|
|
مفهوم فطرت 1
خداوند متعال وقتی روح انسان ها را آفرید ،از تمام
مقولات عوالمی و نشئاتی پرتوهایی آورد و به انسان
تاباند
برای همین انسان تمام مقولات عوالمی و نشئاتی را
می تواند بفهمد .این مقوله فطرت نامیده می شود .
از انسان ها بر اساس همین فطرت (زمینه رشد و فهمی
که بر اساس فطرت دارد ) پیمان گرفته شد
تا خداوند را پرستش کنند و از رسولان تبعیت داشته
باشند ،
از
طرف دیگر پیمانی غلیظ تر از رسولان گرفته شد در
مورد نصرت اهل بیت (ع) و به خصوص امام مهدی (عج)
واولواالعزم
رسولانی بودند با بیشترین عزم نسبت به اهل بیت (ع)
.
در نتیجه همه انسان ها مکلف به تبعیت از رسولانی
هستند که خود در راستای برپایی ظهورامام (ع) حرکت
می کردند.
یعنی اگر می خواهیم به پیمان فطری خود عمل کنیم،
باید در راستای همان هدف رسولان ،یعنی بر پایی
ظهورزندگی کنیم .
|
بسم
الله الرحمن الرحیم
مفهوم
فطرت:
بشر همیشه در جستجوی حقیقت است و برای رسیدن به حقیقت در
حال حرکت و تلاش ،تلاشی برای دست یافتن به جواب سؤال هایی
که او را در رساندن به حقیقت کمک می کند. یکی از آن سوالات
، سوال درباره ی مفهوم فطرت است .خداوند در سوره روم آیه
30 می فرماید : فطرت الله التی فطر الناس علیها
[1].این
فطرت چیست که خداوند تمام انسان ها را بر اساس آن خلق کرده
است؟ قبل از تعریف فطرت ماجرایی را بیان می کنیم که همه
تان با آن آشنا هستید: ستارگان در آسمان هستند و فرسنگ ها
دورتر از ما ، اما از خود نور ساطع می کنند ، نوری که وجهی
از ستاره است نه مثالی از ستاره . و با اینکه همراه نور ،
مواد درون ستاره به ما نمی رسد ، اما در مجموع من وشما
ستاره را درک می کنیم.تا گفته می شود : ستاره ، می گوییم :
می دانم ستاره چیست ، جرمی است در آسمان که نورش به ما
رسیده و من هم دیده ام. در آسمان یک ستاره وجود ندارد ،
بلکه میلیاردها ستاره وجود دارد ، که لااقل نور چند هزار
تای آنها به ما می رسد ، ما با ستارگان آشنا هستیم ، وقتی
از ما سوال می شود که شما از کجا با ستارگان آشنا هستید ،
می گوییم : ما که در غار زندگی نمی کنیم ، خداوند متعال به
ما چشم داده و ما را در معرض نور ستارگان قرار داده به
همین دلیل ما ستاره را درک می کنیم ، ماجرا برای ما خیلی
عادی است ، اما همین ماجرا برای کرم خاکی که درون غار
زندگی می کند ، عادی نیست ،چون آن کرم نه چشم ستاره بین
دارد و نه در معرض نور ستاره بوده است .مثال نور ستارگان
که به ما می رسد ، مثال فطرت است.خداوند پس از اینکه ارواح
تمام انسان ها را خلق کرد ، از تمام مقولات عوالمی و
نشئاتی پرتوهایی را آورد و به انسان ها تاباند ، به همین
دلیل من و شمای انسان مقولات عوالمی و نشئاتی را می فهمیم
. خداوند متعال نیز در قرآن کریم درباره موضوعات عوالمی و
نشئاتی صحبت می کند ، اگر ما نمی فهمیدیم ، لزومی نداشت که
خداوند درباره آنها با ما صحبت کند، اما می بینیم که در
قرآن درباره دورترین اشیا عوالمی یعنی کلمات تا دورترین
مقولات نشئاتی یعنی ملک کبیر با ما صحبت شده است
آیا
همه ی انسان ها به یک اندازه فطرت دارند ؟
با توجه به آیه سوره روم که کلمه " الناس" در آن آمده است[2]
،همه انسان ها فطرت دارند[3]
، اما بهره همه انسان ها از فطرت یکسان نبوده است ، مانند
: دریایی که نور خورشید به آن تابیده شده ، نور به تمام آب
دریا می رسد ، اما آبی که به سطح نزدیک تر است روشن تر و
آب عمق کدرتر است .برخی از انسان ها نیز نور فطرت را بیشتر
دریافت کرده اند و برخی کم تر ، اما این به آن معنا نیست
که انسان ها در دنیا فقط بر اساس همان فطرت اولیه شان عمل
می کنند ، چون افرادی هستند که بهره بیشتری از نور فطرت
داشته اند ، اما در دنیا به علت آلودگی های دنیایی و
فراموشی پیمانشان با خداوند[4]
، روی آن فطرتشان سر پوش آمده است و بهره ای از فطرتشان
نمی برند و بالعکس ، هستند افرادی که در ابتدا بهره کمتری
از نور فطرت داشتند اما به دلیل عزم نشان دادن ، در قبال
آن پیمان خداوندی و تلاش برای حذف آلودگی های دنیایی ،
بهره بیشتری از نور فطرت می برند ، حتی بیشتر از کسانی که
در ابتدا بهره شان بیشتر بود.
از
انسان ها پیمان گرفته شد ، پیمانی بر اساس فطرت[5]
:
در
حدیث آمده است : چون خداوند عزوجل ذریه آدم (ع) را از پشتش
بر آورد ، تا از آنها پیمان گیرد به پروردگاری خود و نبوت
هر پیغمبر و اول کس که به نبوت او، پیمان گرفت از آنان ،
محمد بن عبدالله (ص) بود ، سپس خداوند عزوجل به آدم فرمود
:بنگر، چه می بینی ؟ آدم (ع) به ذریه خود نگاه کرد که
مورچه وار فضای آسمان را پر کرده
اند
، آدم(ع)گفت:
پروردگارا ، چه بسیار است ذریه من ، آیا برای کار بزرگی
آنها را آفریده ای ؟ تو از آنها چه می خواهی که از آنها
پیمان می گیری ؟ خدا فرمود : برای اینکه مرا بپرستند وچیزی
را شریک من ندانند و به رسولانم بگروند واز آنها تبعیت
کنند ، آدم (ع) گفت پروردگارا ، پس مرا چه شده که برخی ذره
ها را بزرگتر از بعضی دیگر می بینم و بعضی روشنی بسیار
دارند و بعضی روشنی اندک و بعضی هیچ روشنی ندارند ؟ خداوند
عزوجل فرمود :چنین آنها را آفریدم تا در هر حالی آنها را
امتحان کنم
...[6].در
نهج البلاغه آمده است : " فَبَعَثَ فیهِم رُسُلَهُ ، وَ
وَاتَرَ إلَیهم أنبیاءَ هُ ، لِیَستَأدو هُم میثاق
فِطرَتِهِ"[7]
یعنی : خداوند انبیا خویش را یکی پس از دیگری به سوی مردم
فرستاد ، تا میثاق هایی که بر اساس فطرت بسته شده بود را
از آنها طلب کند و انسان ها را به سوی آن مقولات دعوت کنند
. با توجه به حدیث اول مفاد آن پیمان فطری عبارت است از :-
پرستش خداوند یگانه و اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دهیم
.- تبعیت از رسولان ، بویژه از خاتم الانبیا ، محّمد بن
عبد الله (ص ) در حدیث اول آدم (ع) از خداوند سوال می کند
که "آیا این ذریه من برای کار بزرگی آفریده شده اند ؟ " و
سپس دوباره سوال می کند که " شما از آنها چه می خواهی که
از آنها پیمان می گیری ؟ " معلوم است که خداوند به سوال
اول جواب مثبت داده است که آدم (ع) سوال دوم را مطرح کرده
است . یعنی اینکه : بله ! ذریه آدم (ع) برای کار بزرگی
آفریده شده اند و سوال دوم نیز مؤید این موضوع است که ذریه
آدم (ع) باید رفتاری خاص از خود نشان دهند که آدم (ع) می
فرماید : " شما از آنها چه می خواهی ؟ " و سوال بعدی هم
مشخص می کند که پیمان گرفته شده از ذریه آدم (ع) در رابطه
با همان رفتاری است که باید از خود نشان دهند.توجه داشته
باشیم که در مفاد پیمان فطری ، پس از پرستش خداوند ، تبعیت
از رسولان مطرح شده است ، پس رسولان به غیر از دعوت مردم
به پرستش خداوند مأمور به امری دیگر نیز بوده اند و این
مأموریت آنقدر مهم بوده است که خداوند بعد از پرستش خود ،
همه انسان ها را موظف به تبعیت از رسولان کرده است .در
حدیثی از امام محّمد باقر (ع) داریم که خداوند از انبیاء
در روز الست پیمان گرفت که : آیا من پروردگار شما نیستم ؟
و این که محّمد (ص) ، رسول من است و علی (ع) ،
امیرالمؤمنین است و جانشینان پس از او اولیاء امر من و
صاحبان گنج علم منند و اینکه مهدی (عج) کسی است که بوسیله
او برای دینم ، یاری گیرم و دولتم را به وسیله او آشکار
سازم و به او از دشمنانم انتقام گیرم وبه او - به میل
ورغبت یا اجبار - عبادت شوم . گفتند : پروردگارا اقرار
کردیم و شهادت دادیم.ولی آدم (ع) نه انکار کرد ونه اقرار ،
پس منصب اولوالعزمی برای آن پنج
نفر از جهت مهدی (عج) ثابت شد ،ولی برای آدم (ع) عزمی بر
اقرار آن نبود و این است معنی قول خدای تبارک وتعالی " و
لقد عهدنا الی آدم من قبل ، فنسی ولم نجد له عزما
"
[8].از
انبیاء درباره اهل بیت (ع) و به خصوص امام مهدی (عج) پیمان
گرفته شد و انبیاء نیز بر اساس همان پیمان سعی می کردند
طوری زندگی کنند که یاری کننده اهل بیت (ع)
[9]
ویا به طور صریح تر زمینه ساز ظهور امام مهدی (عج) باشند.
رسولان نه تنها خود با اهل بیت (ع) آشنا بودند ، بلکه به
طریقی سعی می کردند مردم زمان خود را نیز با اهل بیت (ع)
آشنا کنند ،زیرا رسولان معلمان بشر بودند و می خواستند بشر
را به حدی رشد دهند ، تا زمانی که امام (ع) ظهور می کنند
تمام بشر همانند شاگردانی تربیت شده ، سر جای خود آماده
باشند .همین جا مشخص می شود که آن رفتار خاصی ، که ذریه
آدم (ع) می بایست از خود نشان می داد ، در قبال اهل بیت
(ع) بوده است ، وهمین طور تبعیت از رسولانی که مطرح شد ،
بشر می بایست از رسولان تبعیت می کرد ، تا پس از آشنایی با
اهل بیت(ع)، برای نصرت ایشان تربیت می شد
صلوات
، وفا به پیمان عالم ذر
حضرت امام موسی بن جعفر (ع) از پدر بزرگوارش حضرت صادق (ع)
نقل فرموده است که :کسی که صلوات می فرستد بر پیامبر (ص)
معنایش این است که من به حقیقت و راستی ، ثابت قدم هستم بر
عهد و وفاء، به عهدی که قبول کردم در عالم ذر، که خداوند
متعال فرمود :آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند : بله ،
تو پروردگار مائی .یعنی در این عالم هم وفاء کردیم که
صلوات می فرستیم و اقرار داریم به نبوت حضرت ختمی مرتبت و
آنچه را که از طرف خداوند متعال آورده و ثابت قدم هستیم
،زیرا در عالم ذر علاوه بر اقرار به پروردگار، از نبوت
حضرت رسول(ص) و ولایت حضرت امیرالمؤمنین و سایر ائمه (ع )
پیمان گرفته شد ، پس نتیجه این می شود که صلوات در واقع
تجدید اقرار به خدا و پیامبر(ص) و علی(ع) و امامان و اولاد
حضرت امیر (ع) و آنچه را که آورده اند و وفاء به آن پیمان
است
نوشته شده توسط محب
يكشنبه
۰۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۷
مفهوم
فطرت 2
انبیاء و اهل بیت علیهم السلام :
در
میان رسولان ، اولواالعزم من الرسل کسانی بودند که بیشترین
عزم را نسبت به اهل بیت (ع) داشتند[10]
، وقتی به دوران زندگی این رسولان در دنیا دقیق می شویم ،
می توانیم ،آثاری از تلاش های ایشان را در جهت آشنایی مردم
با اهل بیت (ع) پیدا کنیم ، در احادیث ذیل ، گوشه ای از
این تلاش ها به چشم می خورد
نوح
( ع ) :
هنگامی که هلاکت قوم نوح(ع) فرا رسید ، خداوند به او وحی
فرستاد تا تخته هایی از درخت ساج را فراهم آورد . نوح(ع)
که علت این کار را نمی دانست توسط جبرئیل (ع) بر ترکیب و
ساخت کشتی آگاه گشت . جبرئیل (ع) با خود 129هزارمیخ برای
بکار بستن در کشتی به همراه داشت که نوح (ع) به جزء 5 میخ
، بقیه آنها را در ساختار کشتی بکار برد . روزی دست نوح
(ع) به یکی از آن 5 میخ باقی مانده ، اصابت کرد و ناگهان
نوری در آسمان ساطع گشت و آن میخ به امر خداوند به سخن در
آمد و گفت : من به اسم سیدالانبیاء محّمدبن عبدالله هستم ،
پس نوح (ع) آن میخ را به اشاره جبرئیل (ع) بر جانب راست
کشتی و بالا ترین قسمت آن کوفت . میخ دوم را که به نام
سیدالاوصیاء علی بن ابی طالب (ع) بود بر بالاترین قسمت چپ
کشتی کوبید .میخ سوم را که به نام فاطمه الزهرا (س) بود در
کنار میخ اول قرار داد و میخ چهارم را که همنام حسن بن علی
(ع) بود، درکنار میخ دوم بر کشتی کوبید ، هنگامی که دست
نوح (ع) با میخ پنجم تماس پیدا کرد ، ضمن تلالُو و
درخشندگی ویژه در آن احساس رطوبتی کرد ، جبرئیل (ع) به او
گفت : این رطوبت خون حسین (ع) است و به ذکر ستم هایی که
امتش بر او روا می دارند و لعن قاتلان آن حضرت پرداخت[11]
[12]
ابراهیم
( ع )
:
ابراهیم (ع) را خلیل نامند چون بر محّمد و آل محّمد (ص)
بسیار درود می فرستاد[13]
.- در حدیثی از امام رضا (ع) آمده است : هنگامی که ابراهیم
(ع) در آتش اقکنده شد ، خداوند را به ما اهل بیت(ع(
قسم یاد کرد و باری تعالی آتش را بر او سرد و
مبارک گرداند[14]
ای خلیل من ، به زودی گروهی که ادعا می ورزند از شیعیان آن
بزرگوارند ، حسین بن علی (ع) را به مانند گوسفندی سر
خواهند برید ، اما دیری نخواهد پائید که مستوجب خشم من
خواهند گشت ، ابراهیم (ع) از آنچه شنید بسیار آزرده شد و
شروع به گریه و زاری نمود . آنگاه خداوند به او فرمود : به
پاس ناله و گریه ات بر حسین (ع) اسماعیل را به تو بخشیدم و
پاداشی بس بزرگ را به خاطر حزنت بر مصیبت اهل بیت (ع) به
تو ارزانی داشتم . . .[15]
موسی
( ع )
:
موسی
(ع )به بنی اسرائیل که زیر سختی کار درد و رنج می کشیدند ،
ذکر صلوات بر محّمد و آل محّمد (ص) را آموخت آنها هم به
توصیه موسی (ع) عمل کردند و درد و رنجشان تخفیف پیدا کرد[16]
امام حسن عسگری(ع) در تفسیر خویش می فرماید : هنگامی که
بنی اسرائیل به ساحل دریا رسیدند ، خداوند بدانها وحی
فرستاد تا برای تجدید پیمان و عبور از دریای خروشان به
نبوت محّمد بن عبد الله (ص) و ولایت علی بن ابی طالب (ع)
اقرارنمایند . اما آنها به موسی ( ع( گفتند : تو می دانی
که همراهی ما صرفاً به خاطر ترس از فرعون می باشد و ما
چنین کلمات نا مفهومی را بر زبان نخواهیم راند . در این
لحظه ( کالب بن یوحنا ) خداوند را به جاه و عظمت پیامبر
(ص) و علی (ع) قسم داده و داخل دریا شد . اسب او مسیری
طولانی را تا آنسوی خشکی طی نمود و بار دیگر بسوی موسی (ع)
و قومش بازگشت و از بنی اسرائیل خواست تا از پیامبر خدا
اطاعت نمایند و ذکری را که بدانها آموخته است ، بر زبان
جاری سازند . اما لجاجت و کینه توزی آنها اجازه نداد تا
درب بهشت را به روی خود گشوده و باعث نزول برکات الهی
گردند.به فرمان خدا موسی (ع) به نام محّمد (ص) و عترت پاکش
بوسیله عصا بر دریای امواج کوبید ، دالانی عظیم تا آنسوی
خشکی در برابر موسی (ع) و قومش بازگشت ، اما بنی اسرائیل
به بهانه گل آلوده بودن عمق دریا از پا نهادن برآن خودداری
کردند ، بار دیگر موسی (ع) خداوند را بر ارواح طیبه اهل
بیت (ع) سوگند داد تا مسیر عبور همراهانش خشک گردد .دعای
او مستجاب گردید ، اما این بار بنی اسرائیل به بهانه آنکه
آنها دوازده طایفه اند و هر طایفه می خواهد از ورای رئیس
قوم خویش حرکت کند ، پا به دریا ننهادند .بار دیگر موسی
(ع) بر پیامبر (ص) و اهل بیتش تمسک جست، چیزی نگذشت که
دوازده راه بری عبور بنی اسرائیل بوجود آمد و هر گروهی از
مسیری به راه خود ادامه داد .امام حسن عسگری (ع) در اینجا
فرمودند : وقتی خداوند چنین کرامتی را به پاس محبت محّمد
(ص) و اهل بیتش در مورد قوم بنی اسرائیل اعمال می دارد ،
چگونه است که یهودیان هم عصر با پیامبر
(ص) که او را از نزدیک می بینند به رسالت او ایمان نمی
آوردند[17]عیسی
(ع):
در
حدیث معتبراز امام رضا (ع) منقول است : حواریان عیسی (ع)
دوازده نفر بودند ، افضل ایشان "الوقا" بود و اعلم علمای
نصاری به انجیل 3 نفر بودند : یوحنای بزرگ که در اج می بود
، و یوحنای دیگری که در قرقیسیا می بود و یوحنای دیلمی که
در زجار می بود و نزد او بود ذکر پیغمبر آخرالزمان و ذکر
اهل بیت (ع) و امت آن حضرت و او بشارت داد ، امت عیسی (ع)
و بنی اسرائیل را به پیغمبر آخرالزمان (ص)[18]
اکنون بر می گردیم به بحث خودمان که از تعریف فطرت شروع شد
و سپس رسید به پیمانی که بر اساس فطرت از ما گرفته شد و
مفاد آن پیمان و سپس رفتار در قبال آن پیمان که : پرستش
خداوند و تبعیت از رسولان بود و گفتیم که رسولان معلمان
بشر بودند و علاوه بر اینکه خود زمینه ساز ظهور بودند ،
مردم زمان خود را نیز با اهل بیت (ع) و امام مهدی (عج)
آشنا می کردند تا زمان ظهور کسی اعلام بی خبری از اهل بیت
(ع) و برنامه ظهور امام (ع) نکند .پس بر اساس فطرت تمام
انسان ها آشنا هستند با خداوند یگانه و اینکه برای کار
بزرگی (بر پایی دولت خداوند ) آفریده شده اند ، گاهی بشر
فراموش می کند که برای چه به دنیا آمده است ، زیرا همان
طور که گفتیم ،فطرت نیز گاهی رویش سر پوش قرار می گیرد ولی
فطرت زوال پذیر نیست و اگر فرد آلودگی ها را از خود دور
کند ، حتماً از نور فطرت بهره خواهد برد و به یاد خواهد
آورد ، پیمانی را که با خداوند بسته است و اینکه به دنیا
آمده است برای پرستش خداوند یگانه و تبعیت از رسولانی که
خود به دنبال نصرت اهل بیت (ع) بودند ، تا امام مهدی (عج)
ظهور کنند و به وسیله ایشان دولت خداوند آشکار شود .تمام
پاک طینتان دنیا و کسانی که بهره ای از نور فطرتشان می
برند ، منتظر منجی آخرالزمان هستند ، این در فطرت انسان ها
است ، پس بیاییم با زمینه ساز ظهور بودن ، هر چه بهتر به
عهدمان وفا کنیم ، همان پیمانی که خداوند برای یاد آوری آن
به ما انبیاء خود را یکی پس از دیگری به زمین فرستاد[19]
. در پایان باید خاطر نشان شویم ، زمانی خواهد رسید که از
عهد ما با خدا پرسش خواهد شد[20]
و کسانی که عهد شکسته اند جزء زیان کاران خواهند شد و دوزخ
نصیبشان[21]
"
خداوندا ! به واسطه نور فطرت ، عزم ما را نسبت به اهل بیت
(ع) و بر پایی ظهورقائم آل محّمد(ص)شان بسیار گردان و ما
را در زمره صالحان خود قرار ده "
و صلی
الله علی سیدنا محّمد(ص) وآله الطاهرین
-[1]فطرتیکه
خداوند بر اساس آن انسان ها را فطر کرده است . سوره روم
آیه 30 -[2]فطرت الله التی فطر الناس
علیها . سوره روم آیه 30(
-[3]کل
مولد یولد علی الفطره ، هر کودکی بر فطرت متولد می شود .
اصول کافی جلد 3 صفحه 21-[4] همانا خدای
عزوجل چون ذریه آدم (ع) را از پشتش خارج ساخت ، از آنها
برای ربوبیت خود و نبوت هر پیغمبری پیمان گرفت و… اصول
کافی جلد 3 صفحه 13-[5]و
واتر إلیهم أنبیاءهُ ، لیستأدوهم میثاق فطرته ( خداوند
رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به پیمان
فطرت را از آنها باز جویند .) نهج البلاغه ، خطبه1 ، قسمت
36
-[6]
اصول
کافی جلد 3 صفحه 13 / علل الشرایع جلد 1 صفحه 10 باب 9 /
بحارالانوار جلد 64 صفحه 116 باب 3
-[7]
خداوند رسولان خود را پی در پی اعزام کرد تا وفاداری به
پیمان فطرت را از آنها باز جوید . نهج البلاغه ، خطبه 1
قسمت 36-[8]بصائر
الدرجات صفحه 70 / معجم احادیث امام مهدی (عج) جلد 5 صفحه
1669 / تأویل الایات الظاهره صفحه 313 از شیخ مفید . -[9]امام
صادق (ع) و امام باقر (ع)آیه 81 سوره آل عمران را تلاوت
کرده و فرموده اند : لَتُؤمِنُنَّ (حتماً( ایمان می آورید
)یعنی به رسول خدا و لَتَنصُرُنَّهُ( حتماً یازی خواهید
کرد ) یعنی امیرالمؤمنین را . راوی از حضرت پرسید :
امیرالمؤمنین را یاری خواهد کرد ؟ فرمود بله ، از زمان آدم
(ع) تا کنون خداوند نبی و رسولی را مبعوث نکرده است ، مگر
اینکه به دنیا بر می گردد تا پیشاپیش امیرالمؤمنین بجنگد و
مبارزه کند تفسیر قمی جلد 1 صفحه 247/ تفسیرعیاشی جلد 1
صفحه 181/ بحارالانوار جلد 53 صفحه 41-[10]تفسیر
قمی جلد 2 صفحه 65 / بصائرالدرجات جلد 70 / معجم احادیث
امام مهدی (عج) جلد 5 ح 1668-[11]
بحارالانوار جلد 11 صفحه 328 به نقل از خرایج .-[12]
مراجعه به کتاب علی (ع) و پیامبران ، ترجمه ، تحقیق ونگارش
: سید محمد مختاری-[13]
علل
الشرایع صفحه 34-[14]
قصص
الانبیاء نوشته راوندی صفحه 106-[15]
خصال
جلد 1 صفحه 58-[16]
تفسیر
امام حسن عسگری (ع) صفحه 242 / بحارالانوار جلد 13 صفحه 47
/ البرهان جلد1 صفحه 96
-[17]
تفسیرامام حسن عسگری (ع) صفحه 245 / البرهان جلد1 صفحه 96
/ مستدرک جلد5 صفحه 232-[18]
عیون
اخبار الرضا 1 / 158 ، توحید شیخ صدوق 421 ، احتجاج 2 /
406-[19]
مراجعه به پاورقی شماره 5-[20]
سوره
احزاب آیه 15-[21]
سوره
بقره آیه 27 و سوره رعد آیه 25
نوشته شده توسط محب
يكشنبه
۰۱ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۰۳
|