www.AzmeZohoor.ir

   

And the earth shall beam with the light of its Lord

27- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش بيست و هفتم (ماه صفر 5 - ویژه نامه انبیاء و رسل علیهم السلام 1)

خدايا! تو را شکر مي‌کنم که در زمانه مهدي و بر دين مهدي که همان دين جدّش رسول‌الله هست قرارم دادي، و از بين مقولات مربوطِ به مهدي(عج) نه تاریخچه او برايم جلب توجه مي‌کند و نه دنبال ارتباط جسمي و يا روحي با او هستم؛ هر چند که مشتاق رؤيت او هستم، اما تاکنون چنين توفيقي نداشته‌ام؛ و نه چنينم که بنشينم و در انتظار او گريسته و دعا کنم! بلکه دغدغه مرا دنبال اصلاح خود و اصلاح عالَم بودن قرار داده‌اي، يعني همان چيزي را که دغدغه رسولان گرامي‌ات(عليهم‌السلام) قرار دادي؛ آنجا که ابراهيم(ع) فرمود: "رَبِّ هَبْ لي حُکْمًا وَ أَلْحِقْني بِالصّالِحينَ" و نيز سليمان(ع) مي‌فرمايد: "رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلي والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني بِرَحْمَتِکَ في عِبادِکَ الصّالِحينَ"

 

 

طبق آيات قرآن اين صالحين هستند که با رفتارها و صادره‌هايشان بهشتِ بعد از ظهور را برپا مي‌کنند....رسولان(عليهم‌السلام) چقدر اصرار داشتند که جزو اين دسته از افراد باشند، از جمله سليمان(ع)، با اينکه خداوند توفيق مُلک و اصلاح سرزمين را در حدّ عالي به ايشان عطا کرده بود، چنين تفکري داشت که: حيف است من دنبال برپايي مُلک اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع) نباشم، حيف است که دنبال اصلاح وسيع‌تر و عالي‌تر عالَم نباشم؛ لذا از خدا درخواست مي‌کند که "رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلي والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني بِرَحْمَتِکَ في عِبادِکَ الصّالِحينَ"

 

 

خداوند به انسان قابليّت‌هاي عجيبي عطا کرده است، که قابليت‌ها و توان‌هاي رسولان(ع) در اوج اين قابليت‌ها است. اگر قرار باشد انسان در عالم مادي بيايد، در عالم مادي زندگي کند و در همين عالم مادي از بين برود تا در قيامت دوباره زنده شود، پس چرا اينهمه ابعاد به انسان‌ها داده شد؟ و چرا انسان اشرف مخلوقات شمرده شد؟ چرا انسان از پنج نوع خاک سرشته شد؟ چرا اينهمه توان‌ها و اينهمه مقدورات و اينهمه آزادي عمل‌ها بر انسان جاري شد؟ اگر انسان اينها را قبل از قيامت به کار نگيرد، آيا اينها عبث نمي‌شود؟

 

 

خداوند متعال به انبياء و رسل(ع) بهشت ظهور را معرفي کرد، و انبياء و رسل(ع) هم اقوام‌شان را با بهشت ظهور آشنا کردند

 

 

تمام رسولان که نخبگان بشر هستند مانند ماهياني هستند در درياي وجود اولواالعزم مربوط به خودشان؛ ماهي بدون آب مي‌ميرد، حتي رسولان الهي بدون اولواالعزم مربوط به خودشان هيچ هستند، و تمام رسولان(ع) حتي "اولواالعزم من الرسل" بدون رسول‌الله(ص) هيچ هستند، يعني تمام انبياء و رسل(ع) در درياي نور وجود رسول‌الله(ص) بود که شنا کردند، زندگي کردند، تغذيه شدند و ديگران را تغذيه کردند

 

 

تمام انبياء و رسل(ع) با بهشت ظهور آشنا بودند و دنبال برپايي بهشت ظهور بودند

 

 

سرقفلي ظهور امام زمان دست انبياء و رسل است

 

 

رسول کسي است که در عوالم بالا مي‌رود و مأمور به ارسال است و دارد ارسال مي‌کند

 

 

رسالت يعني چه؟ رسالت با نبوت چه فرقي دارد؟‌ شما در يک جمله، در يک عبارت معناي اين دو را يادتان باشد. رسول محبتها و ‌نعمات، ‌نبي اخبار،‌ فرق رسالت و نبوت اين است

 

 

رسول محبتها و نعمات، نبي اخبار. ‌نبي، خبرها را مي‌آورد، ‌اخبار دين را مي‌آورد نه مقولات ديگر دين را، ولي رسول علاوه بر اخبار، نعمات و محبتها و چيزهاي مختلف را مي‌تواند بياورد. تمام رسولان نبي هستند ولي هر نبي، نمي‌تواند رسول باشد

 

 

رسولان(ع) با تشريف‌فرمايي و گذاشتن قدومشان به عمق عالم، سبب اصلاحات فراوان در نظام عالم شدند. نظام بشر با نظام عالم گره زده شد و مُجري اين ماجرا، انبياء و رسولان(ع) و بخصوص رسولان بودند

 

 

وقتي خداوند مي فرمايد: هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَ دِينِ الْحَقِّ منظور اين است که حضرت رسول الله(ص) در قبال هدايت و دين مقوله‌ای فراتر از نبوت را انجام داد ، ايشان هدايت و دين را رسالت کرد. هم اخبارش را آورد ، هم نعمات و محبتهايش را گرفت و پائين آورد

 

 

‌جبرئيل، رسولِ اخبار است، جبرئيل نمي‌تواند رسول محبتها باشد ، اگررسالت هم در مورد جبرئيل مطرح مي‌شود چون برخي نعمات کوچک را مي‌تواند پائين بياورد زيرا جبرئيل نمي‌تواند از عالم ملائک فراتر برود ، براي اينکه اهل اطاعت است ، محدود به عوالم عمق است. فقط با تبعيت مي‌شود بالاتر رفت. راه تبعيت هم فقط به روي انس و جن باز است

 

 

آن کساني که مي‌گويند معجزه براي اثبات رسالت و نبوت است آنها دارند کلام ضعيفي را مي‌گويند. معجزه براي اثبات نبوت و رسالت، هم هست

 

 

‌ايمان به انبياء ‌و کتبشان و آن چيزي که به انبياء نازل شده يکي از ايمانياتي است که از ماخواسته شده است، منتهي آن ايمانيات بايد به صورتي باشد که براي انسان خاصيت داشته باشد

 

 

نبوت يعني "مطالبي را از غيب در شهود آوردن و نزد اهل شهود مطرح کردن"

 

 

نبي بايد به غيب الهي راه داشته باشد

 

 

ما مأمور به ايمان به خدا و به رسولان هستيم

 

 

اگر من و شما به خدا و رسولان ايمان بياوريم بايد در وجودمان نور باشد. ايمان آثار و تبعات فراوان دارد که در قرآن مذکور است، اگر ما واقعاً به خدا و رسولان(ع) ايمان داشته باشيم، بايد آثار ايمان در وجود ما عيان باشد

 

 

ما بينش و عقيده‌مان و به تبع آن آثار اين عقيده‌مان نسبت به انبياء(ع) بايد به گونه‌اي باشد که عملاً در زندگي‌مان خاصيت داشته باشد

 

 

از بهترين چيزهايي که در پيشگاه خدا يافت مي‌شود وجود مقدس سيد ما رسول الله(ص) است. بايد از ايشان بهره ببريم و از مهمترين عناصري که در قالب سيد ما رسول الله(ص) است رحمت است

 

 

اَوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ چه کسي است؟ سيد ما رسول الله(ص) است يعني رحمة للعالمين. خداوند ابتدا رحمت را در عمق عالم قرار داد و سپس ما را به دنبال ايشان آورد.البته جسم شريف ايشان پس از بسياري از انسانها به دنيا آورده شد ولي ايشان با جنبه نوری خود اولين نفری هستند که در محدوده آسمانها و زمين خلق شدند و ما به دنبال ايشان و در نور ايشان خلق شديم و ايشان رحمت است

 

 

ايمان به رسولان يعني اينکه ما بدانيم و اشراف داشته باشيم که ايشان چگونه به سوي ظهور راه سازي کردند و از همان راه حرکت کنيم. چنين ايماني براي ما خاصيت دارد. اگر ما در قرآن به "ايمان به رسولان" دعوت شده‌ايم به اين خاطر است و اين ايمان از اين جنبه براي ما خاصيت دارد

 

 

وَ ما أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ، بايد به همه آن چيزهايي که خداوند به انبياء(ع) اتي کرده ايمان داشته باشيم. لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ، هيچ تفاوتي بين آنها نيست، تمام ايشان از خدا ابزار ظهور تحويل گرفتند، تمامشان به سوي ظهور راه‌سازي کردند. ابزار گرفتند، سر راه گذاشتند، تا من و شما آنها را برداريم و براي ظهور مولايمان استفاده کنيم. روش را گذاشتند و از دنيا رفتند

 

 

ما علاوه بر ايمان[به انبیاء] ، بايد بگوييم: قبول داريم وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، و نه تنها به همان صورتيکه اين انبياء(ع) راهسازي کردند، ابزار گرفتند و خودشان استفاده کردند و براي ما گذاشتند و روش استفاده از اين ابزارها در مسير بسوي ظهور را ارائه کردند، ايمان ميآوريم، بلکه تسليم‌وار آن چيزهايي را که فرمودند انجام مي‌دهيم و جلو مي‌رويم

 

 

اهل بيت(ع) هستند که از "اشتباه" معصوم هستند، از "فراموشي" معصوم هستند، لکن انبياء(ع) از "گناه" معصوم هستند، نه از "اشتباه و فراموشي"

 

 

به استناد يک آية قرآن، خداوند سرقفلي ظهور امام زمان را به دست انبياء و رسل داده است و آن آیه وَ يُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ است. اين بزرگواران دنبال اين بودند که "کلماتي شوند" و "مظهر کلمات" شوند تا به اين وسيله بتوانند احقاق حق کنند و دولت ابليس را از کرة زمين زايل کنند و مُلک اهل بيت عصمت و طهارت(ع) را برپا کنند و خودشان رعيت مُلک اهل بيت(ع) باشند

 

 

ما اگر در شريعت‌هاي مختلف و يا در پيغمبرهاي مختلف رفتارهاي مختلف مي‌بينيم، به اين معنا نيست که سيره‌ها عوض شد. سيره ثابت است، سيره تغيير نمي‌کند. سيره خداوندي ثابت است، مصاديق فرق مي‌کند، رفتارهايِ براساس سيره در شرايط مختلفي که خدا قرار مي‌دهد تفاوت مي‌کند.....رسول الله(ص) سيره شان اين بود وَ ما تَشاؤُنَ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللَّهُ

 

 

يا بني‌آدم إِمّا يَأْتِيَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ زماني که خداوند از بين شما رسولاني براي شما قرار داد، يَقُصُّونَ عَلَيْکُمْ آياتي اينها آيات من را براي شما نقل مي‌کنند.....اگر موسي(ع) آيات را آورد، به لحاظ رسالتش نبود. رسول، آيات را قصه مي‌کند. پس اگر موسي(ع) توانست آيات را بياورد، علاوه بر رسالت، جنبه‌هاي ديگري داشت

 

يا بَني آدَمَ إِمّا يَأْتِيَنَّکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْکُمْ آياتي فَمَنِ اتَّقي وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (35)
اي فرزندان آدم! اگر رسولاني از خود شما به سراغتان بيايند که آيات مرا براي شما بازگو کنند، (از آنها پيروي کنيد؛) کساني که تقوا و پرهيزگاري پيشه کنند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسي بر آنهاست و نه غمناک مي‌شوند

 

ما اوج موسي(ع) را نبوت و رسالت ايشان نمي‌دانيم. رسالت از نبوت بالاتر است. به رسول اجازه داده مي‌‌شود که آيات خدا را نقل کند يَقُصُّونَ عَلَيْکُمْ آياتي ..... ما نياييم موسي(ع) را نگاه کنيم و هر چه ايشان داشته را به عنوان "تعريف رسول" مطرح کنيم

 

 

السابقون هميشه السابقون هستند،‌ چه در آتش عالم ذر، چه در همنشيني با انبياء(ع)، چه در يوم الله غدير خم، چه در کربلا، چه در يوم الله ظهور و چه در حوادث قبل از ظهور، هميشه پيش قدم هستند

 

 

يک اصل، يک درس که اگر انسان با اين درس سراغ داستان انبياء(ع) برود بسيار بهره مي‌برد: هرگاه در قرآن از قول انبياء(ع) کلامي مطرح شود، آن کلام مربوط به آخرين درسشان است.....ابراهيم(ع) مي‌فرمايد: إِنّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ حَنيفًا وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکينَ، اين ماجرا مربوط به آخرين درس ابراهيم(ع) است. تا آن تاريخ

 

 

تمام دينياتي که در خلال چند هزار سال بر انبياء(ع) جاري شد يک طرف و آن دينياتي که در خلال بيست وسه سال بر سيّد ما رسول‌الله(ص) جاري شد در طرف ديگر، آن بيست وسه سال دينيات از آن چند هزار سال دينيات بيشتر است

 

 

در اين زمان اگر ما طالب ظهور مولايمان هستيم، طالب اصلاح در ظهور مولايمان هستيم، بايد سعي کنيم که از لحاظ صفات به انبياء(ع) نزديک شويم

 

 

شريعه يعني چه؟ يعني قسمتي از کلمه‌ي دين را به سوي عمق جاري کردن، شريعت يعني اين. کلمه‌ي دين در فضاي کلماتي قرار دارد، چرا ساير انبياء(ع) نتوانستند صاحب شريعت شوند؟ چون يا تا فضاي کلماتي بسيار فاصله داشتند و يا اگر به آن فضا رسيدند آن قدر توان نداشتند که قسمت بزرگي از دين را .....پائين بياورند.....

 

 

قيمت سيد ما رسول الله به اين است، ايشان موقعيتهاي بزرگي در عالم داشتند و دارند ولي براي خودشان اينطور مي‌نويسند که وقتي که پاي به دنيا بگذارند مانند من و شما، به صورت يک کودک خالي از معلومات و خاطرات پاي به دنيا مي‌گذارند و از نقطه صفر شروع ‌کنند، يعني در حجابي از نوزادي و کودکي قرار گيرند

 

 

خوبان عالم را از جنبه به عمق آمدن به سه دسته تقسيم مي‌کنيم : 1_ دسته اول: آدم(ع) و عیسی(ع):  اين دو بزرگوار تمام چيزهايي که داشتند با خود آوردند. 2_ دسته دوم: عموم انبياء(ع). وقتي به عمق آمدند، کار را از صفر شروع کردند، تمام موقعيتهاي عوالمي‌ خود را يا کنار گذاشتند و يا از آنها گرفته شد، بعضي‌ها خود کنار گذاشتند و به عمق آمدند و از بسياري‌ هم گرفته شد و سپس به عمق فرستاده شدند. 3_ دسته سوم: اهل بيت(ع): که وقتي به دنيا تشريف آوردند با تمام فضائلي که داشتند تشريف آوردند ولي همه آنها را به کناري گذاشته و استفاده نکردند

 

 

قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ يارسول الله بگو من هم بشري هستم مثل شما، فقط يک چيز من را از شما متمايز مي‌کند و آن وحي الهي است، زمانی‌که به من وحي شود که: استفاده کن ، آن‌وقت من از جنبه‌هاي بالاتر استفاده مي‌کنم

 

 

بايد دوباره برخي از نعمات و محبتها و موقعيتهايي که بشر در زمان آدم(ع) و سپس در زمان برخي از انبياء(ع) از دست داده را به دست بياوريم. يکي از موقعيتها بهشت آدم است

 

 

انبياء و رسل، تمام فکر و ذکرشان آينده بود ، آنهم نه آينده خودشان ، بلکه برپايي ظهور امام زمان

 

 

 
 
 
 
   

www.AzmeZohoor.ir