www.AzmeZohoor.ir

   
 
عنوان: نقش امیرالمؤمنین علیه السلام در آخرالزمان -  دابَّةالأرض

 

نقشِ اميرالمؤمنين عليه السّلام در آخرالزّمان

- امیرالمؤمنین علیه السّلام با وجهِ «دابَّةالأرضی» در آخرالزّمان

- دابّةالأرض، نظام دارِ آخرالزّمان (یَومُ اللهِ رَجعَت)

حفاظت از چارچوبه و قوانين و محكمات نظام الهي و نيز تأويل و رقم زدن متشابهات، در راستاي تحقّق محكمات در آخرالزّمان بدست دابَّةالأرض است، پس آخرالزّمان كه مجموعه اي از محكمات و متشابهات الهي است در دست دابَّةالأرض می باشد ...! دابّةالأرض نظام دار حقیقی آخرالزّمان (یوم الله رجعت) است! نظام داری هر سه نظام عالم و نظام بشر و نظام ظهور در دست ولایتِ خودِ امیرالمؤمنین(ع) قرار دارد.

در اين مقاله،«إن شاءَالله» سعي بر اين است كه به يكي از مهمترين مقولات در آخرالزمان، يعني مقوله دابَّةالأرض بپردازيم.

طبق روايات، مولا اميرالمؤمنين(ع) رَجعَت هاي مكرّري خواهند داشت! از جمله؛ روايتي در ذيل آيۀ 82 از سورۀ نمل كه: سیّدمان رسول الله(ص) این موضوع را با صراحت و با مشخص کردن زمان این ماجرا، یعنی «آخرالزّمان» مطرح می فرمایند[1].

دابَّةالأرض خودِ مولا اميرالمؤمنين(ع) هستند كه در آخرالزمان با اين وجه خروج مي فرمايند! (وَجهِ آخرالزّمانیِ أمیرالمؤمنین (ع))و كلّاً؛ آغاز ماجرا و كيفيّت و كميّت ماجراها و صحنه ها و جريان محكمات آخرالزمان، مانند مغفرت و تفقّه و تعليم كتاب و حكمت و تزكيه و... براي شيعيان، تحت ولايت ايشان جاري مي گردد. تمام این موضوعات تحت عنوان کلّیِ یک واژه جمع می شود

«نظامدارِ آخرالزّمان دابّةالأرض(ع) است» یعنی؛ آخرالزّمان به شدّت تحت سیطره و کنترلِ : امیرالمؤمنین (ع) با وجه دابّةالأرضی قرار دارد.

ماجرا و برنامه اي به عظمت آخرالزمان، كه بخش مهمّي از برنامه هاي مُلک خداوندي است، حتماً بايد با نورِ ولايت پيش برده شود.

آغاز اين برنامه؛

كيفيّت صحنه هاي آن از لحاظ شدّت و ضعف؛ كميّت صحنه ها از لحاظ طول مدّت؛ وسعت مكاني صحنه ها در زمين و عوالم ديگر(دُخان، برزخ و...) همه و همه نياز به ولايت دارد و بايد تحت قافله سالاري وليّ و با حضورِ او جلو برده شود.

اين موضوع كه كدام گروه مشمول مسيري امن و راحت و آرام، وکُلاً مسیری بهشت گونه مي شوند، تا تعليم و تربيت و مغفرت و ... بر آنها جاري شود؛ و كدام گروه بايد در سختيها و مشقّتها، واجد اين تربيت و مغفرت و ... گردند؛ همه را وليِّ آخرالزمان یعنی امیرالمؤمنین (ع) با وجه دابّةالأرضی رقم مي زنند!

اينكه در هر صحنه، چه مقدار از شدّت؟ و در چه وسعتی؟ كفايت مي كند؟ بيشتر شود؟ و يا كمتر؟ و ...؟؟؟ همه و همه، به دست وليّ آخرالزمان است!

در مجموع، اينكه كدام گروه از انسانها به خاطر رفتارهاي مثبتي كه داشته اند؛ اعمِّ از اعتماد، ايمان صحيح، بها دادن به ولايت، حرف شنوي و عزم در تبعيّت از وليّ و ... بايد مشمول قانونِ «وَالسَّلامُ عَلي مَنِ اتَّبَعَ الهُدي»[2] گردند؟!

و كدام گروه به خاطر رفتارهاي منفي، اعمِّ از نِسيان، بي تفاوتي و بي اعتنايي، بها ندادن، عدم اعتماد و عدم حرف شنوي، تبعيت نكردن، تكذيب و عصیان و ... بايد مشمول «أنَّ العَذابَ عَلي مَن كَذَّبَ وَ تَوَلّي»[3] شوند؟!

اينها همه تحت ولايت مولا اميرالمؤمنين عليه السلام است كه در آخرالزمان با نام دابّه الارض به نظام داری مي پردازند؛ یعنی: آنگونه که خدا می خواهد، زِمامِ همة امور را بدست گرفته و رقم مي زنند!

خداوند اين موضوع را در قرآن كريم، در سوره نمل توصيف مي كند! در آغازِ سورۀ نمل خداوند با ذكر معجزاتي از موسي و سليمان عليهما السلام توجّه ما را به اهميّت و عظمت و نیز معجزه بودنِ ماجرای دابّةالأرض جلب مي كند و نیز در سورۀ طه خداوند از موسي عليه السلام سئوال مي كند:«وَ ما تِلكَ بِيَمينِكَ يا موسي»[4] و آن چيست در دست راست تو اي موسي؟ موسي عليه السلام پاسخ مي دهند:«قالَ هِيَ عَصايَ أتَوَكَؤُا عَلَيها»[5] اين عصاي من است كه به آن تكيه مي كنم!

آيا تاكنون فكر كرده ايد كه آن كدام چوب خشكيده اي است كه اينچنين تكيه گاه يك رسول اولواالعزم گشته است؟! و نيز آنگاه كه موسي عليه السلام امر به افكندن عصا مي شود، آن را مي افكند و عصا تبديل به اژدهاي بزرگي مي شود! به او خطاب مي شود كه: «وَلا تَخَف»[6] نترس! ترس از كدام ماجرا؟!

گويا موسي عليه السلام با ماجرایي بسيار عظيم تر از شأنِ رسالتِ خود روبروست!؟

گويا سنگيني اين امانت او را به خوف وا داشته است!

اما اين امانت چيست؟ مولا اميرالمؤمنين عليه السلام در حديث نورانيّت مي فرمايند: منم عصاي موسي!

آري اين امانت عظيم كه موسي(ع) مأمور بكار گيري آن در حركت دادن قومش شده است؛ درجه ای از درجات ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است كه نمودِ يك چوب معمولي را دارد! اینجاست که همين چوبِ به ظاهر معمولی، تكيه گاه اولواالعزمي از رسولان الهی عليهم السلام گشته است!

و اينك آن رسول بايد به وسيله و کمکِ آن، ولايت مدّ نظرِ وليّ را در زمان و محدودۀ مأموريت خود اِعمال كند. همين مجراي ولايت، همين وجه ولايت، يعني عصا، درجايي دوازده چشمه از سنگ جاري مي كند! در جايي همۀ ناجوريها و سِحرِ ساحران را مي بلعد و نابود مي كند! و در جايي درياي خروشانِ غير قابل عبور را براي مؤمنان مي شكافد تا در امن و سلامت عبور كنند!

آري؛ عصايِ دستِ موسای اولواالعزم، ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است كه در قالب چوب خشکی در عمق نمود پيدا كرده است!

در ماجراي سليمان(ع)، مورچه اي، ساير مورچگان را هشدار مي دهد كه:«به پناهگاه خويش رويد كه اين لشكريان شما را پايمال نكنند در حاليكه نمي فهمند»[7]. و يا هُدهُدي در لشكريان سليمان(ع) و در آن مُلكي كه هيچ كس بدون إذنِ مَلِك، حق نوشيدن آب هم ندارد! به اختيار خود از جمع لشكريان بيرون رفته و آن هنگام كه باز مي گردد به پيامبر زمان و مَلِکِ مُلک مي گويد:«أحَطتُّ بِما لَم تُحِط بِه»[8]. من به چيزي احاطه یافته ام كه تو بِدان احاطه نداری!

اين هدهد چه موجودي است كه قدرت بيرون رفتن از محدودۀ مُلك سليماني(ع) را دارد، بدون إذن او؟ و نيز، چيزي مي داند كه نظام دارِ آن مُلک نمي داند!؟

هُدهُد نِمودي از ولايت مولا اميرالمؤمنين (ع) است؛ كه سليمان (ع) را در مُلك داري اش ياري مي كند! وجهي از ولايت، كه با اين نمود، در معرض و فراز سليمان(ع) قرار گرفته تا سلیمان (ع)، با كمك آن مُلك خود را در راستاي برنامۀ مُلك الهي به پيش برد!

و با نگاهي كلّي به مجموعۀ معجزات انبياء الهی(ع) در قرآن، در مي يابيم كه هر كدام تجلّي خاصّي از ولايت اند كه در اختيار آن نبيّ يا رسول قرار گرفته تا با كمك آن قومش را هدايت كند و در مسير "إليه راجعون" حركت دهد، يا حجّت را بر آنان كه ايمان نمي آورند، تمام كند! و نيز عذابهايي كه بر اقوام گذشته جاري گشته است نيز، تجلّي ای ديگر از همان ولایت! در درجه ای دیگر از همان ولایت! با نمودی ديگر از همان ولايت است! بر آن كساني كه حجّت بر آنان تمام گشته بود! معجزاتی همچون: كشتي نوح(ع) بر آن دنياي متلاطم آب، يونس(ع) در شكم ماهي، شكافته شدن دريا و عبور موسي(ع) و همراهانش و هلاكت فرعونيان، بَرد و سلام گشتن آتش بر ابراهيم(ع)، ناقۀ صالح(ع)، شفاي كور مادرزاد و خلق پرنده و زنده كردن مرده ها توسط عيسي(ع) و... همه و همه، تجلّياتِ مختلف و درجاتی متفاوت از نورِ ولایتِ مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام در زمانها و مكانهاي متفاوت هستند! و اين همه نيز، در حديثِ نورانيِ نورانيّت، با كلام مبارك ايشان آمده است كه: «أناعذاب يوم الظّلة، أنا الطّامّة الكبري، أنا الآزفه إذا أزفت، أنا الحاقّة، أنا القارعة، أنا الغاشية، أنا الصّاخّة، أنا المحنة النّازلة ... و أنا دابَّةُالأرض!»

و در روايتي ديگر از آن حضرت عليه السّلام، در ذيل آيۀ 26 سورۀ بقره كه خداوند متعال در آن آيه مثال پشه اي را مي زند، داريم كه مي فرمايند: «منم آن پشه اي كه خداوند مثال مي زند» و مي دانيد كه هلاكت نمرودِ تكذيب كنندۀ ابراهيم (ع)، بوسيلۀ يك پشه انجام شد.

با اين مقدمات، خداوند پس از ذكر چند معجزه در سورۀ نمل، به ذكري از دابّةُالأرض مي پردازد، آن هنگام كه خروج مي كند اولين كلامش اين است : «أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ» اين مردم به آيه هاي ما يقين نمی كردند.مجموعۀ تمامِ تجلّيات و درجاتِ ولايت در قالب معجزات و صحنه های عذاب و صحنه های نعمت براي اقوام گذشته، در آخرالزّمان به شكل و در قالب دابَّةُالأرض خروج می نماید. موجودي كه همۀ آن وجوه و درجاتِ گذشته را دارا مي باشد و اين وجوه از او و به شدّت تحت سیطره و کنترل اوست و با إذن خداوند هر كدام را و بلكه شديدتر و عظيم تر از آنها را تا آخرین حدّی که دنیا ظرفیت دارد، هر زمان كه نياز باشد بروز خواهد داد. نمودي از سلامتي و امان، يا نمودي از عذاب و نِقمت و مشقّت! همه در قالبي به نام دابَّةُالأرض در آخرالزّمان مي آيند.

«وَجهِ آخرالزّماني أميرالمؤمنين عليه السّلام»!آغاز صحنه ها، رقم زدن، شدّت و ضعف و وسعت و طول زمان صحنه ها (براساس نوع تعليم و تربيت مورد نياز در هر صحنه و ميزان واجد شدن آن نوع تعليم و تربيت ها توسط افراد) در دست دابَّةُالأرض قرار دارد! اينكه اين صحنه نمود عذاب باشد يا مغفرت، عُسر باشد يا يُسر، به دست و به خواست خود أمیرالمؤمنین(ع) با وجه دابَّۀُالأرضی است.

امّا اينكه دابَّةُالأرض اين بار با چه نمودي جلوه خواهد داشت؟ هم داراي اهميت است! روزي در قالب هدهد، روزي در قالب پشه، روزي در قالب ناقة صالح(ع)، روزي به صورت طوفان نوح(ع)، زماني در چوب خشكيده اي بنام عصا و زماني و مكاني ديگر ... !؟

اگر در آخرالزّمان تمامِ درجات و تجلّیات ولایت در قالبی به نام دابّةالأرض خروج می کند، باید در أحسنِ صورت باشد، که صورت «انسان» است!

آري! همۀ اين تجلّيات و درجاتِ ولايت و نمودهاي عمقي أميرالم‍ؤمنين(ع) در گذشته آمده است تا بگويد: به خاطر سادگي ظاهر و يا عادي بودن ظاهر تكذيب نكنيد! كه اين بزرگترين خطاي گذشتگان در تكذيب رسولان (ع) و معجزات آنان بود!

قرآن به ما مي گويد: به جاي توجه به اين نمودِ عمقي، به كلام حكيمانۀ هدهد توجه كنيد! به قابليتهاي عصا نگاه كنيد! به شفا بودن نَفَس عيسي (ع) نگاه كنيد و ...تا مشمول شكايت دابَّۀُالأرض نشويم كه: «أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ»شايد او آمده باشد...!

اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمُّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم

 


1.الف - نمل82] ص384 ـ وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ اْلأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ « و چون قول [حق‏] بر ايشان [=مومنين به آيات] واقع گردد، جنبنده‏اي را از زمين براي آنان بيرون مي‏آوريم كه با ايشان تكلم كند [=كلِماتي رفتار كند]. همانا مردم [چنانكه بايد] به آيات ما يقين نمي كنند »

 

ب- (الامام الصادق عليه السلام) " انتهى رسول الله صلى الله عليه وآله إلى امير المؤمنين عليه السلام وهو نائم في المسجد، قد جمع رملا ووضع رأسه عليه فحركه برجله ثم قال له: قم يا دابة الله. فقال رجل من أصحابه: يارسول الله أيسمي بعضنا بعضا بهذا الاسم؟ فقال: لا والله، ما هو إلا له خاصة، وهو الدابة التي ذكر الله في كتابه: وإذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم أن الناس كانوا بآياتنا لا يوقنون. ثم قال: يا علي إذا كان آخر الزمان أخرجك الله في أحسن صورة، ومعك ميسم تسم به أعداءك.

ترجمه: ( امام صادق براو سلام) "رسول خدا درود فرستاده خدا براو و آل او رسيد به اميرمومنان براو سلام درحالي كه او در مسجد خواب بود جمع كرده بود شن را وقرار داده بود سرش را بر آن پس با پايش حركت داد او را وگفت به ايشان: برخيز اي دابه الله پس مردي از اصحاب حضرت گفت: اي رسول خدا آيا بعضي ازما بعض ديگر را به اين نام بناميم؟ حضرت فرمود: نه به خدا سوگند، نيست اين[نام] مگر مخصوص براي او[علي]، و او جنبنده اي است كه خدا در كتابش ذكر فرمود: ﴿ وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ اْلأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ ﴾ سپس گفت: اي علي زماني كه آخر زمان باشد خارج مي كند تو را خدا در بهترين صورت و با تو ميسم است. با آن دشمنان تو،نشانه گذاري مي شوند ﴿ وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ اْلأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ ﴾ سپس گفت: اي علي زماني كه آخر زمان باشد خارج مي كند تو را خدا در بهترين صورت و با تو ميسم است. با آن دشمنان تو،نشانه گذاري مي شوند

2. سورۀ طه - آیۀ 47

3. سورۀ طه - آیۀ 48

4-. سورۀ طه - آیۀ 17

5. سورۀ طه - آیۀ 18

6. سورۀ طه - آیۀ 21

7. سورۀ نمل - آیۀ 18: حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِي النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاكِنَكُمْ لَا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ

8. سورۀ نمل - آیۀ 22: فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَجِئْتُكَ مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِين

 

نوشته شده توسط محب   

شنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۱۸

 

 

منبع: خطب نادره www.khotabenadereh.com

 
   

www.AzmeZohoor.ir