|
سخنان
امام حسین صلوات الله علیه از
مکه تا کربلا :
خارج از مکه ( در ذات عروق؟)،
در پاسخ عبداللّه بن جعفر و عمروبن سعيد
"اِنَّى
رَاءَيْتُ رُؤْياً فيها رَسُولُاللّه صلّى اللّه عليه
و آله وَاُمِرْتُ
فيها بِاَمْرٍ اَنَا ماضٍ لَهُ عَلَىَّ كانَ اَو لى"
. "... ما حَدَّثْتُ اَحَداً بِها وَما اَنَا
مُحَدِّث بِها حَتّى اَلْقى رَبِّى" .
"...
اءمَّا بَعد فَاِنَّه لَمْ يُشاقِق اللّه ورَسوله من
دعا الى اللّه عزّوجلَّ وَعَمِلَ صالِحاً وقالَ اِنّنى
مِنَ الْمسلِمينَ وَقدْ دَعوتُ اِلى الايمانِ والْبرِّ
والصِّلة فَخيْرُ الاَمانِ اَمانُا للّه
ولَنْ يُؤ منَاللّه يَوم الْقِيامَة مَنْ لَمْْ
يَخفهُ فِى الدُّنيا فَنساءَلُاللّهَ مَخافَة فِى
الدُّنيا تُوجبُ لَنا اَمانَهُ يَومَالْقيامَة
فَاِنْ نَويْتَ
بِالكِتاب صلَتِى وَبرِّى فجُزيت خَيْراً فِى الدُّنيا
والا خرة ؛ والسَّلامُ"
بنا به نقل طبرى و ابن اثير از امام سجاد عليه السلام
چهارمين كسى كه به حسين بن على عليهما السلام پيشنهاد
مى نمود كه از سفر عراق منصرف گردد و در اين مورد
اصرار مى ورزيد عبداللّه بن جعفر بود كه پس از حركت
امام عليه السلام از مكه طى نامه اى كه به وسيله دو
فرزندش عون و محمد به حضور امام ارسال داشت چنين نگاشت
: امّا بعد: به خدا سوگندت مى دهم كه با رسيدن اين
نامه از سفرى كه در پيش گرفته اى منصرف و به شهر مكه
مراجعت كنى ؛ زيرا مى ترسم كه تو در اين سفر كشته شوى
و فرزندانت مستاءصل و با كشته شدن تو كه پرچم هدايت و
اميد مؤ منان هستى نور خدا خاموش گردد در حركت خود
تعجيل نكن كه من نيز متعاقبا خود را به تو مى رسانم
.عبداللّه بن جعفر پس از ارسال اين نامه بلافاصله با
عمروبن سعيد - كه از سوى يزيد بن معاويه به جاى وليد
استاندار معزول مدينه به استاندارى منصوب و به ظاهر به
عنوان امير حاج ولى در واقع براى انجام ماءموريت ترور
امام عليه السلام آن روزها در مكه به سر مى برد -
ملاقات و از وى درخواست نمود كه امان نامه اى به امام
عليه السلام بنويسد كه شايد در مراجعت آن حضرت مؤ ثر
افتد و براى تاءكيد موضوع و اطمينان بيشتر رضايت عمرو
بن سعيد را جلب نمود كه برادرش يحيى بن سعيد را در
رساندن امان نامه به همراه عبداللّه به خدمت امام عليه
السلام اعزام نمايد. چون عبداللّه
با همراهى يحيى در بيرون مكه به قافله امام عليه
السلام رسيد در ضمن تسليم امان نامه تقاضاى خود و يحيى
بن سعيد را حضورا مطرح و انصراف امام را از تصميم
مسافرت عراق درخواست نمود. آن
حضرت در پاسخ عبداللّه و يحيى بن سعيد فرمود:"انى
راءيت رؤيا ..." ؛ من رسول
خدا را در خواب ديدم در اين خواب به دستور وى به امر
مهمى ماءموريت يافته ام كه بايد آن را تعقيب نمايم
خواه به نفع من تمام بشود يا به ضرر من
".عبداللّه
در باره اين خواب و ماءموريتى كه امام به آن اشاره
نمود توضيح بيشترى خواست كه آن حضرت چنين پاسخ داد:
"
ما
حَدَّثْتُ اَحَداًبِها و..." ؛
من اين خواب را به كسى نگفته ام و تا زنده هستم با كسى
در ميان نخواهم گذاشت
".
و نامه ذيل را نيز در پاسخ امان نامه عمروبن
سعيد نگاشت :"اما
بعد: راه مخالفت باخدا و پيامبر نپيموده است كسى كه به
سوى خدا و رسولش دعوت نموده و عمل صالح انجام دهد و
تسليم اوامر حق گردد. امان نامه اى فرستاده
اى و در ضمن
آن وعده ارتباط صميمى و صلح و سازش نسبت به ما داده اى
ولى بهترين امانها، امان خداوند است و كسى كه در دين ،
ترس از خدا نداشته باشد در آخرت از امان او برخوردار
نخواهد بود از پيشگاه خداوند درخواست توفيق خوف و خشيت
در اين دنيا داريم تا در آخرت مشمول امانش گرديم و اگر
منظور تو از اين امان نامه واقعا خير و صلح و صفا باشد
در دنيا و آخرت ماءجور خواهى بود والسلام."
ترجمه و توضيح لغات :
لَمْ يُشاقِق (از شاق ): مخالفت ورزيد، دشمنى
نمود. اءُمِرْتُ: مجهول است : ماءمور شده ام . اَنَا
ماضٍ لهُ: من انجام خواهم داد. عَلَىَّ كانَ اوْلى :
به ضررم تمام شود يا به نفعم . جُزيتَ: مجهول مخاطب
است : پاداش داده مى شوى
سخنان
امام حسین صلوات الله علیه از
مکه تا کربلا :
در حاجر،
دومين نامه به مردم كوفه
اَمّا بَعْدُ: فَقَدْ
وَرَدَ عَلَىَّ كِتابُ مُسْلِمِ بنِ عَقيل يُخْبِرُنى
بِاجْتِماعِكُمْ عَلى نَصْرِنا وَالطَّلَبِ بِحَقِّنا
فَسَاءَلْتُاللّهَ اَنْ يُحْسِنَ لَنَا الصُّنْعَ
وَيُثيبَكُمْ عَلى ذلِكَ اَعْظَمَ الاَجْرِ
وَقَدْ شَخَصْتُ اِلَيْكُمْ مِنْ مَكَّةَ يَومَ
الثّلاثاءِ لَِثمانٍ مَضَيْنَ مِنْ ذى الْحِجَّةِ
فَإ ذا قَدِمَ عَلَيْكُمْ رَسُولى فَانْكَمِشُوا فى
اَمْرِكُمْ فَاِنِّى قادمٌ فى اَيّامى هذِهِ
وقتى حسين بن على عليهما السلام
در مسير خود به سوى كوفه به منزلى به نام "حاجر" وارد
گرديد اين نامه را خطاب به مردم كوفه و در پاسخ نامه
مسلم بن عقيل نگاشت و به وسيله قيس بن مسهر صيداوى به
آنان ارسال داشت : "اما بعد: نامه مسلم بن عقيل را كه
مشعر به اجتماع و هماهنگى شما در راه نصرت و يارى ما
خاندان و مطالبه حق ما بود دريافت نمودم از خداوند
مسئلت دارم كه آينده همه ما را به خير و شمارا موفق و
در اين اتحاد و اتفاق بر شما ثواب و اجر عظيم عنايت
فرمايد. من هم روز سه شنبه هشتم ذيحجه از مكه به سوى
شما حركت نموده ام با رسيدن پيك من ، شماها به كارهاى
خويش به سرعت سروسامان بخشيد كه خود من نيز در اين چند
روزه وارد خواهم گرديد"
ترجمه و توضيح لغات :
صُنعَ (به ضمّ و كسر
صاد): آنچه انجام مى پذيرد. يُثيِبُ (از اَثابَهُ
اِثابَةً): جزاى نيك دادن . شَخَصْتُ:(از شخوص ): حركت
نمودن . ثَلاثاءِ: سه شنبه . اِنْكِماش : سرعت نمودن ،
به سرعت به كارها سروسامان بخشيدن . قُدُوم : وارد شدن
مسافر
سخنان
امام حسین صلوات الله علیه از
مکه تا کربلا :
در
مسیر كوفه
اِنَّ هؤُلاءِ اَخافُونى وَهذِهِ
كُتُبُ اَهْلِ الْكُوفَة وَهُمْ قاتِلى فَاِذا
فَعَلُوا ذلِكَ وَلَمْ يَدَعُو اللّه مُحَرَّماً اِلاّ
انْتَهَكُوهُ بَعَثَ اللّهُ اِلَيْهِم مَنْ يُذِلّهُمِ
حَتّى يَكُونُوا اَذَلَّ مِنْ فِرامِ الْمَراءَةِ
ابن كثير دمشقى
و ابن نما از مردى از اهل كوفه نقل نموده اند كه من پس
از آنكه اعمال حج را انجام دادم به سرعت به كوفه
مراجعت نمودم و در مسير خود به چند خيمه برخوردم و از
صاحب آن خيمه ها پرسيدم ، گفتند اين خيمه ها متعلق به
حسين بن على است . با شنيدن اين جمله و به اشتياق
زيارت فرزند پيامبر حركت نموده به سراغ خيمه اختصاصى
آن حضرت رفتم . او را در قيافه مردى كه دوران پيرى را
شروع كرده باشد در يافتم و ديدم مشغول قرائت قرآن است
و قطرات اشك از صورت و محاسن شريفش سرازير است عرضه
داشتم پدر و مادرم فداى تو باد اى فرزند دختر پيامبر!
چه انگيزه اى تو را به اين بيابان بى آب و علف كشانده
است ؟ امام در پاسخ من چنين فرمود: "اِنَّ هؤُلاءِ
اَخافُونى وَهذِهِ كُتُبُ اَهْلِ الْكُوفَة ..." از
طرفى اين بنى اميه مرا تهديد نمودند و (از طرف ديگر)
اينها دعوتنامه هاى مردم كوفه است كه به سوى من
فرستاده اند و همين مردم كوفه هستند كه مرا به قتل
خواهند رسانيد و چون دست به اين جنايت زدند و احترام
دستورات و اوامر خدا را درهم شكستند خدا نيز كسى را بر
آنان مسلط خواهد نمود كه آنها را به قتل برساند و
آنچنان خوار و ذليلشان بكند كه ذليل تر از كهنه پاره
زنان گردند".

|