|
31- آرشیو
مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 -
بخش سی و یکم (ماه ربیع الاول 3
- ویژه
نامه انبیاء و رسل علیهم السلام
5) |
|
خداوند به يمن
وجود انبياء و رسل(ع) و به خصوص به يمن وجود اهل بيت
عصمت و طهارت(ع) حتي عوالم عالم را ارتقاء داد. به
يمن وجود اين خوبان و در زمان اين خوبان و به دست
مبارک اين خوبان عوالم عالم را ارتقاء داد |
|

|
|
ما ابتدا با يک
نبی و يا يک رسول آشنا شويم و ببينيم که ايشان چه
مقاماتي دارند, چه توانهائي دارند و سپس به مقايسه
بپردازيم. در آن زمان خواهيم ديد که تا کجا ميتوان با
آن نبي همآوردي کرد. هر چه انسان بيشتر مقامات يک نبی
را بشناسدـ ولو پائينترين انبياء راـ ، بيشتر احساس
ميکند که صحنه, صحنه روياروئی و مقايسه نيست. ما
بسيار ضعيفتر از "انبياء"ـ حتي بسيار ضعيفتر از
پائينترين انبياء ـ هستيم
|
|

|
|
انبياء(ع) ،
رسولان(ع) کارگزاران خداوند در نظام عالم هستند |
|

|
|
از زمان آدم(ع)
جزء جزء عالم و حتي نشئات.....به دست مبارک انبياء و
رسل(ع) و به خصوص به دست مبارک اهل بيت(ع) تکامل داده
شد، ارتقاء داده شد، چه از لحاظ کمي و چه از لحاظ کيفی |
|

|
|
از زمان حضرت
رسول الله (ص) نظام عالم را از نو بايد شناخت، اين
نظام به قدري تغيير کرده است که از نو بايد آنرا شناخت |
|

|
|
نظام عالم،
قوانين عالم ، از زمان رسول الله (ص) بسيار دگرگون شد و
اين دگرگوني به صورت ارتقاء و تکامل رخ داد |
|

|
|
نظام انبياء ،آن چيز که
انبياء در دنيا ارائه مي کنند، دقيقا همان چيزي است،
همان رفتاري است که در عوالمِ عالم، شما از خوبان
مشاهده مي کنيد. مقيدند دقيقا همان رفتار را نشان
بدهند |
|

|
|
اِنباء يعني ديدن بعضي از
اخبار در عوالم و يا از آينده و آوردن آن اخبار به عمق
و يا به زمان حال و مطرح کردن آنها
|
|

|
|
نوع اول تربيت رسولان در
فضل ميباشد
که محصولش بالا بردن رسولان در درجات فضل و در درجات
عوالم است.....نوع دوم تربيتي که خداوند
بر رسولانش جاري کرد که براي برخي از ايشان پررنگ و
براي برخي کم رنگتر بود، تربيت رسولان بر اساس رفعت
ميباشد و محصول آن رفعت دادن رسولان و نهايتا قرار
دادن ايشان در نشئات آينده بود.....اسوه رسولاني که در فضل
رشد داده شده اند، موسي(ع) است، اسوه رسولاني که در
رفعت رشد داده شده اند عيسي(ع) است، فضل يعني بسوي
درجات بالا، طبقات بالا حرکت داده شدن. رفعت يعني به
سوي زمانهاي آينده و قوانيني که در آينده جاريست حرکت
داده شدن. وقتي اين دو با هم ترکيب شوند و شخصي با
مجموع اين دو، تربيت شود يعني او هم طبقات ارتفاع را
دارد، وهم سرزمينهاي آينده را، چنين شخصي در يک فضاي
بسيار بزرگتر تربيت ميشود. در تربيت اين شخص هم فضل
وجود دارد، هم رفعت وجود دارد. اين گونه تربيت در
اصطلاح قرآن رحمت شمرده ميشود. اسوه تربيت شدگان در
رحمت، بيشترين واجد رحمت و بلکه صاحب رحمت، سيد ما
رسول الله (ص) است، که خداوند در باره ايشان
ميفرمايد وَما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً
لِلْعالَمِينَ |
|

|
|
از اهل بيت عليهم السلام
حديث داريم که ما در خفا با انبيا (ع) بوديم . حديث
داريم که ما معلم انبيا (ع) بوديم |
|

|
|
تِلْکَ آياتُ
الْکِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبينٍ نتيجه بگيريم که خدا دارد
دو مفهوم را مطرح مي کند نه يک مفهوم را ....پس کتاب
رسول الله با قرآن رسول الله (ص) تفاوت دارد(سند
آن :
سوره حجر آيه 1) |
|

|
|
کمترين معناي
رسالت انتقال اشياء و افراد هست |
|

|
|
وظيفه
رسول
بشارت و انذار نيست. وظيفه اصلی، رسول يک وظيفه و يک
مفهومي دارد، در کنار آن مفهومي که دارد دنبال مي کند،
بشارت و انذار هم مي دهد، نه اينکه کسي که بشارت و
انذار مي دهد اسمش رسول باشد |
|

|
|
رسول
غیبی.....اشياي
غیبی را از فضاي غيب به فضاهاي
پايين تر انتقال می دهد
؛ نبی
.....اخبار غیبی را انتقال
می دهد
|
|

|
|
سوره اعراف آيه
144 ....قال يا موسي اني اصطفيتک علي الناس برسالتي و
بکلامی موسي ما تو را از بين انسانها برگزيديم، دو
چيز به تو عطا کرديم، يکي اينکه مأمور رسالت باشي از
جانب ما، يکي اينکه مأمور کلام باشي از جانب ما. اين
دو مفهوم دو تاست، يکي نيست. اگر يکي بود خدا با يک
واژه نام مي برد در قرآن |
|

|
|
سوره آل عمران
آيه 179 ....خداوند مي فرمايد: .....خداوند اجازه نمي دهد که احدی از
غيب او مطلع بشود ، هيچ کس از غيب خبر ندارد
، ولی بعد
يک استثناء مي گذارد ، و لکن الله يجتبي من رسله من
يشاء اما خداوند برخي از افراد را بعنوان رسول قرار مي
دهد....ارتباط اين دو جمله اينطور مي شود، فقط افرادی
که بعنوان رسول انتخاب می شوند، به غيب خداوندی راه
داده می شوند و از آنجا رسالت انجام مي دهند |
|
ما کانَ اللّهُ لِيَذَرَ
الْمُؤْمِنينَ عَلي ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتّي يَميزَ
الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ ما کانَ اللّهُ
لِيُطْلِعَکُمْ عَلَي الْغَيْبِ وَ لکِنَّ اللّهَ
يَجْتَبي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشاءُ فَآمِنُوا
بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا
فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظيمٌ (آل عمران
179)
چنين نبود که خداوند، مؤمنان را به همانگونه که شما
هستيد واگذارد؛ مگر آنکه ناپاک را از پاک جدا سازد. و
نيز چنين نبود که خداوند شما را از اسرار غيب، آگاه
کند ، ولي خداوند از ميان
رسولان خود، هر کس را بخواهد برميگزيند؛ پس به
خدا و رسولان او ايمان بياوريد! و اگر ايمان بياوريد و
تقوا پيشه کنيد، پاداش بزرگي براي شماست

|
|
رسولان کساني
هستند که از فضاي غيبي اشياء غيبي و بالاتر را به سوي
اعماق عالم ارسال مي کنند |
|

|
|
حضرت رسول
الله(ص) با وجه رحمتشان، از ابتدا ارسال شده بودند و
تا انتها هم هستند و همه جا هستند از جانب خدا |
|
حضرت رسول الله(ص) خيلي ويژگي ها دارند، از منظر
رسالت که نگاه کنيم چه مي شود؟ ايشان يک شيء بسيار
بزرگي هست که پايين آورده شده، کدام شيء ؟ شيء بزرگي
بنام رحمت. چقدر بزرگ است؟ تا آن حد که تمام اهل عالم
، مي توانند از آن بهره ببرند، در معرض تمام اهل عالم
قرار داده شده، هر چند که تمام اهل عالم از آن استفاده
نمي کنند. بعضي ها بجاي اينکه از رحمت رحمه للعالمين
استفاده کنند، دخترش را زدند و شهيد کردند، بجاي اينکه
بيايند از رحمت رحمت للعالمين استفاده کنند، حق او را
غصب کردند، حق ذريه او را غصب کردند، خب اين ديگر خطاي
خودشان است و جفاي خودشان هست در حق رحمت للعالمين.
خداوند رحمت را از کي نازل کرده، از کي ارسال کرده؟ مي
گوييم از اول بوده، پس حضرت رسول الله(ص) با وجه
رحمتشان، از ابتدا ارسال شده بودند و تا انتها هم
هستند و همه جا هستند از جانب خدا

|
|
رسولان (ع)
شاگردان اهل بيت (ع) هستند, دست پروردگان اهل بيت (ع)
هستند و ريزه خواران سفره اهل بيت (ع) هستند |
|

|
|
ای محبان اهلبيت ! در شما
نور امام هست . ولو کمتر از نوري که بر انبيا تابيده
، ولو رقيق تر وضعيفتر از آن شدتی که بر انبيا(ع)
تابيده بود . ولي هست |
|

|
|
معجزات انبياء
(ع) حداقل از جنس غيب الهي هست, چرا به آن مي گوييم
معجزه؟ چون ديگران نمي توانند. چرا به اعمال ديگران مي
گوييم کرامت, خيلي کار قوي اي هم انجام بدهند مي گوييم
کرامت. چون هر چقدر ظاهرش عجيب باشد جنسش جنس عوالم
پايين تر هست |
|

|
|
رسولان پايين
ترين جنسيتشان جنسيت غيبي هست, ما به کار آنها مي
گوييم معجزه و اصطلاح قرآني آن مي شود بينه. وقتي مي
گوييم که فلان رسول بينه داشت نگوييم ديگر چه کار
درشتي داشت, نه کار بسيار عجيبي از جنس زمين غيب يا
عالم غيب در عمق عالم آورد |
|

|
|
جنس فعل رسول,
جنس افعال خارق العاده رسول از جنس زمين غيب هست لذا
گفته مي شود بينات. رسول تا فضاي غيب بالا برده مي شود
و از آنجا زبر را پايين مي آورد(زبر
جمع زبور هست) رسول تا فضاي
غيب بالابرده مي شود و از آنجا کتاب با خودش پايين مي
آورد يعني .... يک مجموعه اي
از کليات و جزئيات غيبي را با خودش مي آورد پايين, در
عمق عالم مي آورد اعمال مي کند |
|

|
|
رسولان باعث
تحولات عظيم در نظام عالم و در بشر شدند. بدون رسولان
تحولات عظيم در عمق عالم ميسر نبوده و نيست. بدون
رسولان ما بايد مانند نسناسهايي که قبل از انسان زندگي
مي کردند ، بدوي زندگي مي کرديم, نه تکاملي, نه
تکنولوژي اي, نه تمدني, نه علمي, هيچ چيز نبايد مي
داشتيم |
|

|
|
رسولان سلطان
دارند و بقول بعضي از آيات سلطان مبين دارند لقد
ارسلنا موسي بآياتنا و سلطان مبين ؛ ما موسي را با سلطان مبين فرستاديم.
آيات يعني چه؟ يعني ماجراهاي بسيار عظيم و عجيب. سلطان
يعني چه؟ يعني اشياء به فرمان او بودن. عصاي موسي هم
آيه بود ، هم سلطان بود. هم ماجراي بسيار عظيم و عجيب
بود، هم بفرمان موسي بود(ع)، لذا هم آيه شمرده مي شود،
هم سلطان و ايشان سلطانهايي که مي آورد خيلي آشکار بود
براي مردم، خيلي بارز بود، واقعاً سلطان مبين بود |
|

|
|
تلک الرسل
فضلنا بعضهم علي بعض ، مي بيني رسولان اين هستند،
در
درجات فضل، طبقات فضل اينها چيده شده اند، از کجا؟
پايين ترين طبقه شان کجاست؟ عالم غيب |
|

|
|
هيچ امتي خدا نفرستاد مگر اينکه رسولي برايشان قرار
داد و تمام امتها رسولشان را تکذيب
کردند، و خداوند تمام آن امتها را عذاب کرد
، امتی بدون
رسول نبوده و امت رسول بدون عذاب هم نشده |
|
خدا نوح را بسوي قومش فرستاد.....قومش
زبان نفهم بودند، آخر سر هم مستوجب عذاب شدند. تمام
اقوام رسولان مستوجب عذاب شدند، هيچ رسولي خدا نفرستاد
مگر اينکه قومش او را تکذيب کردند و خداوند قومش را
عذاب کرد، آيه قرآن هست.....يک آيه هم حاکي از اين
ماجرا نيست، چند تا آيه حاکي از اين ماجراست، باورتان
مي شود؟! هيچ امتي خدا نفرستاد مگر اينکه رسولي
برايشان قرار داد و تمام امتها رسولشان را تکذيب
کردند، و خداوند تمام آن امتها را عذاب کرد، امتي
بدون رسول نبوده و امت رسول بدون عذاب هم نشده، يعني
شما امتي پيدا نمي کني که عذاب نشده باشد.....خداوند افرادي را به اين قيمتي را براي چه
براي يک قوم فرستاده، بعضي وقتها ما اينطور شکايت مي
کنيم که چرا اهل بيت(ع) بين يک مشت عرب آمدند، آن هم
عربهاي بيابانگرد، خب مي آمدند بين ما ايرانيها، چون
ايرانيها وقتي که با اسلام مواجه شدند، خيلي بها
دادند. توي کتب هست، زماني که فهميدند اسلام چيه، حالا
شما به رفتار خسرو پرويز نگاه نکنيد، مردم ايران زماني
که دين اسلام را متوجه شدند، با آغوش باز پذيرفتند و
بهترين شيعيان اهل بيت(ع) از ايراني ها هستند. ما مي
گوييم چرا خداوند اهل بيت(ع) را توي ايران نياورد، چرا
حضرت رسول الله(ص) را توي ايران نياورد؟ خب اين را
بارها گفته ايم ديگر، حالا اين سؤال را مطرح مي کنيم
که چرا خدا نوح(ع) را بين يک قوم زبان نفهم برد؟ چرا
توي موقعيت هاي بهتري قرارشان نداد، نگوييم که رسولان
افراد معمولي بودند، فقط وظيفه شان بشارت و انذار يا
ابلاغ بوده توي يک قوم محدود، نه اينها افراد قيمتي
بودند، ولي چرا توي يک قوم کوچک. جوابش اين است:
رسولان با اين توانهاي عظيم اصلاً براي يک قوم و دو
قوم و صد تا قوم نيستند، اگر اين توانهاي عظيم را
بخاطر يک قوم بخواهند بياورند،نعمات را ضايع کرده اند.
اسم اين فعلشان تضييع نعمات است، نه ارسال نعمات. يعني
چه نعمات به اين عظيمي را آورده اند براي يک قوم زبان
نفهم، چه کاري است؟! حضرت رسول الله(ص) شق القمر
کردند که يک نامردِ ملحد و کافري ، آيا ايمان بياورد
يا ايمان نياورد، چه کاري است آدم اينقدر خرج کند براي
يک بي دين، شق القمر براي اين ماجرا نبوده، معجزات
انبياء و رسل(ع) براي چهار تا آدم کافر يا زبان نفهم
نبوده، اصلاً صحيح نيست که بگوييم که چنين دليلي
داشته، آنهايي که مي گويند معجزات براي تأييد رسالت
هست، اينها نفهميدند معجزه يعني چه، اصلاً معناي معجزه
را نفهميدند. نه معجزه براي تأييد رسالت نيست، با
رسالت معجزه، بينه انجام مي شود و بينات براي اين نيست
که آدم به رخ اين وآن بکشد، قيمت بينات بيشتر از اين
است. آقا چرا بمب اتم منفجر کردي؟ هيچي من به مردم
گفتم که توان انفجار اتمي دارم، آنها گفتند اگر راست
مي گويي يکي منفجر کن من هم يکي منفجر کردم ببينند.
ببينيد شما خنده تان مي گيرد، چطور قائل باشيم که
معجزات انبياء(ع) براي صحت رسالتشان بوده، براي صحت
دعويشان بوده، اين چه حرفي است. شما يک دونده باشي مي
گويي من نفر اول شدم، مي گويند اگر راست مي گويند بدو
ببينيم، مي گويي نه به اين راحتي نمي دوم، براي چه
انرژي مصرف کنم، بيا در ميدان مسابقه خودت ببين، من
بخاطر شما که نمي دوم تا بفهمي من بلدم بدوم يا نه، يک
دويدن را شما بخاطر اين و آن شما انجام نمي دهي، چطور
مي گويي که رسولان معجزه آوردند براي اثبات دعوي
خودشان، براي اثبات صدق دعويشان، چه حرفي است که دارند
به خورد ما مي دهند توي کتابها، شما چرا اينقدر راحت
قبول کرديد، معجزه براي اين نيست، خب بين موضوعات
مختلف در زمين از ابتدا تا انتها، شما خودت بگو معجزه
به اين عظمت در خور چه ماجرايي است؟ بينات در خور چه
ماجرايي است؟ سلطان مبين در خور چه ماجرايي است؟ آيات
در خور چه ماجرايي است؟ فقط و فقط در خور يک ماجرا مي
تواند باشد، برپايي ظهور امام زمان. شأن معجزات و
سلطان و آيات و اين همه توانها و زحمات رسولان فقط و
فقط در خور برپايي ظهور امام زمان است، نه چيز ديگري.
نوح(ع)، ابراهيم(ع)، موسي(ع) , عيسي(ع) که جزء
اولوالعزم من الرسل هستند، زير مجموعه حضرت رسول
الله(ص) ، اينها چه هستند؟ در حديث داريم که اينها
بيشترين عزم را نسبت به مهدي(عج) داشتند. اينها که
هستند؟ رسولند، چه جور رسولي؟ اولوالعزم من الرسل. يعني
بين رسولاني که نعمات و اشياي عوالمي را از عوالم
بسيار بالا مي گيرند، در عمق عالم مي آورند، اينها
بيشترين همت را داشتند. يعني درشت ترين اشياي عوالمي
را پايين آوردند، يکي از آن اشياء شريعت، يکي از آن
اشياء شريعت، نه اينکه تمامش. چرا اين همه عزم نشان
دادند؟ و ثبتت العزيمه علي المهدي.....اين عزم را آنها بخاطر مهدي(عج)
داشتند، نه براي يک قوم زبان نفهم. اگر نوح(ع) جزء
اولوالعزم هست بخاطر مهدي(عج)، نه بخاطر يک قوم. پس
قيمت رسولان، قيمت رسولان و مرسولات رسولان- اين
چيزهايي که با خودشان آوردند پايين- فقط و فقط در خور
ماجراي برپايي ظهور امام زمان هست. آنها به اين دليل
آوردند.آقا نوح(ع) چند هزار سال پيش، نعمات و اشيايي
از بالا ارسال کرد به پايين، باشد، توي جبهه جنگ ، شما
بعضي ادوات را يا بعضي تدارکات را از چند ماه قبل از
حمله به آنجا انتقال مي دهيد، چه اشکالي دارد مگر همه
ادوات بايد درست شب حمله ارسال بشود به منطقه جنگي، کي
گفته، از ماهها قبل، بعضي وقتها از يکي، دو سال قبل
اشيايي را ارسال مي کردند به جبهه....حالا در نظام آسمانها و زمين ماجراي ظهور بقدري بزرگ
است که خداوند از چند هزار سال قبل، توسط رسولان(ع) و
بخصوص توسط اولوالعزم من الرسل(ع) اشيايي دارد مي آورد
پايين. در مکانهاي مختلف اينها را دارد قرار مي دهد تا
براي مهدي(عج) آماده بشود. مي گويد آقا عصاي موسي که
براي قومش بود، عرض مي کنم که اشتباه نکنيد عصاي موسي
يک شيئي هست که امام زمان استفاده مي کنند.....

|
|
نگوييم که رسولان افراد معمولي بودند، فقط وظيفه
شان بشارت و انذار يا ابلاغ بوده در يک قوم محدود، نه
اينها افراد قيمتي بودند، ولي چرا در يک قوم کوچک.
جوابش اين است: .....شأن معجزات و سلطان و آيات و اين
همه توانها و زحمات رسولان فقط و فقط در خور برپايي
ظهور امام زمان است، نه چيز ديگري
|
|

|
|
در نظام آسمانها و زمين ماجرای ظهور بقدری بزرگ است
که خداوند از چند هزار سال قبل ، توسط رسولان(ع) و
بخصوص توسط اولوالعزم من الرسل(ع) اشيایی دارد مي آورد
پايين. در مکانهاي مختلف اينها را دارد قرار مي دهد تا
براي مهدي(عج) آماده بشود
|
|

|
|
تمام اهل جهان
از قِبَل رسولان مي نوشند و اطعام مي شوند, بله از
بشارتها و انذار آنها, از ابلاغات آنها, به يمن وجود
آنها روزي مي خورند, ولی رسالت رسولان نه براي يک قوم
هست نه جهانی هست. براي برپایی ظهور امام زمان هست |
|

|
|
رسولان قبل از
برپايي ظهور امام زمان (عج) دوباره به سوي عمق مي آيند
و با همين چيزهايي که ارسال کرده بودند دوباره اينها
را بکار مي گيرند , آدم له مي شود زير بار رسالت
رسولان, ما بايد بدويم, قوي بشويم....
نه تنها له نشويم زير رسالت رسولان بلکه تربيت بشويم
بتوانيم خودمان را تطبيق بدهيم, اگر بهترين باشيم تازه
مثل جبل باشيم, به استناد قرآن چیست؟ لوانزلنا هذا
القرآن علي جبل لرأيته خاشع متصدعاٌ من خشية الله |
|

|
|
بيشتر از آن
چيزي که ما بايد تربيت و توان صرف کنيم براي نابود
کردن بدی ها و بدها بايد تربيت و توان صرف کنيم که
توان تحمل در زير بار رسالت رسولان را داشته باشيم....ما
نياز به تعليم و تربيت داريم |
|

|
|
از جمله
وظايف مردم در قبال رسولان:.....ايمان ، اطاعت ،
تبعيت ،استجابت رسولان ، ارجاع امور به رسولان ،
هجرت به سوي رسول ، شديداٌ احترام گذاشتن و شديداٌ
گرامي داشتن, (عزرتموهم و توقروهم) ، اصلاح خود طبق آن چيزی که رسولان مي
فرمايند ، جلب رضايت رسولان ، اذن از رسول ، اسوه
قرار دادن رسول ، تقدم نگرفتن بر رسول ،صدا را از
صداي رسول بلند نکردن ، هر چيز که رسول به ما مي دهد آن
را بگيريم ، هر چيز که نهي مي کند آن را کنار بزنيم(ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهيکم عنه فانتهوا)
، نصرت
رسولان و ..... |
|
مردم در قبال رسولان وظايف زيادي دارند, از جمله
وظايفشان, نه تمام وظايفشان, از جمله وظايفشان اينهاست:.....ايمان , اطاعت و بيشترين چيزي که از
مردم خواسته شده در قبال رسولان اطاعت هست از لحاظ
تعداد آياتی که به آن اختصاص داده شده, ايمان اطاعت,
تبعيت , استجابت رسولان , ارجاع امور به رسولان ,
هجرت به سوي رسول , شديداٌ احترام گذاشتن و شديداٌ
گرامي داشتن, عزرتموهم و توقروهم(دوتا واژه هست
عزرتموهم, توقروهم, شديداٌ در قبال آنها اين رفتار را
انجام دادن)اصلاح خود طبق آن چيزي که رسولان مي
فرمايند , جلب رضايت رسولان , اذن از رسول , اسوه
قرار دادن رسول , تقدم نگرفتن بر رسول , صدا را از
صداي رسول بلند نکردن , متقين وقتي اين مفهوم را مي
شنوند ظاهراٌ اوايل سوره طلاق هست, اوايل سوره حجرات
هست, توي سلام نماز صدايشان را مي آورند پايين, مي
گويند توی کل نماز ما با خدا داريم صحبت مي کنيم توی
سلام نماز ما داريم با حضرت رسول الله (ص) و به تبع
ايشان با ديگران داريم صحبت مي کنيم و سلام مي دهيم,
صدا را بايد بياوريم پايين, انسان نبايد صدايش را از
صداي رسول بلندتر کند, هر چيز که رسول به ما مي دهد آن
را بگيريم, هر چيز که نهي مي کند آن را کنار بزنيم .
ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهيکم عنه فانتهوا , نصرت
رسولان . اينها برخي از رفتارهايي هست, برخي از
وظايفي هست که خداوند در قرآن مي فرمايد که در قبال
رسول بايد داشت.....

|
|
رسولان قبل از
ظهور امام زمان (عج) رجعت مي کنند با توانهايشان و
بلکه اگر چيزي آن زمان تمرين کرده اند اين زمان ديگر
تمريني نمي آورند, عملاٌ بکار مي گيرند |
|

|
|
قسمت عمده قواي
امام زمان (عج) آن چيزهايي هست که حضرت رسول الله (ص)
ارسال کردند و ديگران توان ارسال آنها را نداشتند |
|

|
|
بياييم چنان
تعليم و تربيت بشويم که بتوانيم در فضاي رسولان زندگي
بکنيم |
|

|
|
اخلاق اسلامي,
تربيت اسلامي در اين زمان آن هست که مناسب همنشيني با
رسولان باشد. من و شما را آماده کند براي همنشيني با
رسولان, وگرنه..... ما از اسلام[فقط] حرفی شنيده ايم
|
|

|
|
خداوند مي فرمايد ايمان
بياوريد به انبياء عليه السلام " و ما اُنْزِلَ
ِالَيْهِمْ" اين يعني چه ؟ ايمان بايد اثر داشته
باشد ، نه صرف اعتقاد ، نه صرف قبول داشتن |
|

|
|
در خلال دوران ، خداوند
توسط انبيا (ع) حدود الله را ـ و به عبارت ديگر آن
وجهي که براي دين و در قبال دين ، حالت قيم دارد ـ
تکامل داد . و در نهايت دين انسان را کامل کرد . کمال
دين در زمان ظهور ، در دوران سخت قبل از ظهور ، بايد
به معرض امتحان گذاشته شود |
|

|
|
در خلال تاريخ انبيا عليهم
السلام و در خلال ارسال صدو بيست و چهار هزار پيغمبر ،
ـ طبق روايات مشهور ـ خداوند دين انسان را کامل کرد .
دين کامل را با نعمات خاصه مسلح کرد و در مجموع دين
انسان را ، دين مرضي قرار داد |
|

|
|