|
خُطْبَةٌ لاَِميرِالْمُؤْمِنينَ عليه
السلام (1)
عَنْ
مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللّهِ عليه
السلام قالَ خَطَبَ أَمِيرُالْمُؤْمِنينَ بِالْمَدينَةِ
فَحَمِدَاللّهَ وَ أَثْنى عَلَيْهِ وَ صَلّى عَلَى
النَّبِيِّ وَ آلِهِ ثُمَّ قالَ أَمّا بَعْدُ فَاِنَّ
اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لَمْ يَقْصِمْ جَبّاري دَهْرٍ
إِلاّ مِنْ بَعْدِ تَمْهيلٍ وَ رَخاءٍ وَ لَمْ يَجْبُرْ
كَسْرَ عَظْمٍ مِنَ الاُْمَمِ إِلاّ بَعْدَ أَزْلٍ وَ
بَلاءٍ أَيُّهَاالنّاسُ فِي دُونِ مَااسْتَقْبَلْتُمْ مِنْ
عَطَبٍ وَ اسْتَدْبَرْتُمْ مِنْ خَطْبٍ مُعْتَبَرٌ وَ ما
كُلُّ ذِي قَلْبٍ بِلَبِيبٍ وَ لا كُلُّ ذِي سَمْعٍ
بِسَميعٍ وَ لا كُلُّ ذِي ناظِرِ عَيْنٍ بِبَصِيرٍ
عِبادَاللّهِ أَحْسَنُوا فِيما يَعْنِيكُمُ النَّظَرُ
فِيهِ ثُمَّ انْظُرُوا إِلى عَرَصاتِ مَنْ قَدْ أَقادَهُ
اللّهُ بِعِلْمِهِ كانُوا عَلى سُنَّةِ مِنْ آلِ
فِرْعَوْنَ أَهْلَ جَنّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ
مَقَامٍ كَرِيمٍ ثُمَّ انْظُرُوا بِما خَتَمَ اللّهُ
لَهُمْ بَعْدَالنَّضْرَةِ وَالسُّرُورِ وَالاْءَمْرِ
وَالنَّهْيِ وَ لِمَنْ صَبَرَ مِنْكُمُ الْعاقِبَةُ فِي
الْجِنانِ وَ اللّهِ مُخَلَّدُونَ وَ للّهِِ عاقِبَةُ
الاُْمُورِ. فَيا عَجَبا وَ مالِي لا أَعْجَبُ مِنْ خَطَإِ
هذِهِ الْفِرَقِ عَلَى اخْتِلافِ حُجَجِهَا فِي دِينِها لا
يَقْتَصُّونَ أَثَرَ نَبِيٍّ وَ لايَقْتَدُونَ بِعَمَلِ
وَصِيٍّ وَ لا يُؤْمِنُونَ بِغَيْبٍ وَ لايَعْفُونَ عَنْ
عَيْبٍ الْمَعْرُوفُ فيهِمْ ما عَرَفُوا وَالْمُنْكَرُ
عِنْدَهُمْ ما أَنْكَرُوا وَ كُلُّ امْرِىءٍ مِنْهُمْ
إِمامُ نَفْسِهِ آخِذٌ مِنْها فِيما بِعُرىً وَثيقاتٍ وَ
أَسْبابٍ مُحْكَماتٍ فَلاْ يَزالُونَ بِجَوْرٍ وَ لَنْ
يَزْدادُوا إِلاّ خَطَأَ لايَنالُونَ تَقَرُّبا وَ لَنْ
يَزْدادُوا إِلاّ بُعْدا مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ أُنْسُ
بَعْضِهِمْ بِبَعْضٍ وَ تَصْديِقُ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ
كُلُّ ذلِكَ وَحْشَةً مِمّا وَرَّثَ النَّبِيُّ
مسعدةبن صدقه از امام صادق عليه السلام روايت نموده كه
اميرالمؤمنين عليه السلام در مدينه خطبه اى خواند كه در
آن پس از حمد و ثناى الهى و درود و صلوات بر پيغمبر صلى
الله عليه و آله و خاندانش (عليهم
السلام) فرمود: خداوند تبارك و تعالى زورگويان و
ستمگران روزگار را در هم نشكست، مگر آن گاه كه مهلتشان داد
كه روزگارى در آسايش و خوشگذرانى بگذرانند. شكستگى هيچ
ملّتى را ترميم ننمود مگر بعد از تنگى و گرفتارى
هايى كه به آنها رسيد. اى مردم! در قبال آن
دشوارى ها كه به آن روى آورده
ايد و آن مشكلاتى كه پشت سرگذاشتيد عبرت پندآموزى
است هر صاحب دلى، خردمند و هر صاحب گوشى، شنواى [سخنان حق
[و هر صاحب چشمى، بينا نباشد. اى بندگان خدا در آن چيزهايى
كه برايتان اهميت دارد به بهترين وجه نگاه كنيد و سپس به
ميدان زندگى كسى كه خداوند به علم خود او را در بند كشيده
نظاره كنيد. همان كسانى كه به روش فرعونيان صاحب باغات و
چشمه سارها و كشتزارها و جاه و
مقام والا بودند. سپس بنگريد كه خداوند كارشان را پس از آن
همه شادى و نشاط و امر و نهى، چگونه به پايان رسانيد. به
خدا سوگند هر يك از شما صبر پيشه كند سرانجام در بهشت
جاودان و ابدى خواهد بود و سرانجام همه امور از آنِ خداوند
است. در شگفتم و چرا تعجب نكنم از خطاهاى اين فرقه
ها با اختلافاتى كه در دين خود دارند؟ از هيچ
پيغمبرى پيروى نمى كنند و به هيچ
وصىّ پيامبرى اقتدا نمى كنند.
ايمان به غيب نداشته و از [كوچكترين] عيبى درنمى
گذرند. هر چه را كه خود مى
پسندند آن را نيك مى شمارند و هر
چه را كه ناخوش مى دارند منكر مى
شمارند. و هر كدامشان امام خويشتن مى
باشد. آنچه از نفس ناپاك خود دريافت مى
كنند، آن را دستاويز محكم و وسايلى استوار مى
پندارند در حالى كه همواره ستمكار بوده و بر
لغزشهاى خود مى افزايند. نه تنها
به خدا نزديك نمى شوند بلكه باعث
افزونى دورى خود از خداوند متعال مى
شوند. تصديق و اُلفتى كه با يكديگر دارند همه بر
اثر وحشت از ميراث گرانبهايى(1) است كه پيامبر
مكّى صلى الله عليه و آله
الأُمِّيُّ صلى الله عليه و آله وَ نُفُورا مِمّا
أَدّى إِلَيْهِمْ مِنْ أَخْبارِ فاطِرِ السَّماواتِ
وَالاْءَرْضِ أَهْلُ حَسَراتٍ وَ كُهُوفُ شُبُهاتٍ وَ
أَهْلُ عَشَواتٍ وَ ضَلالَةٍ وَ رِيبَةٍ مَنْ
وَكَلَهُاللّهُ إِلى نَفْسِهِ وَ رَأْيِهِ فَهُوَ
مَأْمُونٌ عِنْدَ مَنْ يَجْهَلُهُ غَيْرُالْمُتَّهَمِ
عِنْدَ مَنْ لا يَعْرِفُهُ فَما أَشْبَهَ هؤُلاءِ
بِاَنْعَامِ قَدْ غابَ عَنْها عاؤُها وَ وا أَسَفى مِنْ
فِعَلاتِ شيعَتِي مِنْ بَعْدِ قُرْبِ مَوَدَّتِهَا
الْيَوْمَ كَيْفَ يَسْتَذِلُّ بَعْدِي بَعْضُها بَعْضا وَ
كَيْفَ يَقْتُلُ بَعْضُها بَعْضا الْمُتَشَتَّتَةِ غَدا
عَنِ الأَصْلِ النّازِلَةِ بِالْفَرْعِ الْمُؤَمِّلَةِ
الْفَتْحَ مِنْ غَيْرِ جِهَتِهِ كُلُّ حِزْبٍ مِنْهُمْ
آخِذٌ مِنْهُ بِغُصْنٍ أَيْنَما مالَ الْغُصْنُ مالَ
مَعَهُ مَعَ أَنَّ اللّهَ وَ لَهُ الْحَمْدُ سَيَجْمَعُ
هؤُلاءِ لِشَرِّ يَوْمٍ لِبَني أُمَيَّةِ كَمَا يَجْمَعُ
قَزَعَ الْخَريفِ يُؤَلِّفُ اللّهُ بَيْنَهُمْ ثُمَّ
يَجْعَلُهُمْ رُكاما كَرُكامِ السَّحابِ ثُمَّ يَفْتَحُ
لَهُمْ أَبْوابا يَسيلُونَ مِنْ مُسْتَثارِهِمْ كَسَيْلِ
الْجَنَّتَيْنِ سَيْلَ الْعَرِمِ حَيْثُ بَعَثَ عَلَيْهِ
قارَةً فَلَمْ يَثْبُتْ عَلَيْهِ أَكَمَةٌ وَ لَمْ يَرُدَّ
از خود به جاى گذاشته و رميدن از اخبارى
است كه خداى آفريننده آسمانها و زمين به آنها رسانيده و
تبليغ فرموده است. اين مردم شايسته افسوس و مأواى شبهات و
سزاوار تيرگى ها و گمراهى و ظن و
گمان اند. آن كس كه خدا او را به
خود و نظر كوتاهش وانهاده، نزد كسى كه از حال او آگاه
نيست، مورد اطمينان بوده و نزد كسى كه او را نشناسد مورد
بدگمانى نباشد. اين پيروان كور و نادان چه بسيار شبيه به
رمه هاى بى
چوپانند و افسوس و دريغ از كارهاى ناشايستى كه
شيعيان من به زودى مرتكب آن خواهند شد، بعد از دوستى
تنگاتنگى كه امروز با هم دارند پس از من يكديگر را خوار و
زبون سازند و به كشتار هم دست يازند، فرداست كه از ريشه
جدا شوند و به شاخه آويزند و پيروزى را از بيراهه جويند.
هر گروهى از آنها به شاخه اى
چسبيده و به هر طرف كه شاخه رود آنها نيز به همان سمت
روند. تا اينكه خداوند ـ كه سپاس شايسته اوست ـ به زودى
اين مردم گمراه را براى بدترين روز گرفتارى بنى
اميه به دور هم جمع خواهد كرد؛ همچنان كه باد خزان
پاره هاى ابر را به هم پيوند مى
زند. خداوند نيز ميان آنها الفت اندازد و آنها
را مانند ابر، متراكم سازد. سپس ابوابى را به روى آنها
باز كند و از خيزگاه، چون سيل سرازير شوند، همانند سيل
بنيان كَن دو باغ يمن كه سيل عرم(1) بود.
خداوند يك موش بزرگ را براى ويران كردن آن سد
برانگيخت؛ به طورى كه در مقابل آن سيل، هيچ تپه
اى بر جاى نماند.
سَنَنَهُ رَصُّ طَوْدٍ يُذَعْذِهُهُمُ اللّهُ فِي بُطُونِ
أَوْدِيَةٍ ثُمَّ يَسْلُكُهُمْ يَنابِيعَ فِي الأَْرْضِ
يَأْخُذُ بِهِمْ مِنْ قَوْمٍ حُقُوقَ قَوْمٍ وَ يُمَكِّنُ
بِهِمْ قَوْما فِي دِيارِ قَوْمٍ تَشْرِيدا لِبَنِي
أُمَيَّةَ وَ لِكَيْلا يَغْتَصِبُوا ما غَصَبُوا
يُضَعْضِعُ اللّهُ بِهِمْ رُكْنا وَ يَنْقُصُ بِهِمْ
طَيَّ الْجَنادِلِ مِنْ إِرَمَ وَ يَمْلاَءُ مِنْهُمْ
بُطْنانَ الزَّيْتُونِ فَوَ الَّذي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ
بَرَأَ النَّسَمَةَ لَيَكُونَنَّ ذلِكَ وَ كَأَنِّي
أَسْمَعُ صَهِيلَ خَيْلِهِمْ وَ طَمْطَةَ رِجالِهِمْ وَ
اَيْمُ اللّهِ لَيَذُوبَنَّ مَا فِي أَيْدِيهِمْ بَعْدَ
الْعُلُوِّ وَالتَّمْكينِ فِيالْبِلادِ كَما تَذُوبُ
الاْءَلْيَةُ عَلَى النّارِ مَنْ ماتَ مِنْهُمْ ماتَ
ضالاًّ وَ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ يُفْضِي مِنْهُمْ
مَنْ دَرَجَ وَ يَتُوبُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلى مَنْ
تابَ وَ لَعَلَّ اللّهَ يَجْمَعُ شيعَتي بَعْدَ
التَّشَتُّتِ لِشَرِّ يَوْمٍ لِهؤُلاءِ وَ لَيْسَ
لاِءَحَدٍ عَلَى اللّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ الْخِيَرَةُ بَلْ
للّهِِ الْخِيَرَةُ وَ الاْءَمْرُ جَميعا. أَيُّهَا
النّاسُ إِنَّ الْمُنْتَحِلينَ لِلإِمامَةِ مِنْ غَيْرِ
أَهْلِها كَثيِرٌ وَ لَوْ لَمْ تَتَخاذَلُوا عَنْ مُرِّ
الْحَقِّ وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِينِ الْباطِلِ لَمْ
يَتَشَجَّعْ عَلَيْكُمْ مَنْ لَيْسَ مِثْلَكُمْ وَ لَمْ
يَقْوَ مَنْ قَوِيَ عَلَيْكُمْ وَ عَلى هَضْمِ الطّاعَةِ
وَ إِزْوائِها عَنْ أَهْلِها لكِنْ تِهْتُمْ كَما تاهَتْ
بَنُو إِسْرائِيلَ عَلى عَهْدِ مُوسَى بْنِ عِمْرانَ عليه
السلام وَ لَعَمْرِي لَيُضاعَفَنَّ عَلَيْكُمُ التَّيْهُ
مِنْ بَعْدِي أَضْعافَ ما تاهَتْ بَنُو إِسْرائِيلَ وَ
لَعَمْرِي أَنْ لَوْ قَدِ اسْتَكْمَلْتُمْ مِنْ بَعْدِي
مُدَّةَ سُلْطانِ بَنِي أُمَيَّةَ لَقَدْ اجْتَمَعْتُمْ
عَلَى السُّلْطانِ الدّاعِي إِلَى الضَّلالَةِ وَ
أَحْيَيْتُمُ الْباطِلَ وَ خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَراءَ
ظُهُورِكُمْ وَ قَطَعْتُمُ الأَدْنى مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ وَ
وَصَلْتُمُ الاْءَبْعَدَ مِنْ أَبْناءِ الْحَرْبِ
لِرَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وَ لَعَمْرِي
أَنْ لَوْ قَدْ ذابَ ما فِي أَيْدِيهِمْ لَدَنَا
التَّمْحيصُ لِلْجَزاءِ وَ قَرُبَ الْوَعْدُ وَانْقَضَتِ
الْمُدَّةُ وَ بَدَاَ لَكُمُ النَّجْمُ ذُو الذَّنَبِ مِنْ
قِبَلِ الْمَشْرِقِ وَ لاحَ لَكُمُ الْقَمَرُ
و هيچ
كوه به هم پيوسته و سر به فلك كشيده هم مانع ريزش و نفوذ
آن سيل نگرديد و آنان را در ميان تپه
ها پراكنده ساخت. سپس به چشمه
سارهايى در زمين روان ساخت تا به وسيله آنها حقوق
گروهى را از گروهى ديگر بازستاند. و مردمى را در سرزمين
مردم ديگر قدرت بخشد تا بنى اميه
را از هم گسيخته و آواره سازد و نيز براى آنكه مبادا آنچه
را به ظلم و زور گرفته اند، از آن
بهره مند شوند، پايه
هاى (قدرت) آنان را متزلزل نمايد و بناهاى محكم و
شهر و ديارشان (شام و دمشق) را نابود سازد و ميان زيتون
(مسجد دمشق) را از وجود آنان (مخالفين بنى
اميه) آكنده نمايد و سوگند به آن كه دانه را شكافت
و مخلوقات را بيافريد، هر آينه آنچه را كه گفتم واقع خواهد
شد و گويا من اكنون شيهه اسبان و صداى مردمان عجمى آنان را
مى شنوم. به خدا سوگند كه هر آنچه
در دست آنهاست، پس از آن برترى و قدرت در سرزمينها مانند
دنبه اى كه بر روى آتش ذوب شود،
همه نابود گردد. هر كه از آنها مرده، گمراه مرده است و هر
كس از آنها مرگش فرا رسيده، سرانجام به سوى خداى عزّوجلّ
رفته است و هركس توبه كند، خدا توبه او را مى
پذيرد. و اميد مى رود
خداوند شيعيان مرا پس از پراكندگى براى بدترين روزى كه
اينان (مخالفين) در پيش دارند فراهم گرداند. براى هيچ كس
نسبت به خدايى كه ذكرش عزيز است اختيارى نيست؛ بلكه اختيار
از آن خداست. اى مردم، كسانى كه به ناحق منصب امامت را به
خود نسبت داده و ادعا كرده اند،
بسيارند اگر از [حمايت و يارى] حق باز نمى
نشستيد و در خوار ساختن باطل سستى نمى
ورزيديد، كسانى كه همپايه شما نبودند بر شما چيره
نمى شدند و مدعيان نيرومندى بر
شما سرورى نمى يافتند. پيروى
امامِ بر حق را مشكنيد و امامت را از شايستگانش دور مكنيد،
ولى شما همانند قوم بنى اسراييل
در دوران موسى عليه السلام سرگردان شديد و به جانم سوگند،
سرگردانى شما پس از من چند برابر سرگردانى بنى
اسراييل باشد و به جان خودم قسم اگر شما پس از من
دوران سلطنت بنى اميه را (همچنان
با پشتيبانى خود) كامل كنيد و به آخر رسانيد، باز هم گرد
سلطانى را خواهيد گرفت كه شما را به گمراهى مى
خواند و باز هم باطل را زنده مى
كنيد و حق راپشت سر مى
نهيد و از نزديكترين مردان جنگ بدر جدا مى
شويد، و به دورترين كسان از مجاهدان در ركاب رسول
خدا صلى الله عليه و آله مى
پيونديد. و به جان خودم سوگند، اگر آنچه از قدرت و سلطنت
كه در دست آنهاست از ميان برود، امتحان و مجازات پيش آيد و
وعده فرج آل محمد عليه السلام نزديك گردد و مدت عمر دولت
باطل به سرآيد و ستاره دنباله دار
از سمت مشرق براى شما هويدا شود و ماه تابان براى شما
نمايان گردد.(1) و چون چنين است، توبه كنيد و
بدانيد كه اگر از خورشيد (درخشان آسمان امامت و ولايت،
يعنى حضرت ولىّ عصر عليه السلام ) كه از مشرق (قيام و
ظهور) طلوع مى كند پيروى نماييد،
شما را به راه هاى روشن رسول خدا
صلى الله عليه و آله رهنمون شود و از كورى و كرى و
گنگى (نسبت به حقيقت دين) به درآييد. و از رنج خواهندگى و
زور گفتن و ستم كردن براى كسب مال رها شويد و بار سنگين و
كمرشكن را از گردن خود بيافكنيد و خدا دور نسازد (از رحمت
خود) جز كسى را كه (از قبول ولايت على عليه السلام و ائمه
طاهرين عليهم السلام) سر باز زند
و ستم كند و زور گويد و حق ديگران به زور ستاند، و آنچه را
كه مال او نيست (منظور غصب خلافت بر حقّ على عليه السلام
) به چنگ آورد و آنان كه ظلم و ستم نمودند، به زودى خواهند
دانست كه بازگشت آنان به چه جايگاهى خواهد بود.
نوشته شده توسط مجید
دایی
دوشنبه ،
۳۰ دی ۱۳۸۷ ، ۱۵:۱۶
|