|
نقش حضرت زهرا ( س ) در ماجرای ظهور ( قسمت
اول
)
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ* بِسْمِ
اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي
لَيْلَةِ الْقَدْرِ* وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ
* لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ*
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ
رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ * سَلامٌ هِيَ حَتَّي
مَطْلَعِ الْفَجْرِ* 1
مُلکداري الله از مجراي اهلبيت(ع) : مُلک در ظاهر و مُلک
در باطن
سالگرد
شهادت حضرت زهرا(س) است. اين ضايعه بزرگ را ابتدا به محضر
امام زمان(عج)،
و سپس به شيعيان ايشان و بعد به محضر محبان ايشان تسليت
عرض ميکنيم. سيره
فاطمة زهرا(س) هميشه اينطور بوده است که در ايام مصيبت هاي
وارده بر خود
ايشان و يا بر منسوبين به ايشان- به قدري به عزاداران محبت
عطا ميکنند،به
قدري با عطاهايشان فطرت عزادارانشان را شاد ميکنند که
عزاداران ديگر
متوجه عزا نشوند و عزا را فراموش کنند. لذا اگر در اين
اوقات، حال عزا
داشتيد قدر بدانيد و اگر شاد بوديد، به خاطر نعمات الهي
بيشتر قدر بدانيد
که عزا، "به خاطر" فاطمه است و عطا" از" فاطمه(س). امشب با
توکل به خدا
ميخواهيم دست نوشته را رنگ و بوي فاطمه(س) بدهيم. در سوره
حديد آيات اول
تا سوم که نگاه ميکنيم خداوند ميفرمايد: سَبَّحَ لِلّهِ
ما فِي
السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَکيمُ2*
لَهُ مُلْکُ
السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ يُحْيي وَ يُميتُ وَ هُوَ عَلي
کُلِّ شَيْءٍ
قَديرٌ3* هُوَ اْلأَوَّلُ وَ اْلآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ
الْباطِنُ وَ هُوَ
بِکُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ4. در آسمانها و زمين که نظاره کنيد
اينطور
مييابيد که تمامياهالي آسمانها و زمين مشغول تسبيح الله
هستند خداوند
مَلِک آسمانها و زمين است. خداوند هم در "ظاهر" مَلِک
آسمانها و زمين است
و هم در "باطن". از اين سه آيه، فقط همين موضوع ظاهر و
باطن را مطرح کنيم
و گرنه موضوعات ديگري هم در اين آيات است. از منظر مُلک که
به اين آيات
نگاه کنيم ، اين مقولات را مييابيم که
ابتدا الله جلوه نمائي ميکند. بيشتر از هر چيز "الله"
جلوه گر است."الله"
در محدوده آسمانها و زمين مَلِک
است و اين مُلک را به دو گونه اعمال
ميکند. "مُلک در ظاهر"و" "مُلک در باطن".
مَلِک ظاهر،الله است. مَلِک باطن
هم الله است. خداوند اللّهيتش را از طريق اهل بيت عصمت و
طهارت(ع) اعمال
ميکند5. و اگر در اين آيات، صحبت از اين بود که"الله"
مُلکي را بپا
ميکند پس نتيجه ميگيريم اين مُلک را هم از طريق اهل بيت
عصمت و طهارت(ع)بپا ميکند و از
طريق ايشان اعمال ميکند و اگر گفته شد هُوَ
اْلأَوَّلُ وَ اْلآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ
الْباطِنُ در اينجا ماجرا به چه
صورت ميشود؟پاسخ به اين صورت است که مُلک ظاهري و مُلک
باطني، در بين اهل بيت(ع) تقسيم
شده است. مُلک ظاهري را سيزده معصوم(ع) انجام ميدهند.
يعني سيّد ما رسول الله محمد
مصطفي(ص)، سپس امام امير المومنين علي بن
ابيطالب(ع) وبعد به ترتيب امام مجتبي(ع)،
امام حسين(ع)، امام زين
العابدين(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام کاظم(ع)،
امام رضا(ع)،امام جواد(ع)، امام
هادي(ع)، امام حسن عسگري(ع) و مهدي آل محمد(عج) و عليه
السلام. اين سيزده بزرگوار از جانب الله
مجراي اللهيت الله هستند و مُلک
ظاهري را اعمال ميکنند. به عبارت ديگر تمام اهل بيت(ع)
مجراي اللهيت الله هستند اما در
مقوله مُلک اين سيزده معصوم(ع) که نامشان ذکر شد مجراي
مُلک ظاهريِ الله هستند. و فقط يکي
از معصومين يعني حضرت زهرا(س) مجراي ملک
باطن الله است.
نوشته شده
توسط احرار
جمعه
۱۰
ارديبهشت
۱۳۸۹
ساعت
۰۶:۰۸
نقش حضرت زهرا ( س ) در ماجرای ظهور ( قسمت
دوم
)
در
باطن آسمانها و زمين چه قرار دارد؟ ملکوت. مَلِک در ملکوت
کيست؟! فاطِرُ
السَّمَواتِ وَ الْاَرْض6. اين فاطِرُ السَّمَواتِ وَ
الْاَرْض يعني مَلِک
مَلکوتي يعني، مَلِک باطني آسمانها و زمين کيست؟ حضرت
زهرا(س). با واژگان
ديگر ميخواهيم بگوييم، مجراي فاطريت الله در ملکوت کيست؟
مجراي مُلک
ملکوتي الله کيست؟ فاطمه زهرا(س)7. آنچيز که از مُلک در
آسمانها و زمين
عيان ميشود از مجراي وجود اين سيزده معصوم(ع) ظاهر
ميشود. و آنچيز که در
باطن انجام ميشود از مجراي وجود فاطمه زهرا(س) اعمال
ميشود. اينجا ديگر
واژه "ظاهر ميشود" را به کار نبريم، "اعمال ميشود". ليله
القدر با توجه
به منظر ملک در شب قدر چه ميشود؟ ما در قرآن ميخوانيم:
إِنَّا
أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ( وَ ما أَدْراکَ ما
لَيْلَةُ
الْقَدْرِ چه ميداني شب قدر چيست. شب قدر چيست؟ يک جايي
در برزخ هست که
از آن مکان درباره دنيا بايد تصميم گرفته شود. چون دنيا
مکان محدوديت است
مکان ظلمتها است هنوز امام(ع) در دنيا آن ظهور بايد و شايد
را ندارند لذا
نمود برزخي دنيا بايد به صورت شب باشد. پس مکاني از برزخ
که از آنجا بايد
امورات براي دنيا مقدر شود، بايد به صورت "ليل" باشد نه به
صورت "يوم".
چون يوم نمود برزخي دنيا نيست. بلکه ليل نمود برزخي دنيا
است. اين اولين
مطلب در باره شب قدر. ليلةالقدر يعني مکاني از برزخ که از
آنجا دنيا اداره
ميشود يعني برج کنترل دنيا در شب قدر ملک کيست؟ در هر
زمان
يکي از آن 13
معصومي که نام مبارکشان ذکر شد در ليله القدر مَلِک هستند.
ليلةالقدر چه
شبي است؟ چه زماني است؟
برج
کنترل در فرودگاه در جايي نصب ميشود که
به کل باند از ابتدا تا انتهاي
باند اشراف داشته باشد. برج کنترل نه درابتداي باند گذاشته
ميشود و نه در انتهاي باند! در
داخل باند هم گذاشته نميشود! بلکه کنار باند و در زاويه
بالا، جايي که به کل باند اشراف داشته
باشد. ليلةالقدر برج کنترل دنيا است
پس جايش کجاست؟ اول سال است؟! آخر سال
است؟! وسط سال است؟! گفتيم که برج
کنترل بيرون از باند است ليلةالقدر هم بيرون از دنيا است.
برج کنترل را بالا ميسازند، بيرون
از باند و بالا تا اشراف داشته باشد، ليلةالقدر هم
بيرون از دنيا و بالاتر از آن است، از
موضعي که اشراف داشته باشد. تمام
ايام و ليالي سال قمري يعني حدود 354 روز و شب، تماماً تحت
پوشش ليلةالقدر است. باند فرودگاه
تماما تحت کنترل برج کنترل است ولي يک قسمت از باند
فرودگاه به باند کنترل نزديک تر است. تمام
روزها و شبهاي سال قمري درون شب
قدر است، تمامش در يک ليلةالقدر برزخي است. در آنجا "يوم
القدر" نداريم، يک ليلةالقدر است،
بلافاصله وصل ميشود به يک ليلةالقدر ديگر. مدام شب
تکرار ميشود چرا؟چون دنيا تا يوم الله
ظهور، روز نيست شب است8. ولي اين
ليلةالقدر از لحاظ زماني به يک نقطه از زمانهاي دنيا نزديک
تر است که معمولاً آن موقعيت در
ماه رمضان است هر سال هم تفاوت ميکند. يکسال مثلا
شب 18 ماه رمضان است، يک سال شب 19، يکسال
شب 27، يک سال شب 21، يکسال هم شب
نيمه شعبان. در اوقات مختلف سال تفاوت ميکند. ليل از اين
جنبه که پنهان است و روز از اين
جنبه که آشکار است بر ميگردد به همان تقسيم بندي
اهل بيت(ع). هر جا صحبت از ليل شد يعني
بيشتر به کنترل حضرت زهرا(س) است.
بيشتر حاکي از حضرت زهرا(س)
است. وقتي صحبت از روز شد يعني بيشتر بوي ديگر
اهل بيت عصمت و طهارت(ع) را ميدهد. اين
ماجرا در دنيا هم هست. يوم الله
ظهور به بعد بيشتر بوي امام زمان را ميدهد قبل از ظهور
بيشتر بوي حضرت زهرا(س) را ميدهد.
اين را حواستان باشد.9 چرا ميگوييم: هر چه ما داريم
از حضرت زهرا(س) است. درست است که اين را
به لحاظ فطرتمان و به لحاظ دلمان
ميگوييم، ولي استناد قرآني هم دارد، چون مَلِک باطن حضرت
زهرا(س) است. هر چيز که در باطن
باشد، هر چيز که پشت صحنه باشد، هرچيز که در شب باشد يعني
در حيطه حضرت زهرا(س) است. به نسبت "يوم
الله ظهور" ، "شب دنيا" وجود دارد.
"يوم ظهور" در حيطة امام زمان(عج) و ـ قبل از آن ـ "شب
دنيا" در حيطه حضرت زهرا(س) است،
لذا در شب دنيا هر چه بهره ميبريم از حضرت
زهرا(س) است.
نوشته شده
توسط احرار
يكشنبه
۱۲
ارديبهشت
۱۳۸۹
ساعت
۰۵:۴۰
نقش حضرت زهرا ( س ) در ماجرای ظهور ( قسمت
سوم
)
اين
را ببريم به گذشته، در زمان امير المومنين(ع)، بعد از
ماجراي سقيفه، ايشان
25
سال خانه نشين شدند و بعد از 25 سال، حکومت ظاهري را بدست
گرفتند. آن
25
سال خانه نشيني يعني در خفا بودن. در "خفا بودن" يعني چه؟
يعني جلوه
فاطميِ امير المومنين(ع). يعني "رفتار فاطميِ
اميرالمومنين". يعني در آن
25
سال مولي امير المومنين(ع) رفتار فاطمي داشتند. فاطمه(س)
جسم مبارکشان
شهيد شده بود ولي 25 سال از طريق وجود مبارک امير
المومنين(ع) جلوه گر
بودند. در عوالم عمق، نظام مُلک اينطور است. هر "روز" را
به يکي از 13
معصوم نسبت بدهيم هر "شبي" را به حضرت زهرا(س). هر باطني
را به حضرت
زهرا(س) نسبت بدهيم و هر ظاهري را به سيزده معصوم ديگر(ع).
اگر از اين
جنبه نگاه کنيم، ماجرا خيلي زيباست. ما الان در حيطة مُلکِ
باطنيِ الله که
از طريق حضرت زهرا اعمال ميشود، قرار داريم. الان اگر
بخواهيم دعا کنيم،
بايد از ايشان بخواهيم10. شخصي ميگفت که: به مدينه مشرف
شده بوديم رفتم
داخل مسجد النبي(ص) يک نگاه کردم، ديدم همه جا خالي است.
انگار کوير مطلق
است. هيچ جنبنده اي وجود ندارد. فقط حوالي قبور مطهر اهل
بيت(ع) دو سه تا
قبر ديده ميشد. و بين "منبر و قبر رسول الله(ص)11" از يک
مکاني نور فوران
ميکرد، مثل انفجار خمپاره، وقتي خمپاره منفجر ميشود
اشياي منفجر شده
بصورت يک قيف به همه طرف پرتاب ميشوند. آنجا هم نور به
همه طرف فوران
ميکرد.
به آن نور نگاه کرديم، کاملاً مشخص بود که آن نور چيست.
لذا ما هم
به آنجا رفتيم و اصلاً با آنجا کار داشتيم و با جاي ديگر
کاري نداشتيم.
چرا؟ چون ما در شب داريم زندگي ميکنيم و ايشان شبِ دنيا
را تغذيه
ميکنند. لذا ايشان بايد نور افشاني کنند، نه اينکه بگوييم
حضرت رسول
الله(ص) از ايشان افضل و اشرف است، پس بايد حضرت رسول
الله(ص) نور افشاني
کنند! در نظام الهي هر چيزي حساب و کتاب دارد. زمان ، زمان
جلوه سيد ما
رسول الله(ص) نيست. حتي در هزارو چهارصد سال پيش ايشان
جلوه بزرگي نکردند.
يک پرتوي کوچک نور فرستادند. جلوه بيشترشان را در زماني که
رجعت ميکنند
در ملک عظيم ببينيم.
سيد
ما رسول الله(ص) آنجا يعني در آينده جلوه دارند، در گذشته
جلوه زيادي
نداشتند. از اين جنبه نگاه کنيم، فاطريت آسمانها و زمين
يعني اداره ملکوتي
آسمانها و زمين، چون نسبت به آسمانها و زمين حالت باطن
دارد پس به واسطه
حضرت زهرا(س) انجام ميشود. خب، اکنون سراغ شب قدربياييم.
ليله القدر سالن
خصوصي دو پادشاه باطن و ظاهر إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي
لَيْلَةِ
الْقَدْرِ(وَ ما أَدْراکَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ کل
آسمانها و زمين حيطه
پادشاهي سيزده معصوم ديگر(ع) است ولي چون براي دنيا بايد
تصميم گيري شود و
مقوله شب مطرح است لذا در آن قسمت از برزخ يعني در ليله
القدر، حضرت
زهرا(ٍس) بايد بيشتر پرتو افشاني کنند. لذا اگر شما در
احاديث ميخوانيد
که "ليلةالقدر حضرت زهرا(س) است12"، توضيحش اين است. در
درون فضاي آسمانها
و زمين در درون مُلْکُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ آن قسمتي
که براي دنيا
ميخواهد تصميم گيري شود - به لحاظ شب بودن- حضرت زهرا(س)
آنجا را آراسته
ميکنند. ايشان آنجا را آماده ميکنند و سپس فرزندشان امام
زمان(عج) را به
آنجا دعوت ميکنند وميفرمايند: "مهدي جان! اي کسي که
مجراي مُلْکُ
السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ هستي! اي کسي که مجراي ملک الله
در محدوده
آسمانها و زمين هستي، در ليلةالقدر بيا، در اين قسمت از
حيطه ملک که من
برايت آماده کردهام بيا". امام زمان(عج) آنجا تشريف
ميبرند. در آنجا چه
واقع ميشود؟ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ. ملائک
از اطراف و
اکناف آسمانها وزمين در آنجا جمع ميشوند. درست است که بر
کل دنيا احاطه
دارد و از لحاظ زماني يکسال دنيا را پر ميکند، ولي از
جنبه برزخي اينطور
نيست. از جنبه برزخي انسان، هم ميتواند در شب قدر برود و
هم ميتواند
اوقات ديگر در جاي ديگر باشد. قسمتي يعني ليلة القدر از
زمانهاي برزخ را
به خودش اختصاص ميدهد، قسمتي از ماجراهاي برزخ را به خودش
اختصاص ميدهد.
در ليلةالقدر ملائک جمع ميشوند و در فضايي که مملو از
ملائک است و خداوند
آن فضا را با ملائک آذين کرده، ناگهان حضرت زهرا(س) تشريف
ميآورند13 يعني
فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ برنامه ملک خداوندي را از
ملکوت به برزخ
ميآورند و تحويل امام زمان ميدهند. تمام امور از بالا به
سمت پايين
ميآيد. ما ميگوييم که امور نازل ميشود يعني از عوالم
بالاتر به عوالم
پايين تر آورده ميشود. در اينجا اين سؤال مطرح ميشود که
چه کسي امور را
از ملکوت به آسمانهاي برزخي ميآورد؟
نوشته شده
توسط احرار
دوشنبه
۱۳
ارديبهشت
۱۳۸۹
ساعت
۲۰:۲۶
نقش حضرت زهرا ( س ) در ماجرای ظهور ( قسمت
چهارم
)
مَلِک
ملکوت، "وجه ملکوتي امور" را به برزخ نازل ميکند، يعني از
جنس برزخ
ميکند و در آسمانهاي برزخي ميآورد و تحويل مَلِک آسمانها
و زمين ميدهد.
مَلِک ملکوت در اصل خداست، مَلِک آسمانها و زمين هم در اصل
خدا است. ولي
عرض کرديم که خداوند اينطور خواسته که کارهايش را از
"مجراي وجود اهل
بيت(ع)" جريان دهد. چه جور براي شما منطقي است که بگوئيم
مسئول سد، آب پشت
سد را از طريق شبکه لوله ها و به خصوص از طريق لوله هاي
اصلي به شهر
بفرستد. وقتي بگوييم: "اللهيت الله از مجراي اهل بيت(ع)"
منظور اين است.
لذا حضرت زهرا(س) امور را پايين ميآورند و تحويل امام
زمان ميدهند. چقدر
زيبا! چه مراسم زيبايي! دو پادشاه در کنار يکديگر، يکي
مادر و ديگري
فرزند. مادر پادشاه ملکوت، فرزند پادشاه آسمانها و زمين.
مادر فاطِرُ
السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ، فرزند مَلِک السماوات و الارض،
مهدي آسمانها و
زمين. مادر فاطمه است و فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ،
در شب قدر
برفرزندش نازل ميشود و امور را با خودش ميآورد. قبل از
اينکه ايشان امور
را بر امام زمان نازل کنند، قبل از اينکه بر امام زمان
نازل شوند و امور
را بر امام زمان نازل کنند، هنوز امور وجه ملکوتي دارد و
در دست مَلِک
ملکوتي يعني در دست مهربانتر از مادر يعني در دست فاطمه
زهرا(س) است، لذا
امور به اصلاح نزديکتر است چون مَلِک، مهربانتر از مادر
است. امور به
اصلاح نزديک تر است، به تغيير نزديک تر است، به تقويت
نزديک تر است، به
محو نزديک تر است. خيرات بايد تقويت شوند و منفيات بايد از
امور ما محو
شوند، زيرا در اين صورت به نفع ما است. حضرت زهرا(س) وجه
ملکوتي امور را
در شب دفنشان، رقم ميزنند و در ليلةالقدر که
معمولاً
به يکي از شبهاي ماه مبارک رمضان نزديک تر
است، در آن شب به امام زمان(عج)
عرضه ميکنند. اگر شما بتوانيد
اين مراسم را تجسم کنيد ميبينيد که خيلي
زيباست، با اين توصيفي که امشب شد
ليلةالقدر قيمت دارد. وگرنه اگر
ليلةالقدر مقر حکومتي امام زمان باشد امام زمان که در تمام
آسمانها و زمين مشغول حکومت هستند
و مقر حکومتي ايشان در حيطه آسمانها وزمين فقط
ليلةالقدر نيست. بلکه بايد گفت: ليلةالقدر
يک سالن خصوصي است که دو پادشاه با
هم ملاقات ميکنند. پادشاهي بر پادشاهي ديگر نازل ميشود.
الله اکبر از اين ماجرا. عيسي(ع)
مجراي ملک الهي: تا اينجا ما مقوله مُلک را عرض کرديم
که از مجراي اهل بيت(ع) جاري ميشود.
اکنون ميخواهيم کلام را جلوتر
بياوريم. اهل بيت(ع) نسبت به الله به منزله شاه لوله هايي
هستند که از يک سد منشعب ميشوند.
داخل شهر اين شاه لوله ها آب را مستقيماً به دست مردم
نميرسانند به لوله هاي فرعي تر تقسيم
ميشوند و آن لوله هاي فرعي به لوله
هاي فرعي تر همينطورميآيد تا به لوله هاي
2 و3 اينچي داخل خانه ها ميرسد.
به جز الله، هر تعداد نفرات ديگر در سر راه اعمال اللهيت
الله باشند تمامشان مجرا هستند. اي
انسان! شما هم سعي کن مجرا شوي. يک لوله باز
باشي، نه يک لوله جرم گرفته. يک مجراي باز
باشي تا نور از طريق شما انتقال
پيدا کند. تا اللهيت الله و وجوه اللهيت الله مثل مُلک
خداوندي از طريق شما اعمال شود. يک
مجراي جرم گرفته نباشيم که حتي خودمان هم منفعت نبريم،
چه برسد به اينکه بخواهيم بهديگران
منفعت برسانيم14. من و شما وقتي دعا
ميکنيم چند مورد از دعاهايمان مستجاب
ميشود؟ بنده عرض ميکنم: اگر شما
دعا کنيد بلافاصله آن دعاي شما مستجاب ميشود. شما در عمق
دنيا دعا ميکني، بلافاصله دعا
بالا ميرود و به فضاي ولايت که درون زمين ملکوت است
ميرسد و بلافاصله ولايت عکس العمل نشان
ميدهد، يعني استجابت دعا از جانب
الله به وسيله ولايت صورت ميگيرد زماني که ولايت ميخواهد
پايين بيايد با موانع و جِرمهايي
که خودمان در عوالم قرار دادهايم مواجه ميشود. دعا با
مانع مواجه نميشود ولي استجاب دعا با
مانع مواجه ميشود. دعا با مانع
مواجه نميشود و بلافاصله بالا ميرود و خداوند مستجاب
ميکند. چرا ميگوييم با مانع
مواجه نميشود چون بلافاصله خداوند ميفرمايد:
اَسْتَجِبْ لَکُمْ. پس از جانب
خدا هيچ مانعي بين ما نيست و بلافاصله دعاي
ما را متوجه ميشود و به ولايت امر کرده
که عکس العمل نشان بده و مستجاب
کن. ولي اين استجابت به ما نميرسد، زيرا ما سرراه استجابت
دعاي خودمان مانع درست کرده ايم
چرا15؟ اين چه نوع زندگي است؟ اين چه نوع صفاتي است؟
اين چه نوع ديني است؟ دين يعني بهترين
رفتار در قبال مَلِک عالم. دين يعني
اينکه انسان خودش را در چهارچوب مُلک عالم
تطبيق دهد و در آن راستا زندگي کند
و در آن راستا حرکت کند. ما چطور دينداري هستيم که حتي از
استجابت دعا بهره نميبريم. يعني
ما هنوز خودمان را جمع و جور و مرتب نکردهايم. ما
هنوز وجودمان و صفاتمان را اصلاح
نکردهايم. ما از دين حرفي شنيدهايم ولي
بهرهاي نبردهايم. اگر بهره برده بوديم
بايد معجزه ميداشتيم اگربهره برده
بوديم بايد مُسْتَجابُالدَّعْوَة باشيم. اگر بهره برده
بوديم بايد عالِم ميبوديم. بايد
آسمانها و زمين در پيش روي ما عيان ميشد.16 پس ما
يک اشکالي در کارمان است. خب کلام را
ادامه دهيم. بعد از اهل بيت(ع) اين
مجرائيت بايد ادامه پيدا کند، منتهي در محدودههاي کوچکتر.
با اين توضيح که: حضرت زهرا(س) کل
فضاي ملکوت را مُلک داري ميکنند. در کل فضاي ملکوت
مجراي مُلک داري الله هستند، مجراي فاطريت
الله هستند، در کل ملکوت مجراي
فاطِرُ السَّمواتِ وَ اْلأَرْضِ هستند، ولي کسان ديگري هم
بايد باشند که در محدودههاي
کوچکتر و به واسطه فاطمه زهرا(س) مجراي فاطِرُ السَّمواتِ
وَ اْلأَرْضِ باشند. يکي بايد باشد که به
واسطه فاطمه زهرا(س)، "فاطر السماء
السادسه" باشد. يکي ديگر بايد باشد که "فاطر السماء
الخامسه" باشد.
يکي فاطر آسمان هفتم يکي فاطر آسمان ششم يکي فاطر آسمان
پنجم، همين طور
بالاخره يکي بايد باشد که به واسطه حضرت زهرا(س) فاطر زمين
باشد. يعني افسار ملکوتي زمين را
در دست داشته باشد و اداره کند. به عبارت ديگر خود
الله که در عمق ظاهر نميشود بلکه به
واسطه افراد در عمق ظاهر ميشود.
ابتدا به واسطه اهل بيت(ع)، سپس
به واسطه بهترين خوبان، همانطور ميآيد تا
مراحل پايين تر. چه کسي از روح بيشترين
بهره را دارد17، از آن روحي که
خداوند ميفرمايد تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ.
نوشته شده
توسط احرار
چهارشنبه
۱۵
ارديبهشت
۱۳۸۹
ساعت
۰۵:۵۱
نقش حضرت زهرا ( س ) در ماجرای ظهور ( قسمت
پنجم
)
در
سرتا سر قرآن که نگاه ميکنيم ميبينيم يک نفر بيشترين
بهره را دارد آن
کسي که خداوند به او ميفرمايد وايدتک بروح القدس. مفهوم
کمک کردن به دو
صورت مطرح ميشود. يکي بصورت "نصرت" و ديگري بصورت
"تائيد"18. يک موقع شما
از طريق لوله کشيِ داخل ساختمان، آب را به واحدها
ميرسانيد و اسم اين کار
تأييد است. و زماني ديگر با سطل آبرساني ميکنيد. اين کار
نصرت است. پس
تأييد يعني امداد از درون و نصرت يعني امداد از برون.
تأييد يعني اصلاح
امور شما از طريق خود شما و نصرت يعني اصلاح امور شما با
واسطه ديگري. فرق
بين نصرت و تائيد اين است. خداوند به عيسي(ع) فرد
نميفرمايد وَنُصْرَتِکَ
بِرُوحِ الْقُدُسْ خداوند نميفرمايد که اي عيسي شما مشغول
زندگي بودي
تواني داشتي، ما هم از خارج وجود تو به وسيله روح القدس
يعني به وسيله
فاطمه زهرا(س) شما را کمک کرديم. خداوند ميفرمايد
وَاَيَّدْتُکَ بِروُحِ
الْقُدُسِ. يعني از طريق وجود خودت به وسيله فاطمه(س)
نصرتت کرديم. شايد
بگوييد روح القدس چيست؟ روح القدس همان روحي است که در شب
قدر نازل
ميشود19. يعني فاطر السماوات و الارض يک لباسي به تن خود
ميکند تا در
برزخ ديده شود. آن لباسي که به تنش ميکند لطيف ترين لباس
است و قيمتي
ترين لباس. لطيف ترين لباسي که در زمين برزخ وجود دارد از
جنس عالم ارواح
است لذا به آن گفته ميشود روح. قيمتي ترين لباس براي اهل
بيت(ع) مقدس
ترين لباس است. لذا فاطر السماوات و الارض با لباس برزخي
اش، با وجه برزخي
اش، با نمود برزخي اش دارد توصيف ميشود. به جاي آنکه گفته
شود تنزل
الملائکه و فاطر السماوات و الارض گفته ميشود تنزل
الملائکه والروح. روح
القدس همان روحي است که در شب قدر نازل ميشود و اين روح
در فضاي ملکوت و
در فضاي آسمانها و زمين بسياري از کارهايش را بدون واسطه
انجام ميدهد. يک
نفر هست که بعد از اهلبيت عصمت و طهارت(ع)، بيشترين بهره
را از او دارد،
يعني در برخي از امور درشت مجراي فاطريت فاطمه(س) است.
مجراي فاطريت فاطر
السماوات والارض است.
آن
شخص حضرت عيسي سلام الله عليه است. حضرت
عيسي(ع) در مقابل حضرت زهرا(س)
چون جسم است در مقابل روح. جسم
اگر روح نداشته باشد ميت است. شما عيسي(ع)
را ميبيني نشاني از فاطمه(س)
ببين. عيسي(ع) را اگر سرپا ميبيني،
فاطمه(س) اين جسم رابر پا کرده. لذا
معجزات عيسي(ع) را نگاه ميکني با
معجزات ديگر انبياء و رسل(ع) بسيار تفاوت دارد. نه اينکه
مقداري تفاوت دارد بسيار تفاوت
دارد20. تمام رسولان حتي نوح و ابراهيم وموسي(ع) که جزو
اولوا العزم من الرسل هستند در ماجراي
عيسي(ع) و در امر عيسي(ع) ودر چهره
عيسي(ع) متحير ماندند. آنها با فاطريت آشنا بودند، آنها با
فاطر السماوات و الارض آشنا بودند،
نور فاطر را دارد. ايشان به شکل فاطر است، ملکوتش به
شکل فاطر است. برزخش به شکل فاطر است.
صفاتش به شکل فاطر است. صفات عيسي
صفات فاطمه است. باطن عيسي باطن فاطمه سلام الله عليها
است. جنس عيسي فاطمي است. اصل عيسي
فاطمه(س) است. عيسي(ع) ظاهر است و فاطمه(س) باطن او
است عيسي(ع) جسم است و فاطمه(س) روح او.
شما اگر روح نداشته باشي ميت و جسم
بي جان هستي. عيسي(ع) اگر روح القدس نداشته باشد قيمتي
ندارد. محبان فاطمه منتظر هستند که
فاطمه(س) از بستر بلند شود، در خانه را باز کند، از
خانه بيايد بيرون، عقلاي از بين محبان
فاطمه(س) ميگويند فاطمه(س) ديگر با
جسم زنانه و با چادر از خانه بيرون
نميآيد، بلکه به صورت عيسي(ع) ظاهر
خواهد شد. لذا مشتاق آمدن عيسي(ع) هستند.
دوست دارند حضرت عيسي(ع) تشريف
بياورند21، بروند پيش ايشان صورتشان را به لباس حضرت عيسي
بمالند به ياد چادر فاطمه(س). دوست
دارند ايشان بيايند چون نميتوانند مريضي فاطمه(س) را
از هزار و چهارصد سال پيش تا الان تحمل
کنند. اي کاش خود فاطمه(س) جلوه
ميکرد. ما از اينکه خود ايشان را قبل از ظهور در دنيا
ببينيم ديگر محروم هستيم ولي
بهترين جلوه ايشان به صورت عيسي(ع) خواهد بود، لذا مسلمان
مشتاق آمدن عيسي(ع) است. شيعه
مشتاق آمدن عيسي(ع) است22. اي مسيحي تو عيسي
ميبيني و من فاطمه ميبينيم. اي مسيحي تو
عيسي ميبيني و من فاطيما
ميبينيم. اي مسيحي تو مو ميبيني و من پيچش مو. اي مسيحي
تو از عيسي ظاهري را متوجه شده اي
و من باطن او را. اي مسيحي تو طالب ظاهر او هستي و
من طالب اصل او. اي مسيحي تو براي ظاهر
عيسي(ع) قيمت قائلي و من براي اصل
او. لذا من مسلمان براي عيسي(ع) به مراتب قيمت بيشتري قائل
هستم از آنچه تو قائلي. من مسلمان
براي عيسي(ع) به مراتب مشتاق تر هستم و به مراتب
منتظر تر هستم نسبت به آن چيز که تو مشتاق
هستي و تو منتظري. اي مسيحي عيسي
متعلق به ما است. ما از او هستيم. اگر شما "پيروي او"
هستيد ما "از او" هستيم زيرا ما از
فاطمه(س) هستيم. اي مسيحي ما به عيسي(ع) نزديک تر
هستيم تا شما. اي مسيحي عيسي(ع) در بين ما
نازل ميشود نه در بين شما. اي
مسيحي عيسي(ع) در بين سمنان و دامغان در مملکت ما نازل
ميشود نه در مملکت شما. اي مسيحي
بيت المقدس را همدستان شما، يهوديان ناپاک کردند، انتظار
نداشته باشيد که آنجا فرود بيايد23. اي
مسيحي بني اسرائيل دو بار توسط
رسولان لعنت شدند يک بار توسط داود(ع) و ديگر بار توسط
عيسي(ع)24. انتظار نداشته باش
عيسي(ع) جايي بروند که بني اسرائيل آنجا را اشغالکرده اند!
انتظار نداشته باش که عيسي(ع)
در بين ملعونين بروند! انتظار نداشته باش که
عيسي(ع) در بين کساني فرود بيايند که دلش
را خون کرده اند و دنبال قتلش
بودند! اشتباه گرفتي اگر اين حرف راقبول نداري ببين نور
عيسي(ع) در کجا بيشتر است. اگر
ميتواني نور ايشان را ببيني! و ببين در آينده آثار
عيسي(ع) در کجا بيشتر نمود دارد، اگر
ميتواني آثار را تشخيص بدهي! در
مقام ادعا هم ما ميتوانيم ادعا کنيم ولي در مقام عمل
ببينيد که خود عيسي(ع) چگونه عمل
ميکنند. اي مسيحي دشمنان دين، دشمنان پنهان، شياطين،
اين موضوع را متوجه شده اند . حدود يکسال
است که تعداد شياطين نامرئي به 10
برابر انسانهاي سرزمين ما رسيده
ميدانيد چرا؟ چون که آنها متوجه شده
اند ايران به نور عيسي(ع) نوراني تر شده
است. آنها متوجه شده اند که انقلاب
اسلامي ما در سال 1357 با نور عيسي(ع) منور شد. مجراي اصلي
عيسي(ع) بود - از
جانب حضرت زهرا(س) - و مجراي فرعي امام خميني بود(ره) و
چقدر جالب هر دو
هم نامشان روح الله. اينکه هر دو نامشان روح الله است دليل
ما نيست، يک زيبايي است که خدا در
اين ماجرا قرار داده است.مجراي اصلي تر
حضرت زهرا(س) است مجراي اصلي روح القدس،
مجراي فرعي عيسي روح الله و مجراي
فرعي تر روح الله الموسوي الخميني. چقدر جالب، مجراي نور
در اين سرزمين هر سه مجرا واژه روح
را دارند. روح القدس، عيسي روح الله، روح الله الموسوي
الخميني
نوشته شده
توسط احرار
پنجشنبه
۱۶
ارديبهشت
۱۳۸۹
ساعت
۲۱:۴۳
نقش حضرت زهرا ( س ) در ماجرای ظهور ( ویژه
شب دفن آن حضرت
)
چقدر جالب، مجراي نور در اين سرزمين هر سه مجرا واژه روح
را دارند. روح القدس، عيسي روح الله، روح الله الموسوي
الخميني. يکي گفته بود اينها وقتي ميگويند انقلاب اسلامي
ايران به نور حضرت عيسي(ع) است بدين دليل است که امام(ره)
اسمش روح الله است! نه اين نيست، اين يک زيبايي است که خدا
در اين ماجرا قرار داده است نه استدلال ما. فاطمه(س) همان
فاطر السماوات و الارض است که در همه جاي آسمانها و زمين
هست هيچ جا خالي از فاطمه(س) نيست. حتي داخل بدن شما. ما
مانع خود هستيم که او را درک نمي کنيم. عيسي(ع) هم همه جا
هست. اين موضوع را دقت بفرمائيد. عيسي(ع) از فاطمه(س) است.
دست پرورده فاطمه(س) است منصوب از جانب فاطمه(س) است. صفات
فاطمه(س) را دارد رفتار فاطمه(س) را دارد. فاطمه(س) همه جا
هست عيسي(ع) هم همه جا هست. زماني که ايشان ميخواستند
عروج کنند ميدانيد به چه صورت عروج کردند؟ ايشان تشريف
داشتند مثل نوري که به همه طرف پخش شود ناگهان ايشان همه
جا را فرا گرفتند. ايشان به قدري لطيف شدند که از شدت
لطافت کسي ايشان را نميتواند پيدا کند. در زماني که ايشان
ميخواهند رجعت کنند يعني در جنگ پنجم بين حق و باطل. آن
چيزي که خارجيها اصطلاحا جنگهاي آرماگدون ميگويند - پنج
سري جنگ است. و در جنگ پنجم از فراز تپه اي نسبتا کم
ارتفاع و با زاويه کم، البته آن تپه از لحاظ سطحي که روي
زمين اشغال ميکند خيلي بزرگ است و لي زاويه شيبش خيلي کم
است، شيعيان و افرادي که در آن حوالي هستند ميبينند که
ناگهان مقداري از نور آسمان از همه جا جمع ميشود و
عيسي(ع) به صورت مادي بر فراز تپه تشکيل ميشود. ايشان با
گامهايي نسبتا تند به سوي لشکريان حق تشريف ميآورند نه به
سوي آن کساني که اسماً مسيحياند، يا اسماً چيز ديگري
هستند! در سپاه عيسي(ع) کساني که پاک طينت هستند جمع
ميشوند. بسياري از مسلمانها، بسياري از مسيحيان، بسياري
از پيروان اديان ديگر به لحاظ باطنشان در سپاه عيسي(ع)
ميآيند. بسياري از مسلمانها و بسياري از مسيحيها و
بسياري از اديان ديگر به لحاظ باطنشان در سپاه کفر
ميروند. بعد از اين ديگر رويارويي به تدريج به رويارويي
بين حق و باطل تبديل ميشود. از قالب مذاهب و اديان در
ميآيد. جنگهاي آخر الزمان کلا جنگ بين حق و باطل است نه
جنگ بين اسلام و مسيحيت25. عيسي(ع) بين ياورانشان تشريف
ميآورند. يعني چه کسي ميآيد؟ يعني فاطمه مجسم(س)، يعني
فاطمه(س) با جلوه عيسوي. فرماندهي لشکريان حق را به عهده
ميگيرند. لشکر را حرکت ميدهند به جلو ميبرند. جنگهاي
زيادي ميکنند. با عيساي دروغين يعني دجال مواجه ميشوند.
دجال و دجاليان را نابود ميکنند يک بار ديگر ماجراي شب
قدر در دنيا تکرار ميشود. هزار و چهارصد بار در برزخ
تکرار ميشود يکبار در دنيا. در ليلةالقدر چه واقع ميشود؟
فاطر السموات و الارض در قالب روح، با لباس روح، بر مَلِک
آسمانها و زمين نازل ميشود و امر را تحويل مَلِک آسمانها
و زمين ميدهد. اين ماجرا 1400 بار يعني از صدر اسلام از
آن زماني که ليلةالقدر وضع شد تا کنون واقع شده و تا حوالي
زمان ظهور نيز ادامه دارد. ليلةالقدر از ابتدا نبوده است
از ازل نبوده است. محبتي بود و نعمتي بود که خدا به رسول
الله(ص) داد26، تا کي ادامه دارد؟ تا سلام هي حتي مطلع
الفجر. مطلع الفجر27 يعني زمان ظهور امام زمان تا آن زمان
ادامه دارد. دقيق تر بگوييم تا فجر ادامه ندارد تا مطلع
الفجر ادامه دارد يعني بعد از اينکه عيسي(ع) تشريف آوردند
در زمين ديگر ليلةالقدر منتفي ميشود. چرا؟!
فاطمه(س)
در قالب عيسي(ع) با وجه عيسوي نازل ميشود خب ماجراي شب
قدر چه ميشود؟
ايشان امور را حرکت ميدهند و در يوم الله ظهور امر را
تحويل امام زمان
ميدهند.امام زمان خيلي حضرت عيسي(ع) را دوست دارند. امشب
فهميديم چرا
ايشان را دوست دارند. ميفرمايند شما بفرمائيد جلو نماز
بخوانيد و مابه
شما اقتداء کنيم. عيسي(ع) ميفرمايند نه ديگر موسم موسم
شما است شما
بفرمائيد.28 مَلِک باطن حضرت زهرا(س) است و مَلِک ظاهر
امام زمان(عج)،
مَلِک قبل از ظهور عيسي(ع) است و مَلِک زمان ظهور امام
زمان(عج). لذا
عيسي(ع) امر را- امر در اينجا چه معنايي دارد؟ کل ماجراي
ظهور- تحويل امام
زمان ميدهد. تسليم امام زمان ميشوند ماموم امام زمان
ميشوند و در صف
لشکريان امام زمان قرار ميگيرند. يعني اين جلوه فاطمه(س)
پشت سر امام
زمان قرار ميگيرد. شب دفن حضرت زهرا(س) را قدر بدانيد. شب
دفن فاطمه، شب
قدر شيعيان فاطمه است.شب دفن فاطمه شب قدر بچه هاي شهر
غريب است. بچههاي
شهر غريب يعني آن دسته از شيعياني که به ملکوت راه داده
شده اند. در آنجا
نامردمان و ناجنسان راه ندارند. شهري است مملو از بچه هايي
که در دنيا
يتيم بوده اند ، بچههايي که در دنيا آواره بودند، مادر
مهربان و مهربان
تر از مادري آنها را صدا کرد و فرمود : بچه ها در کوچه ول
نباشيد. ديگران
شما را اذيت ميکنند ،نامردمان شما را اذيت ميکنند ، به
پيش من
بيائيد.صدايشان کرد و آنها را برد و وارد ملکوت کرد. شب
دفن فاطمه ، شب
قدر بچه هاي شهر غريب است لذا براي محبان و شيعيان
فاطمه(س) هم بسيار
قيمتي است. در شب دفن يعني چون فردا شبي شيعيان و محبان
کنجي را پيدا
ميکنند ، خلوتي را پيدا ميکنند و در آن خلوت خودشان
هستند و مادر
مهربان. اگر دوستانمان آن شعري را که بچه هاي شهر غريب
دارند،آن را
بخوانند ممنون ميشويم.چون فردا شبي گوشه اي را انتخاب
کنيد ، پيدا کنيد
،خودتان باشيد و مادر مهربان امت، شما باشيد و مَلِک باطن
عالم ،بگوئيد
مادر جان! نگذاريد اشکالاتمان در ظاهر عيان شود، به صورت
باطني و در باطن
خودتان اصلاح کنيد. مادر جان محتاج شما هستيم. اي مادر
مهربان ما
!
نگذاريد اشکالات ما را ديگران بفهمند. درون خانه ، درون
باطن، اموراتمان
را اصلاح کنيد. دستمان را بگيريد به ما ترحم کنيد. اي
شيعيان فاطمه(س) دست
از دامن فاطمه(س) برنداريد. اي شيعيان فاطمه! يک رمزي بين
شما و فاطمه(س)
باشد، شما هميشه بايد خودتان را روي چادر فاطمه(س) حس کنيد
و روي چادر
فاطمه(س) زندگي کنيد.اگر لحظهاي اين احساس را نداشتيد ،در
خودتان جستجو
کنيد که چه چيزي مانع شما است؟چه صفتي حجاب بين شما و درک
چادر فاطمه(س)
شده؟ اين موضوع را بعنوان نشانه داشته باشيد. نه تنها
دشمن، بلکه صفات ما
هم نبايد حجاب بين ما و فاطمه(س) باشد. عزيزان من همان طور
که شب قدر در
کل شبهاي سال در کل اوقات سال جاري است ، شب دفن هم فقط
مخصوص فردا نيست ،
هر موقع از سال که حال خوشي داشتيد ، با ياد اين مطالبي
باشيد که امشب
گفته شد. به قول شاعر هر شب ، شب قدر است اگر قدر
بدانيد29. خب بنده بيشتر
از اين مصدع اوقاتتان نشوم. خداوند بهترين توفيقات و
بهرهها را از طريق
حضرت فاطمه(س) بر شما جاي کند. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ
الرَّحِيمِ
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ( وَ ما
أَدْراکَ ما لَيْلَةُ
الْقَدْرِ ( لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
( تَنَزَّلُ
الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ
کُلِّ أَمْرٍ
(
سَلامٌ هِيَ حَتَّي مَطْلَعِ الْفَجْرِ
(
وَ صَلّي اللهُ عَلي سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
الطّاهِرينَ
نوشته شده
توسط احرار 20
شنبه
۱۸
ارديبهشت
۱۳۸۹
ساعت
۲۱:۳۵
|