www.AzmeZohoor.ir

   

And the earth shall beam with the light of its Lord

64- آرشیو مطالب تا شب قدر رمضان المبارک 1431 - بخش شصت و چهارم (ماه جمادی الثانی 5 - ویژه نامه انابه 5)

انابه،یکی از مباحث مهدویت است

 

 

محصول تزکیه ،انابه است

 

 

«اِنَّ اللهَ یَهْدِی اليه مَنْ يُنِیب» ؛ شما دوست داری هدایت بشوی؟باید اهل انابه باشی ؛ شما دوست داری هدایت بشوی؟باید اهل تقوا باشی

 

 

از جنبه انابه همت داشته باشيم

 

 

« اَلْسَّلامُ عَلَیْکَ یَا اَبَاعَبْدِالله وَ عَلَی الاَرْوَاحِ اْلَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکْ».....چه جور می شود که من روحاً ارتفاع بگیرم و در کاروان امام حسین (ص) باشم؟.....: با انابه

 

 

سؤالتان این نباشد که چگونه انابه.سعی کنید التهاب نسبت به اینکه من باید انابه داشته باشم را در وجودتان زیاد بکنید،تا کشیده شوید به سمت چگونگی انابه

 

 

توب و نوب و اوب؛ توبه، انابه و اوب(در ترجمه های قرآنی هر سه را به معنای توبه می گیرند،اما این ها با هم فرق دارند) ، توبه معنایش وسیع تر است.یعنی اینکه انسان از آلودگی ها خودش را بکند،از محیط آلوده خودش را بکند و به سمت موقعیت های بهتر حرکت بدهد،در راستای الی الله.بخشی از مفهوم توبه،مفهوم انابه هست.انابه  یعنی شما با انواع ابعاد غیر مادیِ خودت،به خصوص با قلب،سعی کنی که خودت را به خدا نزدیک کنی.خودت را از غیر رها کنی و به خدا نزدیک کنی..... اوب بازگشت مادی است

 

 

محصول نوب یا محصول انابه ، توحید است

 

 

تمام ما انسان ها در قیامت اوب خواهیم داشت،یعنی با جسم مادی به پیشگاه خدا بر می گردیم و حاضر می شویم.«اِنَْا لله وَ اِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُون» .....اگر شما با قلب « اِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُون» کنید،اسمش می شود،انابه.اگر با جسم مادی « اِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُون» را دنبال کنید،این می شود اوب. اگر خدای نکرده انسان در محیط ناجور قرار بگیرد و از محیط ناجور خودش را بکند و «اِنَّا اِلَیْهِ رَاجِعُون» را دنبال کند،این اسمش می شود توبه

 

 

مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيبٍ (ق 33) ، انابه قلبی است،با ابعاد غیر مادی هست و بخصوص قلبی

 

وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقينَ غَيْرَ بَعيدٍ (ق 31)
(در آن روز) بهشت را به پرهيزگاران نزديک مي‏کنند، و فاصله‏اي از آنان ندارد!

هذا ما تُوعَدُونَ لِکُلِّ أَوّابٍ حَفيظٍ (ق32)
اين چيزي است که به شما وعده داده مي‏شود، و براي کساني است که بسوي خدا بازمي‏گردند و پيمانها و احکام او را حفظ مي‏کنند،

مَنْ خَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ وَ جاءَ بِقَلْبٍ مُنيبٍ (ق 33)
آن کس که از خداوند رحمان در نهان بترسد و با قلبي پرانابه در محضر او حاضر شود!

 

ما خلق شده ایم و در دنیا آورده شده ایم.به لحاظ فطرتمان ما باید با اهل بیت (ع) باشیم و در خور همنشینی با اهل بیت (ع) باشیم.فطرتاً ما نوری از انوار اهل بیت (ع) هستیم

 

 

به لحاظ میثاقی که خداوند با ما بسته،ما وظیفه داریم که در دنیا به جستجوی اهل بیت (ع) برخیزیم.خداوند آن میثاق را در مراسم حج به صورت ماکت برای ما دوباره ترسیم می کند

 

 

اینکه ما دور خانه کعبه طواف می كنيم ، میثاق بسته ايم برای این ماجرا که در دنیا می آييم باید کعبه عالم را پیدا کنیم و پیوسته دور او باشیم

 

 

طواف دور کعبه یک مثالی از«وَ عَلَی الاَرْوَاحِ اْلَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکْ» است.....اما ما باید از این هم فراتر برویم حتی سعی کنیم که اهل بیت (ع) را پیدا کنیم و با جسم مادی در جوارشان باشیم.ما باید مصداق «وَ عَلَی الاَجْسَادِ اْلَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکْ» باشیم.....باید تمام همت مان برپایی ظهور امام(ع) باشد

 

 

من که اصلم پرتويي از نور امام (ع) هست،در دنیا باید چي  باشم؟ آیا نباید طبق اصلم رفتار کنم؟ اگر بخواهم طبق اصلم رفتار کنم باید بروم بالا. باید سعی کنم از این دنیا خودم را بکنم.جسمی نمی شود لااقل قلبی باید خودم را بکنم و ببرم بالا. قلباً من باید مصداق «وَ جَاءَ بِقَلْبٍ مُنِیبْ» باشم

 

 

اینکه شما مرتب برای خودت این موضوع را پررنگ کنی که اصل وجود من پرتويي از نور امام (ع) هست،پس چرا آلودگی به دنیا؟ این فکر ،شما را به سمت بحث انابه می کشاند ،ضرورت بحث انابه را در وجود شما پررنگ می کند

 

و عن ابن عباس أنه قال قال أمير المؤمنين ع اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور الله قال فقلت يا أمير المؤمنين كيف ينظر بنور الله عز و جل قال ع لأنا خلقنا من نور الله و خلق شيعتنا من شعاع نورنا فهم أصفياء أبرار أطهار متوسمون نورهم يضي‏ء على من سواهم كالبدر في الليلة الظلماء - ابن عباس از اميرالمؤمنين (ع) نقل كرد كه آن حضرت فرمودند: از فراست و زيركي مؤمن حذر كنيد كه او با نور خدا مي نگرد. ابن عباس گفت يا اميرالمؤمنين چگونه با نور خداوند عزوجل مي نگرد؟ حضرت فرمودند: به خاطر اينكه ما از نور خدا خلق شديم و شيعيان ما از شعاع نور ما. پس آنها برگزيدگان و نيكان هستند،‌ طاهرند، شناخته شده‌اند. نور آنها بر غيرشان نورافشاني مي كنند مانند قرص كامل ماه در شب ظلماني. / بحارالأنوار ج25  ص21

عن الثمالي عن أبي جعفر ع أنه قال إن الله سبحانه تفرد في وحدانيته ثم تكلم بكلمة فصارت نورا ثم خلق من ذلك النور محمدا و عليا و عترته ع ثم تكلم بكلمة فصارت روحا و أسكنها في ذلك النور و أسكنه في أبداننا فنحن روح الله و كلمته احتجب بنا عن خلقه فما زلنا في ظل عرشه خضراء مسبحين نسبحه و نقدسه حيث لا شمس و لا قمر و لا عين تطرف ثم خلق شيعتنا و إنما سموا شيعة لأنهم خلقوا من شعاع نورنا - از امام باقر (ع) نقل است كه فرمودند: همانا خداوند سبحان در وحدانيتش تنها بود سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به نور شد. سپس از آن نور محمد و علي و عترتش (ع) را خلق كرد. سپس به كلمه اي تكلم كرد و آن كلمه تبديل به روح شد. و آن كلمه را در آن نور ساكن كرد و آن روح را در بدنهاي ما ساكن فرمود. پس ما روح الله و كلمه الله هستيم كه بوسيله ما خداوند از خلقش پنهان شده ‌است. زماني كه خورشيدي نبود و ماهي نبود و چشمي نبود كه بر هم زده شود. سپس شيعيان ما را خلق كرد و آنها شيعه ناميده شدند زيرا كه از شعاع نور ما خلق شدند. / بحارالأنوار  ج25 ص23  باب1:مشارق الأنوار ،البرسي

سأل المفضل الصادق ع ما كنتم قبل أن يخلق الله السماوات و الأرضين قال ع كنا أنوارا حول العرش نسبح الله و نقدسه حتى خلق الله سبحانه الملائكة فقال لهم سبحوا فقالوا يا ربنا لا علم لنا فقال لنا سبحوا فسبحنا فسبحت الملائكة بتسبيحنا ألا إنا خلقنا من نور الله و خلق شيعتنا من دون ذلك النور فإذا كان يوم القيامة التحقت السفلى بالعليا ثم قرن ع بين إصبعيه السبابة و الوسطى و قال كهاتين ثم قال يا مفضل أ تدري لم سميت الشيعة شيعة يا مفضل شيعتنا منا و نحن من شيعتنا أ ما ترى هذه الشمس أين تبدو قلت من مشرق و قال إلى أين تعود قلت إلى مغرب قال ع هكذا شيعتنا منا بدءوا و إلينا يعودون / مفضل از امام صادق (ع) سئوال كرد قبل از اينكه خداوند آسمانها و زمين ها را خلق كند شما چه بوديد؟ امام صادق (ع) فرمودند: ما انواري حول عرش بوديم كه خدا را تسبيح مي گفتيم و تقديس مي كرديم تا اينكه خداوند سبحان ملائكه را خلق كرد و به ملائكه فرمود تسبيح كنيد. آنها گفتند پروردگارا نمي دانيم. خداوند به ما فرمود تسبيح كنيد و ما تسبيح كرديم. پس ملائكه به تسبيح ما تسبيح گفتند. آگاه باش ما از نور خدا خلق شديم و شيعيان ما از مادون آن نور و هنگامي كه روز قيامت فرا برسد پائين ترين، به بالاترين ملحق مي شود. سپس آن حضرت بين دو انگشت سبابه و انگشت وسط را جمع كرد و فرمود مانند اين دو. سپس آن حضرت فرمودند اي مفضل! آيا مي داني كه چرا شيعه، شيعه ناميده شد؟ اي مفضل! شيعيان ما از ما هستند و ما از شيعيانمان. آيا نمي بيني كه اين خورشيد از كجا شروع به حركت مي كند؟ گفتم از مشرق. و فرمود به سوي كجا برمي گردد؟ گفتم به سوي مغرب. امام (ع) فرمودند: شيعيان ما چنين هستند از ما شروع مي شوند ـ شروع به حركت مي كنند ـ و به سوي ما برميگردند. / بحارالأنوار  ج25  ص21  باب 1

 

اینکه شما میثاق فطری را برای خودت پررنگ کنی و دنبال عمل به میثاق فطری ات باشی این موضوع بحث انابه را در شما پررنگ می کند

 

 

بیاییم به مقولاتی فکر کنیم ،مقولاتی را در وجودمان پررنگ کنیم که تبعه اش ضرورت پیدا کردن انابه برای ما باشد

 

 

مقوله انابه برای ما باید جایگاه طناب  ،برای کسی که در ته چاه مانده است را داشته باشد.کسی که ته چاه هست احساس می کند زندگی اش دیگر تمام شد؛هیچ راهی ندارد برای نجات؛پیوسته دارد دعا می کند که خدایا نجاتم بده ؛پیوسته دارد التماس می کند.....

 

مقوله انابه برای من،می دانید چه جایگاهی باید داشته باشد؟ جایگاه طناب،برای کسی که در ته چاه مانده است.کسی که ته چاه هست احساس می کند زندگی اش دیگر تمام شد؛هیچ راهی ندارد برای نجات؛پیوسته دارد دعا می کند که خدایا نجاتم بده؛پیوسته دارد التماس می کند؛پیوسته دارد به خانواده اش فکر می کند؛خدایا دیگر تمام شد؟خدایا من دیگر ناامید شدم؟خدایا هیچ کس نمی داند من این پایین،گیر کردم.برای چنین فردی با چنین حالاتی در ته چاه،یک طناب از بالا آویزان بشود،چقدر جایگاه دارد؟چقدر ضرورت دارد؟چقدر باعث امید هست؟جایگاه انابه در زندگی من و شما باید یک چنین جایگاهی باشد

 

ضرورت انابه را اگر در وجودمان پررنگ کنیم خودمان می دویم دنبال اینکه راه انابه چیست؟

 

 

اگر می خواهیم انابه در وجودمان ضرورت پیدا کند ،بيائیم بحث هایی را مطرح کنیم در وجود خودمان،مثل بحث اینکه اصل وجود ما نور امام (ع) هست،مثل بحث میثاق فطرت،مثل بحث«مُنْتَظِرٌ لِرَجْعَتِکُمْ»،مثل بحث«انتظار فرج»، انتظار ظهور امام زمان (عج)،مثل بحث اینکه یک روزی من در قیامت محشور خواهم شد،نکند دستم خالی باشد و.....

 

 

ضرورت هاي انابه را در خودمان تقویت کنیم.تذکر قلبی به خودمان بدهیم؛بگذاريم قلب،انگیزه پیدا کند،دنبال انابه قلبی برود ؛ قلب،طالب انابه قلبی بشود.اگر شما قلباً دنبال انابه باشید،می دوید و راهش را پیدا می کنید

 

 

در قرآن،انابه در دو بعد مطرح است:انابه عوالمی و انابه نشئاتی

 

 

محصول ضرورت پیدا کردن بحث انابه ،این است که آدم انابه را عملاً دنبال کند

 

 

 

 

 

 
   

www.AzmeZohoor.ir