www.AzmeZohoor.ir

   

And the earth shall beam with the light of its Lord

30- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش سی ام (ماه ربیع الاول 2 - ویژه نامه انبیاء و رسل علیهم السلام 4)

اولواالعزم من الرسل کساني هستند که بيشترين عزم را نسبت به امام زمان(ع)‌ از خود نشان دادند

 

 

به خاطر مهدي(عج) مقوله اولواالعزمي در اين پنج نفر ثبت شد، و ايشان به خاطر امام زمان اولواالعزم من الرسل ناميده شدند

 

حمران عن أبي جعفر ع قال:... ثم قال أ لست بربکم قالوا بلي شهدنا أن تقولوا يوم القيامة إنا کنا عن هذا غافلين قال ثم أخذ الميثاق علي النبيين فقال أ لست بربکم ثم قال و إن هذا محمد رسول الله و إن هذا علي أمير المؤمنين قالوا بلي فثبتت لهم النبوة و أخذ الميثاق علي أولي العزم ألا إني ربکم و محمد رسولي و علي أمير المؤمنين و أوصياؤه من بعده ولاة أمري و خزان علمي و إن المهدي أنتصر به لديني و أظهر به دولتي و أنتقم به من أعدائي و أعبد به طوعا و کرها قالوا أقررنا و شهدنا يا رب و لم يجحد آدم و لم يقر فثبتت العزيمة لهؤلاء الخمسة في المهدي و لم يکن لآدم عزم علي الإقرار به و هو قوله عز و جل وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلي آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً قال إنما يعني فترک
امام باقر (ع) فرمودند: خداوند از پيغمبران پيمان گرفت و فرمود:... آيا من پروردگارتان نيستم؟ گفتند: چرا، و اين که اين محمد رسول من است و اينکه علي اميرالمؤمنين است و جانشينان پس از او (ع). واليان امر من و گنجوران علم منند، و اينکه مهدي (ع)، کسي است که بوسيلة او براي دينم ياري مي گيرم و دولتم را به او آشکار سازم، و به او از دشمنانم انتقام گيرم، و به او ـ به طوع يا کراهت ـ عبادت شوم. گفتند: پروردگارا اقرار کرديم و شهادت داديم، ولي آدم نه انکار کرد و نه اقرار نمود، پس منصب اولواالعزمي براي آن پنج تن ـ ازجهت مهدي (ع)ـ ثابت شد، و براي آدم عزمي بر اقرار به آن نبود. و اين است [ معني ] قول خداي تبارک و تعالي: [ و براستي که ما از پيش به آدم سفارش کرديم پس او فراموش کرد و برايش عزم و تصميم پايداري نيافتيم ] / بصائرالدرجات ص70 / معجم احاديث امام مهدي(عج) ج5 ح1669

 

خدا ، انبيا را به چه چيز دعوت مي‌‌کند ؟ از همان ابتدا دعوت به عزم مي‌‌کند . اولين چيزي که خدا از آدم مي‌‌خواهد عزم است . والاترين چيزي که خدا انبيا را با آن نام مي‌‌برد چيست ؟ " اُولُواالعَزمِ مِنَ الرُّسُل "

 

 

مي‌دانيد کار اولواالعزم من الرسل چيست؟ کارش اين است که کل انس و جن در تمام زمانها و مکانها را به سمت ظهور حرکت ‌دهد. تعريفي که براي يک رسول معمولي داريم را نبايد براي اولواالعزم من الرسل بکار ببريم

 

 

اولوالعزم من الرسل .....يعني.....آن کساني که مجراي ارسال نعمات درشت از فضاهاي بالا، از طبقات بالاي عالم به سوي عمق بودند. نه هر نعمتي، بلکه آنها مي‌توانستند نعمات درشت را بياورند و وظيفه داشتند با آن نعمات، با آن مواد اوليه، ساختمان مُلک عظيم را بنا کنند و زماني که اين مصالح ساختماني را تحت عنوان رسالت از طبقات بالاي عالم به عمق آوردند بلافاصله شروع به مهندسي مي‌کنند.....

 

 

أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ يعني کساني که بيشترين عزم را نسبت به امام زمان(عج) دارند. أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ يعني کساني که در تمام وجودشان حال و هواي مهدي و حال و هواي برپايي ظهور مهدي است؛ تمام همّ و غمّشان برپايي ظهور مهدي است.....

 

 

انبياء تحت الشعاع رسول زمانشان، نبوت مي کردند و رسولان تحت الشعاع و تحت اطاعت اولواالعزم من الرسل دوران و قرون خودشان انجام وظيفه مي کردند

 

 

در بعضي از احاديثي که اولواالعزم من الرسل در آنها نام برده شده‌اند، اسم آدم(ع) هم در آستانه اولواالعزم شدن نام برده شده است، يعني از حضرت آدم(ع) به گونه‌اي نام برده شده است که گويا ايشان در آستانه اولواالعزم بودن قرار داشته است. اين حرف يعنی اينکه ايشان از تمام انبياء و رسل(ع)، به جز اولواالعزم من الرسل، شأنش بالاتر است لذا ايشان را کوچک نشماريد. يعني شأن ايشان حتي از سليمان(ع) و داود(ع) بالاتر است. ايشان را گرامي بداريم. شأن و مقام ايشان به "اولواالعزم من الرسل" بسيار نزديک است

 

 

قابليتهاي انبياء و رسل، بخصوص اولوالعزم من الرسل(ع) را با قابليتهاي خودمان يکي ندانيم، مقايسه بکنيم و بدانيم که اينها قابليتهايشان بسيار بيشتر است و محدوديت هايشان بسيار کمتر است، ولي يکي ندانيم، نگوييم که چون ما نمي‌توانيم به آينده برويم، نمي‌توانيم توي نشئات آينده برويم آنها هم نمي‌توانند

 

 

در نظام عالم، رُسُل شأن بسيار بالايي دارند. بعد از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هيچ کس شأنش به شأن رسولان نمي‌رسد و البته در اوج رسولان، اولواالعزم من الرسل هستند

 

 

ما به آن رسولاني که عزم بيشتر از خودشان نشان دادند و توانستند اشياء بسيار بزرگي به نام شريعت را از مجراي وجودشان عبور دهند و پايين بياورند "اولوالعزم من الرسل" مي‌گوييم

 

 

آن کسي که در گذشته، انبياء و رسل، به خصوص اولوا العزم من الرسل را تعليم و تربيت کرد و وارد صحنه کرد و آنها را راه انداخت و باعث تربيتهاي عظيم آنها و ابراز معجزات عظيم از طريق آنها شد، دوباره همين کار را در آخر الزمان انجام مي‌دهد. يعني دوباره با وجه هادي، با وجه حجت، با وجه ولايت، با وجه معلم، با وجه مربي، انبياء و رسل(ع) را حرکت مي‌دهد و بيشتر تعليم و تربيت مي‌کند و روانه ميدان آخر الزمان مي‌کند. سيره امير المومنين(ع) در آخر الزمان، همان سيره ايشان در قبل از ولادت با سعادتشان مي‌باشد يعني ايشان در فضايي از اثرات قابل درک، اثرات مستقيم مادي مي‌گذارند

 

 

چرا خداوند اين بزرگواران(رسولان) را در ميان يک قوم زبان نفهم، رسول قرار مي‌داد؟ مي‌دانيد چرا؟ تا به آنها بفهماند که اين مردم لايق نعمات عوالم بالا نيستند و آن نبي يا آن رسول بگويد: خدايا تو مرا تا اين اندازه رشد دادي، اين همه نعمت به من عطا کردي، خوب با اين همه نعمات چه کاري انجام دهم؟ اين نعماتي را که با خود به عمق آورده‌ام، در چه مسيري خرج کنم؟ و خداوند به او بفرمايد که اي رسولِ ما براي اينکه اين همه نعماتي که با خود به عمق عالم ارسال کرده‌اي حرام نشود آنها را در مسير ظهور امام زمان حرکت بده و براي ظهور امام زمان خرج کن

 

 

ما نه تنها بايد به خود انبياء(ع) ايمان بياوريم بلکه بايد به "ما انزل اليهم يعني به آنچيزهايي که بر اين بزرگواران نازل شده و نيز بما اوتي نبيون يعني آن چيزهايي که به انبياء(ع) عطا شده هم ايمان بياوريم

 

 

در احاديث فرق بين امام و نبي اينطور مطرح شده که نبي مامور به "نبوت" است, يعني بايد "نبوت" کند ولو اينکه کشته شود اما امام مأمور با انباء نيست, اگر خواست مي‌گويد و اگر نخواست نمي‌گويد, مأمور نيست که حتماً بگويد. و در اوج عالماني که نبي نيستند اهل بيت عصمت و طهارت(ع) قرار دارند

 

 

اگر کسي صدايش را از صداي نبي فراتر ببرد خداوند مي‌فرمايد أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُکُمْ يعني تمام اعمال او را محو مي‌کنند

 

 

مدت جريان نعمات بر آدم(ع) چند روز بود و مدت توقف آنها حدود دوهزار سال، ولي آن چند روز اصل است و آن حدود دو هزارسال اصل نيست. بيشتر بودن زمان يک موضوع دليل بر اصالت آن موضوع نيست

 

 

خداوند به يمن وجود انبياء(ع) عمق عالم را آماده مي‌کند

 

 

خداوند دعاهاي کساني که به انبياء(ع) متوسل مي‌شوند را مستجاب مي‌کند، خداوند امورات کساني که خدا را به حق انبياء(ع) قسم مي‌دهند را اصلاح مي‌کند . خداوند خيلي کارها براي کساني که به شي‌اي از اشياي انبياء(ع) چنگ مي‌زنند انجام مي‌دهد

 

 

خداوند در وجود انبياء(ع) برکت قرار داده و به يمن وجود اين بزرگواران کارهايي را انجام مي‌دهد

 

 

أُولئِکَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ مِنْ ذُرّيَّةِ آدَمَ خداوند تعدادي از انبيا را نام مي‌برد و مي‌فرمايد که آنها کساني هستند که خدا به آنها نعمت داده است، آنها انبيايي هستند که خدا به آنها نعمت داده است، اين انبياء(ع) با اين رفتارها و موقعيت‌هائي که داشته اند و اينکه در اقصي نقاط عالم به هر جا که مي‌رفتند آنجا را آباد مي‌کردند، آنجا را از حالت ناقص بودن در مي‌آوردند، کمال مي‌دادند، تکامل مي‌دادند، اين بزرگواران زمينه‌سازان رسل بودند، اين بزرگواران "مِنَ الْماءِ کُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ" را با وجود خود انجام دادند . عوالم شهود و بخصوص عمق عالم را براي ارسال رسولان آماده کردند

 

 

 انبيا(ع) در حوالي ظهور بايد به عمق عالم بيايند، و با حضورشان دنيا را براي ياوران مهدي، براي جنگاوران، و سپس براي مهدي(عج) آماده کنند، حتماً بايد بيايند، چون بدون حضور اين خوبان ظهور پرداخت نمي‌شود. شما در حديث مي‌خوانيد که در زمان ظهور توشه بر نداريد چون زمين نعمتش را رو مي‌کند. چگونه زمين اينطور مي‌شود؟! به يمن وجود انبيا(ع)، به لحاظ حضور انبيا(ع) در عمق عالم

 

 

انبيا(ع) پرداخت کنندگان و احيا کنندگان عالم هستند

 

 

شما مي‌توانيد واجد تمام موقعيتهاي يک نبي يا يک رسول شويد ولي مأمور به انباء و ارسال و ابلاغ و بشارت و انذار نيستيد

 

 

انبياء و رسل(ع) معصوم اند, يعني خدا جنسيت آنها را عوض کرده و خدا نگذاشته که اين بزرگواران آلوده شوند

 

 

نبي تا معصوم نباشد, نبي نمي شود, يعني او به وسيله عصمت بالا آورده شده و به اينجا رسانده شده است

 

 

عصمت پلکاني است که نبي را تا ارتفاع نبوت بالا آورده است

 

 

مقدمه نبوت عصمت است. انبيا(ع) به وسيله عصمت به اين ارتفاع رسانده مي‌شوند

 

 

حضرت آدم(ع) بايد عزم مي‌داشت ولي خداوند مي‌فرمايد لم نجد له عزما لذا خدا او را به ماجراهايي مبتلا ميکند تا او در همان دنيا وادار به عزم شود. اينکه خدا او را درهمين دنيا از بي عزمي نجات داد اين مفهوم عاصم و معصوم است و از يک زماني که آدم(ع) متوجه ماجرا شد و شروع به توسل به اهل بيت(ع) کرد اينجا موضوع اعتصام به حبل الله عملاً بر آدم(ع) واقع شد. پس درس عصمتِ هر پيغمبر مربوط به آخرين کلاس اوست

 

 

آخرين کلاس حضرت رسول الله(ص) ابتلاء به مردم بود ، قبل از آن ايشان در عوالم بالاتر بودند، جسم مادي نداشتند و با وجه مادي در ميان مردم نبودند وازجانب خدا مشغول ملک داری در عوالم بودند مشغول امامت بودند ، مشغول ولايت بودند ، مشغول تمام خيرات و حسنات بودند ، ولي به دنيا آمدند به مردم مبتلا شدند.....

 

آخرين کلاس حضرت رسول الله(ص) چه بود؟ ابتلاء به مردم، قبل از آن ايشان در عوالم بالاتر بودند، جسم مادي نداشتند و با وجه مادي در ميان مردم نبودند وازجانب خدا مشغول ملک داري در عوالم بودند مشغول امامت بودند، مشغول ولايت بودند، مشغول تمام خيرات و حسنات بودند، ولي به دنيا آمدند به مردم مبتلا شدند و مردم دارند گناه مي‌کنند، مردم حاضر نيستند حرف گوش بدهند. اين استغفار براي چيست؟ ما استغفار را در مفهوم عصمت بياوريم، در مفهوم اعتصام معنا کنيم، يعني پس زدن، پس زدن ناجوريها. استغفار حضرت رسول الله(ص) يک لقلقه زبان نيست. توأم با کلام ايشان دارد فعلي انجام مي‌شود. چه فعلي دارد انجام مي‌شود؟ ايشان براي گناهان امتشان طلب مغفرت مي‌کردند چون امت را جزئي از خود مي‌ديدند، براي گناهان شيعيانشان استغفار مي‌کردند ، چون شيعه را جزئي از خود مي‌دانند. "شيعه" گناه مي‌کند، حضرت "رسول الله"(ص) استغفار مي‌کند. "شيعه" گناه مي‌کند حضرت "رسول الله" براي خود آلودگي لحاظ مي‌کنند، لذا طلب مغفرت مي‌کنند و مدام دنبال اين هستند که شيعه را پاک کنند، يعني چه؟ يعني يک قسمت از پيکره وجود خود را پاک کنند. اگرشما واژه استغفار را در مفهوم عصمت بياوريد معاني زيادي از آن برداشت مي‌کنيد.اين مفهوم را در چارچوب درجات عصمت بياوريد  با اين توضيح که درس عصمت هر پيغمبر مربوط به آخرين کلاس اوست.شما با اين "کليد" به موضوع استغفار رسول الله بپردازيد

 

استغفار حضرت رسول الله(ص) يک لقلقه زبان نيست. توأم با کلام ايشان دارد فعلي انجام مي‌شود. چه فعلي دارد انجام مي‌شود؟ ايشان براي گناهان امتشان طلب مغفرت مي‌کردند چون امت را جزئي از خود مي‌ديدند، براي گناهان شيعيانشان استغفار مي‌کردند ، چون شيعه را جزئي از خود می‌دانند

 

 

"شيعه" گناه مي‌کند، حضرت "رسول الله"(ص) استغفار مي‌کند. "شيعه" گناه مي‌کند حضرت "رسول الله" براي خود آلودگي لحاظ مي‌کنند، لذا طلب مغفرت مي‌کنند و مدام دنبال اين هستند که شيعه را پاک کنند، يعني چه؟ يعني يک قسمت از پيکره وجود خود را پاک کنند

 

 

اگر مي خواهيد ماجراي فعل يکي از انبيا (ع) را در ماجراي عصمت انبيا (ع) مطرح کنيد و بررسي کنيد ، اول کلاس آن پيغمبر را در زمان آن فعل پيدا کنيد

 

 

کتاب موسي(ع) با تورات تفاوت دارد, همانطور که کتاب حضرت رسول الله(ص) با قرآن حضرت رسول الله(ص) تفاوت هایی دارد. اين دو واژه الزاماً يکي نيستند

 

 

اولين جايي که اشياء مي‌توانند به صورت مفصل نمود داشته باشند زمين غيب است، پس تَفْصيلاً لِکُلِّ شَيْ‏ءٍ يعني تفصيل غيبي کل شيء. کتاب موسي(ع) تفصيل همه چيز بود و کتاب رسول الله (ص) تفصيل آن کتابي بود که تفصيل همه چيز است

 

 

مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ .....تمام انبياء(ع) حداقل از عرش شروع کردند، رشد داده شدند و هيچوقت متوقف نشدند و زماني که به فضاي غيب رسيدند کتاب به آنها عطا شد.....کتاب يعني مجموعه معلوماتي، مجموعه اشيائي که خداوند در غيب برپا کرده و به عبارت دقيق تر يعني وجه غيبي اشياء.....

 

 

انبياء(ع) در رده اي از طبقات عالم هستند که علم در آن طبقات به معناي اِعمال است, و انبياء عالِم هستند، يعني توان اِعمال دارند و مي‌توانند در عمق عالم خيلي چيزها را اِعمال نمايند

 

 

اگر علم در آن فضايي که نبوت انبياء(ع) شروع مي‌شود به معناي توان اِعمال باشد پس انبياء(ع) بايد در عمق عالم, خيلي از امور را اِعمال کرده باشند و همينطور هم هست

 

 

نوح و ابراهيم و موسي و عيسي(عليهم السلام) محصول تربيت مربيان عالم هستند.آنها محصول تربيت اهل بيت(ع) هستند. لذا امام زمان در نمايشگاه عظيم قبل از ظهور، محصولات تربيتي خويش را "عرضه" مي‌کنند؛ اسوه‌ترين تربيت شدگان خود را عرضه مي‌کنند

 

 

ساير انبياء غير رسول ، توسط رسولان به شاخه هاي اصلي يعني به اولواالعزم من الرسل وصلند و از اين طريق به سيد ما رسول الله (ص)

 

 

 
 

 

 
   

www.AzmeZohoor.ir