضها في ذلک اليوم علي الطير فما قبلها صار فصيحا مصوتا و ما أنکرها صار أخرس مثل اللکن و مثل المؤمنين في قبولهم ولاء أمير المؤمنين في يوم غدير خم کمثل الملائکه في سجودهم لآدم و مثل من أبي ولايه أمير المؤمنين في يوم الغدير مثل إبليس و في هذا اليوم أنزلت هذه الآيه الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ و ما بعث الله نبيا إلا و کان يوم بعثه مثل يوم الغدير عنده و عرف حرمته إذ نصب لأمته وصيا و خليفه من بعده في ذلک اليوم
از امام رضا(ع) روايت شده که فرمودند: خداوند در روز غدير، ولايت را بر اهل آسمانهاي هفت‏گانه عرضه نمود. پس اهل آسمان هفتم نسبت به آن سبقت گرفتند و خداوند با ولايت عرش را زينت داد. سپس اهل آسمان چهارم به ولايت سبقت گرفتند و خداوند آسمان دنيا را با کواکب زينت بخشيد. سپس خداوند ولايت را بر زمينها عرضه کرد پس مکه سبقت گرفت و خداوند مکه را با کعبه زينت داد. سپس مدينه به ولايت سبقت گرفت پس خداوند با محمد مصطفي(ص) مدينه را زينت بخشيد. سپس کوفه به ولايت سبقت گرفت، پس خداوند با اميرالمؤمنين(ع) کوفه را زينت داد. و خداوند ولايت را بر کوهها عرضه کرد، پس اول کوهي که به آن اقرار نمود سه کوه بودند، کوه عقيق و کوه فيروز و کوه ياقوت که اين کوهها کوههاي آن مناطق (سرزمينهاي مکه و مدينه و کوفه) و با فضيلت
ترين جواهر شدند. سپس کوههاي ديگر به ولايت سبقت گرفتند و معادن طلا و نقره شدند. و آنچيزها که به ولايت اقرار نکردند و قبول نکردند، آنگونه شدند که چيزي از آنها نميرويد. و ولايت در آن روز بر آنها عرضه شد. پس آبي که آن را پذيرفت، سرد و شيرين شد و آبي که ولايت را انکار نمود، شور و تلخ و زننده شد. و خداوند ولايت را در آن روز بر گياهان عرضه کرد، پس گياهي که آن را قبول کرد شيرين و طيب شد و آنچه قبول نکرد، تلخ شد. سپس خداوند آن روز ولايت را بر پرندگان عرضه نمود، پس پرندگاني که ولايت را پذيرفتند فصيح و با صوت (زيبا) شدند و پرندگاني که آن را انکار کردند گنگ شدند مثل الکن. و مثل مؤمنين در قبول ولايت اميرالمؤمنين(ع) در روز غدير خم، مثل ملائکه است در سجده آنان بر آدم و مثل کسي که از ولايت اميرالمؤمنين در روز غدير ابا نمود، مثل ابليس است و در اين روز اين آيه نازل شد. و خداوند نبي اي را مبعوث نکرده مگر اينکه روز مبعوث شدن او نزد او مثل روز غدير است و هنگامي که وصي اي و خليفه ‏اي بعد خود را در آن روز براي امتش منصوب مي‏کند حرمت آن روز را مي‏شناسد./ إقبال ‏الأعمال ص465 فصل فيما نذکره من فضل صوم يوم الغدير

 

امام رضا علیه السلام : .....مثل مؤمنين در قبول ولايت اميرالمؤمنين(ع) در روز غدير خم، مثل ملائکه است در سجده آنان بر آدم و مثل کسي که از ولايت اميرالمؤمنين در روز غدير ابا نمود، مثل ابليس است.....

 

 

اوج و کمال دين در روز غدير خم مطرح شد

 

 

امام، امامت نعمت است. اعتقاد به امام و رفتار صحيح در قبال امام ، جزء‌دينيات است

 

 

سيد ما رسول الله(ص) در روز غدير خم از مردم براي مولي اميرالمومنين(ع) بيعت گرفتند. عموم مردم به خصوص حضار در غدير خم ، صد و اندي روز بعد در زمان رحلت سيد ما رسول الله(ص) بيعتشان را شکستند.  اگر مردم همراهي مي‌کردند، مولي علي بن ابيطالب(ع) بنا داشتند برنامه عظيم و عجيبي را در بين خلايق بپا کنند،  ولی مردم بيعتشان را شکستند. مولي علي‌بن ابيطالب(ع) ابزارهايي را که براي آن برنامه عظيمشان آماده کرده بودند برگرداندند. در بين مردم نگذاشتند و برگرداندند،  يعني ديگر با عنوان ملک در ميدان نيامدند بلکه به عنوان يک مربي دلسوز آمدند

 

حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه سوم خويش مي فرمايند: من ملتي را مثل شما نميشناسم که اينگونه عهد شکن و بد برخورد باشند. جنازه رسول خدا را در دست ما گذاشته، رها کرديد و عهد و پيمانهاي ميانتان را بريده فراموش کرديد و ولايت امام علي(ع) و ما اهلبيت را انکار کرديد و حق مسلم ما را بازنگردانديد گويا از حادثه روز غدير خم آگاهي نداريد ! سوگند به خدا که رسول گرامي اسلام در آن روز ولايت علي(ع) را مطرح کرد و از مردم بيعت گرفت تا اميد شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نمايد ولي شما رشته هاي پيوند معنوي ميان پيامبر و خودتان را پاره کرديد و اين را بدانيد که خداوند در دنيا و اخرت بين ما و شما داوري خواهد کرد. / الامامه و السياسه ج 1 ص 12و 14 / بحار الانوار ج 28 ص 205 / الاحتجاج ص51(طبرسي)/ الغدير ج 5 ص 372/ اعيان الشيعه ج2 ص 463 / اعلام النساء ج 4 ص 114 / امالي ص 50 / نهج الحياه ص 128

مفهوم عدل نزد اميرالمؤمنين(ع) :
علي بن ابيطالب(ع) در روز غدير خم به عنوان امام، امير و وليّ مردم معرفي شدند و تمام حاجيان با ايشان بيعت کردند، سپس آيه نازل شد که "اَلْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَکُمُ اْلإِسْلامَ دينًا" ، امروز من دين را بر شما کامل کردم و باب تمام نعمات را به روي شما باز کردم و اسلام را به عنوان دين مرضيّ قرار دادم. اين ماجرا بايد تحت امامت و ولايت و امارت علي بن ابيطالب(ع) به کار گرفته و استفاده مي‌شد، اما عموم مسلمين سرباز زدند و قبول نکردند. اگر قبول مي‌کردند، و بر بيعت‌شان باقي مي‌ماندند چه بايد مي‌شد؟ اميرالمؤمنين(ع) با توجه به دينيات کامل شده و نعمات جاري شده مسلمين را رشد و ارتقاء مي‌دادند، در خلال ده سال بعد يا بيست سال بعد و يا بيست و پنج سال بعد جامعه مسلمين را از ابعاد مختلف رشد مي‌دادند؛ به عبارت ديگر بايد جامعه مسلمين را از نقطه "الف" به نقطه "ب" مي‌رساندند که نقطه "ب" بسيار عالي‌تر از نقطه "الف" بود، اما مسلمين به خاطر سرباز زدن از امامت و ولايت و امارت اميرالمؤمنين(ع) از اين رشد و ارتقاء تا نقطه "ب" محروم شدند؛ بعد از رسول‌الله(ص) جامعه مسلمين سير نزولي را طي کرد؛ به جاي اينکه به قلّه برود، به عمق رفت! اميرالمؤمنين(ع) بعد از بيست و پنج سال بر مسند قدرت نشستند، يک مفهوم را در بين مسلمين بسيار مطرح مي‌کنند و آن اينکه "مسلمين! شما در خلال اين بيست و پنج سال بايد از نقطه "الف" به نقطه "ب" مي‌رفتيد، اما نه تنها به سمت قله نرفتيد، بلکه به درّه فرو رفتيد، و حالا بايد اين اختلافِ از عمق تا اوج را، اين اختلاف از درّه تا قلّه را جبران کنيد." اين مفهوم اسمش عدل است. پس در مفهوم عدل دو قسمت وجود دارد، بيرون آوردن جامعه از عمق درّه و رساندن آن به قلّه‌اي که اگر مانع سر راهش نبود بايد به آنجا مي‌رسيد. نجات مردم از موقعيت‌هاي "مَغْضُوبٌ عَلَيْهِمْ" و "ضالّين" و قرار دادن آنها بر "صِراطَ الَّذينَ أنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ". بدين خاطر شما در کلام اميرالمؤمنين(ع) واژه عدل را بسيار مي‌يابيد

 

در روز عيد غدير چه اتفاقي افتاد؟ در زمان شريعت پنجم يعني شريعت محمدي(ص) تمام آن قسمتهايي از دين که در شريعتهاي گذشته نمي‌توانست جاري بشود، و پهلوانهاي عالم در گذشته نمي‌توانستند آن دانه‌هاي درشتهاي دين را پايين بياورند، سيّد ما اين کار را انجام دادند. عناصر درشت دين را گرفتند و به عمق آوردند

 

در روز عيد غدير چه اتفاقي افتاد؟..... پس از اينکه در خلال چند هزار سال مقداري از کلمه دين بصورت شريعتهاي چهارگانه و هر کدام کاملتر از قبلي در دنيا جاري شده بود، ديگر زمانه زمانه‌اي بود که بايد کاملترين دين بيايد، آن ديني که ديگر بعد از آن دين ديگري مطرح نباشد، لذا در زمان شريعت پنجم يعني شريعت محمدي(ص) تمام آن قسمتهايي از دين که در شريعتهاي گذشته نمي‌توانست جاري بشود، و پهلوانهاي عالم در گذشته نمي‌توانستند آن دانه‌هاي درشتهاي دين را پايين بياورند، سيّد ما اين کار را انجام دادند. عناصر درشت دين را گرفتند و به عمق آوردند

 

جشن فارغ التحصيلي تمام پيغمبران و اوصياء پيغمبران . جشن گرامي داشت زحمات و رشادتها و شهامت ها و زخمها و مصيبت هاي وارده بر پيامبران . جشن فارغ التحصيلي ، جشن کارنامه دادن . روز عيد غدير خم

 

" اَلسَّابِقوُنَ السَّابِقوُن اولئکَ المُقَرَّبوُن " در دنيا ، وظيفه هدايت امت را بر دوش گرفتند و قبل از آن و در طي آن ـ قبل از هدايت امت و در خلال هدايت امت ـ بيشتر از آن چيزي که به هدايت امت بپردازند به رشد خودشان مي پرداختند . وظيفه اي روي دوششان احساس مي کردند ، بايد بالا بروند . هر چه بالاتر مقربتر ، هر چه بالاتر حجب کمتر و در نتيجه مقربتر . هر کدامشان مقداري از حجابهايي را که در مسير" انا لله " درمسير پايين آمدن ازآنها عبور کرده بودند ـ عبور داده شده بودند و به پايين آورده شده بودند ـ سعي مي کردند پاره کنند و مقداري بالا بروند ولي عمرشان کفاف نمي داد . سير زندگي " اَلسَّابِقوُنَ السَّابِقوُن " را شما از وجهي تقريباً شبيه سير سازندگان ديوار چين مي توانيد مثال بزنيد . البته ، اگر مي گويند شخصي مثل شير مي ماند ، يعني از جنبه شجاعت و از جنبه هيبت ، نه اينکه جسم شخص نيز مثل شير مي ماند کسي نيايد فردا بگويد که سازندگان ديوار چين يک مشت برده بودند ، ببينيد منظور گوينده چيست ؟ وکدام وجه از اين ماجرا مد نظراست . سازندگان ديوار چين در يک زمان نبودند ، در طي چند صد سال ديوار چين ساخته شد . دسته اول آمدند و زحمت کشيدند و مقداري از ديوار را ساختند ، يواش يواش فوت کردند در خلال رفتنشان کساني ديگر آمدند و به ساختن مشغول شدند . چندين و چند نسل به ساختن ديوار چين مشغول بودند تا سر انجام ، ديوار چين به اين صورت کنوني در آمد . از زمان آدم (ع) تا زمان خاتم (ص) ، " اَلسَّابِقوُنَ اَلسَّابِقوُن " مشغول بودند و هر کدام قسمتي از اين نقب را در ضخامت عوالم ايجاد کردند ـ چه زحمتهاي طاقت فرسايي ـ تا اينکه بتوانند قدمي بالاتر بروند و حجاب آن مکان را زايل کنند . بايد خالص تر مي شدند ، بايد بيشتر تعليم و تربيت مي شدند ، بايد سبک تر مي شدند ، بايد لطيف تر مي شدند تا قدمي بالاتر برده شوند ، تا اينکه پايان اين نقب در روز جشني واقع شد . جشن فارغ التحصيلي تمام پيغمبران و اوصياء پيغمبران . جشن گرامي داشت زحمات و رشادتها و شهامت ها و زخمها و مصيبت هاي وارده بر پيامبران . جشن فارغ التحصيلي ، جشن کارنامه دادن . روز عيد غدير خم . آن کسيکه بيشتر از همه در اين نقب زحمت کشيده بود ، آن معلم نمونه نقب زنندگان يعني پيامبران ، معلم نمونه يعني اميرالمؤمنين (ع)گرامي داشته مي شود و به عنوان امام نقب زنندگان و به عنوان امام حنيفان و به عنوان امام بر پيامبران و اوصياي پيامبران ، به عنوان امام کساني که مي خواهند اليه رجعت کنند ، معرفي شد . همه بدانند که آن معلم پنهان کيست . چه کسي اين کار را کرد . مسئول ماجرا ، مسئول کل بشر ، سيد بشر ، مسئول نقب زنندگان . خداوند در آن جشن فارغ التحصيلي ماجرا را مطرح مي کند : اي کساني که طي هزار و اندي سال اين همه زحمت کشيديد و قسمتهايي را در ميان حجب عوالم نقب زديد و توانستيد خاصيتي که در آن مکان قرار داده شده بود ، بسوي پايينيان جاري کنيد و قابل استفاده قرار بدهيد ، مدام محبتها را ، چيزهايي را که در خلال حجب بود پايين آورديد و اين ماجرا را کامل و کاملتر کرديد . امروز " اَکمَلْتُ لَکُم دينَکُم " است . شما از نعمات عجيب و غريبي که در خلال حجب قرار داده بودند ، براي کار در عوالم پايين تر استفاده کرديد تا اينکه آخرين حفر کنندگان اين حجب توانستند آن قسمتي از حجب را که شما خيل پيامبران نتوانستيد آنها را حفر کنيد ، حفر کنند . يعني حضرت رسول الله (ص) . ايشان ادامه نقب را در عوالم حفر کرد و باب استفاده تمام نعماتي که در خلال عوالم مختلف قرار داده شده بود را به روي استفاده کنندگان در پايين باز کرد . لذا خداوند مي فرمايد : " و اَتمَمْتُ عَلَيکُم نِعمَتي "  اگر مي فرمايد نعمتم را بر شما تمام کردم ، تمام نعمتم را بر شما فرستادم ، منظور اين نيست که تمام نعمتهاي الهي به دست اصحاب شمال و اصحاب يمين و اَلسَّابِقوُنَ السَّابِقوُن آمد . نه بلکه راهش باز شد ، هر کسي بتواند در اين مسير بالاتر رود " اليه راجعون " ، مي تواند از نعماتي که در ارتفاعات بالاتر قرار داده شده و عظيم تر و در حْسن تر است ، آنها را درپايين ترها استفاده کند . بابش باز شد . جشن عيد غدير خم جشن تمام انبيا و اوصياء انبيا است ، جشن غدير خم به خاطر بزرگ معلم اين ماجرا بپا شد ، تا اين معلم معرفي شود . کسي که امام نقب زننده گان است و امامٍ مربيانٍ رفته از ميان اين نقب است . ماجراي نقب زدن تا زمان عيد غدير خم کامل شد ، ديگر چه نيازي به ديگران بود ؟ مي بينيم که از آن زمان به بعد تازه نفرات اصلي پاي درميدان مي گذارند . يعني چه کساني ؟ ائمه عليهم السلام . جشن فارغ التحصيلي نيست ، آقا شما زحمت کشيديد ، اين هم مدرکتان ، ديگر برويد سراغ کار خودتان . نه ، زحمت کشيده شده و نقب زده شده است حالا مردم بايد از ميان اين نقب عبور داده شوند ، بايد کساني مردم را راهنمايي کنند ، بايد روش عبور از اين نقب به مردم تعليم و تربيت بشود ، لذا اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام روش عبور کردن از ميان حجب را مي آموزند . طبق برنامه الهي به آموختن روش رجعت بسوي خدا شروع مي کنند . در خلال آموختن و در خلال دعوت ، کساني مطلب را متوجه مي شوند و مطلب را مي گيرند و طبق آن الگو رفتار مي کنند و در ميان حجب بالا مي روند و به عبارت ديگر هر کسي طبق آن چيزي که خودشان فرمودند به " حبل الله " وجود اهل بيت عليهم السلام چنگ بزند او را بالا مي کشند . اعتصام به حبل الله چگونه ميسر است ؟ خداوند اعتصام را در قرآن ، در چند در جه توصيف مي کند و بهترين نوع وصل شدن به حبل الله اين است که از طريق ريسمان وصل نشوي بلکه دستت را در دستشان بگذاري . بله ؟ کداميک بهتر است ؟ از اين بهتر هم وجود دارد ؟ بله ، اصلاً چنان به دستشان بچسبي که پاره تنشان باشي . شدني است ؟ بله . آنجا که مي فرمايند " فَاِنّه مِنّي "  او از ماست . چگونه چنين چيزي ميسر است ؟ با " فَمَنْ تَبِعَني "  با تبعيت از هدايت . اهل بيت عليهم السلام چنان انسانها را به خودشان وصل مي کنند که بين آن انسانها و خودشان هيچ جدايي نباشد . دست شما خود شما نيست ولي جدا از شما هم نيست . اهل بيت عليهم السلام آمدند و روش عبور از ميان اين نقب را در ماجراي " انا اليه راجعون " به ما آموختند و ما را به اين حرکت دعوت کردند . عموم مردم بها ندادند و قليلي بها دادند . " اَلسَّابِقوُنَ السَّابِقوُن " ، کساني که با شنيدن اين کلام از همديگر سبقت گرفتند و رفتند ، از همديگر سبقت گرفتند و در خلال حجب بالا رفتند . " ثُلّهٌ مِنَ الاَوّلين و قَليلٌ مِنَ الاخِرين "  يک تعدادي از آنها در قبل از اسلام بودند و تعداد کمي و قليلي از آنها بعد از صدر اسلام هستند تا زمان ظهور امام زمان .....

 

خداوند در روز غدير خم دين را کامل کرد ، نعمات را جاري کرد ، جمع بين اين دو را دين مرضي ناميد

 

بعد از فوت سيد بزرگوار ما حضرت رسول الله (ص) ، اميرالمؤمنين (ع) تشريف مي آورند در مسجد و مي فرمايند : " من قرآن را جمع و جور کرده ام و توضيحاتي در کنار آن نوشته ام ، از من بگيريد " . مردم مي گويند : " يا علي ما به قرآن شما نيازي نداريم " . عجب ! خداوند در روز غدير خم دين را کامل کرد ، نعمات را جاري کرد ، جمع بين اين دو را دين مرضي ناميد ، در يک جمله بخواهيم بگوييم ، در روز غدير خم خداوند متعال باب دين مرضي را بر جامعه مسلمين باز کرد . چشمه اش را باز کرد . يکي از مقولات دين مرضي ، کوثر هست . بعد از رسول الله (ص) ، مردم اميرالمؤمنين(ع) را قبول نکردند . قبول نمي کنند ؟! خب ، اين همه محبتها ، اين همه نعمات ، اين همه خيرات ، زماني مي تواند بين مردم رواج داشته باشد که صاحبش هم بالاي سرآنها باشد و مردم هم صاحب را قبول کنند وگرنه نمي توانند از پس ماجرا بربيايند . لذا اميرالمؤمنين (ع) قرآن را با خودش برد ، امارت و امامت و ولايتش را از مردم دريغ کرد ، کوثر را از مردم دريغ کرد ، حنيفيت را از مردم دريغ کرد ، نعمات خاصه را از مردم دريغ کرد ، در يک جمله دين مرضي را از مردم دريغ کرد . مردم بودند و محروميتهاي فراوان ، لذا جامعه محروم شد . مستضعفين اينها هستند . خودشان باعث استضعاف خودشان شدند . شايد بگوييد نه ، ما خيلي غني هستيم . در مقايسه با چه چيزي داريد مي گوئيد ما غني هستيم ؟ در مقايسه با جامعه خوبان و متنعّمان در زمان حکومت حقه ؟ خودتان را بررسي بکنيد ، آن موقع مي فهميد [که] کم داريد يا زياد داريد يا مساوي هستيد ؟

 

روز غدير خم همه چيز کامل مي‌شود، سيّد ما رسول الله(ص) دست اميرالمومنين(ع) را مي‌گيرند و بالاي عرش مي‌نشانند و مي‌فرمايند الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَکُمُ اْلاِسْلامَ دينًا.  يعني از اين لحظه عرش به موقعيتي رسيده که ميشود از طريق آن تمام نعمات الهي، در عمق جاري شود

 

رواه عن الرضا ع قال... و في يوم الغدير عرض الله الولايه علي أهل السماوات السبع فتسبق إليها أهل السماء السابعه فزين بها العرش ثم سبق إليها أهل السماء الرابعه فزينها بالبيت المعمور ثم سبق إليها أهل السماء الدنيا فزينها بالکواکب ثم عرضها علي الأرضين فسبقت مکه فزينها بالکعبه ثم سبقت إليها المدينه فزينها بالمصطفي محمد ص ثم سبقت إليها الکوفه فزينها بأمير المؤمنين ع و عرضها علي الجبال فأول جبل أقر بذلک ثلاثه أجبل [أجبال] العقيق و جبل الفيروزج و جبل الياقوت فصارت هذه الجبال جبالهن و أفضل الجواهر ثم سبقت إليها جبال أخر فصارت معادن الذهب و الفضه و ما لم يقر بذلک و لم يقبل صارت لا تنبت شيئا و عرضت في ذلک اليوم علي المياه فما قبل منها صار عذبا و ما أنکر صار ملحا أجاجا و عرضها في ذلک اليوم علي النبات فما قبله صار حلوا طيبا و ما لم يقبل صار مرا ثم عرضها في ذلک اليوم علي الطير فما قبلها صار فصيحا مصوتا و ما أنکرها صار أخرس مثل اللکن و مثل المؤمنين في قبولهم ولاء أمير المؤمنين في يوم غدير خم کمثل الملائکه في سجودهم لآدم و مثل من أبي ولايه أمير المؤمنين في يوم الغدير مثل إبليس و في هذا اليوم أنزلت هذه الآيه الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ و ما بعث الله نبيا إلا و کان يوم بعثه مثل يوم الغدير عنده و عرف حرمته إذ نصب لأمته وصيا و خليفه من بعده في ذلک اليوم
از امام رضا(ع) روايت شده که فرمودند: خداوند در روز غدير، ولايت را بر اهل آسمانهاي هفت‏گانه عرضه نمود. پس اهل آسمان هفتم نسبت به آن سبقت گرفتند و خداوند با ولايت عرش را زينت داد. سپس اهل آسمان چهارم به ولايت سبقت گرفتند و خداوند آسمان دنيا را با کواکب زينت بخشيد. سپس خداوند ولايت را بر زمينها عرضه کرد پس مکه سبقت گرفت و خداوند مکه را با کعبه زينت داد. سپس مدينه به ولايت سبقت گرفت پس خداوند با محمد مصطفي(ص) مدينه را زينت بخشيد. سپس کوفه به ولايت سبقت گرفت، پس خداوند با اميرالمؤمنين(ع) کوفه را زينت داد. و خداوند ولايت را بر کوهها عرضه کرد، پس اول کوهي که به آن اقرار نمود سه کوه بودند، کوه عقيق و کوه فيروز و کوه ياقوت که اين کوهها کوههاي آن مناطق (سرزمينهاي مکه و مدينه و کوفه) و با فضيلت
ترين جواهر شدند. سپس کوههاي ديگر به ولايت سبقت گرفتند و معادن طلا و نقره شدند. و آنچيزها که به ولايت اقرار نکردند و قبول نکردند، آنگونه شدند که چيزي از آنها نميرويد. و ولايت در آن روز بر آنها عرضه شد. پس آبي که آن را پذيرفت، سرد و شيرين شد و آبي که ولايت را انکار نمود، شور و تلخ و زننده شد. و خداوند ولايت را در آن روز بر گياهان عرضه کرد، پس گياهي که آن را قبول کرد شيرين و طيب شد و آنچه قبول نکرد، تلخ شد. سپس خداوند آن روز ولايت را بر پرندگان عرضه نمود، پس پرندگاني که ولايت را پذيرفتند فصيح و با صوت (زيبا) شدند و پرندگاني که آن را انکار کردند گنگ شدند مثل الکن. و مثل مؤمنين در قبول ولايت اميرالمؤمنين(ع) در روز غدير خم، مثل ملائکه است در سجده آنان بر آدم و مثل کسي که از ولايت اميرالمؤمنين در روز غدير ابا نمود، مثل ابليس است و در اين روز اين آيه نازل شد. و خداوند نبي اي را مبعوث نکرده مگر اينکه روز مبعوث شدن او نزد او مثل روز غدير است و هنگامي که وصي اي و خليفه ‏اي بعد خود را در آن روز براي امتش منصوب مي‏کند حرمت آن روز را مي‏شناسد./ إقبال ‏الأعمال ص465 فصل فيما نذکره من فضل صوم يوم الغدير

 

در غدير خم ابتدا حضرت رسول الله (ص) مي‏فرمايند: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهذاعَلِيٌّ مَوْلَاهُ  هر کسي من ولي او هستم، علي ابن ابيطالب هم ولي اوست. و نمي‏فرمايد، علي (ع) فقط در آينده، ولي او است. پيوسته حضرت رسول الله (ص) از جانب خدا ولي بر خلايق بوده ‏اند، لذا پيوسته علي ابن ابيطالب (ع) به واسطه رسول الله، از جانب خداـ نه فقط بعد از رسول الله(ص)ـ ولي بر خلايق هستند

 

 

آيه‌اي که در عيد غدير خم است شامل سه قسمت است، الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي، اين قسمت دوم، قسمت سوم عبارت است از: وَ رَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِيناً. قسمت اول يعني اکمال دين در همان زمان صدر اسلام واقع شد يعني در خود عيد غدير خم واقع شد، قسمت دوم در حوالي ظهور کامل مي‌شود و قسمت سوم بعد از ظهور کامل مي‌شود

 

 

سيد ما رسول الله محمد مصطفي (ص)، در روز عيد غدير خم يک نردبان عظيم را که شامل سه سري پله هست در ظرف وجود مولا اميرالمؤمنين(ع) قرار دادند. اگر مردم آن زمان قبول مي‌کردند ايشان همان زمان مردم را در ارتفاعات فضل، رفعت مي‌دادند. يعني ابتدا در دين کامل، بعد در نعمات، در تمام نعمات، سپس در دين مرضي، اما مردم قبول نکردند

 

 

در روز عيد غدير خم، مردم نخواستند که از پلکاني که توسط اميرالمؤمنين(ع) و در وجود اميرالمؤمنين(ع) نصب شد بالا بروند، يعني به فاصله چند روز بعد از عيد غدير، مردم زير بيعتشان زدند. لذا مولا اميرالمؤمنين(ع) اين نردبان برافراشته در ارتفاع را، اين نردبان الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ را در زمين زمان خوابانيدند.....

 

 

روز عيد غدير خم .....آن معلم نمونه نقب زنندگان يعني پيامبران ، معلم نمونه يعني اميرالمؤمنين (ع) گرامي داشته مي شود و به عنوان امام نقب زنندگان و به عنوان امام حنيفان و به عنوان امام بر پيامبران و اوصياي پيامبران ، به عنوان امام کساني که مي خواهند اليه رجعت کنند ، معرفي شد . همه بدانند که آن معلم پنهان کيست

 

 

الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِيناً.....کمال دين در صدر اسلام جاري شد، اتمام نعمات در حوالي ظهور کامل مي‌شود، و دين مرضي، بعد از ظهور جاري مي‌شود......وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي لَهُمْ

 

 

هديه اي که خداوند در روز غدير خم جاري مي فرمايد ، آن آيه " اَليَوم اَکْمَلْتُ لَکُم دينَکُم " به قدري عظمت دارد که وقتي واردش مي شوي هيچ کس به فکرش نمي رسيد اين آيه هديه جشن فارغ التحصيلي دوره اول است ، دوره اول وظيفه اي اهل بيت عليهم السلام و شاگردانشان يعني دسته اي از السابقون السابقون

 

 

تبعيت يعني پيروي همه جانبه حتی در اميال.....سني‌ها در ماجراي سقیفه بني ساعده از سيد ما رسول الله، تبعيت نکردند، هر چند ميل آقا را مي‌دانستند. به عنوان يک حداقل داريم مي‌گوييم که سني‌ها تبعيت نکردند پس بايد نگران باشند. جون خداوند در قرآن مي‌فرمايد: فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

 

 

بعد از رسول الله (ص) ، مردم اميرالمؤمنين(ع) را قبول نکردند .....لذا اميرالمؤمنين (ع) قرآن را با خودش برد ، امارت و امامت و ولايتش را از مردم دريغ کرد ، کوثر را از مردم دريغ کرد ، حنيفيت را از مردم دريغ کرد ، نعمات خاصه را از مردم دريغ کرد ، در يک جمله دين مرضي را از مردم دريغ کرد

 

 

روز غدير خم .....وقتي که بالاترين ارتفاعات هم نقب زده شد ، ديگر مي شد بالاترين دينييات را پايين آورد . لذا " اَليَوْم اَکْمَلْتُ لَکُم دينَکُم " . ديگر مي شد بالاترين قوا ، بالاترين نعمتها را آورد تمام نعمتهائي را که در خلال عوالم هست ، مي شود آورد چون کل اين مسير نقب زده شده است

 

 

به استناد آيه سوم در سوره ‌مائده يعني آیه غدير خم، که ميفرمايد اَلْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي ما ‌دو گونه مقوله در نظام الهي